فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











متافیزیک و شناخت جن

متافیزیک و شناخت جنمتافیزیك از پیشوند متا (meta) به معنی وراء‌، فرا، ماوراء‌‌، بعد و پشت و كلمه فیزیك (physics) به معنی طبیعت تشكیل شده است. منظور از “طبیعت” دنیایی است كه در حال حاضر در آن زندگی كرده، آنرا احساس و ادراك می‌نماییم. پس متافیزیك به معنی ماوراء‌‌الطبیعه، مابعدالطبیعه و یا فوق طبیعت است و شامل بخش‌هایی از جهان بی‌كران هستی و موجوداتی می‌شود كه از حوزهٔ ادراك حواس پنج‌گانه ظاهری ما خارج است.
قرار گرفتن در مسیر متافیزیك، نقطه آغاز و نقطه عطفی در زندگی همه است كه منتهی به شناخت و معرفت خداوند عزوجل خواهد شد، (انشاالله) معرفت شامل ابعاد مختلف آن خواهد بود كه نهایت آن معرفت‌الله است. (معرفت خود، معرفت سایر موجودات، معرفت دنیا، معرفت آخرت، معرفت رسول خدا، معرفت ائمه و…)
متافیزیك مسیر یك طرفه‌ای است كه از یك نقطه شروع شده، تا بینهایت ادامه دارد و غیر قابل برگشت است، چون دقیقاً متناسب و منطبق با فطرت و درون ما است، هر فردی پس از آشنایی با متافیزیك و قرار گرفتن در مسیر آن، آنقدر لذت معنوی خواهد‍‍ برد كه خود حاضر به برگشتنمی‌باشد.
اهم مباحثی‌كه در متافیزیك مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند شامل مبانی متافیزیك، عوالم متافیزیك، دانش متافیزیك و موجودات متافیزیك می‌باشد. مبانی متافیزیك به معنی شناخت فیزیك و متافیزیك، شناخت زمان، مكان، ماده و انرژی و تبیین وضعیت و نقش آنها در فیزیك و متافیزیك است. عوالم متافیزیك، بخش‌هایی از جهان هستی است كه از حوزهٔ ادراك ظاهری ما خارج می‌باشد، برای مثال عالم ذر و عالم برزخ. در دانش متافیزیك با یك دیدگاه كُل‌نگر به جستجوی پاسخ سؤالات اساسی همچون فلسفه خلقت انسان و جهان، وضعیت انسان در قبل و بعد از این جهان و… می‌پردازیم (ازكجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود ــ به كجا می‌روم آخر، ننمایی وطنم). در بخش موجودات متافیزیك می‌توان به فرشتگان، ارواح، جن و ابعاد ماورائی انسان و شاید بسیاری از موجودات غیر فیزیكی دیگر كه ما از آن آگاهی نداریم اشاره نمود. (الله‌اعلم)
یكی از موجودات مهم متافیزیك جن می‌باشد، متأسفانه دیده می‌شود كه افراد سودجو تح‍ت عناوین مختلف ارتباط با جن، تسخر جن و فروش موكل جنی ادعای حل مشكلات را دارند. این در حالی است كه بیشتر این افراد قصد سوء استفاده‌های مالی و مادی از افراد ناآگاه را دارند. لذا برآنیم كه با در اختیار قرار دادن اطلاعات دینی و علمی، گرد و غبار اوهام و خرافات را از ذهن علاقمندان پاك نماییم تا مورد سوء استفاده قرار نگیرند. همچنین با شناخت این موجودات ماورائی بیشتر به عظمت و بزرگی حق‌تعالی پی‌میبریم، باشد كه در مقابل او سر تعظیم فرود آوریم. (انشاالله)
“جن” از لحاظ لغوی به معنای پنهان و پوشیده می‌‌باشد. جن كلمه‌ای مفرد است، جمع آن جان یا جنه و هم‌خانواده آن جنت، مجنون و جنین می‌باشد.
جن داراری حركات بسیار سریع می‌باشد و به همین دلیل قبلاً می‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع كند ولی با ظهور حضرت مسیح (علیه‌السلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) كاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید، پس جن نمی‌تواند از آینده و اسرار غیب خبر دهد و آنهایی كه مدعی این گونه امور هستند، آگاهانه یا ناآگاهانه دروغ می‌گویند.
خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پیش از انسان در كره زمین زندگی می‌كردند. همانطور كه انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه می‌باشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص می‌باشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و كتاب اخروی است.
از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد (این موجودات می‌توانند با قیافه و ظاهر كاذب نمایان شوند). جن یك امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینكه می‌تواند به هر شكلی كه می‌خواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شكل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمی‌شود. طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است.
جن دارای دو جنس مذكر و مؤنث است و تولید مثل می‌كند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا می‌باشد. برخی معتقدند كه انسان و جن می‌توانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذای انسان بصورت بو كشیدن و یا مزه مزه كردن استفاده می‌كنند.
بطور معمول جن انسان را می‌بیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمی‌باشد. جن مانند انسان دارای علم، ادراك، قدرت تشخیص، مسئولیت و تكلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جن‌ها نیز مبعوث شدند و در بین جن‌ها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در دو گروه اهل تشیع و اهل تسنن قرار می‌گیرند. رهبر جن‌های شیعه«سعفر ابن زعفر»می‌باشد و لوحی مزیّن به جملهٔ مبارك«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی (علیه‌السلام) كشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشكریانش در واقعه كربلا به یاری حضرت امام حسین (علیه‌السلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.
در منابع مختلف از جمله قرآن كریم، تفاسیر، احادیث و كتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد می‌كنند. پیامبر گرامی اسلام كه درود خدا بر او باد می‌فرمایند: «خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را می‌پرستند، علّامه طباطبائی (رضوان‌الله‌تعالی‌الیه) می‌فرمایند:«مشركان سه دسته می‌شوند، اول آنهاییكه جن می‌پرستند، دوم آنهاییكه ملائكه می‌پرستند و سوم آنهاییكه مقدّسینی از بشر را پرستش می‌كنند.»
ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است. ابلیس شش هزار سال عبادت كرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائك قرار بگیرد و به درجه‌ای رسید كه مرتبهٔ استادی برخی از ملائك را داشت.
برخی از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان می‌باشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جن‌ تمایل دارند، ایجاد این ارتباط امكان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمی‌دانند. دانشمند فرزانه حضرت آیت‌‌الله العظمی مكارم شیرازی ارتباط با ارواح و جن را برای كشف امور پنهانی جایز ندانسته‌اند. ارتباط با ارواح و جن را برای كشف امور پنهانی جایز ندانسته‌اند. ارتباط با جن و تسخیر جن نه تنها هیچ سودی برای انسان ندارد بلكه مضر نیز می‌باشد، اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمی‌تواند آنرا قطع كند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناكی است. قابل ذكر است كه جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتی كه ارائه می‌كند، چیزهایی از انسان می‌گیرد كه جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است.
در صورتیكه جن از طرف انسان احساس خطر كند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد كرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیك، از جمله همسر و فرزندان او آسیب می‌زند و یا آزار و اذیّت می‌رساند، پس بهتر است در مورد جن به همین مقدار اطلاعات رسیده از منابع دینی و بزرگان اكتفا نموده، جن را بهانه‌ای برای تفكّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی كه اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندك خواهد بود. (و هو العلی العظیم)
دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب رخنه در اسرارمتافیزیک، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید



طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ یکشنبه 2 آذر 1393 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آنانکه بصیر و با صفا گردیدند                      ورزنده به علم ماوراء گردیدند

آگاه شده زقهر و زشت و زیبا                     رخشنده از انوار خدا گردیدند

حواس انسان

هر چند افرادی که جز به مادیات و علوم مادی آشنا نیستند شاید نتوانند این حقیقت را باور بدارند لیکن مسلم است که در بشر حواسی وجود دارد که بغیر از حواس ظاهری است و این حواس جزء حواس 21 گانه ایست که در کتاب مکانیسم آفرینش مختصری در بارة آن شرح داده ام.(به مقاله حواس مراجعه فرمایید)

حواس مزبور حس الهام و روشن بینی است که مظاهر آن در زندگی اکثر اشخاص اتفاق افتاده است. خود شما ممکن است در زندگی حوادثی از آن را دیده یا از خویشان و نزدیکان و دوستان خود شنیده باشید. بارها اتفاق افتاده است پدر یا مادری در اثر نگرانی و به اصطلاح «دل شوره» قبلاً از حادثه ای که برای فرزندشان در نقطه ای دور، اتفاق افتاده مطلع گردیده اند. بارها دوستی مرگ یک دوست را که در اثر سانحه یا جنایتی پیش آمده از فاصلة دور دیده یا احساس نموده است. رؤیاهای دیده شده در عالم خواب نیز قسمتی از تجلیات این حالات است.



بسیار اتفاق می افتد

در جراید خبری و مجلات و برخی کتابهای روحی جهان نظیر این چنین وقایع بسیار نقل شده است. اشخاصی که در خواب قبلاً واقعه ای را دیده و بعد عین آن بر ایشان اتفاق افتاده یا بوسیلة الهام و روشن بینی وقایع را احساس نموده اند به علت شوق و شگفتی که از این حادثه به آنها دست داده آن را دهان به دهان نقل می کنند که گاهی دامنة آن به جراید و خبرگزاریها می رسد .

علوم روحی

خوشبختانه امروز علوم هیپنوتیسم و مانیتیسم و رابطة‌ با در گذشتگان و علم الروح تجربی و نیروی انتقال فکر یا تلپاتی و امثال این قبیل علوم در مغرب زمین بسیار متداول گردیده و در بارة آن کتابهای بسیار نوشته و مجلات متعدد انتشار می دهند و صدها هزار نفر جداً در این علوم وارد شده و برخی از رشته های آن یعنی هیپنوتیسم و مانیتیسم را تا حدی در علم طب داخل کرده و از آن برای معالجه و بیهوشی استفاده می کنند و بقدری شایع گردیده که هر فرد با سوادی که با مطبوعات آشنا است کم و بیش از آن آگاه است. این مطلب دلیل آشکار نسبت به موضوعی است که مورد بحث ما است .

تمرین و تقویت حواس

نکتة مهمی که باید متوجه بود این است که حواس انسان با توجه به سرشت و سرنوشت در اثر تمرین و توجه تقویت می گردد. کسانی که این رشته از حواسشان از بدو تولد قوی است یعنی استعداد طبیعی برای این کار دارند چون متوجه آن نیستند و موقعیت بکار بردن حواس برای آنها پیش نیامده و مصرفی برای آن تصور نمی کنند قدرتشان همچنان در بوتة اجمال مانده است. در حالی که وجود این حواس به قدری در زندگی سودهای خاص خود را دارد که اگر بر طبق روش صحیحی در مدارس از همان اوان کودکی اطفال را متوجه وجود این حواس و سود آن سازند و تعلیماتی برای تمرین و تقویت آن مقرر دارند و آنها که صاحب استعداد در فن هستند در این رشته قوی شوند،  آن وقت دنیا متوجه خواهد شد که از این نیروئی که یزدان توانا در بشر آفریده و بالقوه در او موجود است و از آن بهرة کافی حاصل نگردیده،  چه منافعی بدست خواهد آمد .

ماوراء‌الطبیعه نداریم

در هر حال علومی که خارج از دایرة پنج حس ظاهری و معمولة بشر می باشد و افراد بشر با آن آشنا نیستند، علوم ماوراء‌الطبیعه، نامیده شده اند در صورتی که این لفظ غلط است و ماورائی وجود ندارد زیرا آنچه در عالم وجود هست طبیعت است منتها قسمتی از طبیعت را ما می توانیم ببینیم. حتی در مورد دیدنیها هم قدرت ما حدود دارد چنانکه اجسام بی نهایت ریز به چشم ما نمی آید تا این که میکروسکوپ اختراع شد و میکروبها را دیدند ولی هنوز ویروس دیده نشده بود بعداً با میکروسکوپ الکترونیکی ویروس هم دیده شد ولی هنوز اتم را با این میکروسکوپ هم ندیده اند. همین طور در مورد اجسام بی نهایت بزرگ مثل کرات بوسیلة اختراع تلسکوپ که از گالیله شروع شد کم کم توانستند کرات دیگر را ببینند و اختراع تلسکوپ روز به روز پیشرفت کرد. دیدنیهای بسیار هست که هنوز به آن دسترسی ندارند و رادیو تلسکوپ که بوسیلة امواج رادیوئی ما را از وجود عوالم دورتر آگاه می سازد،  گواه این مطلب است.

جسم هم از چشم پنهان می شود

می گویم اشیائی در عالم هست که به علت لطافت و ظرافت فوق العاده، چشمان ما با وضع عادی قادر به دیدن آنها نیست مانند هوا که چشم ذرات آن را نمی بیند. اما همین هوا وقتی به صورت مایع در می آورند قابل رؤیت است. حقیقت دیگری را که روشن کننده این مطلب است به عنوان مثال ذکر می کنم. حتی اشیاء بزرگ را از مسافت دور با آن که زمین هم مسطح باشد با چشم ظاهری نمی توان دید هر چند که مادی است. یک مجسمه بزرگ مثل مجسمه رامسس دوم در مصر در بیابان مسطح وسیعی قرار دارد که وقتی در مقابل آن بایستیم عظمت آن طوری است که گردن انسان برای دیدن آن به عقب خم می شود .

حال از این مجسمه دور می شویم و کم کم به عقب می رویم. می بینیم که مجسمه رفته رفته در نظر ما کوچک و کوچک تر شد. هر چه از آن دورتر شویم کوچک تر می شود و ریزتر می گردد،  پس از مدتی که کاملاً از آن دور شدیم بکلی از چشم ناپدید می شود .

مثل موجودات لطیف

عمل کوچک شدن این مجسمه مربوط به خودمجسمه نیست وحجم مجسمه کم نگردیده بلکه این چشم ماست که به علت دور شدن آنرا کوچک دیده است. این کوچک شدن تدریجی در واقع مثل لطیف شدن ذرات است که اگر به مقدار معینی ثقیل و متراکم باشند به چشم ما می آیند و هر چه لطیف تر و ریزتر شوند کم کم در دیدگان ما کوچکتر و کوچکتر به نظر می رسند تا جائی که بکلی محو می گردند. از لحاظ قوة دید ما هر دو مورد شبیه به هم است و البته این محدودیت مصلحتی دید ما است که اشیاء را چنین می بیند نه اینکه خود اشیاء خارج از طبیعت باشند.

ماوراء‌الطبیعه نیست

اینجا است که روشن می گردد همه چیز جزء طبیعت است و ماوراء‌الطبیعه در بین نیست و اینکه بشر ماوراء‌الطبیعه قائل است در اثر محدودیت قوة دید و فهم و درک او است. در مورد مثالی که بیان گردید آیا آن مجسمه که کم کم از نظر ما محو گردید از صورت مادی به صورت معنوی در آمد که از چشم غایب گردید؟ خیر، مجسمه مادی بود و مادی هم هست و خواهد بود ولی این چشم ماست که به علت ضعف در اثر دور شدن قدرت ادامة دید آنرا از دست داد. آیا این مجسمه نابود شده یا هست؟ می دانیم که مجسمه با همان قطر و حجم موجود است ولی دید چشم ما رسا نیست که آن را ببیند. پس ذرات کوچک هم با همان قطر خود در همین جو اطراف ما وجود دارد که چشم ما قادر به دیدن آنها نیستند نه اینکه وجود ندارند. پس بطور قطع منکر این گونه امور نباید بود. در مورد اجسام لطیف هم وضع همین طور است و ندیدن آنها به خاطر این نیست که معنوی یا در ملک یا قلمرو  ماوراء‌الطبیعه هستند بلکه این محدودیت چشم ما است که نمی تواند آنها را ببیند و لذا نام ماوراء‌الطبیعه به آنها داده است.

درجات دارد

حال می گویم قدرت دید اشخاص نسبت به همین مطلب با هم تفاوت دارد مثل اینکه همة قوای مختلف مردمان در همه چیز دارای درجات و تفاوتهایی است. مثلاً در آن موقعی که در اثر دور شدن از مجسمه، چشم یک نفر دیگر،  قدرت دید مجسمه را ندارد و بکلی از نظرش محو گردیده است،  شخص دیگری هست که آن مجسمه را بطور واضح و قابل تشخیص می بیند و فرد دیگر آن را بزرگتر و کس دیگر کوچکتر می نگرد. به همین نحو به درجات هر کسی نوعی مشاهده می کند. این مطلب در همة‌ امور صادق است و این که می گوییم حس روشن بینی در برخی کسان قویتر است و بهتر می توانند به امور ظاهراً مخفی آگاهی یابند به همین دلیل است. چنین اشخاص که استعداد قوی دارند با تمرین بسیار قویتر می شوند و کسانی که به طور طبیعی و فطری در این قسمت ضعیفند در اثر تمرین با همان نسبت نیرومندتر خواهند گردید.

غایب و مخفی یعنی چه

در بالا گفته شد که شخص مستعد چیزی را که ظاهراً مخفی است می بیند. این در واقع همان غایب است که می گویند برخی اشخاص قدرت دید غیب و غایب را دارند یعنی اگر کسی مدعی گردد که غایب را می بیند منظورش

یک چنین مخفی ظاهری است نه اینکه چیزی را که وجود ندارد دیده است.

مدعیان و منکران

عده ای افراد در مسافت خیلی دور از آن مجسمة بزرگ ایستاده اند. چند نفر از آنها به علت دوری چشمشان یارای دیدن مجسمه را ندارد و چند نفری هم که چشمشان قویتر است آن مجسمه را به اندازه های کم و بیش ملاحظه می کنند. آن کسان که مجسمه را می بینند، به آن ایمان دارند. لیکن آنهائی که چشمشان قدرت دیدن آنرا ندارد می گویند دروغ است و چنین چیزی وجود ندارد. هر چند که آن مشاهده کنندگان اصرار کنند برخی از آنها باور ندارند.

تمرین و مجهز کردن چشم

تنها راه برای این که منکران باور نمایند این است که چشم خود را مجهز کنند با تمرین های مناسب انجام دهند تا خودشان هم تا حدودی به آن کسان که قوی هستند و می بینند نزدیک شوند ولی باید دانست که این عمل مشکل است زیرا مکانیسم و قوای اشخاص با یکدیگر تفاوت دارد.

این است علت انکار

آن کسی که نمی بیند تقصیری هم ندارد ، دلش می خواهد حرف کسی را که مدعی دیدن است باور کند و میل دارد تمرین نماید ولی چون تمرین مشکل است و شاید بزودی موفق نشود . این انکار تا مدتی باقی می ماند .

تمرین مغناطیسی

یکی از تمرین ها برای مجهز شدن همانا خواب مصنوعی است که این عمل را انجام می دهد. وقتی کسی به خواب مصنوعی می رود چون در اثر خواب روشن بینی و وجدان باطنی او در مسیرهای معینی اضافه می شود حکم همان مجهز شدن چشم را دارد و مخلوقاتی را که در حالت عادی نمی دید اکنون به چشم او می آید و آسانترین راه آن همین است. مجهز کردن قوا و چشم خود شخص هم همین حال را دارد و در اثر تمرین و مداومت و توجه و استقامت و پیگیری می توان تا حدودی به این قسمت آشنا گردید .

نصحیت و اندرز

در طی این مقاله روشن گردید برای قوای روشن بینی اشخاص درجاتی وجود دارد که آنرا معین کردم. پس فرزندان عزیز اینها حقیقتی است که بطور روشن و واضح بیان شده و منکر حقیقت نمی توان گردید. آیا اگر کسی چیزی را دید و من و شما و عده ای آنرا ندیدند دلیل بر آن است که آن شیئی وجود ندارد؟ خیر وجود دارد ولی عده ای به علت نداشتن وسائل و قوا و تمرینات کافی آنرا ندیده اند و عده ای هم هستند که قوة دیدن و درک آنرا ندارند .

ماوراء حواس ظاهری ما

بنابراین در ماوراء این دیدنیها و شنیدنیهای عالم چیزهائی هست که بشر هنوز ندیده و نمی داند. اگر ماوراء‌الطبیعه را به معنی اینگونه (ماوراء) یعنی ماوراء معلومات و مشاهدات فعلی بشر بنگریم درست است ولی اگر آنرا به معنی چیزی در پشت طبیعت و خارج از آن معنی نمائیم غلط است زیرا هر چه هست در زیر و رو و پشت و بالا و غیره ( این لغات نسبی و وابسته به موقعیت مشاهده کننده است و حقیقت ندارد) همة آنها طبیعت است و چیزی از آن خارج نمی باشد .

بعد و بی بعدی یعنی چه

یکرنگی در همه جا

مغز بشر که در محفظه ای معین و محدود قرار دارد ذرة بسیار بسیار ناچیزی از قدرت عالم است که اگر در مقام حساب و مقایسه با عالم لایتناهی بدان بنگریم شاید بتوان گفت آن ذره که در حساب ناید همان است. اما چگونه می شود که این مغز با تمام کوچکی ظاهری خود می تواند پی به عظمت و وسعت عالم لایتناهی ببرید؟ علت همان وحدت است که در عالم نقشه واحد، طرح واحد، نمونه واحد و قدرت واحد وجود دارد و وقتی که بشر با همین قوة فکری خود به نمونة این طرح و نیرو پی برد در حکم آن است که به همة آن پی برده است.

مثال برق

برای مثال برق را ذکر می کنم. ما می بینیم که در اثر پیدایش عواملی در جو فعل و انفعالاتی بوجود می آید و برق در آسمان تجلی می کند. اولاً این نکته بر ما روشن است که این برق از هیچ بوجود نیامده بلکه در جو از آن به مقدار معین موجود است،  منتها عوامل و وسایلی نبود که به نظر انسان برسد و وقتی عوامل پیدا شد انسان توانست آن برق را مشاهده کند. به علاوه می دانیم که برق منحصر به همین محلی که اکنون هستیم نیست. بلکه اگر فی المثل به هلند هم سفر کنیم یا به استرالیا و زلاند نو برویم یا به ژاپن رحل اقامت افکنیم باز هم همین برق زدن را می بینیم و بر ما مسلم می شود که تفاوت در برق نبود و همه جا از آن وجود داشت و این ما بودیم که نمی توانستیم بدون فراهم شدن عوامل و وسایل آنرا بنگریم.

بعد در بین نیست

پس اگر درست بیندیشیم می بینیم این برق بعدی ندارد و مسافتی برای آن نیست چنانکه در ایران در اروپا ، در آمریکا و در هر کجای کرة زمین برق همان برق بود و جزئی تفاوتی نداشت و این ما بودیم که به علت محدودیت جسم احتیاج به مسافرت یعنی طی بعد و مسافت داشتیم و خو دبرق بعدی ندارد و همانست که هست و هیچ گونه تفاوتی در آن نیست و در هر کجا که موجبات فراهم گردد برق خود را ظاهر و مرئی می سازد. برقی که در قارة استرالیا می زند با برقی که در قارة آسیا تجلی می کند هر دو یکی است و هیچ بعد و مسافتی برای آن مطرح نیست.

کمک تفکر

تا آنجا که مشاهدات و وسائل بشر امکان به او می دهد خواهد دید که در این برق تفاوتی نبوده و نیست و نخواهد بود و اینها تغییر ناپذیرند. معنی واقعی لن تجد لسنه الله تحویلا یا تبدیلا - در سنت های الهی تغییر و تحویلی نیست همین است. حال فرض کنید بشر وسائلی بدست آورد و مثل اقدامات اخیر فضائی به ماوراء جو سفر نمود و بکرات دیگر رفت، خواهد دید که همین برق در همه جای عالم لایتناهی هست منتها هر جا بر حسب مقتضیات عوامل به صورت و شکلی خاص است.

اگر بر حسب مقتضیات تفاوت عامل و عناصر جزئی تفاوتی در آن مشاهده شد دلیل نفی اصل موضوع نیست. اما این که قوای بشر محدود است و قوة متفکرة او نیز حدودی دارد می تواند دنبالة رشته فکر را بگیرد و آنرا یک خط نامحدودی تصور کند که به دنبال آن برود، پیش بتازد جلو رود و حرکت کند و همچنان این حرکت را ادامه دهد. باز هم خواهد دید که آنچه دیده همان است یعنی نمونه هائی که درک کرده همانها به مقدار بی نهایت در عالم وجود دارد و می فهمد که از نمونة این مشتی که دیده خروارها را هم می تواند ببیند و تفاوتی در اصل در بین نیست.

نسبت فهم عالم لایتناهی

به این ترتیب است که عالم لایتناهی درک می گردد یعنی وقتی فهمیدیم حقایق در همه جا همانطور که درک کرده ایم وجود دارد و به هر کجا برویم بقول ضرب المثل آسمان همین رنگ است این نکته بر ما روشن می گردد که بعد و مسافتی در بین نیست زیرا عالم لایتناهی و همه جای آن پر از قوائی است که ما با فکر محدود خود آنرا شناختیم. برق را به عنوان مثال گفتیم. همه چیز را می توان این طور شناخت و دید. حیات، روح، قدرت، نیرو، نور و هر چه هست عالم از آن مالامال است و هیچ حدود و ثغوری برای قلمرو و تسلط آنها نیست و به هر اندازه که قدرت فهم و دید و مشاهده ما اضافه شود از همان نمونه ها منتها به مقدار بیشتر دیده می شود. به همین جهت است که عناصر کرات بهم شبیه است و سنگهائی که از کرة ماه آورده اند دارای همان عناصر زمینی است منتها با ترکیب متفاوت .




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

شنبه مه 9 2009
 
دانش آموز شوکه چپ بود که او خود را چک توریستی snaps از خط افق لندن -- خال خال و آنچه به نظر میرسد بشقاب پرنده.

دانشگاه اکستر علمی Karolina - Slavka مولر در لندن برای آخر هفته بود ، هنگامی که او برخی از عکس با دوربین گوشی خود را از مناظر انجام گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

اما هنگامی که او پشت در ژانویه 19 شب از ورود برج پل لندن و چشم نگاه کرد ، او برای دیدن بشقاب پرنده ها آشکار شوکه شده بود.
و کارشناسان ادعا می کنند آن چیزی است واقعی است.

Karolina گفت : در یک ایمیل به : "چه بسیار عجیب و غریب در مورد این واقعیت است که ما در واقع نه دیدن این شی در آسمان در حالی که من عکس گرفتن.

"من فقط آن را کشف یک بار من لود عکس ها بر روی کامپیوتر من تا من در عکس حتی تا آن نگاه کنند."

تصاویر -- گرفته شده در اطراف 03:50 -- هشت دقیقه از هم جدا به عنوان Karolina گرفته شد و دو سوار بگیرید و یاد دهید از طریق مرکز لندن.

بشقاب پرنده ها آشکار است در زاویه و به نظر می رسد به تابش نور مرموز آبی رنگ است.
Karolina افزود : "هیچ یک از ما می آمد تا با پاسخ منطقی به آنچه که این ممکن است شده اند.

"یکی از دوستان من ، راننده است ، در لندن بزرگ شده و او می تواند جواب مناسب را پیدا کند.

"او می گوید هیچ چیز آن را دوست دارم و این که قطعا وجود دارد هر ساختمان در این زمینه است که می تواند شبیه به این هرگز دیده نمی شود."

کارشناسان بشقاب پرنده ها کنار گذاشته شده اند خاراندن سر خود را بیش از sighting.
تدوینگر ، فیلمبردار و بشقاب پرنده ها محقق کریس مارتین گفت : "من برای این که شواهد جعل شده اند دنبال شد.

"من می توانم در هیچ مدرکی را پیدا کند. این بی سابقه ای چون او به تولید تصاویر سه ، که به نظر می رسد برای نشان دادن این پرواز.
"ارزیابی شخصی من این است که این عکس ها واقعی و نشده اند و یا دستکاری دیجیتالی hoaxed."

وی افزود : "این عکس ها ، به نظر من به عنوان یک محقق بشقاب پرنده ها ، کاملا گیج و نشان دادن یک شیء واقعی به ظاهر تحت کنترل هوشمند است.

"این یک کلاسیک به شکل بشقاب پرنده بشقاب پرنده ها است."

سخنگوی وزارت دفاع بود در sighting نظر نیست ، گفت : "وزارت دفاع به بررسی گزارش صرفا برای ایجاد فضای هوایی بریتانیا که آیا ممکن است compromisedby خصمانه یا غیر مجاز فعالیت نظامی است.

"مگر در مواردی که شواهد از تهدید بالقوه وجود دارد ، هیچ تلاشی برای شناسایی ماهیت هر sighting منتشر شده است وجود دارد." 
 




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ دوشنبه 1 فروردین 1390 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

ایجاد لرزش بزرگ در شهر ووییورVuyyur (کریشنا)، 18 – نوامبر – 2010

VUYYUR (کریشنا) : شهر خواب آلود *ووییور* پنجشنبه ، در اثر صدای انفجار ناگهانی مانند انفجار توپ به كانون توجهات تبدیل شده است. ‘شیء ناشناس پرنده (بشقاب پرنده)پس از مدتی تكاپو در بالای شهر در زمین های كشاورزی  سقوط کرد. خبر تحت این عنوان كه موشک یا موشک مانندی دچار سقوط شده منتشر شد و با گسترش آتش سوزی ، صدها نفر  را با عجله به  به نقطه ای در زمین های کشاورزی در روستای Dusar Malapalli در mandal Vuyyur كشاند . اگرچه ، جوانان و چند تن از کشاورزان محلی زودتر به آن نقطه  رسیده بودند اما  هیچ کدام از آنها جرأت  لمس كردن ابزار باقی مانده را نداشتند .

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/11/1231.jpg?w=500http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/11/1231.jpg?w=500

مسئولین  محلی  سای كا  همراه با افراد مخصوصشان ، خود را  با عجله به نقطه مذكور رساندند  . اما عمق فاجعه بیش از حد بود و جمع آوری لوازم سوخته و بجا مانده  نیاز به شجاعت و ابزار خاص  داشت .بالاخره وسایل به چند كالج خصوصی و زیر دست مدرسان فیزیك و… رفت و سر انجام یك درام از آن منتشر شد ! كه گفته شد تجهیزات رادیویی اداره آب و هوا بوده و بعد هم گفته شد بالن پر از هیدروژن بخاطر شرایط هوا  برای یافتن پارامتر هایی فرستاده شده بود كه سقوط كرد و تركید !

( كل مطلب ،خلاصه ترجمه شد كه قابل فهم باشد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

منبع :timesofindia.indiatimes




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ سه شنبه 2 آذر 1389 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
جن در باور مردم

 ایرانیان

در باور برخی افراد، جن‌ها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محل‌هایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز، سم دارد. مژههای دراز او نیز با مژهٔ انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوازد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا می‌آید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت . این موجود را همزاد آن طفل می‌خوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را می‌ربایند و همزاد او را بجایش می‌گذارند.

بنابر باور برخی، نه تنها باید پیش از ریختن آب جوش روی زمین «بسم الله» گفت، بلکه حتی پیش از ریختن آب سرد، پرت کردن چیزی و هر کاری که می‌تواند به یک موجود فرضی در محل آسیب برساند یا برای او اهانت آمیز باشد (مانند انداختن آب دهان و ...) نیز باید «بسم الله» گفت. و ذکر این عبارت برای دور کردن جن‌ها از محل و ایمن ماندن از آسیب احتمالی آن‌ها موثر است. البته عده‌ای نیز متعقدند که ذکر «بسم الله» به تنهایی چاره ساز نیست و حتی نوعی دعوت از آنان محسوب می‌شود و حتما باید عبارت را کامل و به صورت «بسم الله الرحمن الرحیم» به کار برد .

در تهران قدیم عده‌ای از ساکنان را عقیده بر این بود که گاه و بی‌گاه در مواقع معین در حمام‌ها جن‌ها رفت و آمد می‌کنند، به همین دلیل عقیدهٔ خرافاتی و تحت تاثیر این‌گونه موهومات و عقاید بی‌اساس، با احتیاط قدم به حمام می‌گذاشتند، مخصوصا شب‌ها خیلی با ترس و وهم در حمام وارد شده و خود را شستشو می‌کردند. گویند مظفرالدین شاه از همین‌گونه افراد بود …معی را عقیده بر این بود که جن‌ها گاهی برای اغفال و فریب مردم و کشانیدن آنها به حمام، زودتر از موعد مقرر در بوق حمام می‌دمند … مردم برای رفع و دور کردن اجنه به بعضی عوامل متوسل می‌شدند و از جمله جام چهل کلید و این جام از برنج ساخته شده بود و دسته‌ای داشت که آن را سوراخ می‌کردند و بر چهل پاره برنج یا مس بعضی کلمات را حک می‌کردند، ضمنا بعضی دعاها را به خط خوش به روی جام می‌کندند




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ یکشنبه 15 فروردین 1389 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
معرفی گونه هائی از  موجودات بیگا نه

گونه های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اگر چه ما دسترسی به این موجودات نداریم و ناچار هستیم آنچه را که محققان عالی رتبه در قالب مقالات علمی به ما معرفی می کنند بپذیریم. در اینجا بی طرفانه به ترجمه ی چند گونه ی مشهور این موجودات از مجلات علمی پرداخته ام( نکات داخل پرانتز نوشته ی خودم است)

 پذیرش یا انکار موجودات فضایی به کلی در حیطه ی اختیار خواننده است.


        {و حال آنکه خدا شما را به انواع خلقت و اطوار گوناگون بیافرید.}

                          قرآن کریم سوره ی نوح آیه ی   ۱۴


۱-آناکیم ANAKIM :


 ( نام دیگر آنها الس Els به معنی نژاد بزرگ - در

تورات و قرآن به نام موجودات غول آسا یا نفیلیم NEPHILIM)


نژاد آناکیم گسترده ترین نژاد فضایی است مخصوصا روی زمین تاریخچه ی عظیمی دارند . قد آنها چیزی بین ۳ تا ۴ متر تخمین زده شده است.(اگرچه در آثار پیدا شده از صحرای ربع الخالی در عربستان قد اسکلتهای یافته شده به ۱۲ متر هم رسیده است- ) ظاهرشان بسیار شبیه گونه ی بین المللی انسانی است ( مانند انسانهای زمین) . به همین دلیل برخی از آنها می توانند بدون جلب توجه در میان زمینیان زندگی کنند. چند نمونه از آنها در غارهای زیر شمال و  غرب آمریکای شمالی دیده شده اند از آلاسکا تا حوالی مکزیکو و ثابت شده است که قادر به پروازهای بین ستاره ای هستند.

منبع: تورات - سفر پیدایش (باب ۱۰ آیه ۱۰)

قرآن کریم سوره ی احقاف آیه ۲۶  - سوره ی حجر آیه ۷۳ تا ۷۶ - سوره ی فجر آیه ی ۹ - سوره ی  فجر آیه ۶ و۷ و۸

مجله ی ؛نوابیان کلندر؛ مقاله ی؛  بیگانگان در میان ما ؛سال ۱۹۹۶

 

۲- آنو ناکی ANUNNAKI :


 یکی از چهره های تاریخی نژاد آنو ناکی 

نمرود پادشاه بابل در زمان زندگی حضرت ابراهیم است .


نمرود خدایی را می پرستید به نام آنو ANU  و بر عکس ابراهیم باوری به خدای نا مرئی نداشت. به همین دلیل ابراهیم را وادار کرد به پرستش آنو بپردازد اما ابراهیم نپذیرفت .( معجزه ی رهایی از آتش )  نمرود سازنده ی شهر بابل بود و مهمترین  ساختمانی که در زمان او ساخته شد برج بابل بود . همچنین شهری به احترام آنو ساخت و آن را  -کلنه - به معنی -قلعه ی آنو- نامگذاری کرد.

دومین چهره ی مشهور نژاد آنوناکی داریوش اول پادشاه هخامنشی است.کتیبه هایی با چهره ی داریوش در میان کتیبه های سومر یافت شده است و ترجمه های زکریا سیچین ( یکی از ۳۲ نفری که در دنیا زبان و خط سومری را بلد هستند)نشان می دهد که داریوش و کوروش از مردان آنوناکی بودند که به زمین فرود آمدند و مسئول بخشهایی بودند که  در خاک پارس قرار داشت و به همین جهت به عنوان پادشاه سلطنت کردند.( مقایسه با سرگذشت ذوالقرنین در قرآن سوره ی کهف کاملا مطابقت می کند.)


( توضیح نویسنده : مردم نژاد آنوناکی متعلق به سیاره ای به نام نیبیرو NIBIRU هستند که شکل و مشخصات سیاره از لوحه های آشور و بابل به دست آمده است و نشان می دهد که این سیاره هر ۳۰۰۰ تا ۳۶۰۰ سال یک بار در چرخش خود به دور خورشید از نزدیکی زمین عبور می کند و جاذبه ی نیبیرو سبب طوفانها و تغییرات اساسی در ساختار زمین می شود که برخی دانشمندان وقوع طوفان نوح را به عبور این سیاره از نزدیکی زمین نسبت می دهند .



نیبیرو در راست و زمین در چپ

آنوناکی در زبان سومری به معنی - درخشنده و روشن - است . در تورات (سفر پیدایش)  نام آنها- فرشتگان رانده شده- یا- درخشندگان است که از این لحاظ شباهت با شیاطین رانده شده از بهشت دارند که اتفاقا درخشنده هم بوده اند.

 بنا بر تحقیقات دانشمندانی چون زکریا سیچین -بولی  و کولیر  مردم آنوناکی شباهتی به مردم زمین ندارند.

نژاد آنوناکی در اصطلاح خزنده هستند و پوستی شبیه پوست تمساح دارند . این موجودات در مکانهای بسیار مرطوب زندگی می کنند و علف خوار هستند.


 همانطور که در این کتیبه مشاهده می کنید علامت زرتشتیان در واقع از آرم و علامت آنوناکی گرفته شده است که زرتشتیان او را فروهر می نامند . نام اصلی مرد داخل سفینه آنو است که مرد اولی بود که از سیاره ی نیبیرو پا به زمین گذاشت و دو پسر خود به نامهای انکی ENKI  و انلیل ENLIL را مسئول ایستگاههای فضایی روی زمین کرد.( تورات سفر پیدایش . کتاب هگده و کتاب جوبیلیز ) همچنین در این کتیبه نشانه ی هلال ماه را می بینید که در واقع یکی از خدایان مردم خاور میانه بوده است و تا پیش از بعثت حضرت رسول اکرم در میان اعراب پرستیده می شده است و نام او  اللات AL-LAT است.این علامت پس از فوت حضرت رسول توسط مسلمانان سنی به عنوان علامت اسلام برگزیده شد زیرا هنوز علاقه به بتها و خدایان در میان آنها زنده بود ( و هست شاید!) همچنین علامت ماه و ستاره  یکی دیگر از خدایان مونث اعراب جاهلیت بوده است. در این کتیبه در سمت چپ مردی را به شکل ماهی می بینید که در واقع انلیل است ( خدای آبهای تازه). همانطور که اشاره شد آنوناکی نیاز داشتند که در مکانهای بسیار مرطوب زندگی کنند و همواره در آب یا اطراف آب بودند. از این رو مانند دوزیستان ترسیم شده اند.(نیمی ماهی و نیمی انسان) در سمت راست مردی که ایستاده است از مردم زمین و از پرستندگان آنو و انلیل است. در بین این دو و زیر هلال ماه  رشته ی دی . ان . ای DNA  مشاهده می شود . برخی محققان مانند  فون دانیکن معتقدند که آنوناکی با ایجاد اصلاحات ژنتیکی در ژنهای انسان ساپینس ( انسان غار نشین) او را تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس ( انسان هوشمند و متمدن) کردند . محققانی مانند زکریا و بولی پا را فراتر گذاشته و معتقدند که انلیل به همراه خواهرش الهه ایشتر یا همان نون خورسک آدم و حوا را آفریدند برای اینکه در باغ عدن ( باغهای معلق بابل) خدمت آنها را بکنند. اما نظر شخصی من این است که آنها آزمایشانی روی ژنتیک انسان انجام دادند و احتمالا گونه های جدیدی از انسان را از طریق ترکیب با حیوانات ساختند و همچنین فون دانیکن در کتابهای خود اشاره می کند که موجوداتی مانند ابولهول که نیمی شیر و نیمی انسان هستند یا موجوداتی که در تخت جمشید مشاهده می کنید که نیمی عقاب و نیمی گاو هستند از نتایج همین آزمایشات ژنتیکی بودند که برای کارهای گوناگون استفاده می شدند.

زبان و تمدن سومر توسط آنوناکی به وجود آمد در زمانی حدود ۱۰ تا ۱۲۰۰۰ سال پیش.در آن زمان آب و هوای زمین بسیار مرطوب بود و همه جا پوشیده از درختان عظیم الجثه و دریا بود . آنوناکی در نقاط مختلف زمین هرمهای بزرگ بنا کردند از جمله در مصر - مکزیک- ایران - عراق امروزی و در هندوستان . پس از آن به دلیل تغییرات آب و هوایی زمین و خشک شدن هوا در ۳۶۰۰ پیش از میلاد مجبور به ترک زمین شدند. در ۱۲۰۰ پیش از میلاد دوباره باز گشتند اما باز هم زمین را ترک کردند. 

منبع: کتاب؛ طلسم لویاتان؛ نوشته ی دکتر ملاچی زد یورک

کتاب؛ مارها و هیولاهای پرنده؛ نوشته ی دکتر بولی ۱۹۹۰

کتاب بازدید دوباره از پیدایش نوشته زکریا سیچین

قرآن سوره ی کهف آیه ی ۸۳ تا ۹۸ سوره ی عنکبوت آیه ۲۴-۲۵-۲۶

۳-آتلانز ATLANS  ( مردم آتلانتیس ):


گونه ی شبیه انسان امروزی هستند و گفته می شود که نسبت به مردم زمین خیرخواه می باشند. در شهرهای وسیع زیر زمینی در زیر جنوب برزیل  و نواحی اطراف آن ساکن هستند.

 این شهرهای زیر زمینی روزگاری بخشی از تمدن بزرگ آتلانتیس بودند . مردمی که امروز در این شهر ها زندگی می کنند از نژاد مردم آتلانتیس نیستند و فقط به یادبود مردم قبلی به این نام خوانده می شوند.

مشخص نیست که این نژاد کی و چطور این شهر های زیر زمینی را یافته و در  آن ساکن شدند. این نژاد در شمال آمریکا و سایر قاره ها مشاهده شده اند و دارای دیسکهای پرنده بوده اند . بزرگترین شهر زیر زمینی در آمریکای جنوبی شهری است به نام پوزید  POSID که دارای شبکه ی گسترده ای از کانالهای زیر زمینی است.

(توضیح نویسنده : مردم اصلی آتلانتیس بر اساس شواهد و کتب باقی مانده مخصوصا - لوحه های زمرد-Emerald Tablet که توسط تتTHOTH نوشته شده است زمینی نبودند و از آسمان آمده بودند . همه ی آنها در طوفان غرق شدند به جز اندکی که با قایق خود را به مصر رسانیدند و آن عده هم به راهنمایی تت از پیش از طوفان خبر داشتند که بسیاری محققان تت را با نوح یکی می دانند.)

منبع: کتاب مکانهای اسرار آمیز نوشته ی جرج هانت ویلیلمسن

لوحه های زمرد نوشته ی تت خدای مصر باستان - ترجمه ی دورآل

تاریخچه ی الواح زمرد نوشته ی هولم یارد و نیدهیم ۱۹۸۰

۴-بوتاس BUTTAHS :

 


بوتاس دارای قدرتهای روحی و هوش بالا  هستند و معمولا مسئول ایجاد کابوسهای شبانه و آدم ربایی های شبانه هستند. گونه ی گری GREY از همین گونه می باشند

 . ( توضیح نویسنده : برای اثبات وجود بوتاس و سایر گروههای همراه آنان هیچ نوع مدرک مستندی وجود ندارد . برخوردهای شاهدان همیشه غیر فیزیکی بوده است- این موجودات قدرت تله پاتی دارند - چیزی نمی خورند به جز خون انسان - روح انسان را تحت اختیار خود در می آورند - قادر به نامرئی شدن هستند - از در یا دیوار عبور می کنند  و تکنولوژی ناشناخته ای دارند . این گونه همان موجوداتی هستند که در مقاله ام  با اجنه مقایسه  کردم و احتمال دادم که آنها گروهی از اجنه باشند که با موحودات فضایی اشتباه شده اند. زیرا چیزی به نام جن با مفهومی که ما می شناسیم در غرب وجود ندارد و برای همین احتمال اشتباه بسیار زیاد است.)

بوتاس در گروه خزندگان طبقه بندی می شوند.

۵- کوتوله ها DWARFS :


در شهرهای مختلف آمریکا مشاهده شده اند از جمله شمال کالیفرنیا و شمال شرقی آریزونا و جنوب نیو مکزیکو . کوتوله ها با موجودات کوتوله ی سبز رنگی که در یوفو ها دیده شده اند تقاوت دارند . کوتوله های سبز رنگ از نژاد گری GREY  و خزنده هستند .

کوتوله ها موجودات فیزیکی نیستند و باور بر این است که از مخلوقات اتری ( رقیق و غیر مادی ) هستند که قابلیت ظاهر شدن و غیب شدن دارند. این موجودات با الف ELF تفاوت دارند و ظاهری مانند انسان با قدی بین  ۱۲۰- ۱۵۰ سانتی متر. گفته شده که کوتوله ها در دنیای خود دارای تکنولوژی هوایی و بشقابهای پرنده هستند اما مدرکی به دست نیامده.

منبع: وب سایت www.burlingtonnews.net

۶- الوهیم ELOHIM :


قدیمی ترین نوع انسانهای فضایی هستند . همان نژادی که با نژاد اوریون ORION وارد جنگ شدند ( اوریون همان مردمی هستند که نژاد گری GREY را فریب دادند.)

(توضیح نویسنده : مردم الوهیم بر اساس تحقیقات من بدخواه مردم زمین هستند و در ارتباطاطی که با مردم زمین داشته اند فقط در صدد نابودی اخلاقیات و ایمان مردم زمین بوده اند . مردی به نام رائل در سال ۱۹۷۳ مدئی شد که الوهیم با او تماس گرفته اند و پرده از اسرار خلقت انسان برداشته اند .

رائل مدئی پیامبری است و می گوید مردم الوهیم در هزاران سال پیش در زمین فرود آمدند و انسان را از طریق روش کلونینگ ( شبیه سازی انسان)خلق کردند. همچنین ادعا می کنند که نام الله از نام الوهیم برداشته شده است . 

فرقه ی رائلیسم  (بی خدایی ) هم اکنون از پر طرفدارترین شاخه ها ی کفر است و در تمام کشورهای جهان از جمله ایران دفتر و شعبه ی مرکزی دارد.


الوهیم اما در کتابهای عهد عتیق مانند تورات و هگده اصلا از محبوبیتی برخوردار نیستند و بسیار موجودات بد طینت و خطرناکی برای بشریت بوده اند . به گفته ی کتاب هگده  الوهیم برای مدت طولانی بر کل خاورمیانه و آسیا فرمان راندند و قلعه ها و خانه های غول آسایی بر زمین بنا کردند و غذای آنها خون و گوشت انسان بوده است . آنها انسانها را برده ی خود کرده بودند تا زمانیکه حضرت داوود و سپاهیانش موفق شد جالوت را بکشد که از الوهیم بود و با کمک و همکاری فرعون مصر به نام ام هوتپ موفق شدند که الوهیم را نابود کنند.

آثار قلعه ها و جاده هایی که الوهیم در سرتاسر صحرای سینا بنا کرده بودند امروزه قابل روئیت و بازدید می باشد.)

منبع : کتاب جوبیلیز

- تورات  سفر خروج  

- وب سایت راءلیسم-

قرآن سوره ی بقره آیه ۲۴۶ تا ۲۵۱



 

پذیرش یا انکار موجودات فضایی به کلی در حیطه ی اختیار خواننده است.

              {و حال آنکه خدا شما را به انواع خلقت و اطوار گوناگون بیافرید.}

                                       قرآن کریم سوره ی نوح آیه ی ۱۴

۷- لیران Lyrans : 


 ساکنین سیاره ای به نام لیرا (در صورت فلکی لیرا) بودند که شباهتهای فراوانی با زمین داشت و به زمین دوم مشهور بود و گفته شده که مردم  زمین  هم از خویشان مردم لیرا هستند. مردم لیرا به تکنولوژی سفرهای فضایی و سفر در ابعاد دیگر جهان دست یافتند ولی همین مساله سبب جنگهای خونین و تکه تکه شدن سیاره شد.فدراسیون کهکشانی موفق شد تعدادی از مردمرا نجات داده و آنها را به نقاط زیر منتقل کردند:

 به صورت فلکی پلیآد Pleiades در سیاره ای به همین نام ,

 به صورت فلکی تران Terranدر سیاره ای به نام هیادسHyades و به

 سیاره ای به نام وگاVega  در صورت فلکی لیرا .

 منبع : ما نیبیرو هستیم نوشته ی جلیلا استار

برلینگتون نیوز

۸-مریخی ها Martians : 


سکنه ی سیاره ی مریخ از دو گونه هستند انسان نما و غیر انسان نما. دو قمر مریخ به نامهای فوبوس Phobos و دیموس Deimos هم قابل سکونت بوده و هم سکنه دارند . اگرچه هر دو قمر مصنوعی هستند.

در گذشته ی دور هم مریخ و هم ماههایش مکان زیباتری برای سکونت بودند اما یک طوفان خرده سیاره ای سطح آنها را بسیار غیر قابل سکونت کرده است.این طوفان خرده سیاره ای ناشی از انفجار سیاره ای بین مریخ و مشتری بود که سبب پاشیده شدن تکه های سیاره به روی مریخ شد.

روی سطح مریخ همان اهرام و ساختارهایی وجود دارد که توسط آنوناکی Annunaki روی زمین ساخته شده است مانند اهرام مصر و مکزیک و آرامگاههای پادشاهان آنوناکی بر روی مریخ و قمرهایش واقع شده است.(برای آنوناکی رجوع کنید به قسمت اول همین مقاله).ساختار صورت که روی سطح مریخ است توسط ناسا انکار شد و ادعا شد که فقط خطای دید بوده است . اما حقیقت این است که آن صورت آرامگاه انلیل یکی از مردم آنوناکی است و در کنار آن آرامگاهها و قبرهای فراوانی مانند اهرام مصر وجود دارند.عکس هرمها توسط سفینه های ناسا انداخته شد و سالها پیش از انتشار خبر در کتابهای ستاره شناسی به چاپ رسید.


 هرم روی مارس -عکس از ناسا چاپ شده در سال ۱۹۷۱ در کتاب تحقیقاتی ناسا.

این عکس نمای کاملی از صحرای سیدون در مریخ را نشان می دهد که ساختارهای هرمی شکل به وضوح دیده می شوند.همچنان انکار می کنید؟

منبع: نامه های از آندرومدا نوشته ی آلکس کولیر

مارها و اژدها های پرنده نوشته دکتر بولی

۹- ناگا NAGAS :


مردم نژاد ناگا از گونه ی خزنده گان هستند و در سراسر دنیا حتی تا به امروز پرستش می شوند.مقر اصلی ناگا در هندوستان امروزی است جایی که سمبل ناگا مار کبری می باشد.در متون باستانی به آنها " مردم مارمولک شکل " "خزنده"و "هومو-سائوروس"هم گفته شده.

مردم ناگا یکی دیگر از گونه های فضایی هستند که شباهتهای فراوانی با اجنه دارند و قادر به تغییر شکل و پرواز و تسخیر روح انسانها هستند.

رنگ پوستشان  کمی سبز  و اندکی فلس دار است و قامتشان به ۲ متر می رسد.دانشمندان معتقدند که این گونه خزندگانی بودند که به دلیل جهشهای ژنتیکی در هزاران سال پیش دارای هوش و توانایی های پیشرفته شدند.بعضی مردم ناگا هنوز هم دم دارند و تعداد کودکانی که در هندوستان با دم به دنیا می آیند بسیار زیاد است.

 کودک دم دار

گفته می شود که جد این موجودات از نژاد سوری هستند .ساکنان سیاره ای به نام سااوروسSaurus.

ناگا ها مردمی بودند که یوگا را به وجود آوردند .

در زمان تولد سیدارتها (بودا) بالای سر او ظاهر شدند.

چاه معروف ششنا Sheshna در شهر بنارس هند تونلی است به شهرهای زیر زمینی ناگا که در کتاب حماسی مهابهاراتا بارها به آن اشاره شده است.

ناگا  در لغت به معنی اژدها و همان نژاد اژدها گونه است که پادشاه ایران آژی دهاک از آن دسته بود.

منبع: شاهنامه فردوسی - مهابهارات -  برلینگتون نیوز

نویسنده مقاله: خانم شیر ین استری




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ دوشنبه 20 مهر 1388 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

 گونه های شنا خته شده فر ازمینی  


 
 
 (( قسمت دوم )) 
 
 
 جمعه 27 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 2:28 PM
 

منبع و نویسنده این مقاله: وب سایت سر کار خانم شیر ین اشتری

همانطور که در ۴ قسمت قبل گفتیم  فضایی ها فقط موجوداتی با ظاهر عجیب و غریب نیستند بلکه گونه های مختلف انسانی هم دارند مانند "پلیادیان" و " آندرومدا"  . اما اینکه تا چه حد این جزئیات دقیق و صحیح هستند بر من هم معلوم نیست و حتی  احتمال هم می دهم که بخش عظیمی از این اطلاعات دستکاری شده باشد. ولی در هر حال دانستن  این مسائل بهتر از ندانستن آن است  و صحت آن هم به مرور زمان و با مطالعات بیشتر معلوم خواهد شد. 

اساس مطلب این است که موجودات فضایی وجود دارند و این شاید به بسیاری از شما  ثابت شده باشد. اما قبول کردن حضور این موجودات ناشناخته حال چه فضایی و چه فرشتگان و جنیان یک مسئله ی شخصی  است که باید با احتیاط با آن برخورد کرد.

در طول این ۶ سال که از آغاز وبلاگ می گذرد واکنش خوانندگان من از چند حالت خارج نبوده است:

برخی صرفا به دلیل ترس ترجیح می دهند آنها را انکار کنند و برخی دیگر اصلا اهمیتی نمی دهند که چه در دنیا و کائنات می گذرد.  گروهی هم هستند که از هر دانش و اطلاعاتی استقبال کرده و به قول معروف خود را با پیشرفتها و اخبار روز هماهنگ می کنند.

نکته ی اساسی در تحقیقات ماورائی این است که باید هر روز منتظر چیز جدیدی بود و هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری می شود نظر و عقیده هم باید مطابق با آن تغییر کند. مثلا اینجانب در ابتدای شروع کارم همیشه طرفدار موجودات فضایی بودم و گمانم بر این بود که این افراد فقط خیرخواه ما هستند اما در طول ۵ سال به مرور دریافتم که اشتباه می کردم و بیشتر این موجودات بدخواه ما هستند.

 اگر شما به پستهای قبلی من رجوع کنید کاملا متوجه این تغییر عقیده ناگهانی من می شوید که البته برای آن دلایل محکمی هم دارم!

  خوانندگان گرامی هم برای اینکه توجیه شوند نباید فقط به این مختصر مقالات بسنده کنند بلکه باید خود به جستجوی حقیقت بپردازند.زیرا هرچه شما امروز یاد می گیرید شخصیت فردای شما را می سازد و هرچه بیشتر و سریعتر یاد بگیرید راحتتر قادر به هضم واقعیتها خواهید بود. این هیچ ارتباطی با فضایی ها ندارد و شامل تمام زمینه های علمی و دینی می شود. افرادی که با تکیه بر تحقیقات دقیق و مستندات جلو می روند هرگز دچار شک و تردید در راه خود نخواهند شد زیرا برای هر سوالی جواب منطقی خواهند یافت اما در عوض افرادی که فقط به حرف این و آن گوش می دهند و هیچ نظری از خود ندارند هر روز جهت عوض کرده و هیچ وقت هم نمی دانند که بر کدام عقیده هستند.

Pleiadians - Quetzal

Pleiadians - Semjase

Pleiadians - Ptaah

Pleiadians - Sfath

 

((تصویر مو جو داتی که خود را سا کنان پلیادیان معرفی کرده و با اقای بیلی مایر در ار تبا طند))

پلیادیان:

 پلیادز انسانهایی از نژادهای گوناگون هستند که در یک سیستم ستاره ای جمع شده اند. اگرچه قبلا در مورد این نژاد صحبت کرده ایم اما مسائل مهم و ضروری در ارتباط با این نژاد وجود دارد که باید دقیق تر بررسی کنیم.

محل زندگی:

هفت ستاره در سیستم ستاره ای تااوروس TAURUSبه فاصله ۴۲۰ سال نوری از زمین. نام این هفت ستاره ی پلیادز چنین است :

۱-تای گیتاTaygeta   

2-مایا  Maya  

3-   کو ای لا Coela        

4-اطلس Atlas

5-  میروپMerope   

6-    الکترا Ellectra  

7-  آلکوین Alcoyne

مردم پلیادز ساکن سیاره ی  "ایررا " Erra هستند که تقریبا به بزرگی زمین است و به دور خورشید ( تای گیتا ) می گردد.

سایر مردم پلیادز در سیارات  "سیمجاس" Semjase -  "پتاه"Ptah  و  "کو اتزال" Quetzal زندگی می کنند.

تاریخچه:

 در حدود ۲۲۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مردم پلیاد منظومه شمسی را کشف کردند و  سیاره ی زمین را به عنوان پایگاه ماموریت خود برگزیدند.

فدراسیون کهکشانی به  پلیادز اجازه داد تا با مردم زمین مخلوط شوند اما فقط در سرزمینهای بالی - هاوایی- سا اوما و هندوستان.

تمدنها آمدند و رفتند  جنگها  و فجایع روی زمین اتفاق افتاد و دوره های صلح امیز همگی گذشتند و مردم پلیادز در کنار مردم زمین زندگی کردند . تمدنهایی مثل مایا - اینکا و لموریا همگی توسط پلیادز به وجود آمدند. اما ۱۰ سال پس از میلاد پلیادیان زمین را ترک کردند زیرا در سیاره خود به صلح دست یافته بودند.

قبل از ترک زمین پلیادیان یک رهبر معنوی را برای زمین برگزیدند به نام امانوئل که بعدها نامش مسیح شد. پدر مسیح یک پلیادی به نام گابریل بود و مادرش مریم از بازماندگان مردم سیاره لیران بود.

اما تکامل زمین همچنان زیر نظر و راهنمایی های پلیادز است و در آینده نزدیک پلیادیان قرار است که مردم زمین را به آگاهی برسانند!

سیاره پلیادیان به نام ایررا دارای ۴۰۰۰۰۰ نفر سکنه است. آنها با تله پاتی با هم تماس می گیرند و نیازی به ابزاری مانند تلفن ندارند و برای مسافرت از یک سیستم خاص به نام تیوپ استفاده می کنند.

علف خوار هستند اما گاهی هم گوشت می خورند. هیچ مشکل بیماری یا مریضی ندارند چون سلامت بدن را با نیروی ذهنی خود کنترل می کنند. عمر متوسط یک پلیادی ۷۰۰ سال است.

در سیاره آنها چیزی به نام واحد پول وجود ندارد بلکه آنها تمام منابع را به طور شراکتی استفاده می کنند. همه چیز به طور مجانی به مردم داده می شود بر اساس خدمتی که به جامعه می کنند.

پلیادیان در سفینه هایی به نام  "ارابه ی نور" مسافرت می کنند و این سفینه ها سایزهای مختلفی دارند. ارابه نور قدرت پرواز بین ستاره ای دارد و می تواند میلیاردها کیلومتر را در کمتر از یک ثانیه طی کند. به این ترتیب مسافرت از سیاره ایررا به زمین برای آنها ۷ ساعت طول می کشد.

بیلی مایر

 

نکته: طبق وعده هایی که مردم پلیاد به بیلی مایر داده بودند قرار بود زمین در سال ۲۰۰۰ میلادی نابود شود و آنها  قول داده بودند ارابه های نور خود را  به زمین بفرستند تا بازمانده های مردم زمین را از سیل و زلزله و پایان دنیا نجات دهند! همانطور که گفتم گذر زمان بسیاری از دروغها را آشکار می کنند! 

یکی از پر سرو صداترین شاهدانی که مدعی است پلیادیان با او تماس گرفته اند بیلی مایر است که از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۲ با آنها تماس داشته. بنا به اظهارات او زنی به نام سامجاسی ابتدا از طریق تله پاتی و سپس به طور فیزیکی با او تماس گرفته و گفتگوهای آنها در چند کتاب چاپ شده است.

مشکلات این عقیده :

در چند پست قبلی گفتیم که یک فضایی به نام " اشتر  شران" هم در گذشته و هم امروز با مردم زمین تماس میگیرد و خودش را پسر عیسی معرفی می کنند و خبر از نابودی زمین می دهد. دروغهایی که این افراد گفته اند فقط با مطالعه تاریخ برملا می شود. هیچ یک از پیشگوییها و تعاریفی که این موجودات ناشناخته برای ما فرستاده اند تا کنون به حقیقت نپیوسته. تمامی گفته های آنها به جز دروغ چیزی نبوده و تنها هدف آنها هم گمراه کردن انسانها و زیر سوال بردن ایمان به یکتایی خداست.

همانطور که گفتم علی رغم اینکه خودم با برخی از این موجودات برخورد داشته ام نسبت به گفته های آنها شکاک هستم .بسیاری از خوانندگان مایل بودند چگونگی ارتباط مرا با این موجودات بدانند اما سودی در بیان آن نیست چون من قصد ندارم مانند بیلی مایر و آلکس کولیر از این موجودات تقلید کنم.بلکه من راه خود را خودم انتخاب می کنم و هیچ موجودی حق ندارد به من بگوید چکاری باید بکنم. به نظر من این بسیار مهم است که انسان در هر شرایطی به هیچ موجودی ایمان قطعی نداشته باشد به جز آفریدگار یکتا.

 اگرچه باور به خدای یکتا خودش باید از روی منطق و دلیل باشد و نه صرفا یک ایمان بچه گانه. زیرا ایمانی که بدون پشتوانه عقل باشد خیلی زود کمرنگ می شود و جای خود را به باورهای خرافی می دهد.

همه چیز به هم گره می خورد:

گفتیم که مردم پلیادز مدعی هستند عیسی مسیح (امانوئل) را آنها تولید کرده اند و برای برقراری صلح در زمین جای دادند و پس از آنکه ماموریت او به اتمام رسید او را به سیاره ی خود بردند.

این مسئله زمانی جذاب می شود که به نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی نگاه کنیم.

 

نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی ((به سفینه پشت ر مر یم مقدس تو جه کنید))

 

نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی ((به سفینه پشت ر مر یم مقدس تو جه کنید))

 

((غسل تعمید عیسی مسیح))

 

((غسل تعمید عیسی مسیح))

در تمام این تابلوهای نقاشی تصویر سفینه های نورانی در آسمان بر بالای سر عیسی و مریم به چشم می خورد ! پس آیا این صحت دارد که مسیح فردی زمینی نبوده و قدرتهای خارق العاده اش برای زنده کردن مردگان و شفای کوران از ژنهای متفاوت او بر می خاسته ؟ و آیا این حقیقت دارد که جبرئیلی که قرآن از او نام می برد در واقع مردی از سیاره پلیادز بوده ؟

جواب این پرسشها را به همراه ترجمه ای از داستان شاهزاده نانار در پست بعدی بخوانید.


اما این فقط پلیادیان نیستند که چنین ادعایی دارند !
سیاره  نیبیرو  اسمی آشنا برای خوانندگان این وب لاگ است چون بارها از آن سخن گفته ایم.
مردم نیبیرو نیز مدعی هستند که عیسی مسیح را آنها ساخته و به زمین آورده اند . شرح کامل این ماجرا در طرح شاهزاده نانار خواهد آمد!

اما فقط پلیادیان و نیبیروها چنین ادعایی ندارند بلکه گروههای متعددی از موجودات عوالم غیب که گاهی هم خود را  فضایی معرفی می کنند حرفهایی مشابه می زنند و برخی از آنها مانند  اشتر  چیزهای جدید هم به آن اضافه می کنند.  اگر چه قبلا اشاره شده است اما ضرر ندارد که یادآوری کنیم   اشتر  و گروه عظیمی که مطیع او هستند در مورد عیسی مسیح چنین می گویند :

؛نام اصلی او ساناندا است و نه مسیح . او تنها پسر خدا نیست بلکه خدا فرزندان دیگری هم دارد که به زمین نفرستاده است . ساناندا چندین بار روی زمین متولد شده و مرده است و چند نمونه آن تولد به صورت کریشنا = خدای هند باستان  و سنت کومارا = از بزرگان هند باستان بوده است.
ساناندا در جهان ما در بعدی بالا ( ۱۰ یا ۱۱ ) زندگی می کند و ازدواج کرده پسری به نام پتاه هم دارد . ساناندا فرمانده کل نیروهای غیبی منظومه شمسی است که در پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی به نجات مردمی خواهد آمد که فقط به او ایمان دارند. ؛!!!

اینجا است که همه چیز به هم گره می خورد و نارسایی  گفته های این موجودات آشکار می شود.
اینکه هر کدام از این دسته ها به دنبال فریب دادن ما هستند و نه کمک کردن به ما .
دیگر اینکه حرفهای ضد و نقیضشان حاکی از بی اطلاعی خودشان نیز هست .
البته می توان احتمال داد که افرادی مانند بیلی مایر و آلکس کولیر و یا زکریا سیچین فقط بیماران روانی هستند که چرندیات مغزی خود را به صورت پیامهایی از فضا منتشر می کنند.  اما تا جایی که به من مربوط می شود این موجودات وجود دارند و شاید فقط درصد کمی از این مدعیان بیماران روانی و چند شخصیتی باشند.
سوال بعدی که مطرح می شود این است که پس چرا و چگونه هر گروه و دسته ای حرفی می زنند و سوال دیگری که چند نفر پرسیده بودند اینکه" پس چرا با ما تماس نگرفته اند "؟
برای همه این سوالات جوابهایی وجود دارد که در قسمت بعدی به آنها خواهیم پرداخت. انشاءالله.

 

منبع:وب سایت سر کار خانم شیر ین اشتری




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ دوشنبه 20 مهر 1388 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

مو جو دات شنا خته شده فر ازمینی   



معرفی گونه های فضایی (۱)


مطالب این بحث قبلا در جایی نوشته با ترجمه نشده است و بر پایه ی تحقیقات شخصی نویسنده ی بحث ((سر کار خا نم شیر ین اشتری))می باشد. منابع در انتهای هر مقاله ذکر شده است.

گونه های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اگر چه ما دسترسی به این موجودات نداریم و ناچار هستیم آنچه را که محققان عالی رتبه در قالب مقالات علمی به ما معرفی می کنند بپذیریم. در اینجا بی طرفانه به ترجمه ی چند گونه ی مشهور این موجودات از مجلات علمی پرداخته ام( نکات داخل پرانتز نوشته ی خودم است)

 پذیرش یا انکار موجودات فضایی به کلی در حیطه ی اختیار خواننده است.

        {و حال آنکه خدا شما را به انواع خلقت و اطوار گوناگون بیافرید.}

                          قرآن کریم سوره ی نوح آیه ی ۱۴

۱- آناکیم ANAKIM : ( نام دیگر آنها الس Els به معنی نژاد بزرگ - در تورات و قرآن به نام موجودات غول آسا یا نفیلیم NEPHILIM)

و ما به آنها [= قوم عاد ]قدرتى دادیم كه به شما ندادیم، و براى آنان گوش و چشم و عقل قرار دادی احقاف آیه ۲۶    آیا ندیدى پروردگار تو با قوم عاد چه كرد؟ (آن قوم بلند قامت)، * و داراى عمارت هاى مرتفع، * آن قوم و قبیله اى كه مثل و مانند آنها در شهرها آفریده نشده بود».(2)فجر

نژاد آناکیم گسترده ترین نژاد فضایی است مخصوصا روی زمین تاریخچه ی عظیمی دارند . قد آنها چیزی بین ۳ تا ۴ متر تخمین زده شده است.(اگرچه در آثار پیدا شده از صحرای ربع الخالی در عربستان قد اسکلتهای یافته شده به ۱۲ متر هم رسیده است- ) ظاهرشان بسیار شبیه گونه ی بین المللی انسانی است ( مانند انسانهای زمین) . به همین دلیل برخی از آنها می توانند بدون جلب توجه در میان زمینیان زندگی کنند. چند نمونه از آنها در غارهای زیر شمال و  غرب آمریکای شمالی دیده شده اند از آلاسکا تا حوالی مکزیکو و ثابت شده است که قادر به پروازهای بین ستاره ای هستند.

منبع: تورات - سفر پیدایش (باب ۱۰ آیه ۱۰)

قرآن کریم سوره ی احقاف آیه ۲۶  - سوره ی حجر آیه ۷۳ تا ۷۶ - سوره ی فجر آیه ی ۹ - سوره ی  فجر آیه ۶ و۷ و۸

مجله ی ؛نوابیان کلندر؛ مقاله ی؛  بیگانگان در میان ما ؛سال ۱۹۹۶

 

۲- آنو ناکی ANUNNAKI : یکی از چهره های تاریخی نژاد آنو ناکی  نمرود پادشاه بابل در زمان زندگی حضرت ابراهیم است .

 به اندازه و قا مت شاه و مردم عادی تو جه کنید و ستو نی که بر ای مقایسه و در ک قا مت شاه در کنار او قر ار دارد

((جثه ی پادشاه را با سکنه ی اصلی ایران مقایسه کنید .))

نمرود خدایی را می پرستید به نام آنو ANU  و بر عکس ابراهیم باوری به خدای نا مرئی نداشت. به همین دلیل ابراهیم را وادار کرد به پرستش آنو بپردازد اما ابراهیم نپذیرفت .( معجزه ی رهایی از آتش )  نمرود سازنده ی شهر بابل بود و مهمترین  ساختمانی که در زمان او ساخته شد برج بابل بود . همچنین شهری به احترام آنو ساخت و آن را  -کلنه - به معنی -قلعه ی آنو- نامگذاری کرد.

دومین چهره ی مشهور نژاد آنوناکی داریوش اول پادشاه هخامنشی است.کتیبه هایی با چهره ی داریوش در میان کتیبه های سومر یافت شده است و ترجمه های زکریا سیچین ( یکی از ۳۲ نفری که در دنیا زبان و خط سومری را بلد هستند)نشان می دهد که داریوش و کوروش از مردان آنوناکی بودند که به زمین فرود آمدند و مسئول بخشهایی بودند که  در خاک پارس قرار داشت و به همین جهت به عنوان پادشاه سلطنت کردند.( مقایسه با سرگذشت ذوالقرنین در قرآن سوره ی کهف کاملا مطابقت می کند.)


( توضیح نویسنده : مردم نژاد آنوناکی متعلق به سیاره ای به نام نیبیرو NIBIRU هستند که شکل و مشخصات سیاره از لوحه های آشور و بابل به دست آمده است و نشان می دهد که این سیاره هر ۳۰۰۰ تا ۳۶۰۰ سال یک بار در چرخش خود به دور خورشید از نزدیکی زمین عبور می کند و جاذبه ی نیبیرو سبب طوفانها و تغییرات اساسی در ساختار زمین می شود که برخی دانشمندان وقوع طوفان نوح را به عبور این سیاره از نزدیکی زمین نسبت می دهند .)

نیبیرو در راست و زمین در چپ

آنوناکی در زبان سومری به معنی - درخشنده و روشن - است . در تورات (سفر پیدایش)  نام آنها- فرشتگان رانده شده- یا- درخشندگان است که از این لحاظ شباهت با شیاطین رانده شده از بهشت دارند که اتفاقا درخشنده هم بوده اند.

 بنا بر تحقیقات دانشمندانی چون زکریا سیچین -بولی  و کولیر  مردم آنوناکی شباهتی به مردم زمین ندارند.

نژاد آنوناکی در اصطلاح خزنده هستند و پوستی شبیه پوست تمساح دارند . این موجودات در مکانهای بسیار مرطوب زندگی می کنند و علف خوار هستند.

 

برخی محققان مانند  فون دانیکن معتقدند که آنوناکی با ایجاد اصلاحات ژنتیکی در ژنهای انسان ساپینس ( انسان غار نشین) او را تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس ( انسان هوشمند و متمدن) کردند

همانطور که در این کتیبه مشاهده می کنید علامت زرتشتیان در واقع از آرم و علامت آنوناکی گرفته شده است که زرتشتیان او را فروهر می نامند . نام اصلی مرد داخل سفینه آنو است که مرد اولی بود که از سیاره ی نیبیرو پا به زمین گذاشت و دو پسر خود به نامهای انکی ENKI  و انلیل ENLIL را مسئول ایستگاههای فضایی روی زمین کرد.( تورات سفر پیدایش . کتاب هگده و کتاب جوبیلیز ) همچنین در این کتیبه نشانه ی هلال ماه را می بینید که در واقع یکی از خدایان مردم خاور میانه بوده است و تا پیش از بعثت حضرت رسول اکرم در میان اعراب پرستیده می شده است و نام او  اللات AL-LAT است.این علامت پس از فوت حضرت رسول توسط مسلمانان سنی به عنوان علامت اسلام برگزیده شد زیرا هنوز علاقه به بتها و خدایان در میان آنها زنده بود ( و هست شاید!) همچنین علامت ماه و ستاره  یکی دیگر از خدایان مونث اعراب جاهلیت بوده است. در این کتیبه در سمت چپ مردی را به شکل ماهی می بینید که در واقع انلیل است ( خدای آبهای تازه). همانطور که اشاره شد آنوناکی نیاز داشتند که در مکانهای بسیار مرطوب زندگی کنند و همواره در آب یا اطراف آب بودند. از این رو مانند دوزیستان ترسیم شده اند.(نیمی ماهی و نیمی انسان) در سمت راست مردی که ایستاده است از مردم زمین و از پرستندگان آنو و انلیل است. در بین این دو و زیر هلال ماه  رشته ی دی . ان . ای DNA  مشاهده می شود . برخی محققان مانند  فون دانیکن معتقدند که آنوناکی با ایجاد اصلاحات ژنتیکی در ژنهای انسان ساپینس ( انسان غار نشین) او را تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس ( انسان هوشمند و متمدن) کردند . محققانی مانند زکریا و بولی پا را فراتر گذاشته و معتقدند که انلیل به همراه خواهرش الهه ایشتر یا همان نون خورسک آدم و حوا را آفریدند برای اینکه در باغ عدن ( باغهای معلق بابل) خدمت آنها را بکنند. اما نظر شخصی من این است که آنها آزمایشانی روی ژنتیک انسان انجام دادند و احتمالا گونه های جدیدی از انسان را از طریق ترکیب با حیوانات ساختند و همچنین فون دانیکن در کتابهای خود اشاره می کند که موجوداتی مانند ابولهول که نیمی شیر و نیمی انسان هستند یا موجوداتی که در تخت جمشید مشاهده می کنید که نیمی عقاب و نیمی گاو هستند از نتایج همین آزمایشات ژنتیکی بودند که برای کارهای گوناگون استفاده می شدند.

زبان و تمدن سومر توسط آنوناکی به وجود آمد در زمانی حدود ۱۰ تا ۱۲۰۰۰ سال پیش.در آن زمان آب و هوای زمین بسیار مرطوب بود و همه جا پوشیده از درختان عظیم الجثه و دریا بود . آنوناکی در نقاط مختلف زمین هرمهای بزرگ بنا کردند از جمله در مصر - مکزیک- ایران - عراق امروزی و در هندوستان . پس از آن به دلیل تغییرات آب و هوایی زمین و خشک شدن هوا در ۳۶۰۰ پیش از میلاد مجبور به ترک زمین شدند. در ۱۲۰۰ پیش از میلاد دوباره باز گشتند اما باز هم زمین را ترک کردند.

منبع: کتاب؛ طلسم لویاتان؛ نوشته ی دکتر ملاچی زد یورک

کتاب؛ مارها و هیولاهای پرنده؛ نوشته ی دکتر بولی ۱۹۹۰

کتاب بازدید دوباره از پیدایش نوشته زکریا سیچین

قرآن سوره ی کهف آیه ی ۸۳ تا ۹۸ سوره ی عنکبوت آیه ۲۴-۲۵-۲۶


۳-آتلانز ATLANS  ( مردم آتلانتیس ):

گونه ی شبیه انسان امروزی هستند و گفته می شود که نسبت به مردم زمین خیرخواه می باشند. در شهرهای وسیع زیر زمینی در زیر جنوب برزیل  و نواحی اطراف آن ساکن هستند.

 این شهرهای زیر زمینی روزگاری بخشی از تمدن بزرگ آتلانتیس بودند . مردمی که امروز در این شهر ها زندگی می کنند از نژاد مردم آتلانتیس نیستند و فقط به یادبود مردم قبلی به این نام خوانده می شوند.

مشخص نیست که این نژاد کی و چطور این شهر های زیر زمینی را یافته و در  آن ساکن شدند. این نژاد در شمال آمریکا و سایر قاره ها مشاهده شده اند و دارای دیسکهای پرنده بوده اند . بزرگترین شهر زیر زمینی در آمریکای جنوبی شهری است به نام پوزید  POSID که دارای شبکه ی گسترده ای از کانالهای زیر زمینی است.

(توضیح نویسنده : مردم اصلی آتلانتیس بر اساس شواهد و کتب باقی مانده مخصوصا - لوحه های زمرد-Emerald Tablet که توسط تتTHOTH نوشته شده است زمینی نبودند و از آسمان آمده بودند . همه ی آنها در طوفان غرق شدند به جز اندکی که با قایق خود را به مصر رسانیدند و آن عده هم به راهنمایی تت از پیش از طوفان خبر داشتند که بسیاری محققان تت را با نوح یکی می دانند.)

منبع: کتاب مکانهای اسرار آمیز نوشته ی جرج هانت ویلیلمسن

لوحه های زمرد نوشته ی تت خدای مصر باستان - ترجمه ی دورآل

تاریخچه ی الواح زمرد نوشته ی هولم یارد و نیدهیم ۱۹۸۰

۴-بوتاس BUTTAHS :

بوتاس دارای قدرتهای روحی و هوش بالا  هستند و معمولا مسئول ایجاد کابوسهای شبانه و آدم ربایی های شبانه هستند. گونه ی گری GREY از همین گونه می باشند

 . ( توضیح نویسنده : برای اثبات وجود بوتاس و سایر گروههای همراه آنان هیچ نوع مدرک مستندی وجود ندارد . برخوردهای شاهدان همیشه غیر فیزیکی بوده است- این موجودات قدرت تله پاتی دارند - چیزی نمی خورند به جز خون انسان - روح انسان را تحت اختیار خود در می آورند - قادر به نامرئی شدن هستند - از در یا دیوار عبور می کنند  و تکنولوژی ناشناخته ای دارند . این گونه همان موجوداتی هستند که در مقاله ام  با اجنه مقایسه  کردم و احتمال دادم که آنها گروهی از اجنه باشند که با موحودات فضایی اشتباه شده اند. زیرا چیزی به نام جن با مفهومی که ما می شناسیم در غرب وجود ندارد و برای همین احتمال اشتباه بسیار زیاد است.)

بوتاس در گروه خزندگان طبقه بندی می شوند.

۵- کوتوله ها DWARFS :

در شهرهای مختلف آمریکا مشاهده شده اند از جمله شمال کالیفرنیا و شمال شرقی آریزونا و جنوب نیو مکزیکو . کوتوله ها با موجودات کوتوله ی سبز رنگی که در یوفو ها دیده شده اند تقاوت دارند . کوتوله های سبز رنگ از نژاد گری GREY  و خزنده هستند .

کوتوله ها موجودات فیزیکی نیستند و باور بر این است که از مخلوقات اتری ( رقیق و غیر مادی ) هستند که قابلیت ظاهر شدن و غیب شدن دارند. این موجودات با الف ELF تفاوت دارند و ظاهری مانند انسان با قدی بین  ۱۲۰- ۱۵۰ سانتی متر. گفته شده که کوتوله ها در دنیای خود دارای تکنولوژی هوایی و بشقابهای پرنده هستند اما مدرکی به دست نیامده.

منبع: وب سایت www.burlingtonnews.net

۶- الوهیم ELOHIM :

قدیمی ترین نوع انسانهای فضایی هستند . همان نژادی که با نژاد اوریون ORION وارد جنگ شدند ( اوریون همان مردمی هستند که نژاد گری GREY را فریب دادند.)

(توضیح نویسنده : مردم الوهیم بر اساس تحقیقات من بدخواه مردم زمین هستند و در ارتباطاطی که با مردم زمین داشته اند فقط در صدد نابودی اخلاقیات و ایمان مردم زمین بوده اند . مردی به نام رائل در سال ۱۹۷۳ مدئی شد که الوهیم با او تماس گرفته اند و پرده از اسرار خلقت انسان برداشته اند .

رائل مدئی پیامبری است و می گوید مردم الوهیم در هزاران سال پیش در زمین فرود آمدند و انسان را از طریق روش کلونینگ ( شبیه سازی انسان)خلق کردند. همچنین ادعا می کنند که نام الله از نام الوهیم برداشته شده است .

فرقه ی رائلیسم  (بی خدایی ) هم اکنون از پر طرفدارترین شاخه ها ی کفر است و در تمام کشورهای جهان از جمله ایران دفتر و شعبه ی مرکزی دارد.

 

الوهیم اما در کتابهای عهد عتیق مانند تورات و هگده اصلا از محبوبیتی برخوردار نیستند و بسیار موجودات بد طینت و خطرناکی برای بشریت بوده اند . به گفته ی کتاب هگده  الوهیم برای مدت طولانی بر کل خاورمیانه و آسیا فرمان راندند و قلعه ها و خانه های غول آسایی بر زمین بنا کردند و غذای آنها خون و گوشت انسان بوده است . آنها انسانها را برده ی خود کرده بودند تا زمانیکه حضرت داوود و سپاهیانش موفق شد جالوت را بکشد که از الوهیم بود و با کمک و همکاری فرعون مصر به نام ام هوتپ موفق شدند که الوهیم را نابود کنند.

آثار قلعه ها و جاده هایی که الوهیم در سرتاسر صحرای سینا بنا کرده بودند امروزه قابل روئیت و بازدید می باشد.)

منبع : کتاب جوبیلیز

- تورات  سفر خروج 

- وب سایت راءلیسم-

قرآن سوره ی بقره آیه ۲۴۶

 

منبع:بر پایه ی تحقیقات شخصی نویسنده ی بحث ((سر کار خا نم شیر ین اشتری




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ دوشنبه 20 مهر 1388 ] [ 01:50 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
بر خورد نزدیک از نوع سوم

جیسون آندرو 11 ساله بود که راز ترسناکش را فاش کرد.این اتفاق در یک روز جمعه در سال1995 میلادی افتاد. جیسون به همراه خانواده اش در حال تماشای یک برنامه ی تلوزیونی بودند. برنامه درباره ی مردی بود که با حافظه اش دچار مشکل شده بود. او میگفت : گاهی حالتی برایم پیش می آید و انگار ساعت هایی از حافظه ام پاک میشود.

ناگهان جیسون از جایش پرید و فریاد زد : این مرد باید از اینکه نمیتواند آن ساعت ها را به یاد بیاورد خوشحال باشد! پسر در حالی که گریه میکرد فریاد زد : متوجه نمی شوید؟! این مرد که در تلوزیون میبینیدش به وسیله ی موجودات فضایی ربوده شده است!

سپس برای پدر و مادرش تعریف کرد که او هم چند بار توسط موجودات فضایی دزدیده شده است موجوداتی که اصلا شبیه موجودات زمینی نبودند. با وجودی که موجودات فضایی مدام حافظه ی جیسون را پاک می کردند اما جیسون چیزهایی را به یاد می آورد. او میگوید ابتدا نور زیادی به چشم هایم می خورد و سپس موجودات فضایی وارد میشدند و مرا با خود به یک سالن بزرگ میبردند. وقتی مرا بلند میکردند انگشتان آنها را می دیدم انگشتانشان باریک و بلند بود و بند های درشتی استخوان هایشان را به هم وصل کرده بود موجودات فضایی پسر را آزمایش می کردند سپس او را به اتاقش باز میگرداندند.

پدر و مادر جیسون حرف های پسرشان را باور کردند. مادر او درباره ی این ماجرای عجیب یک داستان نوشت. خبرنگاران به طرف خانه ی آن ها که در منطقه ی کنت انگلستان بود هجوم آوردند و خیلی زود خبر پسری که به وسیله ی موجودات فضایی ربوده شده بود در همه ی جهان پخش شد.

شاید این داستان آدم ربایی فضایی بیشتر موضوع ساده ای مثل ترس از تاریکی باشد شاید هم مثل بسیاری از اتفاق های دیگری باشد که در جهان می افتد و ما هنوز توضیحی برای آن ها نداریم.

یک رویداد عجیب دیگر : در سال 1908 میلادی انفجار شدیدی در صحرای شمال سیبری به وقوع پیوست. شدت انفجار به حدی بود که صدای آن تا مسافت 800 کیلومتری شنیده شد و گیاهان منطقه ای به وسعت دو هزار کیلومتر مربع سوختند و نابود شدند. همان زمان دانشمندان محل انفجار را نقطه ای در بالای جو زمین پیش بینی کردند اما هرگز علت این انفجار شدید مشخص نشد.

تا اینکه سه سال پیش اعلام شد که بقایای اشیایی شبیه به سفینه در منطقه ی شمال سیبری پیدا شده است و بر اساس آن یورگ لافبن پژوهشگر روس اعلام کرد که احتمالا در سال 1908 میلادی یک شهابسنگ غول پیکر در حال برخورد با زمین بوده است که موجودات فضایی با سفینه شان به شهابسنگ میزنند و در اثر برخورد با شهابسنگ منفجر میشوند و آنچه سه سال پیش در سیبری کشف شد بقایای سفینه ی موجودات فضایی بوده است.

داستان های بیشماری از این دست وجود دارد حتی بعضی ها طرح های عجیب و زیبای مزرعه های غلات را کار موجودات فضایی می دانند. بعضی ها هم ادعا میکنند که بشقاب پرنده را دیده اند. فیلم های سینمایی زیادی نیز درباره ی موجودات عجیب فضایی ساخته شده است که در آن ها موجودات فضایی با سر های بسیار بزرگ و چشم های بادامی درشت تصویر شده اند. اما دانشمندان به همه ی اینها فقط میخندند.

منبع :سایتهای مختلف اینتر نتی




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ دوشنبه 20 مهر 1388 ] [ 01:43 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
تصاویری دیگر از بیگا نگان

((حادثه رازول ۱۹۴۷))

 

 

((آلا سکا ))

 




طبقه بندی: مقالات فرازمینی،
[ دوشنبه 20 مهر 1388 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic