فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











جزئیاتی بی‌نظیر از دورافتاده‌ترین قمر سامانه خورشیدی


بزرگترین قمر پلوتو،کارون، به واسطه انتشار تصاویر جدیدی از ماموریت افق‌های نو توسط ناسا در مرکز توجه همگان قرار گرفت.

به گزارش BBC، این تصاویر جدید بهترین تصاویر رنگی با جزئیاتی بسیار دقیق از قمر كارون به شمار می‌روند كه تاكنون از این جرم به ثبت رسیده‌اند.

کارون

ناسا در تلاش است تمامی اطلاعات گردآوری شده توسط فضاپیمای افق‌های نو را كه در تاریخ 14 جولای از فاصله نزدیكی از پلوتو پرواز كرد، پردازش كند و انتظار می‌رود پردازش این اطلاعات تا سال 2016 به طول بیانجامد.

دلیل كندی این روند فاصله زیادی است كه میان افق‌های نو تا زمین وجود دارد درحالی كه این فضاپیما همچنان درحال دورشدن از زمین است. این فضاپیما از زمان پرواز نزدیك از كنار پلوتو بیش از 100 میلیون كیلومتر از این سیاره كوتوله فاصله گرفته‌است و فاصله آن تا زمین به پنج میلیارد كیلومتر رسیده‌است.

کارون

اگرچه سرعت دریافت اطلاعات به شكلی طاقت‌فرسا كند است،‌اما دانشمندان هرگز از دریافت اطلاعات جدید از پلوتو خوشحالتر از اكنون نبوده‌اند و جدید‌ترین تصویر از كارون نیز به این خوشحالی افزوده‌است زیرا سازه‌ها و ویژگی‌های ساختاری متنوعی از قبیل دره‌ها، كوه‌ها و پستی و بلندی‌های متنوعی در این قمر مشاهده كردند.

آنچه بیش از دیگر ویژگی‌ها توجه دانشمندان را به خود جلب كرده‌است، سیستمی وسیع از شكست‌ها و دره‌ها است كه در میانه كارون خودنمایی می‌كنند و نشان از گذشته پرتلاطم زمینی این قمر دارند. به گفته دانشمندان،‌ به نظر می‌آید كل پوسته كارون به واسطه این سیستم از هم شكافته‌است. همچنین دانشمندان دریافتند نیمكره جنوبی این قمر از سطحی هموارتر برخوردار است كه می‌تواند نشان از بازسازی سطح گسترده در این قمر باشد.

به منظور توضیح این رویداد دانشمندان درحال بررسی نظریه‌ نوعی آتشفشان سرد به نام كریوولكانیسم هستند.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ سه شنبه 28 مهر 1394 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آیا درمان تیروئید از بروز بیماری‌های قلبی در افراد دیابتی جلوگیری می‌کند؟

آیا درمان تیروئید از بروز بیماری‌های قلبی در افراد دیابتی جلوگیری می‌کند؟
بر اساس یافته‌های یک مطالعه جدید، سطح پایین هورمون‌های تیروئید در بافت قلب بیماران دیابتی عامل اصلی بروز بیماری‌های قلبی در این افراد است. این مطالعه نشان می‌دهد که بازیابی هورمون‌های تیروئید در قلب می‌تواند از بروز بیماری‌های قلبی در افراد دیابتی جلوگیری کند. یافته‌ها حاکی از آن هستند که دیابت ناشی از کمبود هورمون‌های تیروئید باعث نارسایی قلبی می‌شود. محققان در آزمایشاتی که بر روی حیوانات انجام دادند، دریافتند که تزریق یک نوع فعال از هورمون تیروئید، T3، به حیوانات از بروز بیماری‌های قلبی در آنها جلوگیری می‌کند.
به گفته مارتین گردز از موسسه فناوری نیویورک در ایالات متحده، این پروسه درمانی از تغییرات غیر طبیعی ژنتیکی، آسیب‌دیدگی بافت و تضعیف عملکرد قلب جلوگیری می‌کند. مطالعات اخیر که بر اساس تحقیقات گردز و همکارانش به انجام رسیده‌اند، نشان می‌دهند که کمبود هورمون‌های تیروئید در بافت قلب به نارسایی قلبی منجر می‌شود. عوارض و پیامدهای بالینی این عارضه بسیار گسترده هستند. به گفته گردز، بیماری‌های قلبی مرتبط با دیابت به آسانی قابل پیشگیری هستند. تزریق دوز T3 تغییر چندانی در سطح سروم (خون) هورمون‌های تیروئید ایجاد نمی‌کند؛ اما برای حفاظت از بافت قلب کفایت می‌کند. این مطالعه در نشریه پزشکی مولکولی منتشر شده است.
اگر تعادل هورمونی فوق‌الذکر به هر دلیلی مختل شده و به افزایش یا کاهش تولید هورمون‌های تیروئید منجر شود، ناهنجاری‌های ساختاری مختلفی در غده تیروئید پدید خواهند آمد. هورمون‌های تیروئید نقش بسزایی در سوخت و ساز و رشد بدن دارند؛ از این رو، عملکرد صحیح و تغذیه مناسب، مستلزم گردش مقدار بهینه این هورمون‌ها در سیستم ایمنی بدن انسان است.
(منبع: medicinenet)



طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ شنبه 25 مهر 1394 ] [ 10:08 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

مغز نیاکان ما کوچکتر بوده و عصبها به شکل ساده تری با یکدیگر ارتباط داشتند

دانشمندان از مدتها پیش تصور می کردند که مغز بزرگ و ذهن قدرتمند به هم مرتبط هستند. از سه میلیون سال پیش فسیل اقوام باستانی ما نشان دهنده یک افزایش چشمگیر در اندازه مغز بوده است.

به گزارش  پزشکان بدون مرز، وقتی که رشد جمجمه ای انسان صورت گرفت نشانه هایی از شکل گیری ذهن پیچیده هم مشاهده شد و این نشانه ها در ساخت ابزارهای سنگی پیچیده تر و نقاشی روی دیوارهای غارها قابل مشاهده است.

ذهن انسان می تواند کارهای شناختی چون استفاده از زبان، تجسم آینده دور و پی بردن به تفکر دیگران و حدس آن را انجام دهد که سایر حیوانات نمی توانند.

دانشمندان از مدتها قبل در تلاش بودند به این نکته پی ببرند که چگونه یک افزایش ساده در اندازه مغز می تواند به تکامل این تواناییها منتهی شود. اکنون دو عصب شناس از دانشگاه هاروارد یک توضیح قوی اما ساده برای این موضوع ارائه کرده اند.

این دو عصب شناس دانشگاه هاروارد موفق به ارائه یک توضیح قوی اما ساده به پرسش دیرینه دانشمندان درباره تأثیر افزایش اندازه مغز در افزایش توانایی های انسان شدند.

این محققان استدلال کرده اند که در نیاکان ما که مغزهای کوچکتری داشتند عصبها به شکل ساده تری با یکدیگر ارتباط داشتند، وقتی که مغز نیاکان ما بزرگتر شد این ارتباطها از بین رفت و موجب شد که عصب ها مدارهای جدیدی تشکیل دهند.

دکتر راندی ال باکنر و دکتر فنا کرینن ایده خود را فرضیه افسار نامگذاری کرده و آن را طی مقاله ای در مجله گرایشهای علوم شناختی منتشر کردند.

این محققان نظریه خود را پس از تهیه نقشه های جزئی از ارتباطهای مغزی انسان و پستانداران با استفاده از اسکنرهای f.M.R.I ارائه کردند. وقتی که آنها نقشه های خود را از گونه های دیگر با مغز انسان مقایسه کردند تفاوتهای چشمگیری قابل مشاهده بود.

لایه خارجی مغز پستانداران به دو منطقه قشری حسی و حرکتی تقیسم شده است. برای مثال قشر بینایی پشت مغز را اشغال کرده است که در این قسمت عصبها سیگنالهای چشم را پردازش می کنند و لبه ها، سایه ها و سایر ویژگیهای بصری را تشخیص می دهند. برای سایر حسها هم قشر در نظر گرفته شده است. قشرهای حسی به سیگنالهای مناطق قشرهای حرکتی متکی هستند. قشرهای حرکتی فرمان صادر می کنند. این مدار و اتصال برای کنترل رفتار اولیه پستانداران مناسب است.

این رفتار نسبتا ساده چگونگی سیم کشی عصبهای ما را توضیح می دهد. عصبها در این منطقه عمدتا ارتباطهای کوتاهی با منطقه همسایه ایجاد می کنند. آنها سیگنالها را در مغز سلسله وار و به شکل دست به دست از قشرهای حسی گرفته و به قشرهای حرکتی منتقل می کنند.

پس از تولد پستانداران تجارب آنها این سیم کشی ها را تقویت می کند. برای مثال هنگامی که پستانداران دنیا را مشاهده می کنند عصبهای قشر بصری ارتباطهای بیشتری را برای قشرهای حرکتی ایجاد می کنند تا این حرکت سلسله وار سریع تر و موثرتر انجام شود.

مغز انسانها متفاوت است، هر چه بزرگتر شود، قشرهای حسی و حرکتی آنها به ندرت گسترش می یابد و به جای آن مناطق میانی که به آنها قشرهای ارتباطی گفته می شود گسترش می یابد.

قشرهای ارتباطی ما برای انواع تفکر که ما در آن نسبت به حیوانات برتری می یابیم حائز اهمیت است. درمیان سایر کارهایی که این قشر ارتباطی انجام می دهد، تصمیم گیری، بازیابی خاطره ها و تعمق درباره خود از مهمترین کارها به شمار می آید.

در مغز انسان، عصبها سیگنالهای شیمیایی دریافت می کنند که موجب می شود کارهای سلسله وار از قشرهای حسی به حرکتی انجام گیرد اما به علت اندازه مغز انسان، برخی از عصبها به قدری از سیگنالها دور هستند که نمی توانند فرمان ها را دنبال کنند، همین موجب می شود که این عصبها از سایرین جدا شده و یک مدار جدید را تشکیل دهند.

این سیم کشی جدید برای تکامل ذهن انسان مهم است. قشرهای ارتباطی انسان، ما را از پاسخهای سریع که در مغز سایر پستانداران وجود دارد دور نگاه می دارد.

این مناطق جدید مغزی می تواند بدون هیچ ورودی از دنیای خارج کار کند و بینشهای جدیدی نسبت به محیط و خود ایجاد کند.

مشروح این گزارش در مجله گرایشهای علوم شناختی منتشر شده است .




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ سه شنبه 21 مهر 1394 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

تشخیص سریع عارض نشدن حمله قلبی به واسطه یک آزمایش خون

 

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، ناراحتی و یا درد مبهم در قفسه سینه و دردی که به پشت یا بازوها گسترش می یابد، از علائم حمله قلبی است ، اما این علائم می تواند بنا به دلایل دیگری نیز بروز کند.
پزشکان معمولا برای بررسی نتیجه آزمایش های به عمل آمده از بیماران قلبی و منتفی دانستن احتمال وقوع حمله قلبی، از بیماران می خواهند که 12 ساعت و یا بیشتر در بیمارستان بمانند. بستری بودن این بیماران در بیمارستان علاوه بر این که موجب استرس در آنها می شود، هزینه بر هم می باشد.
با این حال، محققان دانشگاه ادینبورگ در یک مطالعه متوجه شدند که غلظت پایین تروپونین قلب در خون، در بیش از دو سوم موارد می تواند بیمارانی را که خطر چندانی در زمینه حمله قلبی آنها را تهدید نمی کند، مشخص کند.
نتیجه این مطالعه می تواند پذیرش های غیر ضروری در بیمارستان ها را کاهش دهد و باعث صرفه جویی قابل توجه در هزینه ها شود.
پروتئین تروپونین ترکیبی از سه پروتیین نقش آفرین در انقباض ماهیچه است و زمانی که سلول های قلبی آسیب می بینند، تروپونین در خون آزاد شده و قابل تشخیص می شود.
محققان دانشگاه ادینبورگ سطوح تروپونین را در شش هزار و 304 بیمار در چهار بیمارستان در اسکاتلند که به دلیل داشتن علائم مشابه حمله قلبی در بیمارستان بستری شده بودند، اندازه گرفتند و بر اساس سطوح این پروتئین در خون بیماران، موفق شدند که در 99.4 درصد موارد، افرادی را نیز که دچار حمله قلبی شده بودند و یا در معرض خطر ابتلا قرار داشتند، به سرعت تشخیص دهند.
این مطالعه در نشریه Lancet منتشر شده است.




طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ یکشنبه 19 مهر 1394 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
هویت الهی و حیات عرفانی
انسان دارای روح و هویتی الهی است كه در عرصه حیات دل و سلوک عرفانی و عشق و محبت حق تعالی بارور و شكوفا می شود. حیات عرفانی و عالم عشق چیزی فراتر از عالم عقل و استدلال است. استدلال اهل دل و محبت، دوست داشتن است، اگر چه عشق عرفانی ریشه در عقلانیت و حیات معقول دارد و ثمره و نتیجه عقل است، ولی در وادی عشق، عاشق به فرمان دل و محبت زندگی می كند، محبتی كه هیچ شباهتی به هوس اهل دنیا و طبیعت ندارد. به عبارت دیگر، درست است كه در زندگی عاشق دل فرمان می دهد و عشق و احساس تصمیم می گیرد، ولی دل و عشقی كه ریشه در عقلانیت دارد و احساسی كه ثمره تفكر و برآیند شناخت عمیق خدای متعال است.
عارف قبل از عاشق شدن، از عالم طبیعت و عقل گذشته و سپس به عالم عشق رسیده است. رابطه عارف با محبوب عالم اگر چه براساس عشق و محبت استوار است، ولی این عشق خالی از عقلانیت نیست. عشق عرفانی نه تنها با عقل در تضاد نیست، بلكه كاملا همراه و هماهنگ و برخواسته از آن است. عشق اهل دنیا به مظاهر هستی است و ریشه در شهوت، غریزه و امیال نفسانی دارد، ولی عشق عرفانی نسبت به ذات الهی است و ریشه در عرفان و شناخت عمیق و توحیدی حق تعالی دارد.
نكته اینكه، شروع این سیر و نفوذ به عالم عقل از طریق مطالعه، تحصیل دانش و تفكر آغاز و انجام می پذیرد و هركز كسی بدون آگاهی قادر نیست حیات معقول و زندگی انسانی و اختیاری داشته باشد. اما وقتی از این وادی ها گذشت و به وادی عشق رسید، در این وادی عشق باعث تمرکز سالک در محبوب عالم می شود, آنگاه است که سخن از غیر خدا گفتن و عشق ورزیدن به غیر محبوب خطا و گناه محسوب خواهد شد.
سخن و راز و رمز عارفان و عاشقان در عشق خداوند نهفته است. برای عاشقان خدا و عارفان بالله هیچ سخنی مانند سخن گفتن از خدا سكر آور و مست كننده نیست.
عارفان الهی در كلاس های درس خود چیزی جز خداوند مطرح نمی كنند. تمام سخن بر سر توحید وجود و محبوب واحد است. معشوق هستی. برای كسانی كه عشق حق تعالی را چشیده اند این نكته بسیار هیجان آمیز است. شما دیوان غزلیات عرفایی همچون حافظ را بردارید و مطالعه كنید. تمام سخن از حق و عشق و عاشقی و دوری و وصال دوست است و سخنی جز در راه عشق حق تعالی نمی زند، زیرا سالک جز از خدا لذت نمی برند, جز از یاد خدا سیر نمی شود و شراب طهور آنان خدا است.
یاد خدا و سخن گفتن از توحید است كه مست كننده است. توحید تنها نه به معنای یكی بودن خداوند است، توحید یعنی وحدت هستی با خداوند و وحدت انسان با خدا و خدا با ما و روبرو شدن و برابر نشستن انسان با معبود و معشوق هستی و رویت خداوند در تمام مظاهر هستی و جلوه های عشق الهی.
اگر گفته می شود كه شاگردان فلان عارف بعد از بیرون آمدن از كلاس درس او از خود بی خود می شدند و به حالت مستان حركت می كردند، به خاطر این بوده است كه در آن كلاس از عشق حق سخن رفته است و استاد عارف همچون ساقی میخانه كاسه شاگردان خود را از شراب طهور عشق محبوب پر نموده است.
كسانی كه این تجربه را دارند به خوبی این حالت را می شناسند و كسانی كه ندارند، چندان برای شان قابل تصور نیست تا خود پس از سلوك راه خدا وارد این وادی شوند و از عاشقان و محبان خدا گردند و خود از شراب عشق حق بنوشند.
نتیجه آن كه سلوك عقلی به عنوان مقدمه ای برای سلوك عرفانی بوده و هیچ تضادی با یكدیگر ندارند. اما سلوك عقلی با توجه به مقدمه بودن برای سلوك عرفانی، تفاوت هایی را با آن سلوك دارا می باشد كه در اینجا به چند تفاوت آن اشاره می نماییم:
معرفت مطلوب حكیم، معرفت فكرى و ذهنى است، نظیر معرفتى كه براى یك ریاضیدان از تفكر در مسائل ریاضى پیدا مى‏شود كه در ذهن خود با كنار هم چیدن برخی از فرضیات به حقیقتی دست می‌یابد، ولى معرفت مطلوب عارف معرفت حضورى و شهودى است، نظیر معرفتى كه براى یك آزمایشگر در آزمایشگاه حاصل مى‏شود. حكیم، طالب «علم الیقین» است و عارف طالب «عین الیقین».(مجموعه آثار،ج23،ص:68) به تعبیر دیگر نوع معرفت در سلوك عقلی، آن است كه برای كسی داغی لیوان آب جوش را تعریف كنید تا شخص بتواند چنین سوزانندگی را تصور كند و نوع معرفت عارف، مانند این است كه لیوان آب جوشی را به دست شخصی نزدیك كنید.
ابزار كار سلوك عقلی، عقل و منطق و استدلال است، ولى ابزار كار در سلوك عرفانی، دل و مجاهده و تصفیه و تهذیب و حركت و تكاپو در باطن است.
عارف كمال را در رسیدن مى‏داند نه در فهمیدن، براى وصول به این كمال، عبور از یك سلسله منازل و مراحل و مقامات را لازم و ضرورى مى‏داند (عرفان عملی) و نام آن را «سیر و سلوك» مى‏گذارد اما سلوك عقلی برای رسیدن به كمال خود به براهین متوسل شده و با ادله عقلی و نقلی سرو كار دارد. در واقع سلوك عقلی یك سلوك ذهنی است.
سلوك عقلی مقدمه ای برای سلوك عرفانی می‌باشد. به غیر از برخی از مشایخ متوصوفه كه سخن آنان به صراحت چنین مطلبی را نمی‌رساند و مخالفت با عقل در گفتار آنان نیز به عقلانی صرف بودن است؛ بقیه عرفا به چنین مطلبی قائل بوده و سلوك عقلی را لازمه سلوك عرفانی می‌دانند.
استدلالات عقلى كه در سلوك عقلی كاربرد دارند، مانند مطالبى است كه به زبانى نوشته شده باشد و با همان زبان اصلى مطالعه شود، ولى استدلالات عرفانى به كاربرده شده در سلوك عرفانی مانند مطالبى است كه از زبان دیگر ترجمه شده باشد؛ به عبارت دیگر عارف هدفش شهود صفات و اسماء الهی است كه با چشم دل صورت می‌گیرد اما زمانی كه می‌خواهد آن را برای دیگران بازگو نماید با دل نمی‌تواند لذا به ترجمه آن می‌پردازد و آن مشهودات را در قالب عقل بیان می‌نماید؛ به همین خاطر هرچه قوت عقلی یك عارف (سلوك عقلی ) قوی‌تر باشد در این ترجمه موفق‌تر است. ترجمه مشهودات عارف همان است كه در عرفان به آن عرفان نظری گویند.‌
در نتیجه باید گفت اگر ما قائل به تفاوت بین سلوك عقلی و سلوك عرفانی هستیم این بدان معنا نیست كه این دو سلوك با یكدیگر مغایرت تام دارند بلكه همان‌گونه كه گفتیم سلوك عقلی زمینه سلوك عرفانی است. باید دانست كه عارفان واقعی عقل ستیز نیستند؛ بلکه معقدند که برای حرکت بیشتر باید از وادی عقل گذر کرد, زیرا در مراحل بالا عقل کشش خود را از دست می دهد و ناکارامد می شود و تنها دل را وسیله ای برای رسیدن به كمال مطلوب می‌دانند.

منبع مقاله :  




طبقه بندی: خوزه اخبار و مطالب عرفانی ،
[ چهارشنبه 15 مهر 1394 ] [ 09:10 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

حکایت مردی که در کوه چین سنگ شد

به روایت شیخ عطار نیشابوری

بود مردی سنگ شد در کوه چین

اشک می‌بارد ز چشمش بر زمین

بر زمین چون اشک ریزد زار زار

سنگ گردد اشک آن مرد آشکار

گر از آن سنگی فتد در دست میغ

تا قیامت زو نبارد جز دریغ

هست علم آن مرد پاک راست گوی

گر به چین باید شدن او را بجوی

زانک علم از غصهٔ بی همتان

سنگ شد، تا کی ز کافر نعمتان

جمله تاریک است این محنت سرای

علم در وی چون جواهر ره نمای

ره بر جانت درین تاریک جای

جوهر علمست و علم جان فزای

تو درین تاریکی بی پا و سر

چون سکندر مانده‌ای بی‌راه بر

گر تو برگیری ازین جوهر بسی

خویش را یابی پشیمان‌تر کسی

ور نباید جوهرت ای هیچ کس

هم پشیمان‌تر تو خواهی بود بس

گر بود ور نبود این جوهر ترا

هر زمان یابم پشیمان‌تر ترا

این جهان و آن جهان در جان گمست

تن ز جان و جان ز تن پنهان گمست

چون برون رفتی ازین گم در گمی

هست آنجا جای خاص آدمی

گر رسی زینجا بجای خاص باز

پی بری در یک نفس صد گونه راز

ور درین ره بازمانی وای تو

گم شود در نوحه سر تا پای تو

شب مخسب و روز در هم می‌مخور

این طلب در تو پدید آید مگر

می‌طلب تو تا طلب کم گرددت

خورد روز و خواب شب کم گرددت




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ شنبه 11 مهر 1394 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
اختلال شخصیت خودشیفته چه علائمی دارد؟

اختلال شخصیت خودشیفته یکی از انواع گوناگون اختلالات شخصیتی است. اختلال شخصیتی حالتی است که در آن افراد دارای صفاتی هستند که موجب می‌شود از لحاظ اجتماعی احساس و رفتاری مشکل‌ساز داشته باشند و قابلیت‌های عملکردی آن‌ها در روابط و دیگر قسمت‌های زندگی مانند تحصیل و کار محدود شود.

اختلال شخصیت خودشیفته چه علائمی دارد؟

افرادی دچار اختلال شخصیت خود‌شیفته عموماً خودپسند، مغرور و پرمدعا جلوه می‌کنند. این افراد در محاوره با دیگران تنها گوینده هستند و عموم افراد را با چشم حقارت می‌نگرند. از آنجاییکه افراد دچار اختلال شخصیت خود را به حق می‌دانند، وقتی آن رفتاری را که از دیگران انتظار دارند نمی‌بینند، خشمگین و عصبی می‌شوند. آنان اصرار دارند که در همه‌ی موارد از بهترین‌ها برخوردار باشند؛ برای مثال، بهترین ماشین، بهترین باشگاه و بهترین مراقبت‌های پزشکی.
این افراد علاوه بر موارد فوق، در مورد هر آنچه به عنوان انتقاد تلقی کنند مشکل خواهند داشت. در عین حال این افراد ممکن است احساساتی پنهانی از قبیل گناه، آسیب‌پذیری، حقارت و عدم اعتماد به نفس را تجربه کنند. آنان برای اینکه احساس بهتری داشته باشند با خشم  یا تحقیر دیگران واکنش نشان داده و سعی می‌کنند از این طریق خود را برتر جلوه دهند؛ یا به دلیل اینکه بی‌نقص نیستند احساس افسردگی می‌کنند.
موارد نیازمند مراجعه به پزشک
اغلب افراد دچار اختلال شخصیت خودشیفته زمانی به پزشک مراجعه می‌کنند که دچار علائم افسردگی می‌شوند که در اغلب موارد ناشی از انتقاد دیگران و رد شدن از طرف اطرافیان است.
در صورتی که گمان می‌کنید دارای وجوه شخصیتی مشابه اختلال شخصیت خود‌شیفته هستید یا احساس غم شدید می‌کنید بهتر است به یک پزشک رجوع کنید. استفاده از درمان مناسب می‌تواند به شما کمک کند تا از زندگی بیشتر لذت ببرید.
(منبع: medicinenet)




طبقه بندی: مطالب شنیدنی و خواندنی.،
[ چهارشنبه 8 مهر 1394 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

شکل‌گیری ستارگان نوترونی از یک ماده عجیب

محققان موسسه بین‌المللی تحقیقات فضایی در برزیل عنوان می‌کنند که ماده عجیبی در فضا وجود دارد که احتمالا برخی ستارگان نوترونی از آن ساخته شده‌اند.

به گزارش سرویس علمی ایسنا، ستارگان نوترونی متراکم‌ترین اجرام در کیهان محسوب می‌شوند؛ تحقیقات جدید نشان می‌دهد که احتمالا برخی از ستارگان نوترونی از نوعی ماده کشف نشده و ناشناخته ساخته می‌شوند.

خواص این ماده موسوم به ماده عجیب (strange matter) تقریبا ناشناخته است، اما محققان بر این باورند که با نوعی مایع از انواع ذرات زیراتمی مواجه هستند.

ستارگان، سیارات و کهکشان‌ها از ماده باریونی ساخته شده‌اند؛ باریون از ذرات بنیادی موسوم به کوارک ساخته شده است و بر اساس نحوه ترکیب کوارک‌ها، انواع مختلف باریون شکل می‌گیرند.

اما چیزی که ماده عجیب را از ماده معمولی متمایز می‌کند، تراکم بالای آن است؛ ماده عجیب از کوارک بالا (up)، کوارک پایین (down) و کوارک عجیب (strange) تشکیل شده است.

وجود ماده عجیب در حد یک نظریه است و اثبات وجود آن و تشکیل برخی از ستارگان نوترونی از این ماده بسیار دشوار است.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ یکشنبه 5 مهر 1394 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic