فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











عید نو روز و بهار 1391 برهمه مشتاقان بهار مباركباد  

 نوروزتان مبارک | ---

 

 

 

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ‌ها
ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس
ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا
ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش
پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی
ای جویبار راستی از جوی یار ماستی
بر سینه‌ها سیناستی بر جان‌هایی جان فزا
ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش
ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر تو را 

 

درطواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانه ای
بلبل ازشوق گل وپروانه ازسودای شمع
هرکسی سوزد بنوعی درغم جانانه ای
گراسیرخال وخطی شد دلم عیبم مکن
مرغ جائی میرود کانجاست آب ودانه ای
تا نفرمائی که بی پروانه ئی درراه عشق
شمع وش پیش توسوزم گردهی پروانه ای
منعمان راخانه آبادان ودل خرم چه باک
گرگدائی جان دهددر گوشۀ ویرا نه ای
کی غم بنیادویران داردآن کش خانه نیست
روخبرگیراین معانی رازصاحب خانه ای
عاقلانش باززنجیری دگربرپا نهند
روزی ار زنجیرازهم بگسلد دیوانه ای
این جنون تنهانه مجنون رامسلم شد بهار
باش کزماهم فتد اندرجهان افسانه ای 

 

بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد
 ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت
همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد
سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی
به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد
بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد
همی‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد
ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو
به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد
ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر
که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد

مولانا

برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

 

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار زینت و آرایش عجیب
شاید كه مرد پیر بدین گه جوان شود
گیتی بدیل یافت شباب از پی مشیب
چرخ بزرگوار یكی لشگری بكرد
لشگرش ابر تیره و باد صبا نقیب
نقاط برق روشن و تندرش طبل زن
دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب
آن ابر بین كه گرید چون مرد سوگوار
و آن رعد بین كه نالد چون عاشق كثیب
خورشید ز ابر تیره دهد روی گاه گاه
چونان حصاریی كه گذر دارد از رقیب
یك چند روزگار جهان دردمند بود
به شد كه یافت بوی سمن را دوای طیب
باران مشك بوی ببارید نو بنو
وز برف بركشید یكی حله قصیب
گنجی كه برف پیش همی داشت گل گرفت
هر جو یكی كه خشك همی بود شد رطیب
لاله میان كشت درخشد همی ز دور
چون پنجه عروس به حنا شده خضیب
بلبل همی بخواند در شاخسار بید
سار از درخت سرو مر او را شده مجیب
صلصل بسر و بن بر با نغمه كهن
بلبل به شاخ گل بر بالحنك غریب
اكنون خورید باده و اكنون زیید شاد
كه اكنون برد نصیب حبیب از بر حبیب

از رودکی

برافكند ای صنم ابر بهشتی
زمین را خلعت اردیبهشتی
بهشت عدن را گلزارماند
درخت آراسته حور بهشتی
جهان طاوس گونه گشت دیدار
به جایی نرمی و جایی درشتی
زمین برسان خون آلوده دیبا
هوا برسان نیل اندوده مشتی
بدان ماند كه گویی از می و مشك
مثال دوست بر صحرا نبشی
زگل بوی گلاب آید ازآن سان
كه پنداری گل اندر گل سرشتی
به طعم نوش گشته چشمه آب
به رنگ دیده آهوی دشتی
چنان گردد جهان هزمان كه گویی
پلنگ آهو نگیرد جز به كشتی
بتی باید كنون خورشید چهره
مهی كو دارد از خورشید پشتی
بتی رخسار او همرنگ یاقوت
م‍ئی برگونه جامه كنشتی
دقیقی چارخصلت برگزیدست
به گیتی در زخوبیها و زشتی
لب بیجاده رنگ و ناله چنگ
می چون زنگ و كیش زرد هشتی

دقیقی

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

 

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار

 

که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

 

نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دلست

 

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

 

هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند

 

نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار

خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند

 

آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

هر که امروز نبیند اثر قدرت او

 

غالب آنست که فرداش نبیند دیدار

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش

 

حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

کی تواند که دهد میوه‌ی الوان از چوب؟

 

یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار

وقت آنست که داماد گل از حجله‌ی غیب

 

به در آید که درختان همه کردند نثار

آدمی‌زاده اگر در طرب آید نه عجب

 

سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار

باش تا غنچه‌ی سیراب دهن باز کند

 

بامدادان چو سر نافه‌ی آهوی تتار

مژدگانی که گل از غنچه برون می‌آید

 

صد هزار اقچه بریزند درختان بهار

باد گیسوی درختان چمن شانه کند

 

بوی نسرین و قرنفل بدمد در اقطار

ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر

 

راست چون عارض گلبوی عرق کرده‌ی یار

باد بوی سمن آورد و گل و نرگس و بید

 

در دکان به چه رونق بگشاید عطار؟

خیری و خطمی و نیلوفر و بستان افروز

 

نقشهایی که درو خیره بماند ابصار

ارغوان ریخته بر دکه خضراء چمن

 

همچنانست که بر تخته‌ی دیبا دینار

این هنوز اول آزار جهان‌افروزست

 

باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار

از صمیم دل عید نوروز را به همه شما تبریك عرض میكنم 

و برای همه شما هموطنان و خانواده تان در سر اسر جهان سال  

پر بركت و پر باری همراه با سلامتی  از درگاه خداوند باریتعالی آرزو دارم .





طبقه بندی: مطالب گوناگون،
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 05:08 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

یک سیاره آبی 2.7 برابر بزرگ‌تر از زمین کشف شد

یک سیاره آبی 2.7 برابر بزرگ‌تر از زمین کشف شد
 تلسکوپ فضایی هابل کشف کرد که بیشتر جرم یک سیاره فرا منظومه خورشیدی که 2.7 برابر ابعاد زمین است از آب تشکیل شده است

به گزارش خبرگزاری مهر، سیاره فرامنظومه خورشیدی GJ 1214b در سال 2009 کشف شد. اکنون تلسکوپ فضایی هابل فاش کرده است که در اطراف این سیاره توده‌های کلاسیکی که از هیدروژن و هلیم ساخته می‌شوند وجود ندارد و در عوض، GJ 1214b با لایه قطوری از بخار آب احاطه شده است.

این سیاره که 2.7 برابر ابعاد زمین بوده و دوره تکامل آن 38 ساعت است در فاصله 2 میلیون کیلومتری از ستاره‌اش که یک کوتوله سرخ در فاصله 40 سال نوری از زمین در صورت فلکی مار افسای است قرار دارد.

GJ 1214b کوچک‌تر از اورانوس و بزرگ‌تر از زمین است. هرچند کشف بخار آب در اتسمفر این سیاره می‌تواند فرضیه حیات در سیارات فرامنظومه خورشیدی را تقویت کند اما این احتمال نیز وجود دارد که این آب با آبی که ما می‌شناسیم متفاوت باشد.

در واقع ماده‌ای که در اطراف GJ 1214b می‌چرخد می‌تواند محتوی موادی چون یخ جوشان و آب فوق سیال باشد که برای ما ناشناخته هستند. دمای سطحی این سیاره در حدود 230 درجه سانتیگراد تخمین زده می‌شود.

کشف اتمسفر بخار آب را تلسکوپ فضایی هابل با کمک دوربین میدان عریض 3 انجام داد. "زاخاری برتا" از مرکز فیزیک نجوم هاروارد- اسمیت سونیان در این خصوص توضیح داد: " GJ1214b با سایر سیاراتی که می‌شناسیم تفاوت دارد و درصد بالایی از جرم آن از آب ساخته شده است. اندازه گیری‌های هابل به ما یک محیط بسیار مرطوب را در این سیاره نشان می‌دهد."

دانشمندان دریافتند که چگالی این سیاره تنها برابر با 2 گرم در سانتیمتر مکعب است. چگالی آب 1 گرم در سانتیمتر مکعب است درحالی که چگالی متوسط زمین 5.5 گرم در سانتیمتر مکعب است. این ارقام پیشنهاد می‌کنند که GJ1214b آب بسیار بیشتر و خاک بسیار کمتری نسبت به زمین دارد.

به اعتقاد ستاره شناسان، این سیاره گروه جدیدی از سیارات فرامنظومه خورشیدی را می‌سازد.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

تولد یک کهکشان مارپیچ شبیه سازی شد

تولد یک کهکشان مارپیچ شبیه سازی شد
 گروهی از ستاره شناسان چینی و فرانسوی تولد و تکامل یک کهکشان مارپیچ واقع در صورت فلکی اژدها را شبیه سازی کردند

به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان رصدخانه پاریس در شورای ملی تحقیقات فرانسه و آکادمی علوم چین برپایه شبیه سازی‌هایی که با ذرات میکروسکوپی، اصول گرانشی و دینامیک جریان‌های اجرام بزرگی چون کهکشان‌ها انجام دادند، توانستند تولد و تکامل کهکشانی با عنوان NGC 5907 واقع در صورت فلکی اژدها در فاصله 50 میلیون سال نوری از زمین را بازسازی کنند.

حداقل 6 میلیون ذره در این شبیه سازی با هم فعل و انفعال می‌کنند. این محققان با کمک این ذرات توانستند در فیلمی، شکل گیری این کهکشان و حلقه‌های عظیم ماده‌ای که در اطراف آن می‌چرخد را نشان دهند.

برپایه اطلاعات جمع آوری شده در این بازسازی مدل، احتمالاً برخوردهای متعددی روی شکل کهکشان‌ها اثر گذاشته‌اند و به نظر می‌رسد که حداکثر نیمی از کهکشان‌های مارپیچ که 9 میلیارد سال اخیر به وجود آمده‌اند به همین روش شکل گرفته‌اند.

در کهکشان NGC5907 سیستمی از جریان ستاره‌ای که حلقه‌های غول پیکر را می‌سازند وجود دارد. این حلقه‌ها بقایای برخورد عظیمی هستند که بین 8 تا 9 میلیارد سال قبل میان کهکشان‌های در ابعاد مشابه رخ داده است.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

ای که جادو می کنی با چشم مست
برق چشمت طاقتم در هم شکست

تاشدم شوریده ای زیباپسند
باز شاهی آمد و بر سر نشست

دخت خورشیدی برآید شاد و چست
بند درد و رنج ها خواهد گسست

نازنینم خوش بخوان تا وقت هست
وقت دیگر نایدت هرگز به دست

زندگی با مهربانی دلکش است
بی محبت چیستم جز خاک پست

مدح قدرت گفته را توحید نیست
این نباشد جز مرام بت پرست

شادم از عشقت که بر دل نقش شد
این چنین گنجی که را آید به دست

ای که یادت درد و هم درمان بود
عاشقت هرگز نباشدخودپرست

در دلم جاوید بادا یاد تو
تا ابد مستم من از روز الست

 

غزل چشم مست

از

علی حیدری معاف




طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
چهـره در هم مکش ای دلبر شیرین رفتار

وای از این عشوه و نازی که تو زیبا داری

از لبم، نام تـو افتـاد اگـر، شکـوه نکن:

یـاد تـو در سرم و در دل مـن جا داری

رسـم دل بردن و طراری و عاشق کشتن :

ار چـه امروز، بـر افتاد، تـو اما داری

نذر کردم که به کس، دل ندهم از سر شوق

نذر،ضایع شد و ای دوست تو حاشا داری

بـر دلم ، راز دو چشم سیهت ، فاش نشـد

ای صنـم، در دل خود درج معما داری

« شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان »

دل بـه دریا زدم اکنون و تو دریا داری!

تـو اگـر رخ بنـمایی بـه سراپرده ی من

ننگـرم جـز بـه رخ تو، که تماشا داری

محنت و غضـه ی دلـداده ، فقط من دارم

« نـاز و تنـازی دلـدار» ، تو تنها داری

معنی من بود : «افسـرده جوانی بی دل»

« بار غم بـر دل بیچاره» تـو معنا داری

آبتین، دلبر مجهول غرلهات کجاست

دلبر گمشـده را، از که تمنـا داری


غزل از آبتینپوریا



طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

بولیایی
زمانی که گوس در دانشگاه درس می خواند در درمجاور او جوانی بود که او نیز درآنجا درس می خواند،نام او ولفگانگ بولیایی بود .تقریبا مسلم است که گوس و بولیایی درباره مسائل مربوط به نظریه موازیها با هم به بحث می پرداختند . بعد از دانشگاه هم ارتباط آنها با هم ادامه داشت نامه ای که گوس به بولیایی نوشته است نشان می دهد که در آن زمان هردو به تلاش برای اثبات اصل موضوع پنجم می کوشیده اند . بولیایی که تصور می کرد که به این کار دست یافته است اندیشه های خود را دررساله کوچکی به نام نظریه موازیها عرضه کردو با نامه ای برای گاوس فرستاد. اما استدلال نادرست بود و گاوس خطا را خاطرنشان کرد . چهارسال بعد بولیایی مقاله مکملی برای گوس فرستاد اما گوس جوابش را نداد ، وی از اینکه گوس جوابش را نداده است دلسرد شد و دقت خود را معطوف کارهای دیگر کرد .وی کارهای خود را در ریاضیات مقدماتی دردو جلد کتاب که تنتامن  نامید منتشر کرد . ولفگانگ بولیایی مردی با استعداد و لایق بود اما شهرت بیشتر او بی تردید بخاطر آن بود که او پدر یوهان بود.یوهان بولیایی در 24 آذر 1181 چشم به جهان گشود .پدرش تعلیمات مقدماتی ریاضی را به او داد ، پس غیر طبیعی بنظر نمی رسد که وی به نظریه موازیها دل بسته باشد . نیز مایه تعجب نیست که وقتی وی دانشجوی مدرسه عالی مهندسان در وین بود اندیشه بسیاری درباره اثبات اصل موضوع پنجم اختصاص دهد درحالی که پدرش ، که به یاد کوششهای ناموفق خود بود به او توصیه می کرد که این معمای قدیمی را کنار بگذارد .اما او درحدود سال 1820 میلادی قراردادن اصل مخالفی بجای اصل پنجم اقلیدس به نتایجی با ماهیت دیگر دریافت کرد ، دقت او بتدریج متوجه امکان هندسه ای کلی ، گردید که هندسه اقلیدسی حالت خاصی از آن بود.نتایجی که پیامدهای آن این فرضها بود بولیایی جوان راسخت متحیر کرد آنچه از همه بیشتر او را متحیر کرده بود گزاره هایی بودند که به هیچ اصل موضوع توازی بستگی نداشتند اما صرف نظر از هر فرضی که درمورد خطوط متوازی می شد ، درهمه هندسه ها مشترک بودند وی دراین گزاره ها به چشم واقعیتهای گزاره ها نگریست که اساس هندسه مطلق را تشکیل می دادند . بولیایی بیشتر از بیست و یک سال نداشت که به پدرش می نویسد"درحال حاضر جز این هیچ نمی توانم گفت که از هیچ " جهانی نو و شگفت انگیزی آفریده ام .
بولیایی بزرگ به او پیشنهاد کرد که کارش را هرچه زودتر و بدون تاخیر منتشر کند اما بیان نتایج و اندیشه ها بکندی پیش می رفت . سرانجا در 1208 نسخه خطی خود را آماده کرد و با وجود این که پدرو پسر درمعدودی نکات اختلاف نظر داشتند درسال 1210 انتشار یافت
پدر که اشتیاق داشت از نظر گوس درباره کشفیات پسرش آگاه شود قبلا خلاصه ای را برای او فرستاده بود اما آن به گوس نرسده بود .وی دربهمن 1210 نسخه رونوشت آن را دریافت کرد .جوابی که دراسفند بدست پدر رسید شامل مطالب زیربود
اگر بااین عبارت شروع کنم که جرات نمی کنم که از کتاب تمجید کنم متعجب خواهید شد اما کار دیگری نمی توان کرد تمجید از این کتاب تمجید از خود م خواهد بود زیرا تمام محتوای کتاب و راهی که پسر شما طی کرده و نتایجی که بدست آوزده است تقریبا بدقت با اندیشه ها ی خود من منطبق است اندیشه هایی که ذهن مرا سی تا سی و پنج سال مشغول داشته اند از این حیث فوق العاده متعجبم
وقتی یوهان رونوشت این نامه را از پدرش دریافت کرد حالتی پیدا کرد که خیلی با شاد بودن فرق داشت ، این نامه بجای مدح و ثنا شامل این خبر بود که شخصی دیگری مستقلا این کشفیات را کرده است آن هم شاید جلو تر .حتی فرا تر رفت و بدگمان شد که شاید پیش از این که کتاب او کامل شود پدرش اندیشه های او را با گوس در میان گذاشته و او هم آنها را برای استفاده خودش اختصاص داده است
یوهان بولیایی ، با این که به پژوهش ادامه داد ، دیگر چیزی منتشر نکرد یادداشتهایی که درمیان کاغذهای او پیدا شدند نشان می دادند که وی به بسط اندیشه های خود درفضای سه بعدی علاقه داشته ونیز فکر سنجیدن هندسه نااقلیدسی با مثلث کروی بوده است درسال 1227 بولیایی آگاه شد که درافتخار کشف هندسه نااقلیدسی باید با کسی دیگر هم شریک شود . درآن سال از کشفهای لباچفسکی آگاه شد و آنها را منتقدانه بررسی کرد . روحیه رقابت دراو بیدار شد و درتلاشی برای نام آورتر شدن از لباچفسکی ، بار دیگر شروع کرد به کار مشتاقانه درباره دانش فضا که قرار بود کتاب بزرگ او باشد اما این اثر هرگز به پایان نرسی.




طبقه بندی: مشاهیر علمی و ادبی و هنری،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

پوانکاره
هانری پوانکاره درآغاز قرن 21 درسطح جهانی به عنوان بزرگترین ریاضیدان نسل خود شناخته شد . درسال 1879 دوران دانشگاهی خود را در   کان   آغاز کرد  . و تنها دوسال بعد به استادی دانشگاه سوربن منصوب شد . بقیه عمر خود را درآنجا به سر برد و هرسال موضوع متفاوتی را تدریس کرد . درسخنرانیهایش که توسط دانشجویان او ویرایش و چاپ شد با ابتکارو تسلط فنی فراوان ، درواقع تمامی زمینه های معروف ریاضیات محض و کاربسته ،و بسیاری از زمینه هایی را که قبل از کشف توسط وی ناشناخته بودند ، مورد بحث قرار داد . روی هم رفته بیش از 30 کتابی فنی درباره فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی ، شش کتاب درسطح عامه فهم ، و تقریبا 500 مقاله پژو هشی درریاضیات نوشت . وی متفکر سریع الانتقال ، قوی و خستگی ناپذیر بود که به جزئیات نمی پرداخت و به قول یکی از معاصرانش ((یک فات بود نه بک استعمارگر)) از موهبت حافظه عجیبی هم برخوردار بود، وبرحسب عادت درحین قدم زدن در اتاق مطالعه خود درمغز ش به ریاضیات می پرداخت و فقط پس از آنکه درذهنش تکمیل  می کرد برروی کاغذ می آورد بیش از 32 سال نداشت که به فرهنگ سرای علوم برگزیده شد وعضوی از فرهنگستان که اورا برای عضویت پیشنهاد کرد گفت که کارش مافوق تمجید عادی است و اومسائلی را حل کرده که قبل از خودش به تصوردرنیامده بودند .
نکته اساسی از فکر پوانکاره را میتوان درپژو هشهایش درباره مکانیک سماوی یافت .درخلال این کار نظریه بسطهای مجانبی خود را ارائه کرد ( که باعث توجه سری های واگرا شد ) پایداری مدارها را  مطالعه کرد و نظریه کیفی معادلات دیفرانسیل غیر خطی راپایه گذاری کرد  یک از برجسته ترین خدمات فراوان پوانکاره فیزیک ریاضی ، مفاله مشهورش درسال 1906 درباره دینامیک الکترون بود و او سالها ی زیادی راجع به شالوده های فیزیک فکر کرده بود ، و مستقل از اینشتین بسیاری از نتایج مربوط به نظریه نسبیت خاص را به دست آورده بود . فرق اساسی دراین بود که بررسی اینشتن متکی بر ایده های مقدماتی مربوط به علامتهای نوری بود ، حال آنکه بررسی پوانکاره برپایه نظریه الکترو مغناطیس بنا شده بود و بنابراین از نظرکاربردی به پدیدهای مربوط به این نظریه محدود بود . پوانکاره احترام زیادی برای استعداد اینشتن قایل بودو درسال 1911 انتصاب اینشتن را به اولین سمت دانشگاهی اش توصیه کرد.
درسال 1902 به عنوان یک سرگرمی جنبی ، و ضمن کوشششی برای سهیم کردن افراد غیر متخصص دراشتیاق خود به معنا و اهمیت انسانی ریاضیات و علوم ، به نویسندگی و سخنرانی برای اقشار وسیعتری از مردم روی آورد . این کارها ی سبکتر او درچهار کتاب تحت عنوان علم وفرضیه - ارزش علم - علم و روش - آخرین اندیشه ها  گرد آوری شدند این کتابها واضح ، لطیف ، عمیق و رویهمرفته لذت بخش هستند ، و نشان می دهند که پوانکاره یکی از بهترین نثر نویسان فرانسه است.
درمشهورترین این مقالات یعنی مقاله مربوط به کشف ریا ضی ، او به خوییشتن نگریست و فرایندهای مغزی خود را عرضه کرد .همانطور که ژوردن درسوگنامه پوانکاره نوشت ، (( یکی از دلایل فراوان جاودانگی پوانکاره آن است که به ما امکان می دهد تا در عین اینکه او را می ستاییم ، وی  را بشناسیم ))




طبقه بندی: مشاهیر علمی و ادبی و هنری،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

آبل
نیلس آبل یکی از پیشرو ترین ریاضیدانان قرن نوزدهم و حتمالا بزرگترین نابغه برخاسته از کشورهای اسکاندیناوی است . آبل همراه با معاصرانش ،گاوس و کوشی یکی از پیشگامان ابداع ریاضیات نوین بوده است . که مشخصه آن تاکید بر اثبات دقیق است. رندگیش آمیزه تندی بود از خوشبینی شوخ طبعانه درهنگامی که تحت فشار فقر و گمنامی قرارداشت . درقبال دستاوردهای درخشان برجسته فراوانش درایام جوانی ، متواضع بود و دررویارویی با مرگی زودرس به آرامی تسلیم شد .
آبل یکی از شش فرزند کشیش فقیری دریکی از روستاهای نروژبود . بیش ابز شانزده سال نداشت که استعداد عظیمش آشکار شد و مورد تشویق یکی از معلمینش قرار گرفت . و چیزی نگذشت که به خواندن و فهمیدن کارهای نیوتن ، اویلر، لاگرانژ پرداخت . وی به عنوان تفسیری درمورد این تجربه ، نکته زیر  را بعدها دریکی از یادداشتهای ریاضی اش به نوشت (( به نظر من اگر کسی بخواهد درریاضی پیشرفت کند ، باید به مطالعه آثار اساتیدو نه شاگردان بپردازد)) هجده سال بیشتر نداشت که پدرش مردو خانواده را درتنگدستی به جا گذاشت .آنها با کمک دوستان و همسایگان امرار معاش می کردند و با کمک مالی چند تن از استادان ، این پسر توانست درسال 1821 به طریقی وارد دانشگاه اسلو شد . نخستین پژوهشهای او  ، که شامل حل مسئله کلاسیک منحنی همزمان به وسیله معادله انتگرالی بود درسال 1823 منتشر شد اولین جواب معادله ای از این نوع بود و راهگشایی برای پیشرفت وسیع معادلات انتگرالی دراواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شد
دررشد علمی آبل بزودی از نروژ فراتر رفته و تصمیم به دیدار از فرانسه و آلمان گرفت .با حمایت دوستان و استادانش تقاضایی به دولت داد،که پس از تشریفات و تاخیرات متعارف ، بورسی برای یک مسافرت طولانی علمی درقاره اروپا دریافت کرد. سال اول مسافرت خود به خارج رابیشتر دربرلین گذراند ودرآنجابا ریاضیدان آماتور و جوان و پرشوری به نام آگوست کرل که بعدها دوست نزدیک مشاور و حامی او شد ، آشنا گردید . درمقابل آبل ، کرل را به انتشار مجله مشهورش به نام مجله ریاضیات محض و کاربردی برانگیخت این اولین مجله ادواری جهان بود که کلا به پژوهشهای ریاضی اختصاصی داشت دربرلین آبل تحت تاثیر مکتب فکری جدیدی قرار گرفت که توسط گاوس وکوشی رهبری می شد.وبیشتر تاکیدش براستنتاج دقیق بود تا بر محاسبه مشروح درآن زمان بجز کار عظیم گاوس روی سریها ی فوق هندسی  کمتر اثباتی در انالیز بود که امروزه نیز معتبر به شمار می آید . همان طور که آبل درنامه ای به یکی از دوستانش تشریح می کند اگر ساده ترین حالات را کنار بگذاریم درتمام ریاضیات حتی یک سری بینهایت هم نمی توان یافت که مجموع آن دقیقا تعیین شده باشد
آبل جزوه مربوط به معادلات درجه پنجم خود را به امید آنکه به مثابه یک جواز عبور علمی به کار رود برای گاوس به گوتین فرستاد ولی گاوس به دلیلی که روشن نیست بدون آنکه به آن حتی نظری بیاندازد آنرا کنار گذاشت ، زیرا سی سال بعد پس از مرگش آن را سر بسته دربین اوراقش یافتند . با تاسف برای هردو نفر ، آبل احساس کرد  که درمورد او کار شکنی شده است و تصمیم گرفت بدون ملاقات با گاوس به پاریس برود
درپاریس با کوشی ، لوژاندر و دیگران ملاقات کرد ولی این ملاقاتها سرسری بود و او آن طور که می بایست شناخته نشد . وی درآن زمان چندین مقاله مهم درمجله کرل منتشر کرده بود ولی فرانسویان کمتر از وجود این مجله ادواری مطلع بودند و آبل خجالتیتر از آن بود که با افراد تازه آشنا راجع به کارهای خود صحبت کند آبل انتظار داشت دربازگشت به استادی دانشگاه منصوب شود ولی باز هم آرزوهایش نقش برآب شد . با تدریس خصوصی به امرار معاش پرداخت و مدت کوتاهی نیز به عنوان معلم کمکی دریک موسسه گمارده شد . دراین دوران یکسره مشغول کار بود و اغلب اوقات روی نظریه توابع بیضوی که آن را به عنوان عکس انتگرالهای بیضوی کش کرده بود کار می کرد . این نظریه بسرعت جای خود را به عنوان یکی از رشته های اصلی آنالیز قرن نوزدهم ، با کاربردهای فراوانی باز کرد . دراین اثنا آوازه شهرت آبل به همه مراکز ریاضی اروپا رسید و درردیف بزرگان ریاضی جهان قرار گرفت .ولی وی به علت گوشه گیریش از این ماجرا بی خبر ماند در اوایل سال 1829 مرض سلی که طی مسافرت به آن مبتلا شده بود چنان پیشروی کرد که اورا از کار کردن باز داشت و دربهار همان سال آبل درسن بیست و شش سالگی درگذشت . کمی پس از مرگش کرل دریادنامه ای به طعنه نوشت که تلاشهای آبل موفقیت آمیز بوده است و آبل باید به کرسی ریاضی دانشگاه برلین منصوب شود
کرل درمجله خود آبل را چنین می ستاید (( تمام آثار حاوی نشانه هایی از نبوغ و قدرت فکری حیرت انگیز است. می توان گفت که او می توانست با قدرتی مقاومت ناپذیر از همه موانع بگذرد و به عمق مسئله نفوذ کند وجه تمایز او خلوص و نجابت ذاتی وی و نیز تواضع کم نظیری بود که ارزش اورا به میزان نبوغ غیر عادیش با لا می برد . )) ولی ریاضیدانان برای یادآوری مردان بزرگ ریاضی روشهای مختصی به خود دارند و با گفتن معادله انتگرالی آبل، انتگرالها وتوابع آبل ، گروههای آبلی ، سری آبل ، فرمول مجموع جزئی آبل ، قضیه حدآبل درنظریه سریهای توانی ، و جمع پذیری آبلی از او یاد می کنند کمتر کسی است که اسمش  به این همه موضوع و قضیه درریاضیات نوین پیوند خورده باشد و آنچه وی دردوران یک زندگی عادی می توانست انجام دهد مافوق تصور است




طبقه بندی: مشاهیر علمی و ادبی و هنری،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:39 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]

شرف الدین طوسی - ریاضیدان ایرانی
شرف الدین طوسی که گاهی او را شرف الدین مسعودی نیز نامیده اند ، چنانکه از آثارش پیداست ، ریاضیدانی بسیار زبردست ، منجمی عالیقدر و مخترع آلات نجومی بود. وی در نیمه دوم سده ششم و اوایل سده هفتم هجری می زیست و در حدود سال 610 درگذشت .
اصل وی چنان که از نسبش پیداست از طوس بوده و نوشته اند که به شهرهای دمشق و موصل و بغداد سفر کرده ودر آن جا به تدریس می پرداخته است . یکی از مهمترین شاگردان او در موصل ، ریاضیدان و منجم معروف ، کمال الدین ابن یونس بوده است . تاریخ درگذشت او را در منابع مختلف 609 یا 610 هجری قمری ثبت کرده اند و می دانیم که سال 606 یعنی در اواخل عمرش در همدان به سر می برده است ، زیرا جوابی که در آن سال به یک سئوال ریاضی داده به صورت یک رساله مختصر موجود است .
مهمترین اثر ریاضی شناخته شده شرف الدین طوسی کتاب " فی الجبر و المقابله" اوست. این کتاب که به تازگی مورد بررسی متخصصان تاریخ علوم ، قرار گرفته از جهت تاریخ علم جبر حائز اهمیت فوق العاده است ، زیرا تا قبل از این بررسیها اگرچه مورخان علوم از نظریه هندسی حل معادلات درجه سوم توسط عمر خیام آگاهی داشتند و می دانستند که او چگونه این روش را برای جدا کردن ریشه های معادلات مذکور به کار برده ، اما نمی دانستند که مسلمانان روشهای خاصی هم برای محاسبه تقریبی ریشه های معادلات چند جمله ای  عددی از درجات مختلف داشته اند.
شرف الدین طوسی همچنین مخترع نوعی اسطرلاب بدیع است موسوم به "اسطرلاب خطی" و آن قطعه چوبی بوده است مدرج و به شکل عصا و به همین مناسبت آن را "عصای طوسی"  نیز نامیده اند. طوسی این اسطرلاب را با یک ریسمان دولا و یک خط کش سوراخ دار به کار می برده است . تا کنون هیچ نمونه ساخته شده ای از آن به دست نیامده اما شرف الدین طوسی روش ساختن و به کار بردن آن را در چند رساله بیان کرده و سهولت به کار بردن آنرا ستوده است . چند نسخه خطی از رساله " فی الا سطرلاب الخطی " در موزه بریتانیا واستانبول موجود است .





طبقه بندی: مشاهیر علمی و ادبی و هنری،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:37 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
احتمال وجود صدها سیاهچاله سرگردان در راه شیری
 
سیاهچاله ها مکان هایی در فضا هستند که قوه جاذبه آنها چنان شدید است که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد
گروهی از منجمان در آمریکا به این نتیجه رسیده اند که امکان دارد صدها سیاهچاله نامرئی درحال جولان دادن در اطراف کهکشان راه شیری و آماده بلعیدن سیارات و ستارگان باشند.
این تحقیقات که در یک سمینار علمی در ایالت تگزاس منتشر شد، حاکی از آن است که خطری جدی متوجه زمین نیست اما مسافران آینده فضا احتمالا باید احتیاط زیادی به خرج دهند.

سیاهچاله ها مکان هایی در فضا هستند که قوه جاذبه آنها چنان شدید است که حتی نور نمی تواند از آن بگریزد.

منجمان در دانشگاه وندربلت آمریکا با استفاده از ابررایانه ها برخورد انواع مختلف این سیاهچاله ها را شبیه سازی کرده اند.

به گفته آنها چنین برخوردی می تواند به خلق نوع تازه ای از سیاهچاله های "یاغی" منجر شود و می گویند چندصد عدد از اینها به طور نامرئی با سرعت چهار هزار کیلومتر در ثانیه در کهکشان ما در حال جولان دادن هستند.

هر سیاره یا ستاره یا حتی منظومه ای (خورشیدی) که در سر راه این سیاهچاله ها قرار گیرد درسته بلعیده خواهد شد.

اما دانشمندان می گویند که اینها تهدیدی جدی را متوجه زمین نمی کنند چرا که حیطه نفوذ و خطر آنها تنها چندصد کیلومتر است.

این مطالعه البته بحث انگیز بوده است زیرا امکان تایید آن با مشاهده و رصد فعلا ممکن نیست.

اما پژوهشگران مطمئن هستند که راهی برای ردیابی این سیاهچاله های یاغی پیدا خواهد شد و مسافران آینده فضا هنگام حرکت میان ستاره ها به راحتی می توانند از آنها حذر کنند.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ رسول حکیم پور/ rasoul hakimpour ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic