فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











جهان شمولى عرفان اسلامى

این که کسانى اصرار مى‏ورزند که عرفان اسلامى از قید و بند (1) دین آزاد است تا اندازه‏اى بدین سبب است که تصور مى‏کنند که جهانشمولى آن در خطر است. اما هرچند با دلمشغولى اینان به این وجه تردیدناپذیر عرفان اسلامى احساس همدلى کنیم، نباید فراموش کرد که خاص بودن، کاملا با جهانشمولى سازگار است، و براى این‏که این حقیقت اجمالا درک شود، کافى است هنر مقدس را ملاحظه کنیم، که به صورت غیرقابل تفوقى هم خاص است و هم جهانشمول (2).
براى این‏که مثال را به موضوع بحث‏خودمان نزدیکتر کنیم، باید گفت که هنر اسلامى فى نفسه به خاطر تمایزش از هر هنر مقدس دیگرى، بى‏درنگ قابل تشخیص است: یکپارچگى هنر اسلامى، در زمان یا مکان قابل انکار نیست؛ این امر بسیار روشن است: خواه مسجد قرطبه را مشاهده کنیم و خواه مدرسه بزرگ سمرقند را، یا آرامگاه یکى از اولیاءالله را در مغرب یا ترکستان چین، به نظرمان مى‏رسد که گویا نور واحدى است که از همه این آثار هنرى مى‏تابد. (3) در عین حال، جهانشمولى آثار بزرگ تاریخى اسلام، که در حضور هر یک از آنها احساس در مرکز جهان بودن را داریم، همین‏گونه است. (4)
بى‏آن‏که از موضوع دور افتاده باشیم، مساله هنر مقدس ما را به مطلب اصلى‏مان باز مى‏گرداند. زیرا در پاسخ به این سؤال که صعرفان اسلامى چیست؟ش یک پاسخ ممکن به شرط آن‏که دیگر پاسخها نیز به‏دنبال بیایند صرفا اشاره به «تاج محل‏» یا یکى دیگر از شاهکارهاى معمارى اسلامى است. یک عارف مسلمان با استعداد، از فهم این پاسخ عاجز نیست. زیرا هدف و غایت عرفان اسلامى ولایت است، و کل هنر مقدس به معناى حقیقى و کامل این کلمه در حکم تبلور ولایت است؛ درست همان‏گونه که ولى‏الله در حکم تجسد یک شاهکار مقدس است، و هر دو تجلیات کمال الهى‏اند.
بر اساس آموزه اسلامى، کمال الهى ترکیبى از صفات جلال و جمال است؛ و عرفان اسلامى، بنا به توصیف بسیارى از عرفاى مسلمان، متحقق شدن به این صفات الهى است، که به معناى پیرایش روح است از محدودیت‌هاى انسان هبوط کرده، و از عادات و پیشداوریهایى که طبیعت ثانویه شده‏اند؛ و نیز به معناى آرایش آن است‏با خصایص سرشت اولیه انسان، که بر صورت خدا ساخته شده بود. چنین است که آداب تشرف در برخى از حلقات صوفیه عملا صورت یک خلعت را مى‏گیرد: خرقه‏اى را شیخ بر شانه‏هاى کسى که تشرف یافته، مى‏نهد.
مبتدى طریق زندگى استاد را در پیش مى‏گیرد؛ زیرا بخشى از روش همه طریقه‏هاى عرفانى و بیش از همه عرفان اسلامى انتظار فرجام کار است؛ استاد طریق زندگى‏اى را که وقتى مبتدى بوده در پیش گرفته استمرار مى‏بخشد. تفاوت این دو در این است که در مورد استاد، طریق یعنى، تصوف، من حیث المجموع به صورت ملکه درآمده است؛ زیرا ولایت‏بر طبیعت ثانویه پیروز گشته است. در مورد مبتدى، طریق قبل از هر چیز، عمدتا یک انضباط است، اما هنر مقدس همچون لطفى الهى است که مى‏تواند آنچه را مشکل است آسان کنند. کار کردش و این کارکرد برین هنر است این است که پیروزى ولایت را، که شاهکار مورد بحث، تصویرى از آن است، در روح تسریع کند. هنر مقدس، به منزله مکمل انضباط حتى مى‏توانیم بگوییم به مثاببه نوعى فراغ بال و استراحت طریقت را همچون کار طبیعى فرد به معناى حقیقى این لفظ جلوه مى‏دهد و همه عناصر روح را گرد مى‏آورد تا انسان، یکدل و یکجان، کمال مطلقى را که هنر مقدس مى‏نمایاند تصدیق کند.
اگر بپرسند: آیا نمى‏توانیم به همان اندازه که تاج محل را تبلور عرفان اسلامى یا کلیساى جامع شارتز (6) را نیز[مظهرر عرفان هندویى و مسیحى] بدانیم؟ پاسخ صآریشاى خواهد بود که یک صنهش بر آن مى‏چربد. معبد هندویى و کلیساى جامع مسیحى تجلیات برین جلال و جمال الهى‏اند، و یک عارف مسلمان بالقوه که نمى‏تواند آنها را دریابد و از آنها چنانکه هستند لذت ببرد، از این حیث که نمى‏تواند حق نشانه‏هاى خدا را ادا کند، نمى‏تواند آنها را توصیف کند. اما باید به خاطر داشت که هنر مقدس از آن هر عضوى از جامعه‏اى است که این هنر در آن شکوفا مى‏شود، و نه تنها نمایانگر غایت است، بلکه نمایانگر وسیله و چشم‏انداز یا، به عبارت دیگر، راهى که به غایت رهنمون مى‏شود هم هست؛ و مقدر نبوده است که معبد و کلیساى جامع، مانند مساجد عظیم و، در ساحت دیگرى، عارفان عظیم‏الشان مسلمان آرمانهاى اسلام را آشکار سازند و اسلام را به عنوان وسیله‏اى براى حصول ایت‏بنمایانند. مسلما نشان دادن قرابت میان وجوه خاص جلال و جمال مطلق که در این دو نمونه بارز اسلامى، یعنى در کمالات ایستاى جمادى و در نظایر پویاى ذوحیات آنها، متجلى‏اند محال نیست. اما چنین تحلیلى از آنچه مى‏تواند رایحه معنویت اسلامى خوانده شود فراتر از مجال کتابى از این دست‏خواهد بود. کافى است که بگوییم یگانگى حقیقت مطلق در همه وحى و انکشافهایش منعکس شده است؛ نه تنها از طریق کیفیت‏یگانگى، بلکه نیز از طریق کیفیت تجانس. بدین‏سان هر یک از تمدنهاى عظیم دینى یک کل یگانه و متجانس است که از حیث همه وجوه متفاوتش، با همه تمدنهاى دیگر متفاوت است؛ همان‏گونه که یک میوه با میوه دیگر فرق دارد، گرچه صمزه‏اشش با آن یکسان است. بدین‏سان عارف مسلمان مى‏تواند خود را به کلى، بى‏هیچ خویشتن‏دارى‏اى (7)، به یک اثر عظیم هنر اسلامى بسپارد؛ و اگر آن اثر یک زیارتگاه باشد، او مى‏تواند با ورود به آن، آن را به منزله جامه ولایت در بر کند و به مثابه امتداد تقریبا تدریجى عرفان اسلامى، که آن معبد به غلبه آن در قلمرو روحش مدد رسانده است، بپوشد. همین غلبه مى‏تواند از طریق آن معبد یا آن کلیساى جامع هم محقق شود؛ اما او نمى‏تواند هیچ‏یک از اینها را بپوشد دست‏کم، تا آن وقت که واقعا از طریق فهم معنوى‏اى که با یک فهم نظرى محض بسیار متفاوت است از همه صور و اشکال فراتر رفته باشد.
هنر مقدس از این حیث ذکر شد که نمونه بیواسطه آشکارى از هماهنگى امر جهانشمول و امر خاص را در اختیار ما مى‏نهد. همین هماهنگى از طریق رمز دایره و مرکز، شعاعها و محیطش نشان داده مى‏شود. کلمه رمز در اینجا به‏کار مى‏رود تا نشان دهد که دایره، تمثیلى خودسرانه تلقى نشده، بلکه شکلى تلقى شده که در واقعیتى که این شکل نشاندهنده آن است ریشه دارد، به این معنا که وجودش را مرهون آن واقعیت است؛ واقعیتى که دایره در واقع امتداد وجودى آن است. اگر حقیقت مطلق مشعشع نبود چیزى به نام یک شعاع، حتى یک شعاع هندسى، نمى‏توانست وجود داشته باشد، چه رسد به طریقتى معنوى که بالاترین مثال [آن] است. همه شعاعها از وجود محو مى‏شوند؛ و با این محو شدن، خود عالم محو مى‏شود. زیرا شعاع تا آنجا که رمز چیزى است که همه چیز به آن وابسته است، یعنى ارتباط بین مبدا الهى و تجلیات یا مخلوقاتش، یکى از بزرگترین رمزهاست.
هرکسى از بودن در یک نقطه یا رسیدن به یک نقطه آگاه است. حتى اگر این آگاهى بیش از آگاهى از رسیدن به سن خاصى نباشد. عرفان از این آگاهى شروع مى‏کند که این نقطه بر روى یک شعاع، واقع است. بعد از طریق آنچه مى‏توان آن را بهره‏بردارى‏اى از این واقعیت تلقى کرد جلو مى‏رود و شعاع، پرتوى از رحمت الهى است که از مرکز برین فیضان مى‏کند و به سوى آن باز مى‏گردد. این نقطه اکنون باید نقطه‏اى از رحمت الهى شود. به عبارت دیگر، باید تحقق یا فعلیت آگاهانه رحمت الهى حال در نقطه‏اى باشد که تنها بخش شعاع است که مى‏توان در اختیار داشت. این یعنى سود بردن از آن امکانات رحمت الهى که به واسطه قابل حصولند، یعنى وجوه صورى و بیرونى دین که، على‏رغم این‏که همیشه در دسترسند، مى‏توانند کاملا مورد غفلت قرار گیرند یا این‏که تنها به صورت ظاهرى از آنها استفاده شود؛ یعنى آن نقطه به صورت جداگانه و بدون نظر به کل شعاع لحاظ شود
خود شعاع، بعد عرفانى دین است؛ مثلا در مورد اسلام، این بعد همان عرفان اسلامى است، که در پرتو این رمز معلوم مى‏شود که هم خاص است و هم جهانشمول؛ خاص از آن جهت که از هر شعاع دیگرى که نمایانگر عرفانهاى دیگر است متفاوت است، و جهانشمول بدین سبب که مانند آنها، به آن مرکز یگانه هدایت مى‏کند. تمثیل ما، من حیث‏المجموع، این حقیقت را به وضوح آشکار مى‏کند که هر طریقت عرفانى‏اى هر چقدر به غایت‏خود نزدیک مى‏شود به دیگر عرفانها بیش از آنچه در آغاز نزدیک بوده، نزدیک مى‏شود. (8) اما یک حقیقت مکمل و تقریبا متناقض‏نما هست که تمثیلى که آوردیم نمى‏تواند آن را آشکار کند، (9) اما از راه اندیشه تمرکزى که القا مى‏کند متضمن آن است: افزایش نزدیکى به معناى کاهش تمایز نیست؛ زیرا هرچه مرکز نزدیکتر باشد، تمرکز بیشتر است، و هرچه تمرکز بیشتر باشد، صمقدارش قوى‏تر است. ماهیت متمرکز اسلام تنها در عارف و ولى مسلمانى یافت مى‏شود که، با رسیدن به غایت طریق، آرمانهاى خاص دینش را به بالاترین و کاملترین مرحله رشد آن رسانده است؛ درست همان‏گونه که ماهیت متمرکز مسیحیت تنها در کسانى مانند قدیس فرانسیس یا قدیس برنارد یا قدیس دومینیک یافت مى‏شود. به عبارت دیگر، نه تنها جهانشمولى، بلکه اصالت هر عرفان خاصى هرچقدر که به غایت نزدیک مى‏شود شدت بیشترى مى‏یابد. غیر از این هم نمى‏تواند باشد؛ چرا که اصالت از منحصر به فرد بودن جدا نیست و این نیز مانند جهانشمولى، ضرورتا از طریق قرب به یگانگى مطلقى که آن را پدید مى‏آورد افزایش مى‏یابد.
اکنون که به بحث درباره این موضوع مشغولیم، باید خاطرنشان کرد که علاوه بر جهانشمولى بزرگترى که در حال بررسى آن بوده‏ایم، جهانشمولى کوچکترى هم هست. همه عرفانها به معناى وسیع‏تر به یک اندازه جهانشمولند؛ چرا که همه به حقیقت واحدى هدایت مى‏کنند. اما وجهى از اصالت اسلام، و بنابراین عرفان اسلامى، چیزى است که آن را مى‏توان جهانشمولى ثانوى خواند، که بیش از همه از طریق این واقعیت روشن مى‏شود که اسلام به عنوان آخرین وحى این دور زمانى، ضرورتا چیزى از مقوله اجمال و تلخیص است. شعار اسلامى را قرآن، ایمان به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش دانسته است. (10)
قطعه ذیل نیز در این سیاق مهم است و نظیرى براى آن، مثلا در یهودیت‏یا سیحیت‏یافت نمى‏شود:
براى هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنى قرار داده‏ایم. و اگر خدا (11) مى‏خواست‏شما را یک امت قرار مى‏داد، ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است‏بیازماید. پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت گیرید. بازگشت [همه] شما به سوى خداست؛ آنگاه درباره آنچه در آن اختلاف مى‏کردید آگاهتان خواهد کرد. (12) بعلاوه و به همین دلیل است که از یک دور زمانى سخن مى‏گوییم تطابق خاصى میان آخر و اول وجود دارد. با ظهور اسلام چرخ یک دور کامل زده است‏یا یک دور تقریبا کامل؛ و بدین دلیل است که دین اسلام ادعا دارد که رجوع به دین اولیه است؛ ادعایى که به اسلام، جنبه دیگرى از جهانشمولى مى‏بخشد. یکى از ویژگیهاى قرآن به عنوان آخرین وحى الهى این است که گاهى گویى شفاف مى‏شود تا وحى نخستین بتواند از طریق آیاتش بتابد؛ و این وحى نخستین، یعنى کتاب طبیعت، به همگان تعلق دارد. به پاس حرمت این کتاب، به معجزات محمد[ص]، برخلاف معجزات موسى و عیسى، هرگز این امکان داده نمى‏شود که حائز درجه اول از اهمیت‏شوند. از منظر اسلامى، این اهمیت درجه اول باید به معجزه آفرینش اختصاص داشته باشد که با گذر زمان، هرچه بیشتر مسلم انگاشته مى‏شود و باید به حالت اصلى خویش بازگردد. در این ارتباط ذکر این مطلب بى‏ربط نیست که یکى از گفته‏هاى پیامبر[ص] که عارفان مسلمان غالبا نقل مى‏کنند صحدیث قدسیش ذیل است که حدیث قدسى نامیده مى‏شود، زیرا خدا در آن مستقیما سخن مى‏گوید: من گنجى پنهان بودم و مى‏خواستم شناخته شوم، لذا جهان را آفریدم.
شکى نیست که به خاطر این وجوه و وجوه دیگر جهانشمولى است که قرآن خطاب به همه امت مسلمان مى‏گوید: ما شما را امت وسط قرار دادیم؛ (13) و شاید در خلال فصول آینده دیده شود که، بى‏آن‏که در صدد اثبات آن باشیم، عرفان اسلامى در واقع چیزى از نوع پلى میان شرق و غرب است.

پى‏نوشت‏ها:
1. به همین سبب در یک راه است، اما نه آن راهى که آنان مى‏پندارند.
2. این امر به وضوح از کتاب (1967 ,London ,Books Perennial ( Methods ndPrinciples its: West and East in Art Sacred نوشته تیتوس بورکهارت معلوم مى‏شود، همچنان که ارتباط نزدیک هنر مقدس و عرفان نیز از همین کتاب معلوم مى‏شود.
4. این نکته از فریتیوف شوان وام گرفته شده است که استادانه اثبات کرده است که بین هنر مقدس و هنر دینى‏اى که مقدس نیست تفاوت این آزادى را براى خود قائل شده‏ام که این مطلب را از بافت مسیحى‏اش [به بافت اسلامى] منتقل کنم. متن اصلى چنین است: هنگامى که در مقابل یک کلیساى جامع گوتیک یا رومى مى‏ایستیم احساس مى‏کنیم که در مرکز جهانیم؛ [اما] هنگامى که در مقابل یک‏کلیساى رنسانسى یا باروک یا روکوکو مى‏ایستیم صرفا از بودن در اروپا آگاهیم
Hampi. 5
Chartres. 6
7. یعنى، بدون ترس از تحت تاثیر عامل بیگانه‏اى قرار گرفتن. زیرا به دلایل نظرى یا روشى دو دیدگاه معنوى مى‏توانند از بعضى لحاظها مانعة‏الجمع باشند و، در عین حال، به یک غایت‏برسند. اما هنر مقدس یک عامل کمکى است و معمولا وسیله اصلى متحقق شدن به حقایق معنوى نیست. بدین‏سان هر خطرى که از هنر مقدس یک سلسله سنتى غیر از سلسله سنتى خود شخص ناشى شود، به مراتب کمتر از خطرات موجود در عمل به آداب دین دیگر است. این نقض یکدستى معنوى مى‏تواند موجب ضربه‏اى بسیار قوى شود که چه بسا توازن روح را از میان ببرد.
8. ضمنا بى‏اثرى تفنن‏گرایى را هم آشکار مى‏کند، که متناظر است‏با یک خط پیچدار، که گاهى به سوى مرکز حرکت مى‏کند و گاهى از آن دور مى‏شود، شعاعهاى مختلف را بارها قطع مى‏کند، اما به نحو دائم به دنبال هیچ‏کدام نیست؛ در عین حال که مدعى دنباله‏روى ترکیب حاصل از همه آنهاست. خود فریبان مورد بحث، به قول عارف مسلمانى از قرن اخیر (شیخ درقاوى) صمانند انسانى‏اند که سعى مى‏کند با کندن زمین، کمى اینجا و کمى آنجا آب پیدا کند. چنین کسى از تشنگى خواهد مرد، حال آن‏که انسانى که یک جا را عمیق حفر مى‏کند، و به پروردگار اعتماد و اتکا دارد، آب را خواهد یافت، خواهد نوشید و به دیگران نیز خواهد داد تا بنوشند
9. رمز بنا به تعریف ناقص است؛ از این حیث که هرگز نمى‏تواند همه وجوه مثال اعلایش را شامل شود. آنچه در این مثال از رمز بیرون مى‏ماند این حقیقت است که مرکز مطلق به صورت نامتناهى بزرگتر از محیط است. بنابراین این امر در پس پشت اذهان ما باید با دایره دیگرى تکمیل شود که مرکزش نماینده این جهان و محیطش نمایانگر ذات نامتناهى محیط بر همه است.
10. قرآن کریم، سوره بقره، آیه‏285.
11. قرآن از خدا نه تنها به صیغه اول شخص (هم مفرد و هم جمع)، بلکه به صیغه سوم شخص هم سخن مى‏گوید، و گاهى مانند اینجا در دو جمله متوالى از یکى به دیگرى منتقل مى‏شود.
12. قرآن کریم، سوره مائده، آیه‏48.
13. قرآن کریم، سوره بقره، آیه‏143.

منابع مقاله :

http://www.bashgah.net

http://www.javidankherad.com




طبقه بندی: خوزه اخبار و مطالب عرفانی ،
[ چهارشنبه 27 آذر 1392 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

دو نوآوری از ال جی

کمپانی ال جی در هفته گذشته از دو محصول خود رونمایی کرد که هریک به تنهایی حرفی برای گفتن داشتند. در ادامه همراه ما باشید با معرفی این دو محصول...
به گزارش دریچه فناوری اطلاعات نخستین تبلت  پروژه کدباز اندرویدی Google  که به  Android 4.4 KitKat مجهز شده است.
LG G Pad 8.3 به نخستین محصولی تبدیل می‌شود که از نشان Google Play Edition بهره‌مند خواهد بود.  اولین تبلت پروژه کدباز اندرویدی Google موسوم به AOSP از آخرین نسخه اندروید یعنی kitkat برخوردار است. LG G Pad 8.3 Google Play Edition از امروز و از طریق Google Play در آمریکا قابل خریداری است.

با ترکیب عالی نمایش تمام صفحه KitKat و صفحه نمایش ۱۹۲۰×۱۲۰۰ پیکسلی FULL HD IPS نسخه ویژه محصول LG ، G Pad 8.3 تجربه بصری بی نظیری ارائه می‌کند.  نرم افزارها می‌توانند از تک تک پیکسل‌های صفحه نمایش ۸٫۳ اینچی تبلت برای ایجاد رابط کاربری مطلوب، نهایت استفاده را ببرند. با وجود امکان پنهان کردن نوارهای وضعیت و یادآورها ، این ویژگی برای تماشای محتوای چند رسانه‌ای چون عکس‌ها و ویدیو‌ها و همین طور کتاب ها، نقشه‌ها و بازی‌ها عالی به نظر می‌رسد.
دکتر یونگ سئوک پارک، مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره LG Electronic Mobile Communication در این باره می‌گوید: رابطه کاری LG و Google همیشه عالی بوده است و همکاری ما در ساخت نخستین تبلت Google Play Edition به خوبی این ادعا را ثابت می‌کند. LG G Pad 8.3 Google Play Edition محصولی است که در آن هم سخت افزار و هم نرم افزار برای ارائه تجربه‌ای کاربرپسند به خوبی بهینه شده اند. هیچ محصولی مشابه به این تبلت را نمی توانید در بازار بیابید.

LG G Pad 8.3 بر اساس بازخورد‌های کاربران که منجر به طراحی ابزاری فشرده، با ظاهری زیبا، مدرن و امکان کار آسان با یک دست شده، ساخته شده است.  پردازنده قدرتمند چهار هسته‌ای ۱٫۷ گیگاهرتزی Qualcomm Snapdragon 60 و باتری پرگنجایش ۴۶۰۰ میلی آمپری کارآیی خارق العاده تبلت و عمر طولانی باتری آن را تضمین می‌کنند.
LG G Pad 8.3 Google Play Edition در رنگ مشکی و با بهای ۳۴۹٫۹۹ دلار آمریکا در دسترس خواهد بود. از کشورهای مقصد این تبلت هنوز اطلاعی در دست نیست.


ممکن است فصل حساسیت تمام شده باشد اما مراقب باشید که هنوز هم مواد حساسیت‌زا در خانه به کمین شما نشسته‌اند و مدت زمان بیشتری در خانۀ شما سکنی می‌گزینند.
چند هفته پیش (۱۱ تا ۱۷ نوامبر)، هفتۀ آگاهی از حساسیت در محیط داخلی بود و جالب است شما هم بدانید که می‌توانید با چند راهکار ساده مواد حساسیت‌زای شرور را از خودتان دور کنید.
ثابت شده است که جدیدترین ماشین لباسشویی TrueSteam ال‌جی و خشک‌کن چرخشی RC9042AQ3Z مواد حساسیت‌زای بیشتری نسبت به ماشین لباسشویی‌های معمولی دور می‌کند و توسط بنیاد حساسیت بریتانیا مورد تحسین قرار گرفته‌اند.





در عین حال ال‌جی به شما ۱۰ نکتۀ مفید می‌گوید و کمک می‌کند که لوازم خانگی خود را برای مبارزه با حساسیت بهینه کنید:

  •         دمای ۶۰ درجه برای از بین بردن کرم‌های ریز در گردوغبار خانگی لازم است. همۀ ماشین لباسشویی‌های ال‌جی این امکان را دارند که در این دما لباس را بشویند. علاوه بر این، انتخاب برنامه‌های شست‌وشوی ال‌جی می‌تواند بخار را نیز به چرخه وارد کند. بخار می‌تواند راحت‌تر از آب به الیاف نفوذ کند و این به دلیل اینکه از اجزای ریزی تشکیل شده است تا ۹۹٫۹۸% می‌تواند مواد حساسیت‌زایی مانند کرم‌های ریز گردوغبار و موی حیوانات را از بین ببرد.
  •        هر ماه، ماشین خالی خود را با درجۀ حرارت بالا به کار بیاندازید تا باقی ماندۀ انواع قارچ و مواد شوینده از بین برود. بسیاری از لباسشویی‌های ال‌جی قابلیتی به نام Tub Clean دارند. به همین سادگی!
  •       بعد از استفاده، کشوی مواد شوینده، شیشۀ لباسشویی و درزگیر لاستیکی را برای پیشگیری از تشکیل قارچ و نفوذ آن به داخل ماشین خشک کنید.
  •       پرده‌های خود را هر سه ماه یک بار بشویید. پرده‌ها مأمن گردوغبار هستند. هر چه سنگین‌تر باشند برای موجودات و مواد حساسیت‌زا (که تا ۳ ماه بعد از فصل حساسیت باقی می‌مانند) خوش‌نشین و دلپذیرتر هستند.
  •       برای کسانی که حساسیت‌های طولانی دارند و به حیوانات خانگی حساس هستند، از نشستن سگ و گربه روی کاناپه (هرچقدر هم که دوست‌داشتنی باشند) خودداری کنید و جای خواب حیوانات را حداقل با حرارت ۹۰ درجه (با تزریق TrueSteam) بشویید.
  •       روکش کاناپه را به طور مرتب بشویید. اگر می‌خواهید کاناپۀ خود را عوض کنید، کاناپه‌های چرمی کمتر مستعد حفظ مواد حساسیت‌زا و مأوا گزیدن کرم‌های ریز خانگی هستند.
  •        دستمال‌های مرطوب را بعد از شست‌وشو در جالباسی نیاندازید.
  •      هر روز، کف خانه و فرش‌ها را جارو کنید. برای راحتی بیشتر، جاروبرقی روباتیک مانند ال‌جی HOM-BOT Square می‌تواند برنامه‌ریزی شود تا هر روز در ساعت مشخصی خانه را تمیز کند. برس‌های اضافی و شکل مربعی این جاروبرقی HOM-BOT به شما اطمینان می‌دهد که به تمام گوشه‌ها به طور مؤثری نفوذ می‌کند.
  •      اسباب‌بازی‌های نرم باید با مواد شویندۀ غیرزیستی یا شوینده‌های مناسب پوست حساس در دمای بالاتر از ۶۵ درجه شسته‌ شوند. اگر دمای کمتری مورد نیاز است، یک شبانه روز اسباب بازی را در فریزر بگذارید تا باکتری‌ها کشته شوند.
  •      به طور مرتب، یخچال فریز خود را تمیز کنید و توجه بیشتری به گوشه‌ها داشته باشید. درزگیر درب و واشرها را فراموش نکنید؛ زیرا این مکان‌ها جایی مناسب برای تجمع باکتری است و لاستیک‌ها ممکن است از شکل خود خارج و لکه‌دار شوند. محصولات سردساز ال‌جی به BioShield مجهز هستند. این مواد ضدمیکروب از رشد قارچ پیشگیری می‌کنند.



طبقه بندی: اخبار و مطالب تکنو لژی،
[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست


ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست


بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست


گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست


وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست


در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست


این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست


یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست


والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست


زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست


جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست


زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست


گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست


دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست


گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست


هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست


پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست


خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست


گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست


یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست


می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار
دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست


من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست
وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست


باقی این غزل را ای مطرب ظریف
زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست


بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق
من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ چهارشنبه 20 آذر 1392 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

مسلمانان چه حال است این ز کار خویش حـــیرانم

نه راه شرع می پویم نه کــــافر نه مسلمــــــــــــانم


گهی در عشق شیدایم گهی مجنون رســـــــــــوایم

گهی درویش بی جانم گهی سلطـــــــــــــان دورانم


شراب عشق تا خوردم شدم کـــــــــــافر به  بـتخانه

نــدانــم مـذهب و مـــلّت نبــــــــــاشد هیچ ســــامانم


برو زاهد مگو ما را به راه شرع و دین بــــــــــــــــــازا

که من مست می عشقم دگـــــر چیزی نـــمی دانم


ز زهد خشک سر پوشی به کلّی گشته ام فــــــارغ

بحمدالله و المنّه ز خیل باده نوشـــــــــــــــــــــــــــانم


من انـــــــدر کوه وحـــــدت می زنم لاف وحــــیدی را

چه بیمم از شه دوران چه بـــاک از خرقه پــــوشانم


چو عشق از پرده سر بر زد به جان ما عـــــلم در زد

هم او سلطان بشد در تن هم او شد دیــن و ایمانم


اگر کافر شدم در عــشق و گر عــــــــابـد به راه  دین

ز روز اوّلـــــــــم کردند نه من ایــــــــــــــنم نه من آنم




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ چهارشنبه 20 آذر 1392 ] [ 10:01 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
حضرت ابوالفضل (ع) در بیان امام صادق علیه‌السلام

حضرت امام صادق علیه‌السلام همواره از عمویش عباس ‌علیه‌السلام تجلیل به عمل مى‌آورد و با درود و ستایش‌هاى عطرآگین از ایشان یاد مى‌کرد و مواضع قهرمانانه‌اش در روز عاشورا را بزرگ مى‌داشت. از جمله سخنانى که امام درباره قمر بنى هاشم(ع) فرموده است، اینکه: «عمویم عباس بن على (علیه‌السلام) بصیرتى نافذ و ایمانى محکم داشت. همراه برادرش حسین جهاد کرد، به خوبى از بوته آزمایش بیرون آمد و شهید از دنیا رفت...» (ذخیرة الدارین، ص 123 به نقل از عمدة الطالب)

امام صادق علیه‌السلام از برترین صفات مجسم در عمویش که مورد شگفتى اوست چنین نام مى‌برد:

1- «تیزبینى»

تیزبینى، پیامد استوارى رأى و اصالت فکر است و کسى بدان دست پیدا نمى‌کند، مگر پس از پالودگى روان، خلوص نیت و از خود راندن غرور و هواهاى نفسانى و عدم سلطه آنها بر درون آدمى.

تیز بینى از آشکارترین ویژگی‌هاى ابوالفضل العباس علیه‌السلام بود. از تیزبینى و تفکر عمیق بود که حضرت به تبعیت از امام هدایت و سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام برخاست و بدین گونه به قله شرف و کرامت دست یافت و خود را بر صفحات تاریخ، جاودانه ساخت. پس تا وقتى ارزشهاى انسانى پایدار است و انسان آنها را بزرگ مى‌شمارد، در برابر شخصیت بى مانند حضرت که بر قله‌هاى انسانیت دست یافته است سر بر زمین مى‌ساید و کرنش مى‌کند.

2- «ایمان استوار»

یکى دیگر از صفات بارز حضرت، ایمان استوار و پولادین اوست. از نشانه‌هاى استوارى ایمان حضرت، جهاد در کنار برادرش  بود که هدفش جلب رضایت پروردگار متعال به شمار مى‌رفت و همانطور که در رجزهایش روز عاشورا بیان داشت از این جانبازى کمترین انگیزه مادى نداشت و همین دلیلى گویاست بر ایمان استوار حضرت.

3- «جهاد» با حسین علیه‌السلام

فضیلت دیگرى که امام صادق علیه‌السلام براى عمویش، قهرمان کربلا، عباس علیه‌السلام نام مى‌برد، جهاد تحت فرماندهى سالار شهیدان، سبط گرامى پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و آقاى جوانان بهشت است. جهاد در راه آرمان برادر، بزرگترین فضیلتى بود که حضرت ابوالفضل بدان دست یافت و نیک از عهده آزمایش به درآمد و در روز عاشورا قهرمانی‌هایى از خود نشان داد که در دنیاى دلاورى و شجاعت بى مانند است .




طبقه بندی: مطالب دینی،
[ شنبه 16 آذر 1392 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آکواریوم هوشمند

به گزارش  ماهنامه دنیای کامپیوتر و ارتباطات، یک مرکز مطالعات دریایی در ویرجینیا (ایالتی در شمال شرقی آمریکا) با پیاده‌سازی سیستم RFID در خلیج چساپیک (Chesapeake) و آکواریوم ویرجینیا این امکان را برای بازدیدکنندگان فراهم کرده که از مشخصات و تاریخچه هر کدام از ماهی‌ها و حیوانات دریایی واقع در خلیج به راحتی مطلع شوند.

آکواریوم ویرجینیا که در ساحل ویرجینیا قرار دارد، با نام‌گذاری هر کدام از ماهی‌ها و ثبت اطلاعات و تاریخچه مربوط به آنها در پایگاه داده، می‌تواند رفتار هر یک را بررسی و در سلامت و طول عمر هر یک نقش مهمی را ایفا نماید. 

در حال حاضر با عبور ماهی‌ها از کنار قرائت‌کننده RFID و تشخیص برچسب جاسازی شده در بدن آنها، تمام مشخصات از جمله وزن، مدت عمر، محل زندگی و انواع گونه‌های زیستی هر کدام روی یک مانیتور ۲۳ اینچی نمایش داده می‌شود. 

در این سیستم تراشه‌های موجود در بدن ماهی از نوع فرکانس پایین ۱۳۴.۲kHz هستند که از استاندارد‌های ISO ۱۱۷۸۴ و ISO ۱۱۷۸۵ پیروی می‌کنند.

یک قرائت‌کننده RFID نیز در قسمت خارجی آکواریوم نصب شده و با استفاده از نرم‌افزار ارائه شده توسط پژوهشکده پیشرفته تکنولوژی‌های سیستمی (STAR) که مرکز فرماندهی کل در چساپیک ویرجینیا می‌باشد، تمام اطلاعات ماهی‌ها در دسترس بازدید‌کنندگان قرار می‌گیرد. 

Jeffrey L.Mahon سرپرست آکواریوم و نمایشگاه دریایی، اولین تجربه خود را در پیاده‌سازی سیستم‌های شناسایی از طریق فرکانس رادیویی، با نصب سیستم ردیاب ماهی با استفاده از تکنولوژی RFID در آکواریومی واقع در سنگاپور در سال ۲۰۰۷ آغاز کرد و یک سال بعد در پاتایای تایلند نیز این کار را انجام داد. 

از نظر Mahon سیستم پیاده‌سازی شده در


 

سنگاپور باعث شد که استفاده از RFID در آکواریوم نظر همگان را به خود جلب کند و سبب گسترش حضور فناوری‌های نوین در این حوزه گردد. 

در این سیستم برچسب‌ها در نزدیکی باله‌های عقبی ماهی‌ها یا ماهیچه‌های حیوانات دریایی مانند لاک‌پشت‌ها، کوسه‌ها و ... جاسازی شده‌اند و شامل یک شماره منحصر به فرد ۱۶ رقمی هستند که با توجه به این شماره، شناسایی تمام اطلاعات مربوط به حیوانات در نرم‌افزار ارائه شده توسط STAR ثبت می‌شود. 

یک کارت‌خوان RFID نیز در قسمت خارجی آکواریوم نصب شده و آنتن‌های کارت‌خوان شماره برچسب هر ماهی را که از فاصله ۹ اینچی آن عبور می‌کند، تشخیص می‌دهند. 

از نظر Mahon به دلیل املاح موجود در آب شور، محدوده خواندن قرائت‌کننده کوتاه می‌شود، هرچند امیدوار است این محدوده با تغییر موقعیت آنتن‌ها یا طراحی آنها افزایش یابد. 

از نظر وی قرار دادن آنتن‌ها در یک قطعه لوله PVC ضدآب داخل آکواریوم می‌تواند در این امر تأثیر زیادی داشته باشد. 

هنگامی که شماره هر برچسب تشخیص داده شود، به نرم‌افزار STAR فرستاده و تصویری از ماهی به همراه توضیحات کاملی از آن روی صفحه نمایشگر ظاهر می‌شود. 

بعد از اینکه ماهی از میدان دید آنتن‌ها فاصله بگیرد، اطلاعات در سمت راست صفحه باقی می‌ماند و در صورتی که ماهی دیگری از کنار آنتن‌ها عبور نماید، مشخصات آن در قسمت مرکزی صفحه‌نمایش قرار می‌گیرد. 

در این حالت بازدیدکنندگان می‌توانند بر حسب علاقه خود اطلاعات مربوط به هر کدام را با یک کلیک ساده روی هر ماهی بخوانند. 

Mahon معتقد است پیاده‌سازی این سیستم در یک آکواریوم آب شیرین مؤثرتر است، زیرا در آب شیرین محدوده خواندن تگ‌ها بیشتر است و به دلیل حرکت آرام‌تر ماهی‌ها مشخصات آنها به صورت آهسته‌تری نمایش داده می‌شود. همچنین وی علاقه دارد که در باغ وحش‌ها نیز از تکنولوژی RFID استفاده نماید. 

به عقیده Mahon هدف از انجام چنین پروژه‌هایی نزدیک‌تر کردن مردم به دنیای حیوانات، برقراری ارتباط و آگاهی از تاریخچه آنها می‌باشد. 

 




طبقه بندی: اخبار و مطالب تکنو لژی،
[ سه شنبه 12 آذر 1392 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
پسربچه 13ساله یک شهاب سنگ 100هزارساله پیدا کرد
یک پسربچه سیزده ساله درحالی با مادرش به انستیتو شهاب شناسی نیومکزیکو آمد که یک سنگ فضایی 2 پوندی در دست داشت.
 
کارل آگی، دبیر این انجمن که روزانه با افراد زیادی مواجه می شود که ادعای پیدا کردن شهاب سنگ و اجرام فضایی را دارند در نگاه اول به جرم آسمانی کشف شده متوجه صحت ادعای این نوجوان شد.
 
آگی گفت: شهاب سنگ ها نادرند و پیدا کردن آنها کار هر کسی نیست. آنها معمولا در مکان های شناخته شده قرار دارند و افراد زیادی در صدد پیدا کردن آن ها هستند. اما این که یک پسربچه سیزده ساله بتواند با یک دستگاه فلزیاب چنین شی با ارزشی را پیدا کند بسیار قابل توجه است او حتما در آینده دانشمند قابلی خواهد شد.
 
این خانواده محل کشف شهاب سنگ را رسانه ای نکرده اند.
 
به گزارش لس آنجلس تایمز جانسن – کاشف سیزده ساله – می تواند شهاب سنگ را نزد خود نگه دارد و تنها قطعه کوچکی از آن در موزه به نمایش درخواهد آمد. به نظر او فروختن این شهاب سنگ بی شرمانه است.
منبع:
سایت نجوم ایران



طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ سه شنبه 12 آذر 1392 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

نقش مواد غذایی آنتی اکسیدانی در سلامتی بدن

امروزه همه جا از فواید مواد آنتی اکسیدانی، از پیشگیری 

بیماری های قلبی  گرفته تا کاهش آسیب مغز و چشم ها  صحبت می شود. آنتی اکسیدان ها جلوی عمل رادیکال های آزاد را که موادی فعال و ویرانگر هستند، می گیرند و آنها را خنثی می کنند.

تولید رادیکال های آزاد، مسئله ای طبیعی است و در طی عمل تنفس به وجود می آید. رادیکال های آزاد تعدادی اتم تک الکترونی هستند و در حین واکنش اکسیژن با بعضی مولکول ها تولید می شوند. اگر بطور ناگهانی تعداد زیادی رادیکال آزاد در بدن تولید شود، باعث می شود یک سری واکنش هایی خاص پشت سر هم شروع شوند.

رادیکال های آزاد با بعضی قسمت های سلول مثل DNA و غشای سلولی واکنش نشان داده و باعث تخریب عمل سلول یا حتی مرگ آنها می شود.

در حالت عادی ، سیستم دفاعی بدن این رادیکال های آزاد را خنثی و بی ضرر می کند. اما عوامل مخرب محیطی مثل اشعه ماوراء بنفش، الکل و آلودگی های محیط باعث می شوند بدن نتواند با این رادیکال های آزاد مبارزه کند. در نتیجه ساختمان و عمل سلول های بدنی توسط رادیکال های آزاد تخریب شده و منجر به بروز پیری زودرس و بیماری هایی مانند سرطان و بیماری قلبی می شوند.

رادیکال های آزاد با بعضی قسمت های سلول مثل DNA و غشای سلولی واکنش نشان داده و باعث تخریب عمل سلول یا حتی مرگ آنها می شود. در این حالت این رادیکال ها برای سلامتی بدن مضرّ و خطرناک هستند.

برای جلوگیری از عمل این اتم ها، بدن باید دارای یک سد دفاعی از آنتی اکسیدان ها باشد. آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را گرفته و مانع از تخریب سلول های حیاتی بدن می شوند. جلوگیری از تخریب سلولی باعث جلوگیری از بروز بیماری هایی مانند 

سرطان  ، بیماری قلبی – عروقی  ، پیرشدن پوست  و ... می شود.

مصرف بیشتر آنتی اکسیدان ها زمینه ای را فراهم می کنند که بدن به راحتی رادیکال های آزاد مضر را از بین ببرد. در تصویر بالا اشکال مثلثی شکل قرمز رادیکال های آزاد را نشان می دهند که به سلول های بدن حمله می کنند و دایره های های سبز و آبی و نارنجی ویتامین های آنتی اکسیدان ها هستند که مانند یک سد از بدن در برابر رادیکال های آزاد محافظت می کنند.

 آنتی اکسیدان ها مولکول هایی هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را گرفته و مانع از تخریب سلول های حیاتی بدن می شوند.

بیشتر از 4000 ترکیب آنتی اکسیدانی در غذاها وجود دارند. ولی بیش از همه ویتامین های E و C و بتاکاروتن و نیز ماده معدنی سلنیم مهم هستند.

بیشتر افراد تصور می کنند منظور از دریافت آنتی اکسیدان بیشتر، مصرف مکمل ها است. اما باید بدانید که فقط مکمل های خوراکی آنتی اکسیدان ندارند ، بلکه میوه ها، سبزی ها و 

غلات سبوس دار  دارای آنتی اکسیدان بیشتری هستند. چرا؟

زیرا این غذاها غیر از آنتی اکسیدان خاص ( مثلاً ویتامین C ) دارای موادمغذی و آنتی اکسیدان های دیگری نیز هستند ، بنابراین بهتر از مکمل ها از بدن شما محافظت می کنند. شما باید این آنتی اکسیدان ها را به مقدار کافی و به شکل صحیح دریافت کنید.

بهترین منابع غذایی آنتی اکسیدان ها

اگر چه سیستم های آنزیمی متعددی برای خنثی کردن رادیکال های آزاد در بدن وجود دارد، ولی آنتی اکسیدان های اصلی ویتامین های E، C و بتاکاروتن هستند. سلنیم نیز بعنوان یک ماده ی معدنی نقش آنتی اکسیدانی مهمی دارد. بدن قادر به تولید این ویتامین ها و ماده ی معدنی نیست ، بنابراین بایستی از طریق غذا آنها را دریافت کرد.

1- ویتامین C: نام دیگر این ویتامین، اسید اسکوربیک است که محلول در آب است و در تمامی مایعات بدن وجود دارد، به همین دلیل یکی از اولین خطوط دفاعی بدن است. ولی نمی تواند در بدن ذخیره شود، بنابراین باید به طور منظم و پیوسته میوه و سبزی مصرف کرد. نیاز روزانه آن 60 میلی گرم است. دریافت ویتامین C  به مقدار بیش از 2000 میلی گرم در روز در بعضی افراد، اثرات جانبی مضری مثل ایجاد سنگ کلیه ، تهوع و اسهال دارد.

مهم ترین منابع آن عبارتتد از : مرکبات، فلفل سبز، 

کلم بروکلی  ، سبزیجات برگی شکل سبز، کیوی  ، کلم ، طالبی  ، توت فرنگی  ، اسفناج و سیب زمینی  .

2- ویتامین E : ویتامینی محلول در چربی است که همراه با چربی ها در کبد و سایر بافت های بدن ذخیره می شود. ویتامین E  اثرات مهمی در بدن دارد مثل تأخیر در پیری سلول ها  و درمان آفتاب سوختگی  . نیاز روزانه آن در مردان 15 واحد بین المللی و در زنان 12 واحد بین المللی است.

منابع غذایی مهم ویتامین E : روغن های گیاهی ، جوانه گندم ، 

آجیل  ، دانه ها ، غلات سبوس دار، سبزیجات برگی شکل سبز.

3- بتاکاروتن : پیش ساز ویتامین A است که در بدن تبدیل به ویتامین A می شود . بررسی بیش از 600 کاروتنوئید مختلف نشان داده است که بتاکاروتن  ( یکی از کاروتنوئیدهای مهم ) سبزی ها و میوه های سبز، زرد و نارنجی را از تخریب ناشی از اشعه خورشید حفظ می کند.

بنابراین تصور می شود چنین اثری را نیز در بدن داشته باشد. مقدار معینی برای دریافت آن وجود ندارد.

 

هویج ، کدو حلوایی  ، کلم بروکلی، سیب زمینی شیرین،اسفناج، گوجه فرنگی  ، انواع کلم  مثل کلم بروکلی ، طالبی ، هلو  و زردآلو  منابع غنی بتاکاروتن هستند.

* نکته : 

ویتامین A نقش آنتی اکسیدانی ندارد و دریافت مقادیر بالای آن برای بدن مسمومیت زا و خطرناک است.

4- سلنیم : این ماده معدنی مانع تخریب سلول های بدن توسط مواد اکسیژن دار می شود، بنابراین از بروز سرطان جلوگیری می کند. بهتر است سلنیم لازم را از طریق مواد غذایی دریافت کنید، زیرا دریافت مقادیر بالای سلنیم از طریق مکمل ها برای بدن، سمی و خطرناک است.

بهترین منابع غذایی شامل : 

ماهی  ، گوشت قرمز، غلات، حبوبات ، تخم مرغ  ، مرغ و سیر  است. سبزی هایی که در خاک های غنی از سلنیم، رشد می کنند، نیز منبع خوبی از سلنیم هستند.

آیا آنتی اکسیدان ها از سرطان و بیماری های قلبی پیشگیری می کنند؟

بررسی ها نشان داده افرادی که روزانه مقادیر زیادی میوه و سبزی مصرف می کنند ، کمتر دچار 

سرطان  می شوند. این موضوع نشان می دهد برنامه غذایی آنها موادی دارد که از بدنشان در برابر سرطان محافظت می کنند که احتمالاً این مواد همان " آنتی اکسیدان ها " هستند. مطالعات ثابت کرده که دریافت آنتی اکسیدان ها بصورت مکمل های خوراکی خطر بروز سرطان  را کاهش می دهد. البته یک بررسی نشان داد مردان سیگاری  که آنتی اکسیدان مصرف کرده بودند ، بیشتر از مردان غیرسیگاری دچار سرطان ریه شده بودند. هر چند که دقیقاً مشخص نیست که آیا این مسئله در اثر مصرف آنتی اکسیدان ها بوده یا خیر، ولی نشان می دهد که حتی آنتی اکسیدان ها هم تحت شرایط خاصی برای سلامتی بدن مضر هستند.

 بهترین توصیه ی ما به شما این است که روزانه 5 واحد سبزی و 4 واحد میوه مصرف کنید.

آنتی اکسیدان ها فرآیند پیر شدن سلول های بدن ( پیری 

پوست  ) را کند می سازند و از سکته و بیماری های قلبی  پیشگیری می کنند. بهترین توصیه ی ما به شما این است که روزانه 5 واحد سبزی و 4 واحد میوه مصرف کنید.

هر واحد سبزی معادل یک لیوان سبزی خام یا نصف لیوان سبزی پخته است. یک واحد میوه معادل یک عدد میوه متوسط یا نصف لیوان کمپوت میوه یا آبمیوه است.

نیره ولدخانی – کارشناس تغذیه تبیان

منابع :

- WWW.EXT.COLOSTATE.EDU/PUBS/COLUMNNN

- WWW.RICE.EDU/~JENKY/SPORTS/ANTIOX.HTML




طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ شنبه 9 آذر 1392 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

اگر مستم من از عشق تو مستم

بیا بنشین که دل بردی ز دستم

دلم پیش تو بنده

 یارم مشکل پسنده

مرا عشق رویت دیوونه کرده

میون کوه و دشت ، آواره کرده

در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زد

گفتم صنما قبله نما بلکه تو باشی

آنکه مرا از تو جدا می سازد

خیر نبیند که چه ها می سازد

ای عزیز من ، عشق روی تو شد نصیب من

سوختم وساختم ای بلای جان




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ سه شنبه 5 آذر 1392 ] [ 08:26 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

حال که تنها شده ام می روی
واله و رسوا شده ام می روی

حال که غیر از تو ندارم کسی
این‌همه تنها شده ام می روی

حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده ام می روی

حال که در بزم خراباتیان
همدم صهبا شده‌ام می روی

حال که در وادی عشق و جنون
لاله‌ی صحرا شده ام می روی

حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده‌ام می روی

حال که در بحر تماشای تو
غرق تماشا شده‌ام می روی

این‌همه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده‌ام می روی

شاعر: حسن معنوی




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ سه شنبه 5 آذر 1392 ] [ 08:18 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic