فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











اختلال شخصیت خودشیفته چه علائمی دارد؟

اختلال شخصیت خودشیفته یکی از انواع گوناگون اختلالات شخصیتی است. اختلال شخصیتی حالتی است که در آن افراد دارای صفاتی هستند که موجب می‌شود از لحاظ اجتماعی احساس و رفتاری مشکل‌ساز داشته باشند و قابلیت‌های عملکردی آن‌ها در روابط و دیگر قسمت‌های زندگی مانند تحصیل و کار محدود شود.

اختلال شخصیت خودشیفته چه علائمی دارد؟

افرادی دچار اختلال شخصیت خود‌شیفته عموماً خودپسند، مغرور و پرمدعا جلوه می‌کنند. این افراد در محاوره با دیگران تنها گوینده هستند و عموم افراد را با چشم حقارت می‌نگرند. از آنجاییکه افراد دچار اختلال شخصیت خود را به حق می‌دانند، وقتی آن رفتاری را که از دیگران انتظار دارند نمی‌بینند، خشمگین و عصبی می‌شوند. آنان اصرار دارند که در همه‌ی موارد از بهترین‌ها برخوردار باشند؛ برای مثال، بهترین ماشین، بهترین باشگاه و بهترین مراقبت‌های پزشکی.
این افراد علاوه بر موارد فوق، در مورد هر آنچه به عنوان انتقاد تلقی کنند مشکل خواهند داشت. در عین حال این افراد ممکن است احساساتی پنهانی از قبیل گناه، آسیب‌پذیری، حقارت و عدم اعتماد به نفس را تجربه کنند. آنان برای اینکه احساس بهتری داشته باشند با خشم  یا تحقیر دیگران واکنش نشان داده و سعی می‌کنند از این طریق خود را برتر جلوه دهند؛ یا به دلیل اینکه بی‌نقص نیستند احساس افسردگی می‌کنند.
موارد نیازمند مراجعه به پزشک
اغلب افراد دچار اختلال شخصیت خودشیفته زمانی به پزشک مراجعه می‌کنند که دچار علائم افسردگی می‌شوند که در اغلب موارد ناشی از انتقاد دیگران و رد شدن از طرف اطرافیان است.
در صورتی که گمان می‌کنید دارای وجوه شخصیتی مشابه اختلال شخصیت خود‌شیفته هستید یا احساس غم شدید می‌کنید بهتر است به یک پزشک رجوع کنید. استفاده از درمان مناسب می‌تواند به شما کمک کند تا از زندگی بیشتر لذت ببرید.
(منبع: medicinenet)




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ چهارشنبه 8 مهر 1394 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

اولین نشانه های به دست آوردن اعتماد به نفس

اگر فردی بتواند به خود، رفتارها و کارهایی که انجام می دهد، اعتماد داشته باشد، قادر به جلب اعتماد دیگران هم خواهدبود. اعتماد به معنای نگرش افراد در روابط بین فردی و اجتماعی شان است. اولین شکل از اعتماد به صورت اعتماد به نفس در خود فرد به وجود می آید. اگر فردی بتواند به خود، رفتارها و کارهایی که انجام می دهد، اعتماد داشته باشد، قادر به جلب اعتماد دیگران هم خواهدبود.

این در حالی است که نداشتن اعتماد به نفس می تواند باعث سلب اعتماد دیگران از فرد شود. به طور کلی، اعتمادکردن به دیگران یا از دست دادن اعتماد نسبت به آنها، پله ها یا مراحلی دارد که در ادامه اشاره ای به هرکدام از آنها خواهیم داشت.
مسئولیت پذیری

اولین پله اعتماد، مسئولیت پذیری است. مسئولیت پذیری، نوعی ویژگی شخصیتی است که از دوران کودکی و براساس تربیت های خانوادگی شکل می گیرد. والدینی که نتوانند فرزندان خود را مسئولیت پذیر بار بیاورند، باعث می شوند اعتماد دیگران به چنین افرادی در زندگی آینده خانوادگی و شغلی آنها کمتر شود و حتی گاهی به صفر هم برسد.

این روزها در برخی از اداره ها یا سازمان های بزرگ، قبل از استخدام افراد از آنها تست های مربوط به مسئولیت پذیری هم می گیرند تا متوجه شوند آیا این افراد، مسئولیت پذیر و مهم تر از آن، قابل اعتماد هستند یا نه؟ افرادی که به اندازه کافی مسئولیت پذیر نباشند، نمی توانند اعتماد همسر یا حتی فرزندان خود را هم جلب کنند و همین مسئولیت ناپذیری می تواند گام بزرگی در راستای ایجاد جاده بی اعتمادی شود.

وجدان کاری

یکی دیگر از مهم ترین پله های شکل گیری اعتماد یا سلب اعتماد از دیگران، داشتن یا نداشتن وجدان کاری است. افرادی که به هوای زرنگی، وجدان کاری را زیر پا می گذارند، نه تنها سودی نمی کنند بلکه با از دست دادن اعتماد دیگران متحمل ضرر و زیان هم می شوند.

اجازه بدهید مثال روشنی در این زمینه بیان کنیم. مثلا فکرش را بکنید به یک میوه فروشی رفته اید و تا سر برگرانده اید، آن مویه فروش چند عدد میوه خراب در نایلون خریدتان انداخته است یا فرض کنید کالایی خریده اید و سپس متوجه وجود مشکلی در آن شده اید و فروشنده هم مشکل را نپذیرفته است. آیا شما بار دیگر به آن میوه فروشی یا نمایندگی فروش محصول مشکل دارد می روید یا آنجا را به دوستان و اطرافیان خود معرفی می کنید؟ به طور حتم نه! حالا این مسئله چه عواقبی در جامعه دارد؟

اولین عاقبت بی وجدانی در کار، از دست دادن اعتماد مشتری یا ارباب رجوع است. دومین و مهم ترین عاقبت هم گسترش تدریجی بی اعتمادی به صنف های مشابه و ترویج بی اعتمادی عمومی در سطح جامعه است. این بی اعتمادی عمومی می تواند روابط بین فردی در جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و افراد جامعه را نسبت به یکدیگر بدبین کند. در این صورت و متاسفانه، کم کم شکل روابط در جامعه انسانی تغییر می کند و به شکل رابطه در جامعه حیوانی، نزدیک می شود.

گرگ ها، مثال خوبی برای توضیح این مساله هستند. شما به هیچ عنوان در حیات وحش، ۲ گرگ درنده را پیدا نمی کنید که پشت به هم بخوابند. گرگ ها، رو به هم و هوشیار می خوابند زیرا اعتمادی به یکدیگر ندارند.

صداقت در مقابل دروغگویی

پله دیگری که می تواند برای برداشتن گام اعتماد بسیار تاثیرگذار باشد، صداقت است. افرادی که همیشه راست و صادق با دیگران، به خصوص خانواده و دوستان خود برخورد می کنند، می توانند به سادگی اعتماددیگران را به خود جلب کنند. از طرف دیگر، اقرادی که صداقت و درستی را در کلام و رفتار فرد مقابل خود می بینند هم خیلی راحت تر و سریع تر به او اعتماد می کنند.
دروغگویی در مقابل صداقت و راستگویی در پله های نردبان اعتماد جای دارد. یعنی به طور حتم، همسر، پدر، مادر، فرزند، ارباب رجوع، خریدار یا دوستی که از طرف مقابل خودش به صورت مداوم دروغ می شنود، دیگر نمی تواند اعتمادی به او بکند.

پنهانکاری

پنهانکاری، به خصوص در رابطه بین زوج ها یا والدین و فرزندان، می تواند عامل مهم دیگری برای سلب اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر باشد. پنهان کردن مسائل اقتصادی، روابط عاطفی، شغلی و حتی پنهانکاری در رفتار می تواند اعتماد دیگران را از ما سلب کند و برگرداندن این اعتماد از دست رفته هم کار نسبتا سختی خواهدبود.

خبرچینی

خبرچینی یا برملا کردن راز دیگران، از دیگر پله های سلب اعتماد است که معمولا در روابط بین زوج ها، والد و فرزند یا دوستان به وجود می آید. وقتی فرزندتان درباره یک رابطه جدید، نمره هایش یا احتمالا رفتن به یک مهمانی با شما صحبت می کند و از شما می خواهد این مساله را با پدرش درمیان نگذارید، واقعا به حرف او گوش بدهید. وقتی با همسرتان حرفتان می شد، ماجرا را برای پدر یا مادر خودتان یا او بازگو نکنید. اگر دوستتان با شما درددل کرد، این درددل را پیش سایر دوستان بازگو نکنید. تمام این کارها، باعث سلب اعتماد می شوند.

حرف آخر؛ الگوبرداری

در نهایت می توان اعتمادسازی در سطح کلان را با فرهنگ سازی از طریق رسانه ها یا الگوبرداری از کشورهای موفق، اجرایی کرد. مثلا در کشور ژاپن اگر کارفرما به هیچ عنوان سر کار نباشد یا کنترلی با دوربین های مداربسته انجام ندهد، باز هم وجدان کاری باعث می شود کارمند یا کارگر، کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهد و ذره ای از کار و مسئولیت خود کم نگذارد.

این مساله، به حس مسئولیت پذیری وی و وجدان کاری ای که در خانواده به فرزندان آموزش داده شده، بر می گردد. از طرف دیگر، در کشور آمریکا اگر محصولی ایرادی داشته باشد، فروشنده یا نمایندگی فروش، با عذرخواهی مسئولی آن ایراد را می پذیرند و هرکاری می کنند تا مشتری، راضی از خرید خود به خانه برگردد. این کار، باعث افزایش اعتماد بین فردی در جامعه خواهدشد.

منبع این مقاله :http://www.iran.pezeshk.us/archives/68817




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ سه شنبه 24 شهریور 1394 ] [ 10:08 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

مخرب‌ترین تانک دنیا اختراع شد + عکس

 
مخرب‌ترین تانک دنیا اختراع شد + عکس
چین از فناوری جنگی جدیدی رونمایی کرده که به ادعای این کشور یکی از قدرتمندترین و سریعترین تسلیحات نظامی در جهان به شمار می آید.
درحالی که در ماههای اخیر روسیه و ترکیه با رونمایی گسترده از تانکهای «آرماتا» و «آلتای» سروصدای زیادی در دنیای فناوری های برتر نظامی به راه انداخته اند، حالا چین از توپ ۱۲ میلیمتری قدرتمندی رونمایی کرده که گفته می شود سریعترین نمونه در نوع خود در جهان به شمار می آید به طوریکه گلوله آن با سرعت ۶ ماخ حرکت می کند!
از این رو تانکهایی که قرار است این توپ بر روی آنها نصب شود عنوان مخرب ترین تانکهای جهان را خواهند داشت.
این فناوری جدید توسط محققان دانشگاه «شمال مرکزی» چین طراحی و ساخته شده و به ادعای آنها دارای دورترین برد، بیشترین شتاب اولیه پرتاب گلوله و قدرت نفوذ در میان تمام توپهای ۱۲۰ و ۱۲۵ میلیمتری جهان است.
دولت چین با هدف مرموز نگاه داشتن این فناوری جدید تمامی اطلاعات فنی مربوط به این توپ چند منظوره را از پایگاه اینترنتی دانشگاه سازنده حذف کرده است.
بدون شک می توان قدرت اصلی این توپ را به نسبت قابل توجه ۶۰ به یک طول لوله آن به کالیبر توپ مربوط دانست حال آنکه تا پیش از این چنین رکوردی مربوط به توپ ۱۲۰ میلیمتری ارتش آلمان بوده است.
شتاب اولیه  گلوله این توپ در نوع خود حیرت انگیز است به طوریکه از سوی مقامات چینی رقم دو هزار متر بر ثانیه عنوان شده است. این درحالی است که در مدرن ترین توپهای ۱۲۵ میلیمتری حال حاضر جهان این رقم بین ۱۷۰۰ تا ۱۷۵۰ متر است.
چین در نظر دارد این فناوری جدید را بر روی تانکهای آینده خود نصب کند تا بدین ترتیب عملا قدرتمندترین تانکهای جهان را تولید کند.
 
منبع خبر : خبرگزاری پیام آفتاب



طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

کشف عمیق‌ترین گودال حرارتی اقیانوس آرام

محققان امریکایی با کمک روبات زیردریایی موفق به شناسایی عمیق ترین گودال آب جوشان با دمای ۳۵۰ درجه شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، روبات زیر دریایی متعلق به موسسه تحقیقاتی آکواریوم مونتربی Monterey Bay Aquarium's Research Institute مخفف MBARI در تحقیقات جدید خود موفق به شناسایی عمیق ترین چشمه آب جوشان و پر حرارت در عمق اقیانوس آرام با دمای ۳۵۰ درجه سانتیگراد شد.

این روبات زیردریایی به همراه یک کنترل از راه دور موفق به شناسایی و همینطور فیلمبرداری از منطقه ای شده که در حدود ۱۲۵۰۰ فوت زیر عمق آب های منطقه ماهیگیری مکزیک بوده و از آن به عنوان عمیق ترین منطقه آب پر حرارت و جوشان شناخته شده در اقیانوس آرام یاد می شود.

کشف این روبات زیر دریایی بسیار حائز اهمیت است زیرا پیش از این هیچ ماهواره یا تجهیزات دریایی و ... نتوانسته بود این منطقه را کشف کند. از سوی دیگر، گرمای بیش از حد این منطقه نیز اجازه دسترسی به هیچ انسانی را نمی داد. اما اکنون با کمک فناوری و این روبات دسترسی به این نقطه ساده و سهل شده است. علاوه بر گرمای این ناحیه، فشاری که در عمق ۳۸۰۰ متری زیر آب های اقیانوس جاری است به حدی بالاست که هیچ زیر دریایی نمی تواند به این نقطه وارد شود.

موجودات دریایی که در این نقطه زندگی می کنند نیز به دلیل داشتن شرایط سخت و دشوار زندگی تبدیل به موجودات خشنی شده اند تا قادر به زندگی و سازگاری با چنین محیطی باشند.

آب در داخل این شکاف ها به ماگمای جوشان می رسد و پس از آنکه دمای آب تا ۴۰۰ درجه سانتی گراد افزایش یافت همراه با مواد معدنی ماگمایی به بیرون می ریزد که باعث ایجاد رسوب مواد معدنی و فوران آب جوشان در اعماق کمتر را به دنبال دارد.




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ یکشنبه 17 خرداد 1394 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آیا میدانید حیوانات چگونه باهم صحبت میکنند؟
اگر چه اکنون در اقصی نقاط دنیا دانشمندان و محققان بسیاری مشغول به بررسی و مطالعه در ابعاد گوناگون زندگی آنان هستند ولی هنوز رازهای زیادی بر آنها پوشیده مانده است که مهمترین و در عین حال شگفت‌انگیزترین آنها را می‌توان زبان حیوانات دانست که این امر حتی موجب پدید آمدن شاخه‌ای جدید، در علم «رفتاری حیوانات» به نام «صداشناسی زیستی» شده است.

دانشی که سعی دارد به نشانه‌های صوتی حیوانات پی ببرد و در این راه به نتایج قابل توجه‌ای نیز دست یافته است. این که حیوانات هم می‌توانند «با هم تکلم کنند، به گفتگو بپردازند، شورا تشکیل دهند، مشاوره کنند، کلام‌های عاشقانه بگویند، جشن بگیرند یا در موقع عزا و ناراحتی، نوحه‌سرایی کنند.» و شاید قابل تأمل باشد که بدانید اگر چه حیوانات پای‌بند قلمرو، خانواده، نژاد و غرایز خود هستند ولی جز در مواردی استثنایی که برای خود تعریفی خاص دارند، تمامی مشکلات و احتیاجات روزانه خود را از طریق کلام برطرف می‌کنند و هرگز از وسایل دفاعی خود برای همنوعشان استفاده نمی‌کنند. ‏

مهمترین عاملی که‌اندازه قلمرو را تعیین می‌کند این است که‌اندازه قلمرو باید چنان باشد که نر و ماده‌ای که در آن زندگی می‌کنند در هر فاصله‌ای از یکدیگر بتوانند بدون زحمت، صداهای یکدیگر را درک کنند. البته‌ اندازه این قلمروها در پرندگان بسیار متفاوت است، مثلاً قلمرو این طور تعیین می‌شود که اگر پرنده‌ای در آشیانه ایستاده باشد، بتواند دیگری را در آن جا نوک بزند.

مرغ شاهدانه خوار قطعه زمینی را برای خود نگه می‌دارد که بین ۱۰ تا ۲۵۰ متر مربع است، مساحتی را که بلبل در اختیار می‌گیرد، خیلی زیاد و از ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ متر مربع است.

براساس پژوهش‌های «پروفسور کنراد لورنس» درباره غازها، تعیین محدود به شکل منظم‌تری صورت می‌گیرد بدین‌ترتیب غازها وقتی محل سکونت خود را یافتند، هفت مرتبه پشت سر هم قارقار می‌گویند و معنی آن این است که مزاحم ما نشوید، ما اینجا خوراکی داریم و وضع خوب است. اگر شش مرتبه قارقار کنند معنی آن این است که باید سرعت کمتر شود و اگر فقط سه مرتبه صدا کنند یعنی دقت کنید، آهسته‌تر پیش رویم. ‏

برگرفته ازhttp://yourfun.ir




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ چهارشنبه 23 مهر 1393 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

مورچه هنگامی که از نزدیک شدن مرگ خود مطمئن می‌شود، برای بازماندگان "پیغامی" می‌گذارد

دانشمندان اخیراً پی برده‌اند که مورچه هنگامی که از نزدیک شدن مرگ خود مطمئن می‌شود، برای بازماندگان "پیغامی" می‌گذارد و بوی خاصی از خود متصاعد می‌کند که اعضای خانواده‌اش با استشمام آن، خود را برای دفن مورچه -بلافاصله پس از مردن- آماده می کنند.

هدف مورچه از متصاعد کردن بوی خاص از خود جلوگیری از خورده شدن جسدش توسط حشرات و حیوانات است. اعضای خانواده مورچۀ دَمِ مرگ، با استشمام بوی خاص منتظر مُردن مورچه می مانند و همین که مُرد، جسدش را فوراً دفن می کنند.

دانشمندان برای اطمینان از اکتشاف جدید خود، ماده ای را که در بدن مورچه این بوی خاص را متصاعد می کند، استخراج کردند و روی یک مورچه سالم و جوان گذاشتند و متوجه شدند که دیگر اعضای خانواده برای دفن مورچۀ مذکور به تکاپو افتادند؛ اما وقتی که این ماده از روی بدن مورچه برداشته شد، مورچه های دیگر آرام گرفتند و آن را رها کردند.
نکته جالب این است که مورچه ها پس از دفن مورچۀ مرده، بدن های خود را می لیسند تا بوی خاص مورچه مدفون را از خود دور کنند و توسط مورچه های دیگر زنده به گور نشوند و به کام حشرات و حیوانات نیفتند!




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

روح,روح انسان,ساختار چشم

روح انسان در کدام بخش از جسمش قرار دارد؟
روح انسان از دیر باز به عنوان موضوعی اسرار آمیز مورد بحث و جدل بوده است. باور اکثر مردم این است که انسان بجز بُعد جسمانی که فناپذیر است، دارای جنبه ای غیر مادی است که با مرگ جسمانی هیچگاه از بین نرفته و همیشه تا ابد زنده خواهد ماند که این موجود غیر مادی به عنوان روح آدمی شناخته میشود. اما روح انسانها در کجای جسم مادی آنها قرار دارد؟

برای یافتن این پرسش نگاهی به آناتومی و ساختار چشم می اندازیم.

 

روح,روح انسان,ساختار چشم

 

همانطور که از تصویر معلوم است، وقتی به محیط اطراف نگاه می کنیم، تصویری سه بعدی از اجسام پس از عبور از مردمک در شبکیه تشکیل شده و از آنجا از طریق رشته های عصب بینایی به مغز منتقل میشوند. مکانیزم ارسال تصویر به مغز بسیار شبیه انتقال اطلاعات کامپیوتری است. به عبارت دیگر وقتی شما به اجسام نگاه میکنید، اطلاعات رنگها و اجسام بصورت داده های الکتریکی و با حجم چندین مگاپیکسل در هر لحظه از چشم به مغز منتقل میشود و در مغز مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. اما این تصاویر و اطلاعات دیداری چگونه در نهایت توسط ما درک می شوند و دیده میشوند؟


حقیقت این است که مجموعه جسم انسان و بخش هدایتگر آن یعنی مغز، دقیقاً همانند یک کامپیوتر، برای کار کردن نیاز به نرم افزاری دارند که بتواند بخشهای مختلف را در حالت عملیاتی قرار دهد و این نرم افزار چیزی نیست جز همان "روح". روح در واقع بخش کوآنتومی انسان است که بُعد مادی ندارد و برای زنده کردن انسان در کالبد وی قرار میگیرد.


در مثال بالا نیز وقتی داده ها از طریق رشته های عصبی به مغز منتقل میشوند، طی عملیاتی بسیار پیچیده، تصاویر توسط روح انسان دیده و درک میشوند. البته باید گفت که روح انسان بخودی خود قادر به درک شهودی است اما چون تا زمان زنده بودن انسان، در کالبد جسمانی گرفتار است، باید از طریق سخت افزار بدن اقدام به دیدن و درک محیط اطراف کند.


این موضوع زمانی مشخص تر میگردد که به مکانیزم خوابیدن فکر کنیم. وقتی می خوابیم، روح بصورت موقت از بدن خارج میشود به همین دلیل است که وقتی کسی بصورتی خوابیده که چشم هایش نیمه باز است، قادر به دیدن چیزی نیست چون نرم افزار لازم (روح) جهت درک تصاویر دریافتی از چشم موقتاً وجود ندارد. وقتی خواب می بینیم معمولاً تصاویر واضح و طبیعی هستند چون اکثر رویاها توسط روح دیده میشوند.

 

در صورتی که هیچگاه نمیتوانید در حالت بیداری چشمهای خود را ببندید و مثلاً چهره کسی را بصورت کاملاً واضح در ذهن خود مجسم کنید. شاید یکی از دلایلی که انسانها بدون بستن چشم نمی توانند بخوابند این باشد که تعامل روح و مغز وقتی چشم باز است هیچگاه متوقف نمیشود و روح امکان خروج از بدن را نمی یابد.


در مورد شنیدن هم دقیقاً وضعیت به همین صورت است. وقتی شخصی خواب است. ممکن است صداهایی در محیط وجود داشته باشد اما چون روح خارج از بدن است صداها توسط فرد شنیده نمیشود در حالی که هم گوش فعال است و هم مغز. بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که آنچه که ما می بینیم و میشنویم نه توسط مغز، بلکه توسط روح است که درک میشود و مغز تنها نقش پردازش اطلاعات را به عهده دارد و به نوعی میتوان دریافت که محل قرار گرفتن روح انسان در مغز اوست و در واقع یک جنبه از روح، مجموعه دستورالعملهایی است که سخت افزار مغز را بکار می اندازد.


اگر روح درون انسان نبود، همانند کامپیوتری که فاقد نرم افزار است، عملاً جسم با تمام پیچیدگی هایش فاقد حرکت، احساس و اندیشه می شد. این روح است که باعث میشود انسانها بتوانند درکی همه جانبه از محیط اطراف خود داشته باشند و به زندگی ادامه دهند و در انتها این مرگ است که باعث جدایی روح از بدن میشود. روح همیشه وجود خواهد داشت و هرگز با مرگ از بین نخواهد رفت.

منبع : mardoman.net




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
نخستین انسانی که رنگ ها را از طریق صدا می بیند

یک هنرمند کور رنگ مدعی است با کاشت یک آنتن به جمجمه اش اکنون نخستین انسان سایبورگی است که رنگ ها را از طریق امواج صوت درک می کند.
به گزارش خبر گزاری مهر، نیل هاربیسون سی ساله، به مدت 10 سال از یک چشم الکترونیکی خارجی استفاده می کرد که فرکانس های رنگی را از طریق دوربین گرفته و آنها را به امواج صوتی تبدیل می کرده است.

هربیسون که اهل لندن است به بیماری مادرزادی کور رنگی مبتلا است و دنیا را سیاه و سفید می بیند.

اما اکنون وی، جراحان را متقاعد کرده است تا تراشه ای درون جمجمه اش بکارند به طوری که وی بتواند رنگ های پیچیده تری را ببیند.

یک اتصال وای فای درون این تراشه به وی امکان می دهد تصاویر ارسال شده از یک تلفن همراه را بشنود بدون آنکه به آنها نگاه کند.




این آنتن سایبورگ از یک دوربین بر روی یک انتها و یک ورودی صوتی در انتهای دیگر تشکیل شده است.

بخش ورودی صوتی که اکنون در پشت جمجمه وی کاشته شده است به وی امکان می دهد طیف بصری گرفته شده توسط دوربین را از طریق لرزش های استخوانی دریافت کند.


هر رنگ لرزش خاص خود را دارد یعنی نقاشی، تصاویر و حتی چهره ها، صدای مختلفی دارند.




این ورودی صوتی زمانی بیرون سر وی قرار می گرفت اما اکنون مانند حلزون گوش درون جمجمه اش کاشته شده و وی را به درک رنگی عمیق تری رسانده است.

این اتصال های وای فای و بلوتوث درون این تراشه همچنین به معنای آن است که وی نخستین فرد در جهان است که
تصاویر را بدون دیدن واقعی آنها می بیند.

وی این ایمپلنت را در طول یک سری جراحی ها در بارسلون اسپانیا بین دسامبر گذشته و ماه جاری انجام داده است.

این هنرمند می گوید اعلام کاری که وی کرده است اعلام یک محصول یا عرضه فناوری جدید نیست بلکه عرضه بخش جدیدی از بدن است که به ما امکان می دهد احساسات خود را به شیوه غیر قابل تصوری توسعه دهیم.

یک نکته مهم در مورد کاری که وی کرده است این است که اکنون او می تواند با دیگر وسایل نیز مرتبط شود. یعنی وی اکنون نه تنها می تواند رنگهای که پیش چشمش هستند درک کند بلکه قادر به دیدن رنگهایی است که دیگران بر روی تلفن های همراه خود می بینند.

یعنی نیل قادر است با آنهایی که این ایمپلنت را دارند ارتباط جمجمه به جمجمه برقرار کند اما در حال حاضر وی تنها کسی است که این از ایمپلنت برخوردار است.



طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آرامش ذهن .

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.
بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت
از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست
و وع
ده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند
و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.
کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود،
پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟
به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت
از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد
و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید،
"چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم
و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم
و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند.
هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد
و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد
زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ شنبه 23 فروردین 1393 ] [ 10:30 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

واقعیت های جالب

واقعیت های عجیب و غریب در دنیا کم نیستند. برخی از آنها باورپذیرند و برخی دیگر آن قدر عجیب به نظر می رسند که باورشان سخت است. امروز 8 واقعیت جهانی را که شاید خیلی از شما آنها را به سختی باور کنید از 8 گوشه دنیا برای شما شرح می دهیم:

1) چینی ها سگ می خورند: شاید شما هم شنیده باشید که می گویند چینی ها علاقه شدیدی به گوشت سگ دارند. این موضوع برای مردم بسیاری از کشورها، بویژه آنهایی که سگ را بهترین دوست انسان می دانند، غیرقابل باور است و معتقدند این حرف ها دروغ یا خرافه است، اما باور باید کرد که چینی ها گوشت سگ می خورند. با آنکه مقامات «پکن» در آخرین دوره از بازی های المپیک، سرو گوشت سگ را در رستوران ها ممنوع اعلام کردند باز هم این غذای محبوب از منوی غذاها محو نشده و نزدیک به 7 هزار سال است که چینی ها سگ شکار کرده و گوشت آن را می خورند. البته در حال حاضر نسبت به چند هزار سال گذشته به نظر می رسد چینی ها مهربان تر شده و به دوستی با این حیوان علاقه پیدا کرده اند.

2) در هند گاوها مقدس اند: در فرهنگ هندی ها، گاو حیوان مقدسی است. وقتی یک گاو تصمیم می گیرد دقیقا وسط یک جاده استراحت کند، هیچ کس او را از سر جایش بلند نمی کند; بلکه رانندگان مسیر خودشان را عوض می کنند. هندوها می گویند انسان حق استثمار گاو را ندارد و مصرف گوشت، شیر، چرم یا حتی کار کشیدن از گاو ممنوع است. حتی زمانی که گاو پیر می شود، بازهم آنها باید به او غذا بدهند و احترام گذارند و او را آزاد کنند تا در دشت و دمن بچرخد
.
3) مردان مکزیکی استراحت را به هر چیزی ترجیح می دهند: می گویند مردهای مکزیکی عاشق لم دادن در سایه و استراحت های طولانی مدت هستند و چندان به دنبال کار و تامین معاش نمی روند. این حرف تا حدی صحیح است. البته 22 میلیون جمعیت مکزیک هم مانند مردم تمام کشورها به دنبال کار می روند و داستان به جایی برمی گردد که مردم مکزیک را با همسایه قدرتمند شمالی یعنی آمریکا مقایسه می کنند.

4) بسیاری از کانادایی ها در زمستان به زیرزمین کوچ می کنند: می گویند زمستان که فرا می رسد، کانادایی ها به شهرهای زیرزمین نقل مکان می کنند. تعجب نکنید. این موضوع حقیقت دارد. در «مونترال» دمای هوا در زمستان گاهی به 30درجه زیرصفر می رسد. در کانادا تونل زیرزمینی 32 کیلومتری وجود دارد که به مراکز تجاری، مترو، سینما، برخی مغازه ها، موزه و... متصل است و به ساکنان اجازه می دهد با وجود برف و سرمای شدید به زندگی روزانه خود ادامه دهند.

5) مردم اسکاندیناوی عاشق سونا هستند: این یک افسانه نیست، در «فنلاند» برای 5 میلیون سکنه حدود 2 میلیون «سونا» وجود دارد و تقریبا همه از آن استفاده می کنند. اسکاندیناوی در منطقه ای سردسیر بین اروپا و روسیه قرار دارد و نزدیک به 2هزار سال است که «سونا» در آن از جمله مهم ترین مکان های اجتماعی بوده است. حتی برخی مشاوره ها و سخنرانی های سیاسی و اقتصادی در آن انجام می گیرد.

6) انگلیسی ها اصلا خوش خوراک نیستند: می گویند انگلیسی ها آشپزهای خوبی ندارند و نمی توانند غذاهای خوشمزه تهیه کنند و به همین دلیل از آشپزهای فرانسوی کمک می گیرند. در واقع باید گفت انگلیسی ها علاقه زیادی به خوردن غذاهای ساده و متنوع دارند و برخلاف مردم بسیاری از کشورها که با ترکیب موادغذایی مانند; گوشت و سیب زمینی و غلات کنار هم غذاهای خوش مزه تهیه می کنند، آنها هر یک را جداگانه می خورند.

7) ایتالیایی ها در قهوه درست کردن، نظیر ندارند: در واقع باید گفت دلیل خوش مزه بودن قهوه ایتالیا نوع متفاوت تهیه آن است. ایتالیایی ها قهوه را غلیظ درست می کنند و قهوه خورهای حرفه ای گمان می کنند این قهوه خوشمزه ترین قهوه در دنیاست، در صورتی که برای قهوه خورهای تازه کار این موضوع صحت ندارد. تصور اشتباه دوم که رایج شده اینست که می گویند ایتالیایی ها قهوه خورترین مردم دنیا هستند، در حالیکه ایتالیا در جایگاهی پس از «سوئد»، «نروژ» و «لهستان» قرار دارد.

8) سوییسی ها تمیزترین مردم دنیا هستند: وقتی وارد سوییس می شوید، در هر گوشه می توانید یک سطل زباله ببینید، حتی یک تکه کاغذ هم روی زمین دیده نمی شود. همه ساختمان ها برق می زند. باور نمی کنید، حق دارید; در واقع سوییسی ها به زندگی تمیز و مرتب اهمیت می دهند و به دلیل قوانینی که در کشور وضع شده و اکثر ساکنان به آن احترام می گذارند، کشور آنها بسیار تمیز است و مردم برای حفاظت از محیط ارزش زیادی قایل هستند. کافیست یک تکه کاغذ تصادفی از دست تان روی زمین بیفتد، آن وقت کسی هست که دوستانه به شما تذکر بدهد.

بر گرفته از روزنامه ابتکار




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ 10:28 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic