فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











فرق ادب و اخلاق چیست؟

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از سوالات در مباحث اخلاقی اینکه فرق ادب و اخلاق چیست؟
پاسخ :
با توجه به تعریفی كه از علم اخلاق بیان شد، این مطلب بدست می‎آید كه اخلاق و خُلقیات انسانی، جزء ملكات نفسانی به شمار آمده، در نهاد و باطن او جای دارد؛ اما آیا آداب انسانی نیز چنین است؟


علامه طباطبایی‌(ره) در این زمینه می‎فرمایند:
برخی تصور می‎كنند كه اخلاق و آداب، هیچ گونه تمایزی با هم ندارند؛ در حالی كه چنین نیست؛ زیرا اخلاق عبارت است از: ملكات راسخ در روح، و در واقع، وصفی از اوصاف روح می‎باشد؛ ولی آداب عبارت است از: هیئت‎های زیبایی كه اعمال و رفتار آدمی بدان متّصف می‎گردد كه نحوه‎ی صدور این اعمال به صفات روحی شخص بستگی دارد و پر واضح است كه میان اتّصاف روح به اخلاقیات و اتّصاف عمل به آداب، تفاوت بسیاری وجود دارد»[1]؛ «پس ادب، ظرافت و دقت در عمل را گویند. وقتی انسان متوجّه حالات خویش باشد و با ظرافت و زیبایی خاصّی عمل را انجام دهد، گفته می‎شود كه فلانی مؤدّب است؛ نظیر ادب نشستن در حال نماز و ادب راه رفتن با طمأنینه و ...[2]
عمل وقتی ظریف و جمیل است كه دارای دو ویژگی باشد: اوّل این كه مشروع باشد و دوم آن كه از روی اختیار و اراده باشد. با فقدان این دو ویژگی، عمل را مؤدّبانه نمی‌گویند و اگر اختلافی باشد، در تعیین و تشخیص مصداق است.
ادب انسانی همان هیئت و تركیب زیبای اعمال دینی است كه تابع مقصود و مطلوب نهایی در حیات و زندگی اوست. پس آداب انسان‌ها در حقیقت آثار و نتایج نفسند و ممكن نیست كه فعل كسی با امور درونی و نفسانی او مخالف باشد. گفتار آدمی، خود فعلی از افعال بدنی است. به این ترتیب نمی‎توان سخنی را به زبان آورد و یا فعلی را مرتكب شد كه خلاف آن در باطنش رسوخ كرده باشد. بنابراین آداب و رفتار نیك، حاكی از باطن پاك و نیك است و رفتار و اعمال و كلام پلید، ناشی از اخلاق زشت و پلید.
البتّه برخی فرق دیگری را بیان كرده‎اند و آن این است كه اگر واژه‎ی اخلاق در مورد افعال ستودنی به كار رود، بیانگر ادب خواهد بود؛ زیرا ادب فقط درباره‎ی خصلت‎هایی به كار می‎رود كه نیكو باشد؛ مثلاً اگر گفته شود ادب قاضی، یعنی كارهای شایسته‎ای كه قاضی انجام می‎دهد. این تمایز مورد قبول و پذیرش علاّمه نمی‎باشد.
اگر ادب را صرفاً به معنای خصایص نیكو بگیریم، در حقیقت معنای آن را محدود ساخته‎ایم؛ پس بهتر است كه ادب را لفظ و واژه‎ی عام بگیریم تا شامل همه‎ی صفات، اعم از نیك و بد بشود. بنابراین بهترین نظر در این زمینه، نظر علامه‎ طباطبایی‌(ره) است.


پی نوشتها:
[1]. المیزان، ج 6، ص 255 به بعد.
[2]. همان، ج 6، ص 257.




طبقه بندی: مطالب دینی،
[ دوشنبه 29 دی 1393 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

باباافضل کاشانی

 
باباافضل کاشانی
باباافضل کاشانی
 

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل در سنین پیری بوده است. خواجه نصیرالدین توسی گفته است که شخصی به نام کمال الدین محمد حاسب که از شاگردان بابا افضل کاشانی بوده است در روزگار نوباوگی خواجه نصیر ( زادۀ ۵۹۷ ) به دیار آن‌ها ( توس ) افتاده است وخواجه نصیر برای یادگیری ریاضی پیش وی می رفته است.

نسخه های خطی نوشته های فلسفی بابا افضل در کتابخانه‌های ایران و جهان به نسبت زیاد است. نوشته‌های فلسفی او کوتاه است و بیشترین آن‌ها به زبان فارسی و تعدادی هم به زبان عربی است و بعضی از نوشته‌های عربی خود را به خواهش دوستان و مریدان به فارسی برگردانده است. نوشته‌های فارسی او به زبانی روان و سلیس نوشته شده است. بابا افضل در نوشته های فلسفی خود اصطلاحات نوین فلسفی ابداع کرده است. هم چنین تعدادی از نامه‌های او در زمینۀ فلسفه به جای مانده است. برخی از نوشته‌های فلسفی بابا افضل جداگانه و پراکنده چاپ شده بود تا آنکه آقای مجتبی مینوی با همراهی آقای یحیی مهدوی، مصنفات بابا افضل را در دو جلد در سال‌های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۷ با تصحیح علمی - پژوهشی در انتشارات دانشگاه تهران منتشر کرد. در جلد دوم این مجموعه، تعداد ۱۹۲رباعی، ۷ غزل و ۳ قصیده درج شده است که مستند است.

هر چند شهرت بابا افضل در حوزۀ فلسفه است ولی در حوزۀ ادبیات رباعی های بابا افضل آوازۀ بلند بالایی داشته اند، در لابه لای جُنگ ها و سفینه ها تعداد زیادی رباعی به بابا افضل منتسب شده است که یقیناً اکثریت آن‌ها از او نیست.

در دوران جدید، اولین بار، به دستور مخبرالدوله، اولین وزیر تلگرافخانه، رباعی های بابا افضل گردآوری شده و به خط خوش نستعلیق نگارش یافته است. این کتاب حدود ۴۰۰ رباعی در بر دارد و در شعبان ۱۳۱۹ قمری پایان یافته و نسخه‌ای از آن در کتابخانۀ مجلس به شمارۀ ۳۹۶/ ۵۵۰۱ موجود است. آقای سعید نفیسی، در سال ۱۳۱۱ شمسی، رباعی های بابا افضل را چاپ کرده است که حاوی ۴۸۳ رباعی است که به اذعان خود نفیسی تعداد زیادی از آن رباعی ها به شاعران دیگر هم منتسب هستند.

در سال ۱۳۵۱ چهار تن به نام های آقایان مصطفی فیضی، حسن عاطفی، عباس بهنیا و علی شریف ( گویا همه از فرهنگیان کاشان) کتابی را چاپ کردند و اسم آن را گذاشتند دیوان بابا افضل ( تا آن تاریخ بابا افضل دیوان نداشت)، در آن دیوان۶۸۷ رباعی و چند غزل و قصیده گردآوری شده است که بسیاری از آن‌ها از بابا افضل نیست. تنافر اندیشۀ زمینه‌ساز رباعی های گرد آمده در این مجموعه بسیار زیاد است و آشکارا نشان می دهد که این همه شعر های متنافر نمی‌تواند از یک شاعر یگانه و آن هم بابا افضل باشد. اندیشه‌های بابا افضل در نوشته‌های فلسفی او کتبا وجود دارد و می‌تواند معیار سنجش رباعی های منتسب به او باشد. مجموعه‌ای که در اینجا برای گنجور تهیه شده است اشعاری است که ازجلد دوم مصنفات بابا افضل چاپ مجتبی مینوی استخراج شده و به فرمت گنجور تایپ گردیده است. کتاب‌ها و نوشته های فلسفی که از بابا افضل به جای مانده است :

۱) مدارج الکمال ، که عنوان دیگر آن گشایش نامه است.

۲) ره انجام نامه

۳) ساز و پیرایۀ شاهان پرمایه

۴) رسالۀ تُفّاحه

۵) عَرْض نامه

۶) جاودان نامه

۷) ینبوع الحیاة

۸) رسالۀ نفس ارسطو طالس

۹) مختصری در حال نفس

۱۰) رساله در علم و نطق ( منهاج مبین )

۱۱) مبادی موجودات نفسانی

۱۲) ایمنی از بطلان نفس در پناه خرد

۱۳) نوشته‌های پراکنده ( تا ۳۶ نوشتۀ کوتاه شمرده شده است)

۱۴) نامه‌ها و پاسخ پرسش ها ( ۷ نامه شمرده شده است)

یک قطعه از غزلیات او:

رنگ از گل رخسار تو گیرد گل خود روی

مشک از سر زلفین تو دریوزه کند بوی

شمشاد ز قدت به خم، ای سرو دل آرا

خورشید ز رویت دژم، ای ماه سخن گوی

از شرم قدت سرو فرومانده به یک جای

وز رشک رخت ماه فتاده به تکاپوی

با من به وفا هیچ نگشته دل تو رام

با انده هجران تو کرده دل من خوی

ناید سخنم در دل تو، ز آنکه به گفتار

نتوان ستدن قلعه‌ای از آهن و از روی

ز آن است گل و نرگس رخسار تو سیراب

کز دیده روان کرده‌ام از مهر تو صد جوی

تا بوک سزاوار شوی دیدن او را

ای دیده تو خود را به هزار آب همی شوی

ای دل چه شوی تنگ، چو در توست نشستن

خواهی که ورا یابی، در خون خودش جوی




طبقه بندی: مطالب فرهنگی و ادبی،
[ دوشنبه 29 دی 1393 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

فناوری‌های شهر فضایی

مترجم : میثم لطفی

لیزرهای فضایی نشان دادند که می‌توانند با موفقیت کامل سیگنال‌های حاوی تصاویر ویدیویی HD را بین زمین و کره ماه انتقال دهند. اما سازمان فضایی ناسا در تلاش است به کمک همین سیستم لیزری ارتباط میان زمین و «شهر ابری» را هم برقرار سازد. این سازمان در یک پروژه جدید نشان داد سیستم ارتباطی لیزری قادر است ساکنان کره زمین را با کسانی که در شهر ساخته شده روی آسمان سیاره زهره سکونت دارند، مرتبط کند. در حال حاضر هر پیامی که با فناوری لیزری از «ایستگاه بین‌المللی فضایی» به زمین مخابره می‌شود 3.5 ثانیه در راه است و پیش‌بینی می‌شود این فناوری بتواند پیام‌های ارسال شده بین ساکنان زمین و آسمان زهره را در کمتر از 3 دقیقه ارسال کند.

سیستم ارتباطی لیزری می‌تواند در عملیات‌های فضایی اطلاعات را 100 برابر سریع‌تر از فرکانس‌های رادیویی مخابره کند و به همین خاطر ساکنان «شهر ابری» حتی می‌توانند تصاویری که از محیط پیرامون خود تهیه می‌کنند را به صورت مستقیم به زمینیان نشان دهند یا آنکه فیلم‌های سینمایی را با کیفیت HD مشاده کنند.

سازمان فضایی ناسا برای آنکه این پروژه را با موفقیت انجام دهد سیستم ارتباطی لیزری جدید خود را که OPALS نامیده می‌شود، در مرکز ISS مورد آزمایش قرار داده است. سیستم OPALS از لیزر 1550 نانومتری با توان 2.5 وات بهره می‌برد و نمونه اولیه آن در اواسط سال 2014 میلادی برای ایستگاه بین‌المللی فضایی مورد استفاده قرار گرفته است. این سیستم می‌تواند اطلاعات را با سرعت 50 مگابیت بر ثانیه انتقال دهد و طی آخرین آزمایش، سیستم OPALS توانسته است به مدت 148 ثانیه اطلاعات را با همین سرعت در فضا ردوبدل کند.

سازمان ناسا اعلام کرده است که «شهر ابری» را بر اساس اصول تعریف شده برای شهرهای هوشمند توسعه می‌دهد و به همین خاطر ساکنان آن یک زندگی کاملا هوشمند و دیجیتالی را تجربه می‌کنند. این شهر فضایی 200 حسگر هوشمند را در خود جا داده است که به صورت لحظه به‌لحظه شبکه آب‌وهوایی محیط پیرامون را مورد بررسی قرار می‌دهد و مبتنی بر نتایج به‌دست آمده، زندگی را برای ساکنان خود تسهیل می‌کند.

تمام نیازهای این شهر ابری و ساکنان آن از قبل شناسایی شده است و کارشناسان مدل سه‌بعدی از تمام مواد و محصولات را تهیه کرده‌اند تا چاپگرهای سه‌بعدی از انواع قطعات اصلی کشتی فضایی گرفته تا خوراکی‌های مورد علاقه ساکنان را در کوتاه‌ترین زمان تولید کنند. اینترنت پرسرعت، دستگاه‌های الکترونیکی برای برقراری ارتباط آنلاین با زمین، حسگرهای هوشمند، دستگاه‌های بررسی شرایط فیزیکی بدن و ... بخشی از فناوری‌هایی خواهند بود که در نخستین شهر آسمانی در اختیار مردم قرار می‌گیرد.

این توضیحات بیشتر ما را یاد شهر فضایی Bespin در فیلم‌ها و کتاب‌های علمی-تخیلی «جنگ ستارگان» می‌اندازد که ساکنان آن نوع دیگری از زندگی را تجربه می‌کنند و البته این بار به‌نظر می‌رسد که بشر تا چند سال آینده می‌تواند به صورت واقعی در این مدل زندگی حضور یابد.

منبع خبر:http://mihanblog.com/blog/post/new




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ شنبه 27 دی 1393 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

پادتن درمان سرطان پروستات کشف شد

 

پادتن درمان سرطان پروستات

 

 

دانشمندان پادتنی را کشف کرده اند که سلول های سرطان پروستات را به دام انداخته و این بیماری مهلک را حتی در مراحل پیشرفته از بین می برد.

 


پادتن F۷۷ می تواند به آسانی به سلول و بافت های سرطانی پروستات متصل شده و بافت های سرطانی را از بین ببرد.

 


نتایج پژوهش های دانشگاه پنسیلوانیا در مجموعه مقالات فرهنگستان ملی علوم آمریکا منتشر شده است.

 


در حالی که این پادتن سلولهای سرطانی پروستات را هدف قرار داده و آنها را از بین می برد، کاری با بافت های سالم و حتی بافت های سرطانی در دیگر نقاط بدن از جمله روده بزرگ، کلیه، لوزالمعده، ریه، پوست، گردن رحم یا مثانه ندارد.

 


به گفته این پژوهشگران این پادتن قابلیت های امیدوار کننده ای برای تشخیص و درمان سرطان پروستات بویژه سرطان پروستات فراگستر مستقل از اندروژن دارد که اغلب تا استخوانها شیوع یافته و درمان آن به دشواری انجام می پذیرد.

 


بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی سرطان پروستات دومین سرطان شایع در بین مردان است و سالانه حدود نیم میلیون مرد در سراسر جهان بر اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست می دهند.

 

 

 

سرطان‌پروستات,درمان سرطان ‌پروستات,بیماری ‌پروستات سرطان‌پروستات,درمان سرطان ‌پروستات,بیماری ‌پروستات
 



طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ چهارشنبه 24 دی 1393 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

حدیث 76
قالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلْیٍّ علیه السلام :

[ دََخَلْتُ عَلی رَسُولِ اللهِ علیه السلام وَ عِنْدَهُ أُبَیُّ بْنُ كَعبٍ

فَقاَل لی رَسوُلُ اللهِ (‌ص) : مَرْحَباً بِكَ یا اَبا عَبْدِاللهِ ؟‌ یا زَیْنَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَیْنَ !‌ اَحَدٌ غَیْرِكَ ؟‌! قالَ یا اُبَیُّ وَ الَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبیًّا اِنَّ الْحُسَیْنَ بْنِ عَلیٍّ فِی السَّماءِ اَكْبَرُ مِنْهُ فِی الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمَكْتوبٌ عَنْ یَمینِ عَرْشِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ :‌مّصباحُ هدیً وَ سَفینهُ النِجاةٍ وَ امامُ خیرٍ و یُمْنٍ و عِزَّ وَ فخرٍ و علمٍ وذُخْرٍ...]

امام حسین علیه السلام فرمود: « من به نزد رسول خدا (ص) رفتم در حالی كه ابی بن كعب در خدمت ایشان بود. پیامبر خدا فرمود :‌« آفرین بر تو ای اباعبدالله ! ای زیور آسمانها و زمینها ! ابی به آن حضرت عرض كرد : چگونه كسی جز شما می تواند زیور آسمانها و زمینها باشد؟ فرمود : ای ابی سوگند به آن كه مرا بحق پیامبری برانگیخت حسین بن علی در آسمان عظمت فزونتری دارد تا در زمین و درسمت راست عرش خدای عزیز و شكوهمند نوشته شده است : [ حسین ] چراغ هدایت و كشتی نجات است پیشوای نیكی و بركت و شكوه و فخر و علم و تقواست ...

عیون اخبار الرضا / 1/59- 60




طبقه بندی: مطالب دینی،
[ سه شنبه 23 دی 1393 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

نامه شماره 31 مولا امیر المومنین حضرت علی (ع)

به فرزندش حضرت امام حسن مجتبی (ع)

فرزندم تورا به پرهیز کاری و اطاعت خدا و آباد ساختن قلب خود به ذکر او تکیه کردن به رابط خدا (قرآن- روایات و خاندان رسالت) سفارش می کنم .

راستی چه رابطه ای مطمئن تر از ارتباط میان تو و خداست که به آن تکیه کنی .

قلب خود را با موعظه زنده کن . با زهد آن را بمیران .

با یقین تقویتش کن .  با حکمت نورانیش کن .

با یاد آوری مرگ آن را ذلیل گردان . با یاد کردن از نابودی اضطرابش رابر طرف ساز باارائه فجایع دنیا به آن بینایش کن . از حمله دنیا آن را بترسان . از نا گواری های گردش شب و روز آن را پرهیز ده .




طبقه بندی: مطالب دینی،
[ سه شنبه 23 دی 1393 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

حدیث 84

امام جعفر صادق دربارۀ‌ حدیث « مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقیانِ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْتَغیان » می فرمایند:‌ « عَلیٌ وَ فاطِمَةٌ (ع) بَحْرانِ مِنَ الْعِلْمِ عَمیقانِ لا یَبغی اَحَدُهُما عَلی صاحِبِهِ »‌ و درمورد این قسمت : « یَخْرُجُ مِنْهُمُا اللُّؤلؤُ  وَ الْمَرْجانُ » می فرمایند: « الحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (ع) » .

امام صادق (ع) در تفسیر آیۀ‌ شریفۀ « دو دریا را در كنار هم قرار داد در حالی كه با هم تماس دارند و میان آن دو برزخی است كه یكی بر دیگری غلبه نمی كند » فرمود:‌« علی و فاطمه دو دریای ژرف و لبریز از دانش هستند كه یكی بر دیگری طغیان نمی كند . «‌ از آن دو دریا دُرّ و مرجان خارج می شود» یعنی امام حسین و امام حسن (ع) .

1- الرحمن / 19-22

2- تفسیر برهان، 4/ 266

 




طبقه بندی: مطالب دینی،
[ سه شنبه 23 دی 1393 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

ویروسها در پیدایش انواع مختلفی از تومورهای خاص انسانی دخالت دارند

ویروسها یکی از کوچکترین  عوامل بیماریزا درجانداران هستند که اندازه ی آنها بین ۲۰۰_۳۰۰ نانومتر است. ویروسها انگل داخل سلولی هستند که این خصوصیت مهمترین تفاوت ویروسها بابقیه ی میکرواورگانیسم هاست. به نظر می رسد که ویروسها قبل از یوکاریوت ها بوجود آمده اند. به ویروس فاژ نیز گفته میشود.

به گزارش  پزشکان بدون مرز، حیات عبارت است از یکسری فرایند های پیچیده حاصل  از دستورالعملهای خاصی که بوسیله ی اسید نوکلییک سلولهای زنده همواره در فعالیت میباشد.

چون ویروسها در خارج از بدن میزبان به حالت خنثی بسر میبرند به این مفهوم نمیتوان آنها را موجود زنده در نظر گرفت.

معهذا هنگامیکه ویروسها وارد سلول میزبان میشوند اسید نوکلییک آنها فعال گشته و منجر به تکثیر ویروس  میگردد. ازنظر بالینی ویروسها را میتوان موجود زنده در نظر گرفت زیرا آنها مانند باکتریها ‘  قارچهای بیماریزا آلودگی وبیماری ایجاد می کنند .

به ویروس کا مل  ویریون گفته میشود.

ساختمان شیمیایی ویروس

-اسید نوکلییک

یک ذره ی ویروسی دارای یک هسته ی مرکزی اسید نوکلییکی DNA یا RNA به عنوان
ماده ی ژنتیکی   میباشد.  اسید نوکلییک  در بعضی ویروسها به شکل خطی ودر بعضی
دیگر به شکل حلقوی میباشد.

اسید نوکلییک  ویروس بوسیله ی غلاف پروتیینی بنام کپسید احاطه شده است.
هر کپسید از واحدهای کوچک پروتیینی بنام کپسومر ساخته شده است.نظم وترتیب قرار گرفتن   کپسومرها شکل کلی وپیکر ویروس را تعیین می کند که برای هر ویروس خاص ثابت است.

در عده ای از ویروسها کپسید بوسیله ی پوششی که معمولا  ترکیبی از لیپید هاوپروتیین ها وکربو هیدرات هاست  پوشیده شده است.

تکثیر ویروس ها

اسید نوکلییک هر ویریون فقط تعداد محدودی از ژنهای لازم برای سنتز ویروس جدید را دارا میباشد .

اکثر آنزیمهای ویروسها توسط سلول میزبان ساخته میشوند.

نقش آنزیمهای ویروس تقریبا بطور کامل با همانندسازی وآماده کردن اسید نوکلییک ویروس  ارتباط دارد .

مراحل ۵ گانه ی تکثیر ویروس در سلول میزبان به صورت زیر است:

۱-رونشینی  ویروسها بر روی سلول

۲-ورود ونفوذ در سلول

۳-بیوسنتز اجزای ویروسی

۴-رسیدن وکامل شدن ویروس

۵-آزاد شدن ویروس از سلول میزبان و نفوذ آن در سلولهای سالم

مراحل تولید سرطان

تولید سرطان ، طی روند چند مرحله‌ای صورت می‌گیرد. بدین صورت که تغییرات ژنتیکی
متعددی لازم است تا یک سلول طبیعی به سلول بدخیم تبدیل شود. زمان طولانی برای ظهور تومور ضروری است. در انسان و حیوان ، سیر طبیعی سرطان معمولا طی چندین مرحله و به موازات تکامل سلولهای سرطانی روی می‌دهد. در این مراحل ، احتمالا سلولهایی که خصوصیات مناسب‌تری برای تکثیر دارند، انتخاب می‌شوند.

طی این روند حدود ۸ – ۳ جهش ژنی صورت می‌گیرد. فعالیت انکوژنهای سلولی متعدد و غیر فعال شدن ژنهای مهار کننده تومور در ایجاد تومور توسط ویروس دخالت دارند. ویروسها برای پیشرفت تومورهای ناشی از ویروس ضروری هستند، ولی کافی نیستند. ویروسها اغلب به عنوان آغازگر روند سرطان عمل می‌کنند و این عمل را به روشهای مختلف انجام می‌دهند.

تومور و ویژگیهای بالینی آن

نئوپلازی به معنی نمو جدید،به تومورهای ناشی از تکثیر اضافی سلول ها گفته می شود مطالعه نئوپلاسم ها یا تومورها را انکولوژی می نامند و کانسر اصطلاحی است که تومور‌های بد خیم را مشخص می کند

.یک نئوپلاسم،توده سلولی بافتی غیر طبیعی است که رشد آن بیش از حد بی هدف،خومختار و نا هما هنگ با بافتی طبیعی می باشد

این توده سلولی پس از توقف محرک ها یی که موجب این تغییر شده اند،به همان حالت فزاینده رشد می نمایند

این سلول ها از نظر دریافت مواد غذایی و انرژی با سلول های طبیعی به خوبی رقابت می کنند.

تومورها دارای دو جزءاصلی هستند

۱- سلول های نئوپلاستیک تکثیر شوند که پارا نشیم را تشکیل می دهند.
۲- استروهای پشتیبان شامل بافت همبندی و رگه های خونی و لنفی.

-از پسوندama برای معرفی نئوپلاسم های خوش خیم استفاده می شومد. مانند:
آدنوما (تومورهای این تلیالی خوش خیم از منشاءغدد که ساختمان ها غدد تولید می کنند)

پاپیلوما(با منشاء اپی تلیایی که زوائد انگشتی که زوائد انگشتی تولید میکنند.)
فیبر و ما (سلول های فیبروبلاستی)
استئوما (از منشاء سلول های استخوانی) ،
لیپوما (سلول های چربی)
-اشکال بد خیم را با پیوندcarcionmaمعرفی می کنند

مانند:

آرنو کارسینوما (تومور ها یبدخیم یا منشاءاپی تلیال و نمای غددی)
کوریوکارسینوما (با منشاء سلول های اپی تلیال جفتی).

در مجموع همه ی تومورهای خوش خیم (غیر مهاجم) از سلول های کاملاٌ تمایز یافته تشکیل شده اند در حالی که اشکال بدخیم اغلبی از سلول های تمایز نیافته حاصل می شوند.

آناپلازی(anaplasia) درواقع معرض این حالت سرطان های تمایز نیافته است.

در این نوع سرطان ها ، سلول ها تغییراتی را از نظر شکل ، اندازه و عمل نشان می دهند هم سلول‌ها و هم هسته‌ی آن ها از نظر شکل و اندازه و از نظر کاریوتیپی حالات مختلفی دارند. برخی بسیار بزرگتر و بعضی بسیار کوچکترند. نسبت هسته به سیتوپلاسم گاه ۴ به ۱ یا ۶ به ۱ است.

هستک‌ها معمولاً بزرگ ترند. دارای تعداد زیادی میتوز می باشند و اشکال غیرطبیعی میتوزی دارند. گاه دوکهای تقسیم سه قطبی یا چهار قطبی دیده می شوند.

گاه در یک ناحیه دوک های بزرگ تر و در ناحیه‌ی دیگر دوک های کوچکتر دیده می شوند گاه سلول های غول پیکر با یک هسته‌یpolymorph  بزرگتر یا چندهسته ای تشکیل می دهند جهت قطب یابی سلول ها نسبت به هم متفاوت و درهم ریخته است.

این سرطان ها اغلب استرومای کمی دارند. لذا قسمت های مرکزی آن ها دچار نکروز اسیکمیک می شود.

در این سلول ها شبکه‌ی درون سلول دانه دار کاهش یافته و ریبوزوم های آزاد افزایش می یابد.

میتوکندری ها دچار انواعی از بدشکلی ها می گردند.

اسکلت سلولی ممکن است حفظ شده باشد ، ولی دچار تغییر می شود. تشخیص ایمنولوژیک فیلامان های اسکلت سلولی به تشخیص منشاء سلول های سرطانی کمک می‌نماید

. غشاء پلاسمایی سلول های سرطانی نیز دچار تغییرات گوناگون می گردد. مثلاً تغییر در گلیکوکالیکس ، تغییر در گیرنده های غشایی ، نفوذپذیری و پتانسیل غشایی ، و بالاخره اتصالات غشایی و تغییرات آنتی ژنتیک در این سلول ها انحراف متابولیک نیز دیده می شود.

عملکرد ترشحی سلول ها ممکن است افزایش یا کاهش بین از حد طبیعی داشته باشد یا اصلاً نوع ترشح تغییر کند

. برخی ژن هایی مهارش ده‌ی دوره‌ی جنینی ممکن است دوباره بیان شوند یا بیان برخی ژن های مختلف گردد.

بعضی از آن ها ممکن است به طور نابه جا مواد فعال کننده حیاتی و هورمون ها را تولید نمایند.

البته در تومورهای تمایزیافته در مقایسه با سلول های طبیعی سلول های تورموری انحراف کمتری را نشان می دهند.

اکثر سرطان ها تک دودمان (Monoclonal) هستند هستند یعنی سلول های سرطانی ، کنون یک سلول نئوپلاستیک می باشند.

سلول های سرطانی گاه یک عامل رگ زای توموری می سازند که به تغذیه و رشد سریع آن ها کمک می کند.

مکانیسم هایی از قبیل فشار فیزیکی ، تقلیل چسبندگی سلول های توموری ، افزایش تحرک آن ها ، فقدان مهار تماسی ، اختلال در پروتئین های غشایی و بالاخره آزادسازی آنزیم های تخریب کننده (مثل کلاژنازها) باعث تهاجم و متاستاز سلول های سرطانی می شود مطالعات نشان می دهد در این سلول ها ژن آنتی کلاژناز که فعالیتی کلاژناز را محدود می کند مختل شده است.

آزمایشات اولیه در اثبات نقش ویروسها در ایجاد سرطان

در پیوند غدد سرطانی یک موش به موش دیگر ، توسط لتیل وانسل مشخص شد که علت دفع پیوند تفاوت های بین جایگاه (H-2) در آن ها است.

لذا مطالعات جدیدی برای پی بردن به ارتباط بین سرطان و پدیده ایمنی شروع شد همچنین مشخص شد که علت بسیاری از سرطان ها در جانوران تجربی ویروس ها هستند چون ویروس ها قابلیت آنتی ژنتیک دارند ، بررسی روی توان سیستم ایمنی در ممانعت از آلودگی به ویروس ها و پیشگیری یا کنترل سرطان های ویروسی مورد توجه قرار گرفت.

ویروس های جانوری درون سلول میزبان به طرق مختلف عمل می کنند برخی به حالت معتدل (temprate) وارد سلول شده همگام با ONA آن تولید مثل می کنند و یا بدون هیچگونه تاثیری از آن خارج می گردند این حالت را آلودگی عقیم (aboration infection) می‌نامند. بعضی دیگر به خصوص اشکال RN.A پس از ورود به سلول به صورت مولد عمل می نمایند (Productive , infection) به این ترتیب این گروه موجی تلاش سلول نمی شوند ، بلکه درون سلول میزبان ذرات ویروسی جدیدی را تولید می کنند و مرتباً همراه با بخشی از غشاء سلول میزبان که حاوی پروتئین های ویروسی است به بیرون جوانه زده و از سلول جدا می گردند یعنی سلول به یک ماشین تولید ویروس غشاء دار تبدیل می شوند بخشی از ویروس ها تکثیر فعال داشته و با مسیرهای پروتئین سازی میزبان رقابت شدیدی را اعمال می کنند و باعث تلاش سلول خواهند شد. (Iysogenic infection) .

گروهی از ویروس ها نیز باعث دگرگونی (trahsformation) سلول میزبان و تومورزا شدن آن می گردند.

این گروه ایجاد نئوپلازی یا حالت سرطانی بدخیم یا خوش خیم می نمایند بیشتر ویروس های سرطان زا از نوع RNA هستند و هرگز به صورت ویروس کامل در تومور حضور حضور ندارند.

ویروس های RNA به کمک آنزیم نسخه برداری معکوس ONA تولید می کنند مکانیسم دگرگومی دقیقاً روشن نیست ، ولی در مورد ویروس رُزسارکوما (RSV,Rous sarcoma Virus) مشخص شده است که فقط یکی از چهار ژن ویروس که src خوانده می شود برای دگرگونی کافی است محصول این ژن یک کیناز است که به فسفوریلاسیون و فعال شدن گروهی از مولکول ها از جمله برخی آنزیم‌های دیگر منجر می گردد.

اکنون مسلم شده است که ویروسها در پیدایش انواع مختلفی از تومورهای خاص انسانی دخالت دارند. بطور کلی اثبات ارتباط بین یک ویروس و سرطان مربوط به آن خیلی مشکل است.

چنانچه ویروس عامل سرطان خاصی باشد، انتشار جغرافیایی عفونت با آن ویروس باید با بروز آن تومور مطابقت داشته باشد. ایجاد تومور در حیوانات آزمایشگاهی دلیل خوبی برای خاصیت تومورزایی ویروس است. با این همه هنوز دلایل کافی وجود ندارد که ویروس ، عامل سرطان انسانی باشد.




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

ما ز بالاییم و بالا می رویم                 ما ز دریاییم و دریا می رویم

ما از آن جا و از این جا نیستیم           ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم

لااله اندر پی الالله است                   همچو لا ما هم به الا می رویم

قل تعالوا آیتیست از جذب حق           ما به جذبه حق تعالی می رویم

کشتی نوحیم در طوفان روح             لاجرم بی‌دست و بی‌پا می رویم

همچو موج از خود برآوردیم سر          باز هم در خود تماشا می رویم

راه حق تنگ است چون سم الخیاط    ما مثال رشته یکتا می رویم

هین ز همراهان و منزل یاد کن          پس بدانک هر دمی ما می رویم

خوانده‌ای انا الیه راجعون                 تا بدانی که کجاها می رویم

اختر ما نیست در دور قمر               لاجرم فوق ثریا می رویم

همت عالی است در سرهای ما      از علی تا رب اعلا می رویم

رو ز خرمنگاه ما ای کورموش           گر نه کوری بین که بینا می رویم

ای سخن خاموش کن با ما میا        بین که ما از رشک بی‌ما می رویم

ای که هستی ما ره را مبند            ما به کوه قاف و عنقا می رویم




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ سه شنبه 16 دی 1393 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آزمایش موفقیت‌آمیز داروی مؤثر در فلج اطفال

دانشمندان دانشگاه پردیو تأثیر نوعی ترکیب دارویی را در مبارزه علیه عفونت‌های ناشی از ویروس عامل فلج اطفال بررسی کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، ویروس enterovirus D68 یا EV-D68 موجب بروز عفونت‌های تنفسی شدید در کودکان می‌شود و این عفونت‌ها احتمالا با بروز علائم فلج اطفال مرتبط هستند.

محققان با استفاده از شیوه‌ای موسوم به «بلورشناسی پرتو ایکس»، به دنبال درک ساختار دقیق نوع اصلی ویروس EV-D68 و چگونگی متصل‌شدن آن به ترکیبی ضدویروسی به نام pleconaril بودند.

مولکولی به نام «مولفه بسته» (pocket fact) در درون بسته‌ای از پوسته حفاظتی ویروس EV-D68 قرار دارد. زمانی که این ویروس به یک سلول انسانی متصل می‌شود، این مولکول از بسته‌اش بیرون می‌آید و موجب عدم‌ثبات ذره ویروس می‌شود؛ به دنبال‌ این موضوع، ویروس، ماده ژنتیکی‌اش را برای عفونی‌کردن سلول انسانی و جانشین‌شدن آن آزاد می‌کند.

نوعی ترکیب ضدویروسی pleconaril نیز به این بسته ویروسی متصل شده تا مانع از عفونی‌شدن سلول‌های انسانی ‌شود. این ترکیب و مولکول «مولفه بسته» با یکدیگر برای متصل‌شدن به درون بسته ویروسی با یکدیگر رقابت می‌کنند زیرا هر دوی آن‌ها از آب می‌ترسند و به دنبال واردشدن به بسته سلول جهت فرار از این مایع هستند. با این حال، برنده‌شدن هر یک از آن‌ها به خود بسته ویروس، مولفه بسته و ویژگی‌های ترکیب ضدویروسی بستگی دارد.

در این تحقیق، دانشمندان بر روی EV-D68 اصلی ایزوله‌شده متمرکز شده بودند که در سال 1962 کشف شد، زیرا گونه‌های اخیر این ویروس در شیوع‌های کنونی دارای تفاوت‌های بسیار ناچیزی با نمونه اصلی هستند.

گرچه ترکیب pleconaril علیه گونه‌های جدید ویروس مزبور فعال نیست، علیه خود آن فعال بوده و اعمال تغییرات کوچک در ساختار آن می‌تواند منجر به تولید مهارکننده‌های گونه‌های اخیر EV-D68 شود.

در ماه اوت سال 2014، بیماری‌های تنفسی معمولی تا شدید، در میان هزاران کودک امریکایی شایع شدند که 1149 مورد از آن‌ها آلوده به ویروس EV-D68 بودند. این ویروس با عفونت‌های عصبی و فلج شل حاد مرتبط است که دارای علائمی شامل ضعف ماهیچه و معلولیت است.

گرچه EV-D68 به عنوان تهدیدی جهانی ظاهر شده، هیچ واکسن یا درمان موثری برای آن ارائه نشده است.

دانشمندان دانشگاه پردیو به دنبال بررسی کارآیی بالقوه داروی pleconaril علیه این ویروس بودند. تعیین ساختار EV-D68 توسط تیم علمی گام مهمی در راستای درمان فلج اطفال به شمار می‌آید. بررسی‌های محققان نشان داد گونه EV-D68 توسط pleconaril مهار می‌شود.

با درک بهتر انواع جدید گونه‌های ویروس مورد بررسی، تحقیقات آتی می‌تواند منجر به تولید ترکیباتی شود که علیه این گونه‌ها کارآمد خواهند بود. طراحی‌کردن بهترین ترکیب ممکن برای انواع داروهای موثر، مستلزم زمان بیشتری است و دانشمندان امیدوارند ظرف یک سال آینده به نتایج مطلوبی در این زمینه برسند.

جزئیات این دستاورد علمی در نشریه Science قابل‌مشاهده است.




طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic