تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. راهکار تقویت محبت به خدا و اولیاى او با توجه به تلازمى که بین معرفت و محبت هست، ادعیه و زیارت هایى که درباره ائمّه اطهار علیهم السلام وارد شده و به ویژه زیارت نامه امام حسین علیه السلام، علاوه بر آنکه موجب استحکام اعتقادات مذهبى و معرفت ما درباره اهل بیت علیهم السلام مى شوند، بُعد دیگر روان ما، یعنى محبت ما به اهل بیت علیهم السلام را نیز تقویت مى کنند. اصلى ترین ابعاد روح انسان، دو بعد شناخت و معرفت، و احساس و عواطف اند و تقویت این دو بُعد، موجب تقویت انسانیت مى شود. در مقابل، هرچه از معرفت و عواطف انسان و از جمله محبت او به ارزش ها و مقدسات کاسته شود، او از انسانیت بیشتر فاصله مى گیرد. انسان عارى از معرفت و خودخواه و خودپرست که تنها به فکر خویش است و عاطفه و محبتى به دیگران ندارد، صورتش صورت انسانى است، اما قلبش، حیوانى؛ بلکه به فرموده خداوند او از حیوانات نیز پست تر است أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ (اعراف: 179). گرامى داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ازجمله یاد امام حسین علیه السلام و سلام بر او، که در جاى جاى معارف اهل بیت علیهم السلام بدان سفارش شده، تدبیرى است برگرفته از حکمت الهى، براى تقویت بُعد معرفتى و نیز بُعد عاطفى وجود ما، و درنتیجه، رشد جنبه انسانیت ما. به تجربه دریافته ایم که هر چقدر میزان محبت و علاقه مندى خود را به دوستان خود نشان دهیم و در عمل و همواره به آنان ثابت کنیم که دوستشان داریم، آن پیوند دوستى تقویت مى شود و دوام مى یابد؛ اما اگر اظهار دوستى و محبت نکنیم، رفته رفته آن محبت و علاقه از بین مى رود. اگر وقتى ما به دوستمان و کسى که به او ارادت داریم برخورد مى کنیم، اظهار ارادت کنیم و زبان به ستایش او بگشاییم، محبت او به ما بیشتر مى شود؛ اما اگر از کنار او بگذریم وبه اوسلام نکنیم،از آن محبت کاسته مى شود. نکته دیگر آنکه، انگیزه افراد در اظهار دوستى ها و محبت ها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش مى رود تا از او پولى قرض کند و یا کمکى بخواهد؛ اما گاه دلش براى دوستش تنگ شده و براى رفع دل تنگى سراغ او مى رود و خواسته دیگرى از او ندارد. این اظهار محبت گرچه خالصانه تر از اظهار محبتى است که با انگیزه درخواست مادى انجام مى پذیرد، به هرجهت برطرف کننده نیاز روحى انسان است و به انگیزه منفعت جویى انجام مى پذیرد. عالى ترین و خالصانه ترین محبت آن است که بدون انگیزه نفسانى باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خویش، در پى نفع و خواسته خود نباشد؛ بلکه خود را فراموش کند و همه توجهش معطوف به محبوب شود؛ با کمال خضوع در پیش پاى محبوب به خاک افتد و خود را فانى در او ببیند. وقتى انسان به خداوند و اهل بیت علیهم السلام و مقدسات معرفت داشته باشد و به لوازم این معرفت عمل کند، بدانها محبت مى یابد و آن گاه با توجه بیشتر به محبوب و ترتیب اثر دادن به آثار این محبت، معرفت او و به ویژه معرفت حضورى او به خداوند خالصانه تر و آگاهانه تر مى شود. همچنین با گسترش فزون تر آن معرفت و محبت، رابطه قلبى او با خداوند و مبدأ هستى عمق بیشترى مى یابد. چنان که گفتیم انسان علاوه بر معرفت حصولى به خداوند که به وسیله مفاهیم ذهنى حاصل مى شود، معرفت حضورى و به تعبیر دیگر، شناخت قلبى به خداوند نیز دارد. در پرتو همین معرفت حضورى است که دل انسان گرایش و توجه به کسى دارد که به او روزى مى دهد، در تنگناها و سختى ها او را یارى مى رساند و از خطرها حفظ مى کند. وقتى انسان احساس کند که درها به روى او بسته است و هنگامى که امیدش از اسباب و وسایل قطع شود، احساس مى کند کسى هست که او را نجات دهد. اگر توجه انسان به این معرفت، که به وسیله مفاهیم و صور ذهنى حاصل نیامده، بیشتر شود و بکوشد که توجه قلبى بیشترى به خداى بلندمرتبه و وسایط فیض داشته باشد، معرفتش شفاف تر، بى پیرایه تر و ناب تر مى شود. البته علم حصولى و ذهنى به خداوند بلندمرتبه نیز مى تواند موجب گسترش آن معرفت حضورى و قلبى شود. این به دلیل ارتباط بین علم حصولى و حضورى است که مسئله اى روان شناختى است. روان شناسان مسلمان و به ویژه اهل عرفان باید این مسئله را کانون بحث و بررسى قرار دهند و میزان تأثیر علم حصولى بر علم حضورى انسان را مشخص سازند. انسان فطرتا کسى را که به او خدمت مى کند، دوست مى دارد. اگر در هنگام نیازمندى و نادارى کسى به ما کمک کند و پولى به ما قرض دهد، و بدان وسیله مشکل ما مرتفع شود، او را دوست خواهیم داشت. اگر ما باور داشته باشیم که هرآنچه داریم از خداست و همه نعمت ها را خداوند به ما ارزانى داشته است؛ همچنین اگر معتقد باشیم خداوند مادرى مهربان در اختیار ما نهاد که با همه وجود به ما خدمت کند و به پرورش و تربیت ما همت گمارد و همو این نظام اسلامى را در اختیار ما نهاد تا در پناه آن در آسایش و امنیت به سر بریم، آن گاه او را دوست خواهیم داشت و پیشانى شکر در پیشگاهش بر زمین مى ساییم. مگر مى شود انسان کسى را که کمکى محدود به او کرده (مثلاً چند هزار تومان به او قرض داده است) دوست بدارد، اما خداوندى را که او را غرق نعمت ساخته و هستى و هرچه را دارد در اختیارش نهاده، دوست نداشته باشد؟ مشکل آن است که محبت خدا در دل برخى استقرار نیافته و پایدار نشده است؛ ایشان وقتى درباره نعمت هاى خدا مى اندیشند، به یاد خداوند مى افتند و احساس محبت به او دارند؛ اما وقتى پاى محبوب هاى دیگر به میان مى آید، خدا را فراموش مى کنند. آنان در مقام تعارض و تزاحم بین خواسته هاى نفسانى و دنیوى با خواسته هاى الهى و معنوى، و نیز تزاحم بین محبت به غیرخدا با محبت به خدا، خواسته هاى نفسانى و محبت به غیرخدا را ترجیح مى دهند. ازاین رو، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست مى کنند که محبت به خود را چون درختى تنومند که ریشه در اعماق وجود ایشان دوانیده باشد، قرار دهد؛ تا هوس ها و تندبادهاى عواطف و احساسات غیرالهى، آن را از جاى برنکند. محبت به خدا نباید چون گیاه و نهالى نورسته باشد که با وزش بادى از جاى کنده شود و محبت به غیرخدا برجاى آن بنشیند؛ یا آنکه وقتى انسان به خیال خام خود از برخى از کارهاى خدا خوشش نیامد و ناراحت شد، محبت به خدا را فراموش کند جلوه هاى ناب محبت به خدا در روایتى چنین آمده است: أَنَّهُ صلى الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبى صلى الله علیه و آله فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنى یا فَتَى؟ فقال: إِى وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَینَیکَ؟ فَقالَ: أَکْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیکَ؟ فَقَالَ: أَکثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّکَ؟ فَقالَ: أَکَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِکَ؟ فَقالَ: أَکثرَ وَاللّهِ یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَمِثْلَ رَبِّکَ؟ فَقال: اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسُولَ اللّهِ لَیسَ هَذَا لَکَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُکَ لِحُبِ اللّهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّى إِلىَ مَنْ کانَ مَعَهُ وَقَالَ هَکَذَا کُونُوا أَحِبُّوا اللّهِ لإحسانِهِ إِلیکُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیکُمْ وَأَحِبُّونى لِحُّبِ اللّهِ (دیلمى، 1412ق، ج 1، ص 161)؛ پسرى به رسول خدا صلى الله علیه و آله سلام، و به روى آن حضرت تبسم کرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست مى دارى، اى جوان؟ عرض کرد: آرى؛ به خدا سوگند، اى رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض کرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازه مادرت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر. فرمود: به اندازه خودت مرا دوست دارى؟ عرض کرد: بیشتر، به خدا قسم، اى رسول خدا. فرمود: به اندازه خدا مرا دوست دارى؟ عرض کرد: اللّه اللّه اللّه اى رسول خدا! نه این مقام براى تو نیست و نه براى هیچ کس. من تو را براى خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روى کرد و فرمود: این گونه خدا را به واسطه احسان به شما و نعمت هایى که به شما ارزانى داشته دوست بدارید و مرا هم به واسطه دوستى خدا دوست بدارید. وقتى خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را به مقام خلت رساند و او را خلیل خود قرار داد و فرمود: وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا (نساء: 125)؛ (و خدا ابراهیم را دوست خود قرار داد)، برخى از فرشتگان به یکدیگر گفتند: خداوند کسى را که از نطفه آفریده شده، خلیل و دوست خود قرار داد و به او ثروت عظیم بخشید. خداوند به فرشتگان وحى کرد که وارسته ترین فرد و رئیس خود را برگزینند. آنان از بین خود جبرئیل و میکائیل را برگزیدند و آن دو به صورت انسان به زمین فرود آمدند. آن روز حضرت ابراهیم علیه السلام گوسفندان خود را جمع آورده بود؛ چه آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار هزار چوپان داشت و چهار هزار سگ گله که در گردن هریک از آنها قلاده اى زرین آویخته بود. ایشان همچنین چهل هزار گوسفند شیرده، و شترها و گاوهاى فراوان داشت. آن دو فرشته در دو سوى گله هاى حضرت ابراهیم علیه السلام ایستادند و یکى از آن دو، با صدایى زیبا و بلند گفت: سبوح قدوس. دیگرى در پاسخ او گفت: رب الملائکة والروح. حضرت ابراهیم علیه السلام با شنیدن نام معشوق خود چنان به وجد آمد که مدهوش شد و وقتى به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمى از مالم را به شما مى بخشم. در مرتبه سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود که فرشتگان به حکمت انتخاب خداوند پى بردند (ر.ک: فیض کاشانى، 1419ق، ج 2، ص 325ـ326). وقتى درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت مى شود و به وجد مى آید؛ مى خواهد بیشتر درباره محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، کسانى که دلشان از محبت خدا تهى است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شنیدن نام خدا ناراحت مى شوند: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ (زمر: 45)؛ و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل هاى کسانى که به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتى آنان که جز او هستند ]معبودهایشان [یاد شوند، ناگاه شادمان گردند. اگر انسان جویاى معرفت متعالى اى باشد که دست یافتن به آن براى انسان ممکن است (معرفتى که چون کیمیا وجود انسان را متحول مى سازد)، باید به مرتبه محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم کسب این مرتبه محبت، با توفیق و عنایت الهى حاصل مى شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالى محبت و معرفت خداوند آگاه مى بودیم، به جاى آنکه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امکانات بى مقدار دنیوى را درخواست کنیم، سرلوحه خواسته ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار مى دادیم حقیقت درنگاه سالک حقیقت عبارت است از اینکه سالک نه خود را می بیند و نه عبادت و بندگی اش را ، از عالم کثرت پا را فراتر گذاشته، حقیقت واحده حاکم بر کل هستی را مشاهده می کند و در جهان اصلی غیر از صفات و اسماء الهی و مظاهر وجودی او چیزی نمی بیند؛ حتی خود و فعل خود را ادراک نمی کند. در این صورت که معنای « لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه »(قصص/88) « هیچ معبودی جز او نیست . همه چیز جز ذات پاک او فانی می شود » را به خوبی می شناسد و سِر « و لله المشرق و المغرب اینما تولوا فثمّ وجه الله »(بقره115) « شرق و غرب از آن خداست و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست » را میابد و آنچه را در آیه شریفه «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن/26- 27) « تمام کسانی که روی آن و زمین هستند، فانی می شوند و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.» نهفته است را ادراک می کند. به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرایط، واجبات و ارکان در رساله های عملیّه آمده که مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تکلیف و ترک عمدی آن موجب فسق و چه بسا به عنوان کفر تلقی شود، شریعت نامیده شده است. در پس این ظواهر، باطنی در کار است که بیان کیفیّت و کمّیّت آن از عهده رساله های عملیه ساخته نیست. میزان اخلاص، حضور قلب، حال و هوای عبادت و بندگی به گونه ای که حلاوت و لذت آن را احساس کند و جمعاً مسائلی که شخص را به خداوند نزدیک می کند و به روح او عروج می بخشد، طریقت نامیده می شود. گاهی چند نفر در یک صف، نماز می خوانند که همه از نظر رعایت شرایط ظاهری در یک سطح قرار دارند ، ولی فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمین تا آسمان است. و حقیقت نماز این است که نماز گزار به معنای واقعی کلمه، انقطاع از غیر برای او حاصل شود. و هیچ چیزی را غیر حق متوجه نشود. کلامی از جانب خداوند به همه انسان ها سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام (ضحی 1,2- افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی. ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگر دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54) وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











هاریکن ها
نویسنده : سعید سیوف جهرمی
هاریکن ها چرخند هایی هستند که برروی اقیانوس های گرم حاره ای توسعه می یابند و دارای باد های تقویت شوند های هستند که سرعت آنها حد اقل 64 نات (74 متر در ساعت ) می باشد این توفان ها قابلیت تولید باد های خطر ناک و باران های سیل آسا و طغیان گرا دارند که همه این موارد باعث بروز خسارات فراوان و تلفات جانی در نواحی ساحلی می گردد به طور مثال یک طوفان به یاد ماندنی که تلفات جانی 50 نفره و خسارت مالی 30 میلیون دلاری در بر داشت توفان Andrew است که تصویر آن در بالا نشان داده شده است
هدف اصلی راین مبلحث معرفی هاریکن ها و نحوه شکل گیری آنها و تشریح چگونگی تاثیر شرایط جوی در توسعه هاریکن ها می باشد
هاریکن ها :
 هاریکن ها چرخند های حاره ای هستند که سرعت باد آنها از 64 نات بیشتر باشد هاریکن ها در نیمکره شمالی در خلاف جهت عقربه های ساعت و در نیمکره جنوبی در جهت عقربه های ساعت حول مرکز خود می چرخند هاریکن ها از تجزای ساده توفان های تنمدری شکل می گیرند این توفان های تندری به کمک اقیانوس و شرایط جوی به هاریکن تبدیل می شوند در ابتدا دمای آب اقیانوس باید بیشتر از 25 درجه سانتیگراد باشد( 81 درجه فارنهایت ) گرما ورطوبت آب گرم اقیانوس ها به عنوان منبع انرژی برای هاریکن ها حساب می شوند به همین دلیل است که هاریکن ها به هنگام عبور از روی خشکی و یا اقیانوس های سرد تر ویا مناطقی که دارای گرما ورطوبت کافی نباشند به سرعت تضعیف می شوند
علاوه بر اقیانوس ها ی گرم شرجی و رطوبت بالادر تراز های میانی و پایین جو برای توسعه هاریکن ها مورد نیاز می باشند این شرجی بالا مقدار تبخیر را در ابرها کاهش می دهدو گرمای نهان آزاد شده ناشی از بارندگی را افزایش می دهد تمرکز گرمای نهان برای حرکت سیستم حیاتی است
برش قائم باد در محیط اطراف چرخند های حاره ای بسیار با اهمیت است که منظور از برش باد میزان تغییر ر سرعت و جهت باد با افزایش ارتفاع است
هنگامی که برش باد ضعیف باشد توفان که قسمتی از چرخنده است به صورت قایم رشد می کند و کرمای نهان ناشی از چگالش در هوایی که مستقیما در بالای توفان قرار دارد آزاد می شود و به توسعه توفان کمک می کند هنگامی که برش باد قوی تری وجود داشته باشد توفان به صورت اریب وکج در می آید و گرمای نهان بر روی منطقه گسترده تری آزاد می شود
پیشرفت اولیه توفان) توفان هایی که تبدیل به هاریکن می شوند ):
هاریکن ها از منطقه یک توفان تندری سرچشمه می گیرند این توفان های تندری معمولا به یکی از سه روش زیر شکل می گیرند اولین مورد (ITCZ) یا منطقه همگرایی درون حاره ای(ITCZ) می باشد حلقه توفان های تندری می باشد که دور تا دور کره زمین را د مناطق حاره ای می پوشاند همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است امواج شرقی تجارتی در نزدیکی استوا همگرا می شوند و توفان های تندری را ایجاد می کنند که می توان آنها را توسط تصاویر ماهواره ای در طول استوا مشاهده کرد.
 
دومین منبع برای توفان های تندری که می توانند هاریکن ایجاد کنند امواج متحرک جوی هستند که به امواج شرقی معروفند امواج شرقی شبیه امواج عرض های میانی هستند با این تفاوت که آنها در جریان تجاری شرقی هستند همگرایی ناشی از این امواج باعث ایجاد توفان های تندری می گردد که می توانند به هاریکن تبدیل شوند
 
 
سومین مکانیسم تولید توفان های تندری در امتداد مرز جبهه های پیر (old) می باشد که به سوی سواحل فلوریدا و خلیج مکزیک حرکت می کنند توسعه و پیشرفت این جبهه ها می تواند باعث ایجاد توفان گردد که اگر شرایط جوی واقیانوسی مساعد باشد این توفان ها می توانند به چرخند های حاره ای توسعه پیدا کنند نقشه زیر مناطقی از جهان را که چرخند های حاره ای می توانند از آنجا سرچشمه بگیرند نشان می دهد توفان های تندری معمولا در نیمکره شمالی یافت می شوند اما اقیانوس آرام و اقیانوس هند نیز می توانند توفان هایی را در نیمکره جنوبی ایجاد کنند در نقاط مختلف جهان هاریکن ها با نام های مختلف نام گذاری می شوند
دراستوا سطح اقیانوس برای تولید هریکن به اندازه کافی گرم است اما هیچ هاریکنی ایجاد نمی شود زیرا نیروی کوریلیس برای ایجاد چرخش والقا کردن پتانسیل هاریکن کم است.
 
CISK: چگونه توفان های تندری به هاریکن تبدیل می شوند :
CISK (واپیچش همرفتی نوع دوم ) نظریه معروفی است که توضیح می دهد که چگونه توفان ها تندری می توانند چگالیده شده و به هاریکن تبدیل شوند CISK یک سیستم  feedback مثبت است به این معنی که هرگاه یک عملیات آغاز می شود منجر به یک سری پیشرفت هایی می شود که خود باعث پیشرفت کل آن عملیات می گردد و این چرخه به طور متناوب تکرار می گردد.
هوای روی سطح که به درون یک مرکز کم فشار می چرخد باعث ایجاد همگرایی می شود و مرکز کم فشار به طرف بالا صعود می کند هوا سرد می شود و رطوبت چگالیده می شود که موجب آزاد شدن گرمای نهان می گردد این گرمای نهان آزاد شده است که باعث تامین انرژی توفان ذمی شود
       
 
از آنجا که چگالی هوای گرم از هوای سرد کمتر است هوای گرم فضای   کمتری را اشغال می کند این گسترش هوای گرم هوای بیشتری را از مرکز توفان به بیرون منتقل می کند و فشار سطح (وزن هوای بالای سطح) کاهش میابد وقتی که فشار سطح کاهش پیدا می کند یک گرادیان فشار بزرگتر شکل می گیرد و هوای بیشتری به سمت مرکز توفان همگرا می شود این امر باعث ایجاد همخگرایی سطحی بیشتری می شود وموجب می رشود که هوای مرطوب سطحی بیشتری به هوا بلند شود این هوا وقتی که سرد شود چگالیده شده و به ابر تبدیل می شود وقتی این امر اتفاق می افتد گرمای نهان بیشتری آزاد می شود
این چرخه به طور متناوب تکرار می شود و هر بار باعث قوی تر شدن طوفان می شود تا آنجا که فاکتورهای دیگر مانند آب سرد سطح خشکی و یا برش شدید باد باعث ضعیف شدن آن می شود
مراحل توسعه توفان )از آشفتگی های حاره ای تا هاریکن):
طوفان ها در یک چرخه از تولد تا مرگ دچار آشفتگی های زیادی می شوند یک آشفتگی حاره ای می تواند با دستیابی به یک سرعت باد مشخص به یک مرحله شدید تر توسعه پیدا کند پیشرفت آشفتگی حاره ای در تصویر زیر قابل دیدن است.
توفان ها گاهی اوقات می تو.انند برای یک دوره زمانی طولانی به اندازه دو یا سه هفته زندگی کنند آنها ممکن است از دسته ای از توفان های تندری بر روی آب های اقیانوس های حاره ای سرچشمه بگیرند
وقتی که یک آشفتگی به یک آشفتگی حاره ای تبدیل می شود مدت زمانی که طول می کشد تا به مرحله بعد توسعه پیدا کند (توفان حاره ای) نصف روز تا دو روز می باشد گاهی اوقات هم ممکن است اتفاق نیافتد همین مدت زمان نیز طول می کشد که یک توفان حاره ای به شدت یک هاریمن تقویت شود شرایط اقیانوس و جو مهمترین نقش را در رخداد این پدیده ها ایفا می کنند.
در تصویر زیر که مربوط به یک تاوفان در سال 1995 است آشفتگی های حاره ای به وضوح دیده می شوند.
 
در سمت چپ تصویر توفان حاره ای Jerry در بالای فلوریدا مشاهده می شود ودر سمت راست توفان Iris بین دو آشفتگی حاره ای قابل دیدن است
 
آشفتگی حاره ای ( Tropical depression)
هر گاه دسته از توفان های تندری در شرایط مساعد جوی در کنار یکدیگر قرار گیرند تشکیل آشفتگی حاره ای می دهند سرعت باد در مرکز آشفتگی تقریبا به طور ثابتی بین 30_20 نات می باشد
یک آشفتگی حاره ای زمانی اتفاق می فتد که اولین علایم کم فشاری و چرخش در مرکز توفان تندری رخ دهد در نقشه های سطح زمین ایزو بار ها به هم نزدیک می شوند و این کم فشاری را نشان می دهد
 
وقتی که تصاویر ماهواره ای مشاهده می شود به نظر می رسد که آشفتگی حاره ای سازمان دهی اندکی داشته باشد با وجود این معمولا مقدار اندکی چرخش به هنگام مشاهده تصاویر ماهواره ای مشاهده می شود علاوه بر حالت چرخشی که آشفتگی حاره ای را شبیه هاریکن ها نشان می دهد اشفتگی حاره ای به دسته ای از توفان ها ی تندری که در کنار یکدیگر نیز تجمع یافته اند نیز شبیه است.
 
توفان های حاره ای
وقتی که یک آشفتگی حاره ای به حد اکثر سرعت خود که بین 64_35 نات است می رسد به توفان تندری تبدیل می شود در این زمان به آن یک نام اختصاصی می دهند در این مدت توفان خو د به خود سازماندهی شده و حالت چرخشی آن بیشتر می شود و برای تبدیل شدن به هاریکن آماده می شود
حالت چرخش توفان تندری نسبت به چرخش آشفتگی حاره ای بیشتر است توفان تندری حتی بدون تبدیل شدن به هاریکن نیز می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند عموما بیشتر مشکلاتی که یک توفان تندری ایجاد می کند ناشی از بارش زیاد است
 
تصویر ماهواره ای بالا مربوط به توفان تندری Charl می باشد (1998) بیشتر شهرهای جنوبی تگزاز بارندگی سنگین بین 10_5 اینچ را گزارش کردند از جمله این موارد بارش درDelrio بود که بیشتر از 17 اینچ در یک روز گزارش شد و مردم را از خانه هایشان خارج کرد و 6 نفر تلفات جانی در بر داشت
ساختار کلی هاریکن ها:
هنگامی که فشار سطح شروع به افت می کند توفان حاره ای تبدیل به هاریکن می شود و سرعت باد ان به 64 نات می رسد و چرخش حول هسته مرکزی توسعه پیدا می کند هاریکن ها قوی ترین چرخنده های حاره ای زمین هستند یک وی|گی مشخص در همه هاریکن ها که فقط مربوط به آنها می باشد نقطه تیره ای است که در وسط هاریکن ها یافت می شود و به آن چشم توفان می گویند اطراف چشم توسط کمربندی از شدید ترین باد ها و بارندگی ها احاطه شده است که به آن دیوار چشم (eye wall ) می گویند نوار بزرگی از ابرها ی باران زا در اطراف دیوار چشم به طور مارپیچ وجود دارد که به آنها نوار مارپیچی گفته می شود (Spiral bamd) هاریکن ها به راحتی توسط نوتر چرخشی دور چشم در تصاویر ماهواره ای و راداری قابل تشخیص هستند هاریکن ها با توجه به سعت باد آنها توسط مقیاس (saffir simpson) دسته بندی می شوند این مقیاس از دسته 1 تا دسته 5 تغییر می کند که توفان دسته 5 مخرب ترین توفان است
در شرایط مساعد جوی هاریکن ها می توانند برای مدت 2 هفته عمر کنند در بالای اب های سرد یا سطح خشکی هاریکن ها به سرعت ضعیف می شوند
چشم هاریکن :مرکز توفان
مهمترین مشخصه که در هاریکن ها یافت می شود چشم توفان است چشم در مرکز توفان قرار دارد و قطرآن بین 50_20 کیلومتر است چشم نقطه تمرکز توفان است و نقطه ای است با کمترین فشار سطحی که بقیه توفان در آن می چرخد در تصویر زیر چشم طوفان به خوبی قابل دیدن است
 
 
آسمان اغلب در بالای چشم صاف است و باد نسبتا آرام می باشد در حقیقت چشم آرام ترین قسمت هر توفان است چشم به این دلیل آرام ترین قسمت است که باد شدیدی که به سمت مرکز همگرا می شود هرگز به آن نمی رسد نیروی کوریلیس باد را به آرامی از مرکز منحرف می کند و منجر به چرخش آن دور مرکز هاریکن می شود (eye wall) که این امر موجب می شود مرکز آرام باشد
چشم هنگامی قابل دیدن می شود که هوای صعود کننده به جای اینکه به بیرون منتقل شود به سمت مرکز توفان انتقال یابد این هوا از تمام راستاها به سمت داخل حرکت می کند این همگرایی موجب می شود که هوا در مرکز توفان نزول کند این نزول هوا محیط اطراف را گرم تر می کند و تبخیر ابرها موجب پیدا شدن یک منطقه صاف در مرکز می شود
دیوار چشم (ویرانگر ترین منطقه هاریکن )
دیوار چشم در اطراف چشم قرار دارد این مکان جایی است که بیشترین باد های مخرب و شدید ترین بارندگی ها در انجا یافت می شود در تصویر زیر دیوار چشم نشان داده شده است
 
دیوار چشم به این دلیل به این نام خوانده می شود که معمولا مرکز هاریکن توسط دیواری از ابر احاطه می شود در سطح زمین باد به طرف مرکز طوفان در حرکت است و هوا را مجبور می کند که در مرکز صعود کند همگرایی دیوار چشم به اندازه ای شدید است که هوا با سرعت بیشتری نسبت به نقاط دیگر هاریکن به بالا کشیده می شود بنابر این انتقال رطوبت از اقیانوس به توفان و گرمای نهان ازاد شده در این مکان بیشتر است
 
نوار مارپیچ(جایی که بیشترین بارندگی مشاهده می شود )
ازسمت مرکز توفان که به بیرون حرکت کنیم می توانیم نواری را که ساختار ابری دارد مشاهده کنیم این ابرها نوار مارپیچ باران نیز نام دارند که در تصویر زیر به خوبی قابل مشاهده هستند
 
 
گاهی اوقات فاصله هایی بین این نوار ها وجود دارد که هیچ بارندگی در آ؛نها دیده نشده است به طور کلی اگر از لبه هاریکن به طرف مرکز آن حرکت کنیم خواهیم دید که در برخی از نواحی آن بارندگی شدید است و در برخی نواحی بارندگی آرام است و این امر به طور متوالی تکرار می شود تا به مرکز توفان برسیم و هرچه به مرکز وچشم هاریکن نزدیک تر شویم بارندگی شدید تر می شود
 
طرحی از این شکل مارپیچی در شکل بالا نشان داده شده است توفان تندری اکنون به مناطقی با هوای صعود کننده یا نزول کننده سازماندهی شده است بیشتر هوا در حال صعود است ولی مقدار کمی از هوا نیز یافت می شود که نزول می کند
11_فشار و باد ( توزیع در امتداد هاریکن)
فشار جو و سرعت باد در امتداد قطر هاریکن تغییر می کند تصویر زیر تغییراتی از سرعت باد ابی و فشار سطح قرمز را در امتداد یک هاریکن نشان می دهد در فاصله بین 200_100 کیلومتر از چشم باد به اندازه کافی قوی است تا قابلیت های یک توفان حاره ای را داشته باشد فشار جو نیز در این فاصله نسبت به مرکز توفان به اندازه کافی بالا می باشد( ml 9901010 )
با این وجود هرچه به دیوار چشم نزدیک می شویم فشار بیشتر افت می کند و سرعت باد افزایش می یابد در فاصله حدود 100_50 کیلومتری بیشترین تغییرات در فشار و سرعت باد رخ می دهد
فشار با سرعت بیشتری افت خواهد کرد اگر سرعت باد به طور همزمان با آن کاهش یابد در دیوار چشم سرعت باد به حد اکثر مقدار خود می رسد اما در مرکز و در چشم باد بسیار آرام است فشار سطح در امتدا دیوار چشم باز هم کاهش می یابد تا به حد اقل مقدار خود در مرکز برسد با خروج از مرکز باد و فشار با سرعت افزایش پیدا می کند در طرف دیگر دیوار چشم باد با سرعت افزایش پیدا می کند و سپس به مرور کاهش پیدا می کند نیمرخ فشار و باد در داخل یک هاریکن کاملا متناسب است بنابر این در دیوار چشم افزایش سریع فشار و سرعت باد انتظار می رود و همچنین بعد از آن افزایش آهسته تر فشار و کاهش سرعت باد مورد انتظار می باشد
حرکت هاریکن ها :
الگوی جهانی باد که با نام گردش عمومی شناخته می شود و باد های سطحی هر نیم کره به سه دسته کمر بند باد تقسیم می شوند :
الف- امواج شرقی قطبی-از 90_60 درجه عرض جغرافیایی
ب- بادهای غربی 60_30 درجه عرض جغرافیایی
ج- امواج شرقی حاره ای از 30_0 درجه عرض جغرافیایی(بادهای تجاری)
 
بادهای تجارتی شرقی در هر دو نیمکره در منطقه ای نزدیک استوا همگرا می شوند (ITCZ) که به آن منطقه همگرایی درون حاره ای می گویند که کمربندی از ابرها و توفان های تندری را پدید می آورد که بخش هایی از کره زمین را دور می زند مسیر یک هاریکن به طور کلی یک کمربند بادی دارد که هاریکن در آن واقع است به طور مثال هاریکنی که از آتلانتیک حاره ای شرقی سرچشمه می گیرد توسط باد های تجاری شرقی به غرب در منطقه حاره ای منتقل می شود سر انجام این توفان ها به سمت شمال و مناطق فوق حاره ای مهاجرت می کنند و به عرض های بالا تر می روند به عنوان مثال در اثر این حرکت ها خلیج مکزیک و سواحل شرقی ایالات متحده در این خطر هستند که هر سال یک یا دو هاریکن را تجربه کنند
 
 
پس از آن هاریکن ها توسط امواج غربی به شمال و عرض های میانی منتقل می شوند و گاهی اوقات با سیستم های جبهه ای عرض های میانی ترکیب می شوند
هاریکن ها انرزی خود را از سطح آبهای گرم مناطق حاره ای کسب می کنند به همین دلیل است که هنگامی که آنها از روی آبهای سرد مناطق عرض های میانی و خشکی ها عبور می کنند به سرعت ضعیف شده و از هم می پاشند.
 
 


منبع : CLOUDYSKY
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید