فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











جدیدترین تصویر از دورترین کهکشان عالم
  تلسکوپ فضایی هابل موفق شده است تا دورترین مرزهای قابل مشاهده عالم را آشکار کند؛ موفقیتی که با کمک گرفتن از اجتماع به هم فشرده و شلوغی از کهکشان‌ها حاصل شده است.

تصویری که در زیر مشاهده می‌کنید، نخستین عکس از مجموعه تصاویر «میدان مرزی» (Frontier Field) است که با به کارگیری اثر موسوم به «عدسی گرانشی»، مشاهده دورترین مرزهای عالم را هدف گرفته است .

 

اخبار,اخبارعلمی,خوشه پاندورا


پدیده عدسی گرانشی زمانی رخ می‌دهد که مجموعه جرم‌های عظیمی، مانند آنچه در خوشه‌های کهکشانی یافت می‌شود، ساختار فضا-زمان را به گونه‌ای تاب می‌دهند که نور اجرام پشت این خوشه‌ها مسیری منحنی را طی می‌کند.

 

این خوشه‌های کهکشانی همچون عدسی‌های کیهانی عمل می‌کنند و باعث بزرگنمایی اجرامی می‌شوند که در حالت عادی، بیش از حد دوردست و کم‌نور هستند که بتوان آنها را مشاهده کرد.

هابل نخستین بار از مزیت این اثر در سال 1996 / 1375 و برای تهیه تصویر «میدان ژرف» خود استفاده کرد. مجموعه این تصاویر موفق به آشکارسازی هزاران کهکشان در منطقه‌ای مربع شکل از فضا شدند که پیش از آن ظاهرا خالی تصور می‌شد.

گزارش خبر آنلاین بنقل ازهابل




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ دوشنبه 30 دی 1392 ] [ 12:28 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

ترس عرفانی و ترس شیطانی 

ترس یکی از غرایز حیوانی بشر است که در عرصه دین و معرفت و حرکت روحانی بزرگترین مانع محسوب می شود تا آنجا که بقول علی(ع) بزرگترین گناهان است چرا که رشد معنوی بشر مستلزم حرکت در وادی ناشناخته هاست و به لحاظی سلوک در وادی فنا و ظلمات است و لذا نیازمند شهامتی عظیم و جهادی بر علیه غریزه ترس می باشد.

و به لحاظی این جهاد اساس هر حرکتی معنوی و عرفانی است که از آغاز تا به پایان راه باید وجود داشته باشد. و این همان معنای توکل به پروردگار بعنوان صاحب و مقصد راه است. پس فقدان شهامت بمعنای فقدان ایمان  و توکل بخداست همانطور که در قر آن کریم هم میخوانیم که یکی از بزرگترین روش نفوذ شیطان در انسان همان القای ترس از آینده و ترس از فقر و مرگ و نیستی می باشد.

آدمی حتی برای رشد مادی خود در جهان نیازمند شهامت است و همه صاحبان  قدرتهای دنیوی انسانهائی بغایت شجاع و جسور در عرصه عمل اقتصادی – سیاسی بوده اند. لذا انسانهای بز دل نه در دنیا بهره ای  دارند و نه از آخرت.

ترس از هر نوعش موجب عقب مانده گی و رکود وسقوط برده گی است الا ترس از خدا. و بلکه ترس از خدا اساس شجاعت در عمل و انتخاب است. آنانکه کمتر از خدا می ترسند دائماً از مردمان و صاحبان قدرت می ترسند و در واقع از شیطان می ترسند. فقط با توکل بخدا می توان بر ترس شیطانی فائق آمد. همه انسانهای بزدل بتدریج جبرگرا و سرنوشت پرست می شوند و این هویت ستم برانه خود را چه بسا تفسیر به رضای خدا و صبر بر اوضاع می کنند و دم از توکل می زنند که این توکلی منافقانه است زیرا توکل بخدا بعنوان اتصال به کانون قدرت مطلق موجب شجاعت وقدرت در انتخابی برتر و مستقل می شود و رهائی بخش و عزت آفرین است و نه خفت بار و ظلم پذیر و رعیت پرور . ترس از خدا ترسی عرفانی و شهامت پرور است وترس از مردم  ترس شیطانی می باشد.

ازکلام عرفانی استاد علی اکبرخانجانی




طبقه بندی: خوزه اخبار و مطالب عرفانی ،
[ سه شنبه 24 دی 1392 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
 

شرک عرفانی 

شرک عرفانی برای سالکی که ربش براستی خود خداست همانا تداخل بین اراده خود و اراده خداست و فقط بواسطه معرفت نفس می توان حد ومرز بین خود و خدا را تشخیص داد وشرک زدائی نمود واراده خود را تماماً  تسلیم اراده خدا  نمود. کسی که ربش الله است البته از اولیای خدا و برگزیده اوست که از آغاز زندگیش  این نور را با خود داراست و سائرین هم این برگزیدگی را بگونه ای درک می کنند که کافران او را جادوگر و مؤمنان هم از اولیای خدا می دانند. چنین کسانی در هر دورانی بسیار اندکند وبه مثابه امامان هدایت در میان مردم می باشند.

 و اما شرک عرفانی برای سالکی که امام یا پیر زنده ای دارد از نوع همان کسانی که ذکرشان رفت البته واضح تر است و آن تداخل و شرک بین اراده خود و اراده پیر است و بمیزانی که امیال خود را هم با امرپیر می آمیزد  مشرک است و اعمالشان باطل شده و چه بسا ادامه اش منجر به کفر و انکار پیر می شود. به همین دلیل اطاعت بی چون وچرا از امر پیر بعد از ایمان حاصل از مشاهده حجت های لازم عقلی وتجربی و دینی، امری واجب است زیرا اطاعت از امر پیر با توجیه و اندیشه خود نیز نوعی شرک پنهان و ذهنی است ومرید بایستی  علت هر امری را از پیرش سئوال کند تا دچار التقاط فکری نشود.

اولیای خدا نور هدایت را در خود دارا می باشند ومصداق کسانی بقول قرآن هستند که خداوند خودش آنان را هدایت کرده است ولی کسانی که این نور را در خود ندارند بایستی از چنین کسانی پیروی بی چون و چرا نمایند و پیر خود را مظهر اراده حق بدانند واگر نمی دانند بهتر است اصلاً پیروی نکنند زیرا مشرک می شوند.

ازکلام مبارک استاد علی اکبر خانجانی




طبقه بندی: خوزه اخبار و مطالب عرفانی ،
[ سه شنبه 24 دی 1392 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

تولد شگفت انگیزی که از دل یک زلزله به وجود آمد+ تصویر


به گزارش از باشگاه خبرنگاران، دانشمندان زمین‌شناسی از احتمال اضافه شدن یک جزیره به سلسله جزایر قناری در اقیانوس اطلس شمالی خبر می‌دهند.

گفتنی است: در هفته اخیر بیش از ۵۵۰ زمین لرزه در اقیانوس اطلس زلزله نگاری شده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهند؛ یکی از این زلزله‌ها با شدت ۵. ۸ ریشتر سبب فعال شدن یک آتشفشان زیر آبی شده است که فوران آن می‌تواند توده‌های سنگ را از بستر اقیانوس جدا کرده به سطح آب آورده تولید یک جزیره سنگی در کنار سایر جزیره‌ها نماید.

 

 

سایر جزایر قناری نیز در اثر آتشفشان‌های زیرآبی در ۱۰۰ میلیون سال پیش ایجاد شده‌اند.

فوران آتش فشانی در این منطقه بار‌ها رخ داده و هربار باعث تخلیه هزاران نفر از اهالی منطقه به خاطر خطرات فوران و احتمال ایجاد سونامی شده است.




طبقه بندی: مطالب جغرافیائی،
[ یکشنبه 22 دی 1392 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
رقص نور درخشان ترین ستاره + تصویر
این تصویر که توسط تلسکوپ فضایی هابل NASA گرفته شده است شبیه به یک تاج گل بوده که با استفاده از چراغ های درخشان تزئین شده است.
 

به گزارش قدس آنلاین، ستاره‌ی نیمکره‌ی جنوبی RS Puppis، که در مرکز تصویر دیده می شود، در میان گرد و غبار، ستاره‌یی پر زرق و برق در حال بازتاب نور دیده می شود.

 

این ستاره ده برابر بزرگ‌تر از حجم خورشید و 200 برابر بزرگتر از آن است.

RS Puppis به صورت منظم و در یک دوره 6 هفته‌یی روشن و خاموش می‌شود. این ستاره یکی از درخشان‌ترین ستاره‌ها در رده‌ی چنین ستارگانی می باشد.

 

 

درخشندگی ذاتی آن 15000 بار بیش‌تر از درخشندگی خورشید ما است. این سحابی با روشنایی لرزان، پالس هایی از نور را به سمت خارج منتشر می کند.

 

هابل مجموعه‌یی از عکس ها تهیه کرده است که این ستاره در آن چشمک می زند. این نور موج دار که از یک سحابی به نظر می رسد، به عنوان پدیده "اکوی نور" شناخته می شود.

 

اگرچه نور در فضا به سرعت حرکت می کند، فاصله بین ماه و زمین، باعث می‌شود تا نور منعکس شده از این سحابی بسیار بزرگ، عکس برداری شود.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ سه شنبه 17 دی 1392 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

علت ابتلا به سرطان پروستات کشف شد

دانشمندان بعد از کشف علت بروز سرطان پروستات، امیدهای تازه‌ای برای درمان این بیماری پیدا کرده‌اند.

محققان متوجه شدند که هورمون‌های مردانه نقش مهمی در تغییر فعالیت یک ژن خاص دارند و در نهایت باعث رشد تومورهای سرطانی می‌شوند.

کارشناسان معتقدند کشف این ژ‌ن که فعالیتش توسط هورمون‌ها کنترل می‌شود می‌تواند قدم موثری برای شناسایی روش‌های درمانی برای سرطان پروستات به حساب بیاید. سرطان پروستات بیماری شایعی است که هر ساعت یک مرد را در انگلستان می‌کشد.

دانشمندان در این مطالعات تمرکز خود را روی هورمون آندروژن قرار دادند و تاثیر آن را همزمان با فعالیت دیگر هورمون‌ها روی مردان بررسی کردند.

این ژن‌های جهش‌ یافته که در چند نوع سرطان دیگر هم یافت می‌شوند زمانی تشکیل می‌شوند که دی‌ان‌ای، از قسمت‌های مختلف ژنتیکی یک سلول با هم ترکیب می‌شوند. فعالیت آندروژن باعث می‌شود ژن‌هایی که در حال نرمال از یکدیگر فاصله زیادی دارند با یکدیگر ترکیب شوند.

تیمی از کارشناسان از موسسه سرطان در دانشگاه کوئین‌مری لندن متوجه شدند آندروژن باعث ترکیب و فعالیت همزمان دو ژن خاص می‌شوند که می‌تواند باعث رشد سلول‌های سرطانی شود.

بودجه این مطالعات که در نشریه تحقیقات سرطان به چاپ رسیده است توسط موسسه خیریه سرطان مردان با نام آرکید و کنسول تحقیقات پزشکی تامین شده است.

دکتر یونگ جی لو از موسسه سرطان در این باره گفت: این یک کشف مهم و یک یافته فوق‌العاده است و می‌تواند در آینده در پیشگیری از این بیماری شایع در بین مردان بسیار کاربردی باشد. حتی می‌توان امیدهایی برای درمان این بیماری داشت.

اگر ما بتوانیم فعالیت هورمون آندروژن را کنترل و مدیریت کنیم، احتمال زیادی وجود دارد که بتوانیم جان هزاران مرد را از خطر نجات دهیم. خصوصا این که احتمال ابتلای این بیماری در خانواده‌هایی که یکی از اعضای آن به سرطان پروستات دچار شده‌اند زیاد است و به این ترتیب مشخص می‌شود که دلایل ژنتیکی در این میان نقش مهمی دارند.

هر سال 35 هزار نفر در انگلستان به سرطان پروستات دچار می‌شوند.

منبع گزارش :http://pezeshkanemrooz.com




طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ یکشنبه 15 دی 1392 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

کتاب تجربه های عرفانی در ادیان

معرفی کتاب :
در این کتاب شاخص‌های مشترک و معیارهای تمایز و ارزیابی مکاتب مختلف عرفانی، طی چند مقاله بررسی می‌شود. در مقاله نخست نشان داده می‌شود که تمام مکاتب عرفانی، تجربه مشترکی از وحدت غایی دارند که تجربه‌گر یا سالک و یا عارف شهود می‌کند و نیز در این تجربه، خود را فانی و محو در آن حقیقت یگانه می‌یابد. بنابر این، سه مقوله تجربه وحدت، شهودی بودن و احساس یا ادراک فنا، شاخص‌های مشترک تجارب عرفانی‌اند و بدون این شخاص‌ها هیچ تجربه باطنی و معنوی به حریم عرفان وارد نمی‌شود، اگرچه بتوان آنها را تجارب اخلاقی یا انواع دیگری از تجربه دینی نامید.

در مقاله‌های بعدی، این تجربه عرفانی در ادیان و سنت‌های معنوی کهن بررسی می‌شود. در این بررسی‌ها سنت‌های معنوی بومیان قاره آمریکا، تائوئیسم، بودیسم و هندوئیسم به ترتیب در چهار مقاله پژوهش می‌شود و در سه مقاله دیگر به مطالعه انتقادی عرفان یهودی، مسیحی و اسلامی می‌پردازد. در نهایت به طبقه‌بندی تجربه عرفانی در این مکاتب پرداخته و توازی هرمنوتیکی آنها اثبات می‌شوند، که تز اصلی این تحقیق است و نشان می‌دهد که می‌توان از مقایسه و درجه‌گذاری برتری و خلوص تجربه عرفانی در مکاتب گوناگون سخن به میان آورد.

توازی هرمنوتیکی بدین معناست که این تجربه‌ها در راستای فطرت توحیدی ـ‌‌که در همه انسان‌ها مشترک بوده و تغییر و تحولی نمی‌یابد‌ـ صورت گرفته است، ولی با توجه به تاثیری که اعتقادات، اعمال و آیین‌ها در شکل‌گیری تجربه‌های عرفانی دارند در سطوح مختلفی جای می‌گیرند. از این‌رو، از حیث برتر و فروتر یا ناب‌تر و ناخالص‌تر بودن مقایسه‌پذیر هستند.

کتاب حاضر در فصل‌های زیر، تجربه‌های عرفانی در ادیان را به بحث نشسته است؛

فطرت گرایی در تعریف و تبیین تجربه‌های عرفانی، شامانیسم؛ عرفان طبیعت‌گرای وهم جو، تائوئیسم؛ طبیعت‌گرای واقع‌بین، هندویسیم(انسان‌گرای الهی)، بودیسم(انسان‌گرای الحادی)، عرفان یهودی؛ خداگرای انسان ستیز، عرفان مسیحی؛ خداگرای انسان انگار، عرفان اسلامی؛ خدا‌گرای انسان‌باور.

درون انسان ها سرشار از حضور خداوند و فطرت آنان شیدای اوست. از این رو در میان ملت های گوناگون پیامبرانی برخاسته و ادیانی شکل گرفته اند تا راه و روش رسیدن به تجربه عرفانی را به مردمان بیاموزند.
سرگذشت پر ماجرای ادیان، سبب دگرگونی و گوناگونی آموزه های شان شده و آنها را در مراتب مختلفی از خلوص و کام بخشی نشانده است. از این رو سزاوار است که با تجربه های عرفانی در ادیان و معیارهای ارزیابی و تطبیق آن ها آشنا شویم تا بتوانیم برترین و ناب ترین بینش ها و روش های عرفانی را بشناسیم.




طبقه بندی: خوزه اخبار و مطالب عرفانی ،
[ چهارشنبه 11 دی 1392 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

ساخت حسگرهای قابل کاشت و تزریقی با نانولوله‌های کربنی

محققان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در حال کار بر روی حسگرهای قابل تزریق و کاشتنی ساخته شده از نانولوله‌های کربنی هستند که می‌تواند برای نظارت بر وضعیت سلامت فرد برنامه‌ریزی شده و بمدت یک سال در بدن باقی بماند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، کاربرد حسگرهای بدن با قابلیت نظارت بر جریان خون، حرکت، دمای بدن و ضربان قلب بشدت در حال افزایش هستند؛ نانولوله‌ها یک انتخاب مناسب برای ساخت این حسگرها محسوب می‌شوند، چرا که می‌توانند به گونه‌ای طراحی شوند که در تماس با مواد شیمیایی خاص در زیر نور مادون قرمز بدرخشند.

گروهی از محققان مهندسی شیمی MIT نسل جدیدی از حسگرها از جنس نانولوله های کربنی را ساخته‌اند که بررسی طیف وسیعی از عملکردهای بدن مانند سطح قند خون، در کنار هشدار در خصوص کیفیت هوا، وجود گازهای خطرناک یا سم را امکانپذیر می‌کند.

برای ساخت این حسگرها، نانولوله های کربنی در دی‌ان‌ای حساس به اکسید نیتریک پیچیده شدند؛ محققان دو نوع حسگر شامل یک حسگر قابل تزریق برای نظارت کوتاه‌مدت بر مشکلاتی مانند واکنش در حین جراحی و یک حسگر قابل کاشت را برای نظارت طولانی‌مدت بر مشکلاتی مانند سرطان، دیابت یا واکنش سیستم ایمنی به مفاصل مصنوعی ساختند.

برای ساخت حسگر تزریقی، یک پلیمر به نانولوله های پیچیده در دی‌ان‌ای متصل شد که مانع از جمع شدن آن در خون و جریان یافتن در ریه و قلب بدون ایجاد هرگونه آسیب می‌شوند.

این نانولوله‌ها در کبد موشهای آزمایشگاهی مورد آزمایش قرار گرفت؛ زمانی که نانولوله‌ها در کبد موش قرار داشت، محققان اقدام به باز کردن شکم حیوان و تاباندن نور لیزر مادون قرمز بر روی اندام بدن کردند.

درخشش نانولوله‌ها در زیر نور مادون قرمز، حضور اکسید نیتریک را نشان می‌دهد؛ سلول از اکسید نیتریک برای نشان دادن التهاب در منطقه استفاده می‌کند و نانولوله‌های سازگار با سایر مواد شیمیایی می‌تواند در آینده برای وجود تومور مورد استفاده قرار بگیرد.

حسگر دیگری از نانولوله‌های جاسازی شده در ژل به بدن موش پیوند زده شد؛ با تاباندن پرتو لیزر مادون قرمز – که به لایه‌های نازک بافت نفوذ می‌کرد – حسگر فعال می‌شد.

با درخشش نانولوله‌ها، وجود اکسید نیتریک در کنار وجود التهاب مشخص می‌شد؛ این حسگرها بمدت 400 روز در بدن موش‌های آزمایشگاهی دوام داشتند.

گام بعدی محققان، تبدیل حسگرهای نانولوله کربنی به دستگاه پزشکی واقعی است؛ یکی از ایده‌های مطرح، استفاده از نانولوله‌ها برای سیگنال‌دهی پمپ انسولین است که در این روش حسگر در زیر پوست بیمار کاشته شده و سطح قند خون بیمار را بررسی می‌کند.

نانولوله‌ها زمانی که در معرض سطوح مشخصی از گلوکز قرار می‌گیرند، می‌درخشند و این نور پیامی را به پمپ برای شروع انتشار انسولین ارسال می‌کند.

نتایج این دستاورد در مجله Nature Nanotechnology منتشر شده است.




طبقه بندی: اخبار و مطالب تکنو لژی،
[ شنبه 7 دی 1392 ] [ 10:11 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
کشف سیاره‌ غول‌پیکری که 2500  برابرزمین است
تیمی بین‌المللی از ستاره‌شناسان موفق به کشف سیاره‌ای عظیمی شده‌اند که اندازه آن دو هزار و 500 برابر زمین و هشت برابر مشتری است.

تیمی بین‌المللی از ستاره‌شناسان موفق به کشف سیاره‌ای عظیمی شده‌اند که اندازه آن دو هزار و 500 برابر زمین و هشت برابر مشتری است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این شیء کیهانی که MOA-2011-BLG-322 نام گرفته، حول ستاره‌ای می‌چرخد که 25 هزار سال نوری از زمین فاصله دارد و جرم آن یک سوم خورشید است.

این جرم غول‌پیکر با استفاده از تکنیکی به نام «میکرولنزینگ» (میکروبزرگنمایی) شناسایی شد.

میکروبزرگنمایی از نظریه عام اینشتین استفاده می‌کند که بر اساس آن، آنچه انسان به عنوان نیروی گرانش درک می‌کند، در واقع، از انحنای زمان و فضا ناشی می‌شود.

اینشتین معتقد بود، گرچه به نظر می‌رسد زمین به سمت خورشید کشیده می‌شود، در واقع، شکلی از زمان-فضا حول خورشید است که مسیر حرکت زمین را تغییر می‌دهد.

میکروبزرگنمایی بر اندازه‌گیری این موضوع که چگونه نور یک ستاره دوردست به دلیل میدان گرانشی یک ستاره نزدیک‌تر تشدید می‌شود، تکیه دارد.

بر اساس نظریه اینشتین، این امر با خمیدگی فضا-زمان احاطه‌کننده ناشی می‌شود که کشف ستاره‌های دوردست را توسط رصدهانه‌های زمینی بسیار آسان‌تر می‌کند.

شفافیت گذرای MOA-2011-BLG-322 در سال 2011 توسط منجمانی از ژاپن، نیوزیلند و لهستان رصد شد.

داده‌های حاصل از این رصدخانه‌ها نشان می‌دهد این جهان عظیم از نوع M است که معمول‌ترین نوع ستاره در فضا به شمار می‌آید.

تصور می‌شود، این سیاره دارای فاصله مداری چهار برابر فاصله زمین از خورشید است.

نتایح این تحقیق نشان می‌دهد چنانچه چنین سیاره عظیمی بتواند در این فاصله از ستاره‌اش وجود داشته باشد، نظریه‌های شکل‌گیری حاضر در خصوص سیاره‌ها ممکن است نادرست باشند.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ یکشنبه 1 دی 1392 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic