فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











نقاشی‌های باستانی مایاها که روز رستاخیز را رد می‌کردند
در آخرین کلان‌شهر شناخته شده مایاها که بخش اعظمی از آن کماکان حفاری نشده باقی مانده است، باستان‌شناسان موفق به کشف تنها نقاشی دیواری شناخته شده قوم مایا شد که دیوارهای یک خانه باستانی را زینت داده بود. البته به گفته دانشمندان این نقاشی، یک نقاشی دیواری معمولی نیست. علاوه بر صحنه‌ای از یک شاه و ملازمانش که هنوز طراوت خود را حفظ کرده است، دیوارها مملو از محاسباتی هستند که به کاتبان باستانی کمک می‌کرده است تا مقادیر گسترده زمان را حساب و دنبال کنند. بر خلاف این ایده که مایاها پایان دنیا را برای سال 2012 پیش‌بینی کرده بودند (که مطمئنا اکنون می‌دانیم ادعای پوچی بوده است)، نشانه‌های روی دیوار تاریخ‌هایی از هزاران سال آینده را نشان می‌دهد.
منبع: نشنال جئوگرافیک



طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ سه شنبه 5 شهریور 1392 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
 کشف معبد «مهیج» مایاها
حدود 1600 سال پیش، معبد خورشید شب، یک برج دیده‌بانی قرمز خونین بود که از کیلومترها دورتر دیده می‌شد و با نقاب‌های عظیمی از خدای خورشید مایا به شکل کوسه، آشامنده خون و پلنگ خالدار آمریکایی (جگوار) تزئین شده بود. مدت‌ها پس از گم شدن در جنگل‌های گواتمالا، بالاخره این معبد چهره خود را به باستان‌شناسان نشان داد و سرنخ‌های جدیدی درباره امپراطوری رشک برانگیز مایاها را آشکار ساخت. بر خلاف امپراطوری‌های نسبتا متمرکز اینکا و آزتک، تمدن مایا -که پراکندگی آن در محدوده‌ای بود که امروز گواتمالا، برزیل و ناحیه یوکاتان مکزیک را شامل می‌شود- اجتماعی پراکنده از کلان‌شهرها بود.
 

منبع: نشنال جئوگرافیک




طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ سه شنبه 5 شهریور 1392 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

شهر افسانه‌ای «هومر» از آب بیرون آمد+عکس

باستان‌شناسان و دانمشندان علم رایانه با کمک فناوری اکتشاف زیر آب و نرم‌افزارهای تشخیص سازه، موفق به خلق دوباره و دیجیتالی این بندر متعلق به عصر برنز شدند که در حدود 3 هزار سال پیش زیر امواج دریا غرق شد.
یک شهر باستانی و غرق شده یونانی که ویژگی‌ها و مشخصاتی از آن در اثر «ایلیاد» هومر دیده می‌شود، از اعماق دریای «اژه» بیرون آمد.

به گزارش میراث آریا، باستان‌شناسان و دانمشندان علم رایانه با کمک فناوری اکتشاف زیر آب و نرم‌افزارهای تشخیص سازه، موفق به خلق دوباره و دیجیتالی این بندر متعلق به عصر برنز شدند که در حدود 3 هزار سال پیش زیر امواج دریا غرق شد.



این شهر تاریخی که برای اولین بار به صورت سه بعدی نقشه نگاری می‌شود، مساحتی در حدود 20 جریب را در برگرفته که با اختلافی کمتر از سه سانتی‌متر در الواح دیجیتالی محققان به چشم آمده است.

اگرچه نام واقعی و اهمیت سیاسی این شهر کاملا پوشیده است اما نشانه‌ها و آثار موجود از آن نشان می‌دهد که این شهر در سال‌های 2 هزار تا 1100 پیش از میلاد از شکوه خاصی برخوردار بوده که در فاصله سال‌های 1700 تا 1500 پیش از میلاد وسعت یافت و یک قرن پیش از پایان هزاره دوم خالی از سکنه شده است.

با توجه به نشانه‌ها و یافته‌های موجود باستان‌شناسان معتقدند که این شهر در زمان شکوه خود یک مرکز سیاسی و تجاری مهم در عصر تمدن باستان «مینوان» بوده که در جزیره کرت و در 80 مایلی دریای جنوب قرار داشته است.

کاوش‌گران همچنین در تحقیقات خود، موفق به کشف بناهای مختلف شدند که از جمله می‌توان به بازارچه‌ای اشاره کرد که در حدود 40 متر طول و 20 متر عرض داشته است. بیشتر خانه‌های کشف شده در این شهر بالغ بر 12 اتاق داشته و بزرگترین آن‌ها نیز انبار ذخیره غلات وارداتی بوده است.

باستان‌شناسان معتقدند این شهر به دلیل بروز زلزله‌های متعدد تخریب و زیر امواج خروشان دریا، غرق شده و زمان آن را نیز اوایل هزاره اول پیش از میلاد ذکر کرده اند.



طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ دوشنبه 18 مهر 1390 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی IslamicWallpapers

http://www.axbaz.com
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید

والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
http://www.axbaz.com
والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید
http://www.axbaz.com
والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید
http://www.axbaz.com
والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید
http://www.axbaz.com
والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید
http://www.axbaz.com
والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید
http://www.axbaz.com
والپیپرهای مساجد و مکانهای مذهبی بسیار زیبا در کشورهای اسلامی Islamic Wallpapers
برای دیدن عکسها در ابعاد والپیپر و بزرگ ، عکسها را Save کنید




طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش

http://www.axbaz.com

عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
http://www.axbaz.com
عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش

عکس های اثر تاریخی چغا زنبیل شوش یا زیگورات شوش
 




طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

سیلک نام اولین تمدن شهرنشینی ایران مرکزی در کاشان است که در سه کیلومتری جنوب غربی کاشان واقع گشته است .قدیمی‏ترین خاستگاه تمدن بشری را سیلک در کاشان عنوان می‏کنند یعنی اولین جایی که شهرنشینی شکل گرفت آنجا که آریایی‏ها اولیه تمدن شهرنشینی را ایجاد کردند. 60 سال پیش یک هیات فرانسوی به سرپرستی رومن گریشمن تحقیقاتی انجام داد و 2 سال بر روی تپه‏های سیلک تقحیق کرد آثار جالب توجهی چون ظروف سفالی و فلزی از دل این تپه‏ ها به دست آمد. متاسفانه بخش عمده‏ای از آثار این تپه‏ ها به خارج از کشور منتقل شده و در موزه لوور پاریس نگهداری و بخش دیگر در موزه ملی ایران باستان و مقدار ناچیزی در موزه ملی ایران باستان و مقدار ناچیزی در موزه باغ فین قرار دارد. و از جواهرات این تمدن کهن هم در یک مجموعه شخصی در توکیو نگهداری می شود . (واقعا جوهرات زیبائی هستند که متاسفانه تصویری از آنها دردسترس نداشتم تا در وبلاگ قرار بدهم ) .آثار به دست آمده بیانگر این است که چند هزار سال قبل در سیلک ذوب فلزات و صنعت ریخته‏گری وجود داشت و مردم آن زمان با این حرفه آشنا بودند و دوکهای گلی و سنگی مربوط هزاره‏های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، بیانگر آن است که سیلک از قدیمی‏ترین محل‏های ریسندگی نخ و بافت پارچه بوده است. قدمت این تپه‏ ها به 7هزار سال می‏رسد.

ظاهراً در 5500 سال پیش، این اقوام بر اثر ارتباط با مدنیت شوش، نگارش خط را فراگرفته اند و لوحه های گلی فراوانی با قدیمی ترین نوع این خط، در سیلک به یادگار گذاشته اند. تمدن اقوام تپه های سیلک در 2500 سال پیش، مغلوب تمدن آریایی گردید که آثار آنها در طبقات مختلف حفاری از قبیل ظروف لوله دار بلند با نقش اسب، خورشید، اسلحه آهنی، شمشیر و نیزه های بلند کشف شده است.



نوشته شده توسط هفت شنبه بازار در چهارشنبه 12 اسفند 1388 و ساعت 08:11 ق.ظ [+] | نظرات ( 0)

تالارتیموری در جنوب خیابان استانداری ( صوراسرافیل ) قراردارد که نام دیگر آن عمارت چهارحوض است. تالار تیموری از بناهای دوره تیمور گورکانی است که در سال 805 هـ.ق بعد از قتل عام مردم اصفهان ، تیمورلنگ دستور ساخت آنرا در مجاورت باغ نقش جهان داد .

این تالار در ابتدا دارالحکومه بوده است . تالار تیموری دارای سالن وسیع ، با ایوان بزرگی در مقابل آن همراه با چند اتاق متصل به هم ، دارای تزئینات بسیار جالب از نوع طاربندیهای گچی است و پنجره‌های گچبری بسیار ریز و قشنگی داشته است .

در دوران حکومت پهلوی تالار تیموری محل لشکر و سربازان بود که در سال 1327 هـ.ش به باشگاه افسران اختصاص یافت و همزمان با آن به تقلید از مینیاتورهای کاخ چهلستون تابلوهای مینیاتور را به ترئینات آن اضافه کرده‌اند .

بر دیوار مقابل ایوان شرقی لوح سنگی مرمرین بر دیوار نصب شده که نشان می‌دهد در سال هزار و سیصد و بیست و هفت به دستور محمد رضا شاه پهلوی این بنا تعمیر و بازسازی شده است .

سنگاب بسیار نفیس و زیبای بنا دارای اشعاری زیبا که به خط نستعلیق برجسته روی آن حجاری شده است . این سنگاب وسط یکی از باغچه‌های این کاخ در ضلع جنوبی زینت بخش عمارت است .

در جلوی تالار حوض آبی وجود داشت که به چهارحوض معروف بوده و بنابراین این تالار را ، عمارت چهارحوض نیز می‌نامیدند . این تالار که چندین دوره از هنر معماری اسلا می را به تصویر می کشد ، اکنون در اختیار موزه تاریخ طبیعی اصفهان است .




طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ چهارشنبه 12 اسفند 1388 ] [ 09:18 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
معبد ابو سیمبل

abusimble.jpg

ابو سیمبل معبدی است كه توسط رامسس دوم (Ramesses II) بین سالهای 1279-1213 قبل از میلاد در حبشه قدیم همان جایی كه آرزو داشت قدرت و ذات الهی اش را به نمایش بگذارد، ساخته شد.
چهار مجسمه عظیم (به ارتفاع 20 متر) از او در طرفین ورودی معبد وجود دارد. از زمان های قدیم ورودی معبد تاب برداشته و به سمت چپ متمایل شده، علت پدیدار شدن این حالت، به احتمال زیاد وقوع یك زلزله بوده است. این معبد رو به شرق است و Re-Horakhty یكی از خدایان خورشید درست در بالای فرورفتگی سردر ورودی قرار دارد.یكی از خصوصیات جالب توجه این معبد، چگونگی تنظیم جهت قرارگرفتن آن است كه باعث شده دو بار در سال، در 22 فوریه و 22 اكتبر، اشعه خورشید دقیقا به داخلی ترین مكان مقدس معبد بتابد و مجسمه های چهار خدای نشسته در آن مكان كه عبارتند از‌ Path ، Amun-Re ، Ramesses II و Re-Horakhty را كاملا درخشان و روشن كند.

برای رسیدن به منظور فوق، روش كاملا مشابهی در طراحی غارهای مصنوعی نیوگرانگ (Newgrange) استفاده شده است.

این معبد در صخره های سنگی بالای رودخانه نیل و در جایی نزدیك به دومین آبشار بزرگ این رود بنا شده است. در اوایل سالهای بعد از 1960 سد مرتفعی در آن مكان ساخته شد، یك شركت بین المللی برای جابجا كردن این معبد و انتقال آن به محلی مرتفع تر سرمایه گذاری كرد و بررسی های لازم را از نقطه نظر فنی انجام داد.

از آنجاییكه به دلیل وجود سد فوق، امكان مدفون شدن معبد در زیر آب های رودخانه ناصر (Nasser) وجود داشت، این جابجایی باعث می شد كه چنین خطری از بین برود.

بین سال های 1966- 1964 یونسكو (UNESCO) انجام پروژه جابجایی معبد را به عهده گرفت و دولت مصر معبد را در صخره ای 200 فوت بالاتر از محل اصلی اش مجددا باز سازی كرد.

معبد Hathor در ابو سیمبل نیز توسط رامسس دوم (Ramesses II) به افتخار Hathor خدای عشق و موسیقی و همسرش Nefertari ملكه قابل پرستش، ساخته شد. نمای خروجی و سر در این معبد از شش مجسمه ایستاده عظیم (10 متر) تشكیل شده كه شبیه یك برج است.


منبع خبر: www.aftab.ir




طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ دوشنبه 4 آبان 1388 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

همدان


همدان مرکز استان همدان در غرب ایران و در سیصد کیلومتری استان تهران قرار دارد. شهر همدان در دامنه شرقی کوه الوند واقع شده که یکی از پنج شهر تاریخی- فرهنگی ایران شناخته شده است.
از ویژگیهای این شهر نقشه آن میباشد که توسط مهندسان آلمانی طراحی شده است. این شهر دارای یک میدان مرکزی وسیع بوده که 6 خیابان وسیع با زاویه شصت درجه دارد. این 6 خیابان شعاع های یک دایره وسیع بشمار میروند که در فواصل مساوی از آنها، بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خود کم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره ای رنگ به تعداد 12 گنبد بنام هر امام تعبیه شده که از دیرباز نشانگر مذهبی و شیعه بودن این شهر میباشد.
همدان اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده که در آن دوره، هگمتانه نامیده میشده است. شهرستان همدان با وسعتی حدود 4118 کیلومتر مربع از خط الراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شده و شرقی ترین نقطه این شهرستان 49 درجه و 20 دقیقه و غربی ترین آن 48 درجه و 20 دقیقه از نصف النهار گرینویچ فاصله دارد.
مقبره ابن سینا، دانشمند معروف ایرانی در این شهر و در میدانی بهمین نام قرار دارد. این شهر زمستانهای بسیار سرد و تابستان معتدل دارد. همدان جایگاه بزرگان و عارفانی چون بدیع الزمان، ابوالوفاحافظ، عین القضات همدانی و شاعرانی چون میرزاده عشقی، غبار عراقی، مفتون همدانی، غمام، صابر و باباطاهر بوده است.
سوغات همدان: سفال و سرامیک، چرم و کالای چرمی، فرش، گلیم و جاجیم، انگشت پیچ، سیر، سرشیره، قیسی و شیره انگور می باشد



طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ چهارشنبه 29 مهر 1388 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

کرمانشاه


به سبب موقعیت خاص اقلیمی و بارندگی به موقع و کافی از مناطق شمال غربی تا جنوب شرقی استان کرمانشاه یعنی از ارتفاعات اورامانات تا منطقه زردلان و هلیلان دره های پوشیده از جنگل و مراتع پربرکتی وجود دارد. این دره ها چون دارای آب و هوای معتدل با مناظر زیبای طبیغی است برای اطراق و تفریح و وجود ایلات در حال کوچ بهترین نقاط تفریحی ایران است و همیشه یکی از شکارگاه های تراز اول ایران محسوب می شده است . جنگلهای این استان عموماً از جامعه بلوط بومی ایران تشکیل یافته .
شهرستان کرمانشاه با وسعت تقریبی 8547 کیلومتر مربع به عنوان شهرستان مرکز استان دارای اهمیت استراتژیک می باشد به صورتی که بعد از مسافت از این شهر تا مرز خسروی ( کشور عراق ) تا مرکز استان کردستان ، تا مرکز استان همدان و تا مرکز استان لرستان ( از طریق شهرستان هرسین و نورآباد ) با اندکی تفاوت به یک اندازه است .
این شهر به لحاظ تاریخی از دوران باستان به عنوان دروازه ورودی آسیا به جلگه بین النهرین معروف بوده است . دلیل این ادعا همانطور که در متون تاریخی نیز آمده است ، وجود بزرگترین راه ارتباطی میان فلات ایران ، چین و هندوستان با ساکنان بین النهرین است که به این راه اصطلاحاً شاهی نیز گفته می شود .
این سرزمین بواسطه همجواری با تمدنهای اقوام ایلامی و کاسی ها از یک سو و تمدن مردم بین النهرین از سوی دیگر موقیتی تقریباً منحصر بفرد داشته است.
کرمانشاه یکی از کلان شهرهای ایران ( تهران ، شیراز ، مشهد ، اصفهان ، تبریز ، اهواز ) است . مردم این شهر به زبان و گویش های گوناگون ، زبان کردی تکلم می کنند.
روغن کرمانشاهی ، نان برنجی ، کاک ، نان خرمایی ، گلیم ، جاجیم ، تنبور و چرم سوغات های کرمانشاه می باشند .
سه رودخانه ی قره سو ( خوره سو ) آبشوران . چم بشیر در کرمانشاه جریان دارند .
آثار تاریخی این شهر تاق بستان ، غار دو اشکفت ، پل کهنه ، قلعه کهنه ، مجموعه بیستون ، بازار کرمانشاه و چندین خانه و مدرسه مربوط به دوره های پیشین می باشند .
نام کرمانشاه از دوره ساسانیان به این شهر گذارده شده است . پیشتر، این گوشه ایران را کره مبین می خواندند. ناگفته نماند که در یک مکتوب، نام کرمانشاه را نخست لقب بهرام کرمانشاه نوشته اند از این جهت که پیش از شاهی فروانروای کرمان بوده است . پس از پادشاهی او به افتخارش نام این شهر را کرمانشاه گذاشت . در کتب قدیم که به زبان کردی است شهر کرمانشاه را ( مای ) گفته اند .



طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ چهارشنبه 29 مهر 1388 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

قزوین


کهن شهر قزوین که در دشت گسترده ای با ده هزار سال پیشینه سکونت و یکجا نشینی بنا شده ، آثار برجسته ای از هزاره های دور در خود جای داده است.
این شهر در روزگار صفویان جایگاه ویژه ای را با اعلام پایتختی امپراطوری شیعی، صفوی، بدست آورده است.
توسعه سریع منطقه و تحول چشمگیر در حوضه های معماری و شهر سازی با شکل گیری مکتبهای فقهی،هنری ، علمی ، ادبی ، برپایی جنبشهای فکری - مذهبی گوناگون و رویدادهای مهم و تأثیر گذار سیاسی ، قزوین عصر صفوی را کانون توجه وقایع نگاران - سیاحان و پژوهشگران فرهنگ و تاریخ ایران قرار داده است .
هم اکنون نیز قزوین که لقب باب الجنة یا دروازه بهشت را به خود اختصاص داده از مناطق مهم ایران است که در زمینه های تاریخی - طبیعی - اقتصادی فرهنگی صنعتی و گردشگری دارای اهمیت زیادی است .
قزوین از جمله مناطق زیبای با فرهنگ و متمدن ایران است ودر 130 کیلومتری شمال غرب تهران قرار دارد . ارتفاع این شهر از سطح دریا 1800 متر می باشد و شهری است با آب و هوای سرد و خشک و در دامنه جنوبی رشته کوههای البرز واقع است و با استان های مازندران ، گیلان ، همدان ، زنجان ، مرکزی و تهران همسایه است.

رودخانه های پر آب قله های زیبا و مشهور چشمه های آب گرم حیات وحش پوشش گیاهی غنی و دریاچه های
چشم نواز این منطقه در کنار آثار متعدد تاریخی - معماری فرهنگی باستانی و مردمان هنردوست و سخت کوش مجموعه کم نظیری را در این خطه از کشور ایران بوجود آورده است.
نقاط دیدنی شهرستان قزوین عبارتند از :
بارگاه مطهر امام زاده حسین ، بقعه پیغمبریه ، موزه آقا بابا ، دروازه قدیم تهران ، عمارت چهل ستون ، آرامگاه حمد الله موستوفی ، مسجد جامع عتیق ، مجموعه تاریخی بازار قزوین ، مسجد النبی ، عمارت کلاه فرنگی.




طبقه بندی: آثار تاریخی و فرهنگی،
[ چهارشنبه 29 مهر 1388 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic