فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











پیدا کردن نشان افسردگی درمغز

محققان دانشگاه وارویک در دانشگاه انگلستان و دانشگاه فودان در چین طی انجام یک پژوهش جدید دریافته‌اند که چگونه افسردگی بر ماده خاکستری مغز تاثیر می‌گذارد.

به گزارش مجله Brain افسردگی یک بیماری پیچیده است که طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، در حدود 350 میلیون نفر در جهان به آن دچار هستند.

برخی از شرایط افسردگی به دلیل وقوع حوادث مختلف در زندگی فرد رخ می‌دهد، بسیاری از اشکال دیگر این بیماری نیز به دلیل عدم تعادل شیمیایی، ناهنجاری‌های مغزی و یا ارتباط بین نورون‌ها در مغز ایجاد می‌شود.

محققان در این پژوهش به بررسی 909 نفر در چین پرداختند که از مغز آنها اسکن ام‌آرآی تهیه شده بود.

آنها با بررسی این اسکن‌ها دریافتند که 425 نفر از آنها به اختلال افسردگی اساسی دچار هستند و 488 نفر از آنها نمونه‌های بدون افسردگی بودند.

"اختلال افسردگی اساسی" یکی از شایع‌ترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی‌علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود.

چیزی که از آن به عنوان سرماخوردگی روانی نیز یاد می‌شود.

محققان در طول اسکن به بررسی کورتکس اوربیتوفرونتال داخلی و جانبی پرداختند که دو ناحیه مهم در بیماری افسردگی است.

آنها دریافتند که در افراد افسرده، برخی از اتصالات در این نواحی تقویت شده و برخی دیگر تضعیف شده‌اند.

برای مثال اتصال این ناحیه از مغز به بخشی از مغز که مربوط به حافظه و یادآوری خاطرات بود، ضعیف شده و بنابراین افراد در یادآوری تجارب مثبت خود ناتوان شده که این امر می‌تواند به افسردگی منجر شود.

در مقابل اتصال کورتکس اوربیتوفرونتال داخلی و جانبی که با تجارب و خاطرات تنبیهی و غیر پاداشی مرتبط بود، در این افراد تقویت شده بود. به عبارتی دیگر آنها توانایی زیادی در به یادآوری وقایع منفی زندگی خود پیدا کرده بودند.

این محققان همچنین مدارهای عصبی مختلفی را که در افراد افسرده تقویت شده بود، کشف کردند.

محققان بر این باورند که کشف آنها می‌تواند به درک بهتری از افسردگی و یافتن درمان‌های موثرتر برای آن کمک کند.

نتایج پژوهش این محققان در مجله Brain به چاپ رسیده است.




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ چهارشنبه 5 آبان 1395 ] [ 11:14 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
سرطان، مردان مضطرب را بیشتر می‌کشد!

 بررسی‌های جدید نشان می‌دهد مردانی که از اضطراب شدید رنج می‌برند دو برابر بیشتر از مردانی که مضطرب نیستند بر اثر سرطان جان خود را از دست می‌دهند.
تاکنون بررسی‌های صورت گرفته ارتباطی را میان اضطراب در زنان و مرگ‌ومیر آنها پیدا نکرده است.

به گزارش «ایندیپندنت»، دانشمندان بر این باورند که اضطراب نباید تنها به‌عنوان یک ویژگی شخصیتی مورد مطالعه قرار گیرد بلکه این اختلال ارتباط مستقیم با بیماری‌های جسمی از جمله سرطان دارد و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
محققان مطالعاتی را روی مقوله «اختلال عمومی اضطراب» انجام داده‌اند که اغلب با نگرانی کنترل نشده، بی‌خوابی و بی‌قراری خود را نشان می‌دهد که به مرور به امری ناتوان‌کننده تبدیل می‌شود. آزمایش‌های صورت گرفته احتمال بروز سرطان را به خاطر اضطراب تایید نمی‌کنند اما محققان بر این باورند که اضطراب، سیستم ایمنی بدن را ضعیف می‌کند.
آنها حدود 16 هزار نفر را طی 15 سال مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که از هفت هزار و 139 مرد، حدود 126 نفر از آنها مبتلا به اختلال عمومی اضطراب بودند.
محققان بعد از 15 سال تحقیق دریافتند مردانی که به این اختلال مبتلا هستند، دو برابر مردانی که اضطراب ندارند، بر اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست می‌دهند.
هنوز علت عدم ارتباط اضطراب و مرگ ناشی از سرطان در زنان شناخته نشده است.




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ یکشنبه 4 مهر 1395 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

چرا مغز انسان‌ها بزرگ است؟


محققان دانشگاه شیکاگو می‌گویند که علت بزرگ‌تر بودن مغز انسان از سایر پستانداران را کشف کرده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری sciencedaily، علت این امر متابولیسم بدن انسان است. عملیات متابولیسم در انسان‌ها بیشتر از سایر پستانداران است، چرا که چربی بدنی بیشتری داشته و متعاقباً ذخیره انرژی بیشتری برای سوخت متابولیسم مورد نیاز آن وجود دارد که این عوامل در نهایت منجر به رشد و توسعه مغز انسان می‌شود.

در این تحقیق ویژگی‌های انسانی 141 انسان با 27 شامپانزه، 11 اورانگوتان، 10 گوریل و هشت بونوبو (نوعی گوریل با صورت مشکی) مورد مقایسه قرار گرفت. زمان مقایسه اندازه بدن، انسان‌ها در روز 400 کالری بیشتر از شامپانزه و بونوبو، 635 کالری بیشتر از گوریل و 820 کالری بیشتر از اورانگوتان مصرف می‌کردند.

درک این روند فشارهای تکاملی و مکانیزم های فیزیولوژیکی سهیم در تنوع استراتژی های متابولیکی در بین ریخت‌های انسانی ممکن است تلاش برای بهبود و ارتقای سلامت متابولیکی را در انسان‌های جوامع صنعتی افزایش دهد.

این پژوهش در مجله "Nature" منتشر شده است.




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
آشنایی با غده ی هیپوفی

غده ی هیپوفیز  به عنوان اصلی ترین غده ی بدن شناخته شده است. غده ی هیپوفیز در زیر هیپوتالاموس قرار داشته و با هیپوتالاموس ارتباطات تنگاتنگی دارد . هیپوفیز در بالای استخوانی به نام سینوس اسفنوئید قرار گرفته است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، به دلیل شکل خاصی ( زینی شکل ) که دارد به آن زین ترکی می گویند.هورمون های مترشحه توسط هیپوفیز به وسیله هورمون های هیپوتالاموس کنترل می شوند به همین دلیل ترشح هورمون های هیپوفیز به صورت ضربانی است هورمون هایی که توسط هیپوفیز ترشح می گردند عبارتند از :

1. پرولاکتین

2. هورمون محرک جسم زرد

(LH)  .3. هورمون محرک فولیکول

(FSH)  .4. هورمون محرک تیروئید

5. هورمون آدرنو کورتیکو تروپ

(ACTH) .6. هورمون رشد (GH)

محصولات هورمونی غده های محیطی که توسط هورمون های هیپوفیزی تحریک شده اند به نوبه ی کنترل فیدبکی بر روی هیپوفیز و هیپوتالاموس اعمال می کنند ( یعنی غلظت این محصولات در خون تعیین کننده میزان ترشح هورمون های هیپوفیز است )

آناتومی هیپوفیز و هیپوتالاموس

هیپوفیز در استخوانی در بالای سینوس اسفنوئید قرار دارد که به خاطر شکل خاص آن زین ترکی نام گرفته است . وزن هیپوفیز بین 900-500 میلی گرم بوده در طرفین آن دو ورید به نام سینوس های کاورند قرار دارد . در داخل این وریدها 3 عصب قرار گرفته به نام اعصاب 3و 4و 6 ( اعصاب حرکتی چشم ) .

در قسمت بالای هیپوفیز کیاسمای بینایی قرار گرفته ، بین کیاسما و هیپوفیز لایه ای قرار دارد ( به نام دیافراگم سلّا در حالت طبیعی غده ی هیپوفیز حدود 25 تا 30 درصد فضای زین ترکی را پر می کند . در واقع در یک عکس لترال( ازکنار )از هیپوفیز، این غده  به صورت هلالی با تحدّب رو به داخل دیده می شود .

غده ی هیپوفیز از سه قسمت قدامی ، خلفی و میانی تشکیل شده که 3/2 مربوط به قدامی و 3/1 هیپوفیز مربوط به قسمت خلفی می باشد . قسمت خلفی تقریباً یک بخش نورونی می باشد و در واقع یک بخش ذخیره متشکل از دنوریت هایی است که از اعصاب هیپوتالاموس می آیند که دو ماده در این بخش ذخیره می شوند :

به نام وازوپرسین ( ضد ادراری ؛ ADH ) و اکسی توسین

ولی در قسمت آنتریورما 5  نوع سلول داریم که اصطلاحا‍ً به آن ها سلول های تروفیک یا رشد کننده گفته می شود . بیشترین سلولی که در این قسمت قرار دارد سلول های میوماتو تروپ ترشح کننده هورمون رشد (GH) می باشد . سلول های دیگری که در هیپوفیز قدامی وجود دارند سلول های تیروتروپ ترشح کننده هورمون محرک تیروئید (TSH ) می باشد ؛ سلول های کورتیکوتروپ هستند که ACTH ترشح می کنند و سلول های گنادوتروپ ، LH و FSH ترشح می کنند و بالاخره سلول های لاکتوتروپ هستند که پرولاکتین ترشح می کنند . تمام این هورمون ها سازنده هستند یعنی هم موجب افزایش تعداد سلول ها می باشد و هم خاصیت ترشحی پیدا بکنند .

ترشح هورمون های هیپوفیزی توسط هورمون های آزاد کننده و مهار کننده هیپوتالاموس کنترل می شود . هورمون GHRH که توسط هیپوتالاموس ترشح می شود تنظیم کننده ی ترشح هورمون GH هیپوفیز است و به همین ترتیب  TRH تنظیم کننده ی CRH , TSH تنظیم کننده GNRH , ACTH تنظیم کننده ی LH , FSH و دوپامین تنظیم کننده ی پرولاکتین یا  PRL است .

همه ی این هورمون ها موجب تحریک ترشح هورمون هیپوفیز می شوند به جزء دوپامین که باعث مهار ترشح پرولاکتین می شود . هورمون های هیپوتالاموس از طریق سیستم عروقی پورت به هیپوفیز می رسند .

آپوپلکسی هیپوفیز

حوادث عروقی خونریزی دهنده در هیپوفیز را آپوپلکسی هیپوفیز می نامند در طی این بیماری هورمون های آزاد شده از هیپوفیز به صورت حاد افزایش یابند و این اتفاق یکی از اورژانس های پزشکی می باشد که می تواند منجر به بروز هایپوگلیسمی شدید و هایپوتانسیون ( افت قند و فشارخون ) ، خونریزی دستگاه عصبی مرکزی  (CNS) و در نهایت مرگ شود .

آپوپلکسی هیپوفیز می تواند در طی یک آدنوم از قبل موجود در هیپوفیز پس از زایمان و بروز سندرم شیهان ، و یا همراه با دیابت ، هیپرتانسیون ، شوک حاد و یا در آنمی سلول داسی شکل رخ دهد .

از علائم آپوپلکسی هیپوفیز می توان به این موارد اشاره کرد :

– تغییرات دو طرفه ی بینایی
– افتالموپلوژی ، علایم تحریک مننژ و در موارد بسیار شدید آپوپلکسی هیپوفیز کلاپس قلبی عروقی و از بین رفتن هشیاری

تشخیص توسط CT و MRI صورت می گیرد . درمان آن جراحی اورژانس می باشد که بیماران دچار افتالموپلوژی شدید و یانقایص بینایی دارای اندیکاسیون جراحی سریع می باشند . معمولاً پس از آپوپلکسی هیپوفیز هیپوپیتوسیاریسم دیده می شود .

زین خالی

در این مورد زین ترکی در MRI خالی دیده می شود . بیماران اکثراً عملکرد طبیعی هیپوفیز را دارند که این به خاطر وجود بافت هیپوفیز لبه ای در اطراف زین ترکی است که دارای عملکرد طبیعی است . با وجود این هیپوپیتوئیتورسیم ممکن است رخ دهد . یعنی انفارکتوس هایی در بافت هیپوفیز ایجاد شود و زین ترکی خالی شده در نتیجه مایع مغزی نخاعی (CSF) د اخل زین ترکی ( و فتق سخت شامه ای ایجاد شده ) را پر می کند .

در برخی موارد آدنوم هایی در هیپوفیز حاشیه ای ایجاد می شود که دارای عملکرد هستند و همیشه هم قابل تشخیص نمی باشند .

تومور یا آدنوم غده ی هیپوفیز

آدنوم غده ی هیپوفیز 15 درصد از کل تومورهای مغزی را شامل می شود . آدنوم غده ی هیپوفیز دارای علت مشخص نبوده و تغذیه ، اعصاب و استرس به آدنوم غده ی هیپوفیز ارتباطی ندارند .

در اکثر موارد این تومورها به صورت بسیار آهسته رشد کرده و بدن خود را با آن تطبیق می دهد در نتیجه آدنوم غده ی هیپوفیز دیر تشخیص داده می شود . در اغلب موارد آدنوم غده ی هیپوفیز دارای فانکشن و یا عملکرد ( ترشح هورمون ) می باشد ولی در 30-20 درصد موارد آدنوم غده هیپوفیز دارای عملکرد نبوده و اصطلاحا‍ Silent است .

علائم بالینی آدنوم هیپوفیز :

اگر آدنوم هیپوفیز دارای فعالیت ترشحی باشد فرد دچار افزایش بیش از حد هورمون می گردد که بسته به نوع سلول مترشحه و نوع هورمون ترشح شده از هیپوفیز علائم بالینی فرد دارای آدنوم هیپوفیز متفاوت خواهد بود . همچنین اگر تومور دارای فانکشن ( عملیات ترشحی ) نداشته باشد افزایش سایز آن موجب فشار بر سلول های ترشحی اطراف گردیده و موجب hyposecretion ( کاهش ترشح ) آنها می گردد .

بر روی هیپوفیز dura matter قرار دارد که در اثر آدنوم هیپوفیز و فشار بر روی آن فرد دچار درد در ناحیه وسط جمجمه و پشت چشم ها  می گردد که اگر این آدنوم بزرگ باشد درد در تمام سرحس می گردد . این درد با حرکات چشم تشدید می گردد . در قسمت فوقانی قدامی ( بالایی  ، جلویی ) غده ی هیپوفیز کیاسما بینایی قرار دارد و در فرد  دچار آدنوم هیپوفیز این کیاسما دچار فشار شد و اختلالاتی در بینایی ایجاد می کند . این افراد دچار دید تونلی می گردند . (bilateral hemianopia) یعنی دید قسمت های خارجی میدان دید خود را از دست می دهند .

آدنوم های نان فانکشن (Non – functional Adenoma)

آدنوم های نان فانکشنال هیپوفیز توسط علائم ناشی از بزرگ شدن بیش از حد توده تشخیص داده می شوند . از جمله ی این علائم : سردرد که علت آن کشیدگی dura matter است ، کمبود هورمون ، دید تونلی ، افزایش نزدیک بینی در مدت زمان کوتاه ، اختلالات بینایی . در صورتی که پس از معاینه و گرفتن یک شرح حال کامل از بیمار به آدنوم هیپوفیز شک رفت باید از بیمار MRI گرفته شود .

همین طور معاینه ی میدان دید و اندازه گیری سطح هورمون ها . اندازه گیری نوع هورمون بستگی به نوع آدنوم شک برده شده دارد ولی در مورد آدنوم های هیپوفیزی نان فانکشن به دلیل اینکه تغییرات بسیار کم می باشد سطح همه ی هورمون ها را اندازه گیری می کنیم .




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

شادی زیاد باعث سکته قلبی می شود

امروز اما، دانشمندان مقاله جدیدی را در نشریه قلب اروپا منتشر کرده اند که براساس آن، قلب انسان می تواند از خوشی و شادی زیاد نیز دچار این تجربه شود. دانشمندان برای انجام تحقیقات خود، 1750 بیمار مبتلا به این سندروم را در ایالات متحده آمریکا و 8 کشور اروپایی مورد بررسی قرار دادند.
 مریم موسوی: در اوایل دهه 1900 میلادی زن سیاه پوستی که پوست اندک روشنی داشت خانه اش را ترک کرد تا برای خود جائی در جوامع سفید پوست آمریکا پیدا کند. مادر سالخورده اش که به شدت به خاطر این اقدام دختر دلشکسته شده بود، چند روز بعد جانش را از دست داد و ادامه داستان.

شادی زیاد باعث سکته قلبی می شود
این اتفاق البته نمونه های واقعی زیادی دارد اما در اصل به رمانی به نام محدودیت های زندگی مربوط می شود که در سال 1933 میلادی منتشر گردید و یک سال بعد هم فیلمی از روی آن ساخته شد.

حتما برایتان پیش آمده که از شنیدن خبری به شدت احساساتی شده باشید و این حس و آنچنان بر شما مستولی شده که «قلبتان را از کار انداخته». البته معمولا این عبارت را برای ابراز احساساتی به کار می بریم که ما را به شدت متاثر می کنند و یقینا در واقعیت چنین مساله ای رخ نمی دهد. با این همه، دانشمندان چندین دهه هست که اعلام نموده اند، در برخی موارد نادر، استرس زیادی می تواند به مرگ ناگهانی انسان بیانجامد.

این حمله که با نام سندروم قلب شکسته از آن یاد می شود نخستین بار در دهه 1990 میلادی توسط محققان ژاپنی کشف شد و در نتیجه آن، بخشی از بافت عضلانی قلب دچار نوعی ضعف ناگهانی می شود که این اتفاق نیز به انبساط سریع و یکباره بطن چپ آن می انجامد.

عواملی نظیر استرس فیزیکی، دلهره و یا استرس حسی حاد از مواردی به شمار می روند که می توانند به بروز این اتفاق بیانجامند. سندروم قلب شکسته علائمی نظیر درد، قطع تنفس، حملات قلبی و حتی مرگ فرد را می تواند به دنبال داشته باشد.

امروز اما، دانشمندان مقاله جدیدی را در نشریه قلب اروپا منتشر کرده اند که براساس آن، قلب انسان می تواند از خوشی و شادی زیاد نیز دچار این تجربه شود. دانشمندان برای انجام تحقیقات خود، 1750 بیمار مبتلا به این سندروم را در ایالات متحده آمریکا و 8 کشور اروپایی مورد بررسی قرار دادند.

در ادامه تحقیقات مشخص شد که 485 بیمار به واسطه یک رویداد حسی دچار آن سندروم شده اند که بیشتر از همه نیز در زنان یائسه مشاهده شد و جالب است بدانید که 95 درصد از افرادی که این سندروم را داشتند در گروه زنان بودند.

اما 96 درصد از رویدادهای حسی تجربه شده توسط این افراد به اتفاقات ناراحت کننده و مملو از استرس مربوط می شده (مثلا مرگ همسر یا حضور در مراسم خاکسپاری یک عزیز) با این همه، 4 درصد موارد نیز بعد از بروز رویدادهای خوشحال کننده نظیر جشن تولد یا تولد نوه اتفاق افتاده بودند.

البته این 4 درصد تنها معادل با 20 نفر از افراد حاضر در تحقیقات را تشکیل می دادند اما باز هم یافته بسیار مهمی به حساب می آید. حالا این آمار را همراه با تحقیقی در نظر بگیرید که در سال 2006 میلادی انجام گرفت و براساس آن، احتمال آنکه انسان در جریان تولد خود دچار حمله قلبی عروقی شود، 27 درصد بیشتر است. [پس با این حساب شاید برگزاری یک جشن تولد غافلگیر کننده چندان هم ایده خوبی نباشد].

به گفته دکتر یلنا قدری، پژوهشگر ارشد این تحقیق افرادی که چنین حمله ای را تجربه می کنند دیگر در گروه سندروم «قلب شکسته» جای نمی گیرند چراکه این بیماری از طریق احساسات مثبت نیز ممکن است اتفاق بیافتد.

خانم قدری در ادامه گفته است: متخصصان حوزه سلامت باید از این مساله آگاه باشند و در نظر داشته باشند بیمارانی که با علائم حمله قلبی از یک میهمانی شاد به اورژانس آورده می شوند (نظیر درد در قفسه سینه و اختلال در نفس کشیدن) درست به اندازه افرادی که یک خبر ناخوشایند را شنیده اند ممکن است که به این سندروم مبتلا شده باشند.
وب‌سایت دیجیاتو



طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ چهارشنبه 19 اسفند 1394 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

برداشتن پولیپ‌های بزرگ روده بزرگ بدون جراحی عمده

اگرچه پولیپ‌ها خوشه‌‌های کوچکی از سلول‌ها هستند که داخل روده بزرگ شکل‌می‌گیرند، اما در صورت عدم درمان می‌توانند موجب مشکلات عمده‌ای شوند. با اینکه احتمالاً شنیده‌اید برای خارج ساختن پولیپ‌های بزرگ روده بزرگ به کولکتومی (پس‌روده‌برداری) نیاز است که در آن قسمت بزرگی از روده برداشته می‌شود، اما روشی جدید وجود دارد که می‌تواند جایگزینی برای جراحی عمده باشد.
اغلب پولیپ‌ها خوش‌خیم هستند، بدان معنا که ذاتاً بی‌ضررند، با این حال برخی از این پولیپ‌ها ممکن است با گذشت زمان سرطانی شوند. در نتیجه نباید این پولیپ‌ها را نادیده گرفت و از آنجاییکه با مشاهده آن‌ها نمی‌توان تشخیص داد که آیا پولیپ سرطانی می‌شود یا خیر، باید همه‌ی پولیپ‌ها برداشته شوند. 
با اینکه همه‌ی افراد می‌توانند دچار پولیپ شوند، اما احتمال شکل‌گیری پولیپ در افراد بالای۵۰ سال و آنانی که دارای سابقه‌ی خانوادگی پولیپ روده بزرگ یا سرطان روده بزرگ هستند بیشتر است.
از آنجاییه پولیپ‌های روده بزرگ معمولاً دارای هیچ نشانه‌ای نیستند، پزشکان برای تشخیص پولیپ‌ها یا علائم اولیه سرطان روده‌ی بزرگ توصیه می‌کنند افراد به طور مدام تحت آزمایشات غربالگری قرار گیرند.
تا کنون پولیپ‌هایی که اندازه‌ی آن‌ها بزرگ‌تر از آن بود که بتوان آن‌ها را با روده بزرگوسکوپی برداشت با کولکتومی خارج می‌شدند. این عمل نوعی جراحی عمده است که نیازمند بی‌هوشی عمومی و برداشتن قسمت بزرگی از روده می‌باشد، بنابراین دارای ریسک‌های احتمالی از جمله عفونت شدید است. 
خوشبختانه روش ( Endoscopic Submucosal Dissection) به پزشک اجازه می‌دهد بدون انجام یک جراحی وسیع پولیپ را خارج سازد. با اینکه این روش بسیار طولانی‌تر از کولکتومی متعارف است، اما جایگزین ایمنی خواهد بود که شامل برداشتن قسمتی از روده بزرگ نیست.
(منبع: mayoclinic)




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ دوشنبه 4 آبان 1394 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

مغز نیاکان ما کوچکتر بوده و عصبها به شکل ساده تری با یکدیگر ارتباط داشتند

دانشمندان از مدتها پیش تصور می کردند که مغز بزرگ و ذهن قدرتمند به هم مرتبط هستند. از سه میلیون سال پیش فسیل اقوام باستانی ما نشان دهنده یک افزایش چشمگیر در اندازه مغز بوده است.

به گزارش  پزشکان بدون مرز، وقتی که رشد جمجمه ای انسان صورت گرفت نشانه هایی از شکل گیری ذهن پیچیده هم مشاهده شد و این نشانه ها در ساخت ابزارهای سنگی پیچیده تر و نقاشی روی دیوارهای غارها قابل مشاهده است.

ذهن انسان می تواند کارهای شناختی چون استفاده از زبان، تجسم آینده دور و پی بردن به تفکر دیگران و حدس آن را انجام دهد که سایر حیوانات نمی توانند.

دانشمندان از مدتها قبل در تلاش بودند به این نکته پی ببرند که چگونه یک افزایش ساده در اندازه مغز می تواند به تکامل این تواناییها منتهی شود. اکنون دو عصب شناس از دانشگاه هاروارد یک توضیح قوی اما ساده برای این موضوع ارائه کرده اند.

این دو عصب شناس دانشگاه هاروارد موفق به ارائه یک توضیح قوی اما ساده به پرسش دیرینه دانشمندان درباره تأثیر افزایش اندازه مغز در افزایش توانایی های انسان شدند.

این محققان استدلال کرده اند که در نیاکان ما که مغزهای کوچکتری داشتند عصبها به شکل ساده تری با یکدیگر ارتباط داشتند، وقتی که مغز نیاکان ما بزرگتر شد این ارتباطها از بین رفت و موجب شد که عصب ها مدارهای جدیدی تشکیل دهند.

دکتر راندی ال باکنر و دکتر فنا کرینن ایده خود را فرضیه افسار نامگذاری کرده و آن را طی مقاله ای در مجله گرایشهای علوم شناختی منتشر کردند.

این محققان نظریه خود را پس از تهیه نقشه های جزئی از ارتباطهای مغزی انسان و پستانداران با استفاده از اسکنرهای f.M.R.I ارائه کردند. وقتی که آنها نقشه های خود را از گونه های دیگر با مغز انسان مقایسه کردند تفاوتهای چشمگیری قابل مشاهده بود.

لایه خارجی مغز پستانداران به دو منطقه قشری حسی و حرکتی تقیسم شده است. برای مثال قشر بینایی پشت مغز را اشغال کرده است که در این قسمت عصبها سیگنالهای چشم را پردازش می کنند و لبه ها، سایه ها و سایر ویژگیهای بصری را تشخیص می دهند. برای سایر حسها هم قشر در نظر گرفته شده است. قشرهای حسی به سیگنالهای مناطق قشرهای حرکتی متکی هستند. قشرهای حرکتی فرمان صادر می کنند. این مدار و اتصال برای کنترل رفتار اولیه پستانداران مناسب است.

این رفتار نسبتا ساده چگونگی سیم کشی عصبهای ما را توضیح می دهد. عصبها در این منطقه عمدتا ارتباطهای کوتاهی با منطقه همسایه ایجاد می کنند. آنها سیگنالها را در مغز سلسله وار و به شکل دست به دست از قشرهای حسی گرفته و به قشرهای حرکتی منتقل می کنند.

پس از تولد پستانداران تجارب آنها این سیم کشی ها را تقویت می کند. برای مثال هنگامی که پستانداران دنیا را مشاهده می کنند عصبهای قشر بصری ارتباطهای بیشتری را برای قشرهای حرکتی ایجاد می کنند تا این حرکت سلسله وار سریع تر و موثرتر انجام شود.

مغز انسانها متفاوت است، هر چه بزرگتر شود، قشرهای حسی و حرکتی آنها به ندرت گسترش می یابد و به جای آن مناطق میانی که به آنها قشرهای ارتباطی گفته می شود گسترش می یابد.

قشرهای ارتباطی ما برای انواع تفکر که ما در آن نسبت به حیوانات برتری می یابیم حائز اهمیت است. درمیان سایر کارهایی که این قشر ارتباطی انجام می دهد، تصمیم گیری، بازیابی خاطره ها و تعمق درباره خود از مهمترین کارها به شمار می آید.

در مغز انسان، عصبها سیگنالهای شیمیایی دریافت می کنند که موجب می شود کارهای سلسله وار از قشرهای حسی به حرکتی انجام گیرد اما به علت اندازه مغز انسان، برخی از عصبها به قدری از سیگنالها دور هستند که نمی توانند فرمان ها را دنبال کنند، همین موجب می شود که این عصبها از سایرین جدا شده و یک مدار جدید را تشکیل دهند.

این سیم کشی جدید برای تکامل ذهن انسان مهم است. قشرهای ارتباطی انسان، ما را از پاسخهای سریع که در مغز سایر پستانداران وجود دارد دور نگاه می دارد.

این مناطق جدید مغزی می تواند بدون هیچ ورودی از دنیای خارج کار کند و بینشهای جدیدی نسبت به محیط و خود ایجاد کند.

مشروح این گزارش در مجله گرایشهای علوم شناختی منتشر شده است .




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ سه شنبه 21 مهر 1394 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

با سلول درمانی زخم های دیابتی التیام می یابد

به گزارش  پزشکان بدون مرز، پژوهشگران علوم پزشکی در تلاشند با استفاده از سلول درمانی، زخم های مزمن به ویژه در مبتلایان به دیابت را التیام بخشند. وکیوم تراپی شیوه ای برای درمان زخم های مزمن
طبایی با اشاره به اینکه ‘وکیوم تراپی’ روشی است که برای درمان زخم های مزمن استفاده می شود، اظهار کرد:استفاده از خلاء، شیوه درمانی جدیدی برای بهبود ضایعات مختلف از جمله زخم های مزمن است.
وی اظهار کرد:ایجاد خلاء با فشار منفی که روی بافت زخم ایجاد می کند سبب افزایش قدرت خون رسانی و تغذیه بافت زخم در حال ترمیم می شود و در مجموع با کاهش بار عفونی حاصل از پاکسازی ذراتی که برروی زخم هستند، منجر به بهبود زخم می شوند.
معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه وکیوم تراپی به عنوان یک روش کمک درمانی برای التیام زخم های مزمن استفاده می شود، گفت:زخم های صعب العلاج که به درمان های معمول جواب نمی دهد از ابزارها و وسایل مختلفی برای بهبود آن کمک می گیریم که یکی از آنها وکیوم تراپی است.

** بومی سازی دستگاه وکیوم تراپی توسط متخصصان داخلی
وی به استفاده از روش درمانی وکیوتراپی بومی اشاره کرد و گفت: خوشبختانه یکی از شرکت های دانش بنیان ایرانی با تحقیق و پژوهش توانست این دستگاه را بازسازی کند.
وی بااشاره به اینکه نوع بومی شده ایرانی این دستگاه طراحی شده است گفت:شرکت های دانش بنیان وابسته دانشگاه صنعتی اصفهان با مشارکت مرکز تحقیقات جهاد دانشگاهی این دستگاه را بومی سازی کردند که در کلینیک زخم جهاد دانشگاهی آماده بهره برداری است.
طبایی گفت: ماگوت تراپی یک روش دیگر برای درمان زخم های مزمن و لاعلاج است و در این روش با استفاده از لارو نوعی مگس به ترمیم زخم های مزمن می پردازند.
وی با اشاره به اینکه لارو مگس به صورت استاندارد در کشور تهیه شده است، گفت: اولین کلینیک ماگوت تراپی استاندارد کشور در جهاد دانشگاهی راه اندازی شده و با بهره گیری از استادان مجرب دانشگاه علوم پزشکی تهران لاروهای پرورش یافته، قابل استفاده برای مداوای زخم ها هستند.
طبایی با اشاره به اینکه محققان این مجموعه در حوزه زخم های دیابتی و مزمن کار می کنند گفت: محققان جهاد دانشگاهی همواره در تلاش هستند تا بتوانند از تکنیک های جدید و به روز دنیا برای درمان زخم های بدخیم استفاده کنند.




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ سه شنبه 31 شهریور 1394 ] [ 10:06 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

زخمی که معده را سوراخ می‌کند

تنها راه تشخیص زخم معده خوش خیم از بدخیم انجام آندوسکوپی است و رادیوگرافی‌های ساده تنها نشان‌دهنده وجود زخم معده در بیماران است و نوع خوش خیم یا بدخیم آن را مشخص نمی‌کند.
زخمی که معده را سوراخ می‌کند

یک فوق تخصص گوارش و کبد گفت: زخم معده در صورت عدم درمان معده را سوراخ می‌کند.

دکتر علیرضا خلیلیان اظهار کرد: زخم معده در واقع ایجاد یک خراش در لایه مخاطی و در زیر مخاط معده است و عوامل زیادی در ایجاد آن نقش دارند.

وی افزود: امروزه وجود هلیکوباکتر پیلوری به واسطه آنزیم قوی باعث شکسته شدن سد مخاطی بافت معده شده و در برخی افراد موجب ایجاد زخم معده می‌شود.

خلیلیان با بیان اینکه مصرف اتفاقی مواد سوزاننده مانند مایعات شست‌وشو و مواد اسیدی موجب ایجاد زخم معده در افراد می‌شود، افزود: استرس نیز از دیگر عوامل ایجاد زخم معده در بیماران شناخته شده است.

این فوق تخصص گوارش عنوان کرد: مقوله زخم معده به دو نوع بدخیم و خوش خیم طبقه‌بندی می‌شود که افتراق آن دو از یکدیگر توسط پزشک بسیار حائز اهمیت است.

وی تاکید کرد: تنها راه تشخیص زخم معده خوش خیم از بدخیم انجام آندوسکوپی است و رادیوگرافی‌های ساده تنها نشان‌دهنده وجود زخم معده در بیماران است و نوع خوش خیم یا بدخیم آن را مشخص نمی‌کند.

خلیلیان با بیان اینکه درمان زخم معده خوش خیم با استفاده از دارو درمانی روند بهبودی را طی می‌کند، افزود: بیش از 90 درصد زخم‌های خوش خیم معده با استفاده از دارو درمانی به بهبودی کامل می‌رسند.

این فوق تخصص گوارش بیان کرد: درمان زخم معده بدخیم با استفاده از اقدامات شیمی درمانی و جراحی انجام می‌شود.

وی با بیان اینکه درد اولین علامت وجود زخم معده در افراد است، ادامه داد: سوزش سر دل، خونریزی معده و درد ناحیه معده که با خوردن غذا و ترشح اسید معده تشدید می‌شود از نشانه‌های دیگر ابتلا به زخم معده است.

خلیلیان درباره عوارض ناشی از زخم معده تصریح کرد: خونریزی معده، سوراخ شدن معده و در صورت انجام جراحی، انسداد راه خروجی معده از عوارض زخم معده به شمار می‌رود. میزان شیوع زخم معده میان آقایان و خانم‌ها برابر است و معمولا سنین 30 تا 50 سالگی را درگیر می‌کند.

خلیلیان در بخش دیگری از صحبت‌هایش افزود: متاسفانه میکروب هلیکوباکتر پیلوری موجب ایجاد رعب و وحشت در میان بیماران شده است. در میان بسیاری از مردم شایع شده است که میکروب هلیکوباکتر پیلوری سرطان‌زا است و این امر موجب ترس بیماران شده، اما باید دانست که هلیکوباکتر در کمتر از یک درصد بیماران موجب ایجاد سرطان می‌شود.

خلیلیان با بیان اینکه در کمتر از پنج درصد بیماران هلیکوباکتر موجب ایجاد زخم‌های اثنی عشر و معده می‌شود، اعلام کرد: در بیش از 99 درصد موارد هلیکوباکتر بوجود آورنده بیماری‌های خوش خیم است و مردم نباید از هلیکوباکتر پیلوری وحشت داشته باشند. بیش از 85 درصد مبتلایان به میکروب هلیکوباکتر پیلوری نیاز به درمان‌های پزشکی و دارویی ندارند.

وی افزود: گاهی اشتباهات پزشکان جوان و کم تجربه موجب اقدام نابجا در جهت درمان هلیکوباکترپیلوری در افراد می‌شود که علاوه بر عوارض دارو درمانی بار روانی سنگینی را متحمل بیمار می‌ کند.

خلیلیان توصیه کرد: بیمارانی که از زخم معده رنج می‌برند، بهتر است از خوردن غذاهای محرک، تند و شور بپرهیزند. همچنین بیماران مبتلا به میکروب معده هلیکوباکتر پیلوری نیز در صورتی که نیازی به درمان ندارند، اقدام به درمان این میکروب نکنند.

گزارش خبرگزاری ایسنا



طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ سه شنبه 17 شهریور 1394 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

یک دختر کانادایی توانایی ترک جسم خود را دارد

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه اوتاوا در کشور کانادا به بررسی یک دانشجوی 24 ساله پرداختند که مدعی است می تواند هر وقت بخواهد کالبد خود را ترک کند و از بالا جسم خود را تماشا کند.

به گزارش پزشکان بدون مرز، دانشمندانی که فعالیت مغز این دانشجو را مطالعه کردند اعلام نمودند که نیمه چپ چند منطقه از مغز که با حس ماهیچه ای در ارتباط است مسئول این تجربه های فوق جسمانی هستند.

محققان معتقدند که این تجربه ها عادی تر از چیزی هستند که می توان تصور کرد و اگر از دوران کودکی مورد تمرین قرار گیرند می توان این توانایی را بدست آورد.

این دختر 24 ساله نشان داد که می تواند خود را به صورت غوطه ور و افقی در بالا کالبدش ببیند و گاهی اوقات نیز می تواند خود را از بالا تماشا کند و در عین حال از بدن واقعی خود نیز غافل نباشد.

با این وجود وی گفت: زمانی که این تجربه را دارد هیچ حس به خصوصی ندارد بنابراین دانشمندان تصمیم گرفتند تا تجربه های وی را در رده تجربه های فوق جسمانی (ECE) قرار دهند چرا که اغلب تجربه های فوق جسمانی با احساسات قویی مانند شوک همراه هستند.

محققان با استفاده از اسکنر تصویربرداری ام.آر.آی کاربردی مغز این دانشجو را بررسی کردند. آنها معتقدند که وی اولین شخصی است که با توانایی تجربه های فوق جسمانی و بدون داشتن هیچ گونه اختلالات مغزی مورد مطالعه قرار گرفته است.

محققان متوجه شدند که تجربه های فوق جسمانی با از فعالیت انداختن قوی قشر بینایی همراه است اما در عین حال طرف چپ چند منطقه از مغز را که با تصور حس ماهیچه ای در ارتباطند فعال می کند.

محققان در حالیکه به نادر بودن افرادی که بتوانند به دلخواه تجربه های فوق جسمانی داشته باشند اذعان می کنند اما در عین حال معتقدند که این تجربه ها عادی تر از چیزی هستند که تصور می شود.

محققان متوجه شدند که این ایده از این حقیقت نشات می گیرد که این دانشجو تصور می کند توانایی بیرون آمدن از کالبدش امری غیر عادی نیست.

این دانشجو می گوید: این کار را از دوران مهد کودک که بر خلاف میل وی از او خواسته می شد در ساعت خواب بخوابد، آغاز کرده است.

این دانشجوی 24 ساله افزود: در آن زمان وی متوجه شد که می تواند این تجربه را داشته باشد و زمانی که از کودکان مهد کودک خواسته می شد، بخوابند از این توانایی به عنوان یک تفریح استفاده می کرد.

دانشمندان می گویند: این احتمال وجود دارد که این توانایی وقوع قابل توجهی داشته باشد اما از آنجایی که مردم آن را استثنایی نمی دانند گزارشی از آن ارائه نمی دهند.

طبق نظریه دانشمندان این توانایی در دوران کودکی وجود دارد اما بدون تمرین و ممارست از دست می رود.




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ یکشنبه 8 شهریور 1394 ] [ 08:46 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic