تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











دریائی بودن و دل را درئی کردن

کی باشد من با تو باده به گرو خورده تو برده و من مانده من خرقه گرو کرده

در می شده من غرقه چون ساغر و چون کوزه با یار درافتاده بی حاجب و بی پرده

صد نوش تو نوشیده تشریف تو پوشیده صد جوش بجوشیده این عالم افسرده

از نور تو روشن دل چون ماه ز نور خور وز بوی گلت خوشدل چون روغن پرورده

تا خود چه فسون گفتی با گل که شد او خندان تا خود چه جفا گفتی با خارک پژمرده

یک لحظه بخندانی یک لحظه بگریانی ای نادره صنعت ها در صنع درآورده

عاقل ز تو نازارد زان روی که زشت آید ظلمت ز مه آشفته خاری ز گل آزرده

بس غصه رسول آمد از منعم و می گوید ده مرده شکر خوردی بگذار یکی مرده

پس فکر چو بحر آمد حکمت مثل ماهی در فکر سخن زنده در گفت سخن مرده

نی فکر چو دام آمد دریا پس این دام است در دام کجا گنجد جز ماهی بشمرده

پس دل چو بهشتی دان گفتار زبان دوزخ وین فکر چو اعرافی جای گنه و خرده




طبقه بندی: خوزه اخبار و مطالب عرفانی ،
[ چهارشنبه 6 اسفند 1393 ] [ 08:44 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
 وجود دایناسور در مریخ +تصاویر
این روزها کاوشگر رباتیک «کنجکاوی» ناسا چیزهای عجیب‌وغریب و شگفت‌انگیزی را در مریخ کشف می‌کند که دانشمندان در توضیح آنها دچار چالش‌ شده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری ان بی سی( NBC ) ،حدود یک ماه پیش، شبحی مرموز در تصاویر فضایی پشت مریخ نورد کنجکاوی در حال تنظیم آن در سیاره مریخ دیده شد. در تصاویر به دست آمده جدید از مریخ نورد کنجکاوی که در حال حفاری برای پیدا کردن نشانه‌های حیات در سطح سیاره مریخ است، سایه‌ای در پشت آن دیده می‌شود که شبیه به سایه یک انسان است.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهند، این سایه تیره انگار که در حال تنظیم مریخ نورد و اصلاح زاویه حفاری آن است. این تصاویر توسط دوربین ناسا گرفته شده و شکل پشت مریخ نورد مانند شکل یک انسان است. نظریه‌پردازان فرضیه‌های موجودات فضایی از کشفی باور نکردنی در سیاره مریخ سخن می‌گویند که کارشناسان ناسا هنوز در برابر آن سکوت کرده‌اند. براساس ظاهر این سایه فرد انسانی حتی دارای کلاه ایمنی و مخزن هوا در پشت کمر خود و حتی لباس کار است.

 

 

این ربات کنجکاو در ماه ژوییه 2013 تصاویری را به زمین فرستاده بود که به تازگی دانشمندان با بررسی آنها به عکسی از شکل‌گیری صخره‌ها در مریخ رسیده‌اند که در آن اسکلت یک دایناسور دیده می‌شود.

 

 

این عکس در منطقه‌ای از مریخ با نام «گلنلگ» (Glenelg)‌ گرفته شده که اولین بررسی‌های اصلی علمی خود را در آنجا انجام شده است. دانشمندان معتقدند که این منطقه از مریخ، در زمان تاریخ باستان شکل گرفته است. دلیل این تفکر سنگ‌ریزه‌های گرد و پهنی است که این منطقه را پوشانده است.

 

 

به گزارش آنا، در این تصویر، سوراخ‌های بینی، فک پایین و فک بالا و همچنین مفصلی که فک‌ها را به هم متصل می‌کند دیده می‌شود. به گفته محققان ناسا، دندان‌های این دایناسور نیز در عکس کامالا قابل مشاهده‌اند. حتی فاصله میان دندان‌ها نیز به خوبی دیده می‌شوند. محققان می‌گویند این تصویر کاوشگر کنجکاوی بار دیگر آنها را با چالش کشف حقیقت مواجه کرده است.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ دوشنبه 4 اسفند 1393 ] [ 09:12 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

دستیابی به یک روش جدید برای درمان ام اس

 محققان مرکز اعتیاد و سلامت روان (CAMH) در تورنتوی کانادا موفق به شناسایی یک هدف بیولوژیکی جدید برای درمان ام اس شدند.

 

به گزارش پایگاه خبری ساینس، در این روش با تولید یک پپتید (peptide) جدید، عملکرد سیستم عصبی بهبود می یابد. پپتید به ترکیب دو یا چند اسید آمینه که از طریق یک زنجیره به هم متصل می شوند، گفته می شود.

در بیماری ام اس، یک پروتئین با یک گیرنده سلولی به نام glutamate ترکیب می شود و عملکرد نخاع را تغییر می دهد. پپتید جدید تولید شده قادر است عملکرد این پروتئین را مختل کند و عملکرد سیستم عصبی را بهبود ببخشد.

آزمایش های اولیه این دستاورد، در مدل های حیوانی موفقیت آمیز بوده است.

در حال حاضر هیچ درمان قطعی برای ام اس وجود ندارد و فقط می توان با استفاده از داروی های مختلف، روند پیشرفت بیماری را کند کرد.

مولتیپل اسکلروزیس یا MS، یک بیماری مزمن عصبی است که در آن سیستم ایمنی بدن به بافت های سالم سیستم عصبی مرکزی حمله می کند. ام اس بر اثر پاسخ سیستم ایمنی بوجود می آید و باعث التهاب در سیستم عصبی مرکزی می شود. التهاب، باعث نابود شدن میلین می شود. میلین یک بافت چربی است که از رشته های عصبی محافظت می کند.

تحقیقات نشان می دهد که این پپتید جدید با حفاظت از میلین، به بقای رشته های عصبی کمک می کند.

سن ابتلا به این بیماری معمولا بین 20 تا 50 سالگی است و احتمال بروز آن در زنان دو برابر مردان است.

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، در حال حاضر بیش از 2.3 میلیون نفر در سراسر جهان به ام اس مبتلا هستند؛ همچنین در آمریکا بین 250 هزار تا 350 هزار نفر به این بیماری مبتلا هستند و هر هفته حدود 200 مورد جدید ابتلا به ام اس در آمریکا تشخیص داده می شود.

مهمترین علایم بیماری ام اس، ضعف، سفت شدن عضلات، سوزن سوزن شدن و بی حسی اندام ها، دوبینی، سرگیجه، اختلال در تعادل و خستگی مزمن است.

نتایج این تحقیقات در نشریه Annals of Clinical and Translational Neurology منتشر شده است.




طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ شنبه 2 اسفند 1393 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش

[ چهارشنبه 29 بهمن 1393 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز ده
گر او نمی‌آید بگو ، آن دل که بردی باز ده

افتاده‌ام در کوی تو ، پیچیده‌ام بر موی تو
نازیده‌ام بر روی تو ، آن دل که بردی باز ده

بنگر که مشتاق توام ، مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام ، آن دل که بردی باز ده

ای دلبر زیبای من ، ای سرو خوش بالای من
لعل لبت حلوای من ، آن دل که بردی باز ده

ما را به غم کردی رها ، شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما ، آن دل که بردی باز ده

تا چند خونریزی کنی ، با عاشقان تیزی کنی
خود قصد تبریزی کنی ، آن دل که بردی باز ده

از عشق تو شاد آمدم ، از هجر آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم ، آن دل که بردی باز ده



طبقه بندی: اشعار برگزیده ( عرفانی و ادبی )،
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

ذکر ابوسلیمان دارائی درتذکرة الاویاء

 

آن مجرد باطن و ظاهر، آن مسافر غایب و حاضر، آن در ورع و معرفت عامل، آن درصد گونه صفت کامل، آن در دریای دانایی، ابوسلیمان دارائی رحمةالله علیه، یگانه وقت بود و از غایت لطف او را ریحان القلوب گفته اند. و در ریاضت صعب و جوع مفرط شانی نیکو داشت چنانکه او را بندار الجایعین گفتندی که هیچ کس از این امت بر جوع آن صبر نتوانست کرد که وی در معرفت و حالات غیوب قلب و آفات عیوب نغس خطی عظیم وافر داشت و او را کلماتی است عالی واشارتی لطیف و دیگر دارا، دیهی است در دمشق، او از آنجا بود. احمد حواری که مرید او بود گفت: شبی در خلوت نماز می‌کردم و در آن میانه راحتی عظیم یافتم. دیگر روز با سلیمان گفتم. گفت: ضعیف مردی ای که تو را هنوزخلق در پیش است تا در خلا دیگرگونه ای و در ملا دیگرگونه، و در دو جهان هیچ چیز را آن خطر نیست که بنده را از حق تواند باز داشت.

و ابوسلیمان گفت: شبی در مسجد بودم و از سرما آرامم نبود. در وقت دعا یک دست پنهان کردم. راحتی عظیم از راه این دست به من رسید. هاتفی آواز دادکه: یا سلیمان آنچه روزی آن دست بود، که بیرون کرده بودی، دادیم.

اگر دست دیگر بیرون بودی، نصیب وی بدادمانی. سوگند خوردم که هرگز دعا نکنم به سرما و گرما مگر هردو دست بیرون کرده باشم.

پس گفت: سبحان آن خدایی که لطف خود در بی کامی و بی مرادی تعبیه کرده است.

و گفت: وقتی خفته ماندم ورد من فوت شد. حوری دیدم که مرا گفت خوش می‌خسبی. پانصد سال است که مرا می‌آرایند در پرده از برای تو.

و گفت: شبی حوری دیدم از گوشه ای که در من خندید، و روشنی او به حدی بود که وصف نتوان کرد. وصف زیبایی او به جایی که در عبارت نمی‌گنجد. گفتم: این روشنی و جمال از کجا آوردی؟

گفت: شبی قطره ای چند از دیده باریدی. از آن، روی من شستند. این همه از آن است که آب چشم شما گلگونه رویهای حوران است، هرچند بیشتر خوبتر.

و گفت: مرا عادت بود به وقت نان خوردن نان و نمک خوردمی. شبی درر آن نمک یک کنجد بود که خورده آمد. یکسال وقت خود گم کردم. جایی که کنجدی نمی‌گنجد صد هزار شهوت با دل تو ندانم چه خواهد کرد.

و گفت: دوستی داشتم که هرچه خواستمی. بدادی. یکبار چیزی خواستم، گفت: چند خواهی؟ حلاوت دوستی از دلم برفت.

و گفت: برخلیفه انکار کردم. دانستم که سخن من می شنود و از آن نه اندیشیدم، لکن مردمان بسیار بودند. ترسیدم که مرا بینند و صلابت آن به نظر خلق در دل من شیرین شود. آنگاه بی اخلاص گشته شوم.

و گفت: مریدی دیدم به مکه، هیچ نخوردی الا آب زمزم. گفتم: اگر این آب خشک شود چه خوری؟ پس برخاست و گفت: جزاءک الله خیرا. مرا راه نمودی که چندین سال زمزم پرست بودم. این بگفت و برفت.

احمد حواری گفت: ابوسلیمان در وقت احرام لبیک نگفتی. گفت: حق تعالی به موسی علیه السلام وحی کرد که ظالمان امت خود را بگوی تا مرا یاد نکنند هرکه ظالم بود و مرا یاد کند من او را به لعنت یاد کنم.

پس گفت: شنیده ام که هرکه نفقه حج از مال شبهت کند آنگاه گوید لبیک! او را گویند: لالبیک و لاسعیدک حتی ترد ما فی یدیک.

نقل است که پسر فضیل طاقت شنیدن آیت عذاب نداشتی. از فضیل پرسیدند: پسر تو به درجه خوف به چه رسید؟ گفت: به اندکی گناه.

این با سلیمان گفتند: گفت: کسی را خوف بیش بود از بسیاری گناه بود، نه از اندکی گناه.

نقل است که صالح عبدالکریم گفت: رجا و خوف در دل دو نور است.

با او گفتندکه: از این هر دو کدام روشنتر؟ گفت: رجا.

این سخن را به بوسلیمان رسانیدند. گفت: سبحان الله! این چگونه سخنی است که ما دیدیم، که از خوف تقوی و صوم و صلوة و اعمال دیگر می‌خیزد و از رجا نخیزد. پس چگونه روشنتر بود؟

و گفت: من می‌ترسم ازآن آتشی که آن عقوبت خدا است، یآ می‌ترسم از خدایی که عقوبت او آتش است.

و گفت: اصل همه چیزها در دنیا واخرت خوف است. از حق تعالی هر گاه که رجا بر خوف غالب آید دل فساد یابد، وهر گاه که خوف در دل دایم بود خشوع بر دل ظاهر گردد، اگر دایم نگرددوگاه گاه بر دل خوفی می‌گذرد، هرگز دل راخشوع حاصل نیاید.

وگفت: هرگزاز دلی خوف جدا نشود که نه آن دل خراب گردد.

ویک روز احمد حواری را گفت: چون مردمان را بینی که بر جا عمل می‌کنند، اگر توانی که تو بر خوف عمل کنی بکن. لقمان پسر خود را گفت بترس ازخدای ترسیدنی که در او ناامید نشوی از رحمت او، و امید دار به خدای امید داشتی که در او ایمن نباشی از مکر او.

و گفت: چون دل خود را در شوق اندازی بعد ز آن در خوف انداز، تا آن شوق را خوف از راه برگیرد. یعنی تو این ساعت به خوف محتاجتری از آنکه به شوق.

و گفت: فاضلترین کارها خلاف رضای نفس است و هرچیزی را علامتی است. علامت خذلان دست داشتن از گریه است و هرچیزی را زنگاری است و زنگار نور دل سیر خوردن است.

و گفت: احتلام عقوبت است. از آن جهت می‌گوید علامت سیری است.

و گفت: هرکه سیر خورد شش چیز به وی درآید. عبادت را حلاوت نیابد، و حفظ وی در یادداشت حکمت کم شود، و از شفقت برخلق محروم ماند که پندارد که همه جهانیان سیراند، و عبادت بر وی گران شود، و شهوات بر وی زیادت گردند، و همه مومنان گرد مساجد گردند و او گرد مزابل گردد.

و گفت: جوع نزدیک خدای از خزانه ی است مدخر که ندهد به کسی الا بدان که او را دوست دارد.

و گفت: چون آدمی سیر خورد جمله اعضای او به شهوات گرسنه شد، و چون گرسنه باشد جمله اعضای از شهوات سیر گردد. یعنی تا شکم سیر نبود هیچ شهوت دیگر آرزو نکند.

و گفت: گرسنگی کلید آخرت است، و سیری کلید دنیا. .

و گفت: هرگاه که تو را حاجتی بود از حوایج دنیا و آخرت، هیچ مخور تا آن وقت که آن حاجت روا بود از بهر آنکه خوردن عقل را متغیر گرداند، و حاجت خواستن از متغیر، متغیر بود. پس بر تو باد که بر جوع حرص کنی که جوع نفس را ذلیل کند و دل را رقیق کند و علم سماوی بر تو ریزد.

و گفت: اگر یک لقمه از حلال شبی کمتر خورم دوست تر دارم از آنکه تا روز نماز کنم. زیرا که شب آن وقت درآید که آفتاب فرو شود. و شب دل مومنان آن وقت آید که معده از طعام پر شود.

و گفت: صبر نکند از شهوات دنیا، مگر نفسی که در دل او نوری بود که به آخرتش مشغول می‌دارد.

و گفت: چون بنده صبر نکند بر آنکه دوست تر دارد چگونه صبر کند بر آنکه دوست ندارد.

و گفت: بازنگشت آنکه بازگشت الا از راه، که اگر برسیدی بازنگشتی ابدا.

و گفت: خنک آنکه در همه عمر خویش یک خطوه ای به اخلاص دست دادش.

و گفت: هرگاه که بنده خالص شود از بسیاری وسواس و ریا نجات یابد.

و گفت: اعمال خالص اندکی است.

و گفت: اگر صادقی خواهد که صفت کند آنچه دردل او بود زبانش کار نکند.

و گفت: صدق با زبان صادقان به هم برفت و باقی ماند بر زبان کاذبان.

و گفت: هرچیزی را که بینی زیوری است، و زیور صدق خشوع است.

و گفت: صدق را مظنه خویش ساز و حق را همیشه شمشیر خویش سازو خدای را غایت طلب خویش دان.

و گفت: قناعت از رضا به جای ورع است از زهد. این اول رضا است و آن اول زهد.

و گفت: خدای را بندگان اند که شرم می‌دارند که با او معاملت کنند به صبر پس معاملت می‌کنند به رضا. یعنی در صبر کردن معنی آن بود که من خود صبورم، اما در رضا هیچ نبود و چنانکه دارد چنان باشد. صبر به تو تعلق دارد و رضا بدو.

و گفت: راضی بودن و رضا آن است که از خدا بهشت نخواهی و از دوزخ پناه نطلبی.

و گفت: من نمی‌شناسم زهد را حدی، و ورع را حدی، و رضا را حدی و غایتی، ولکن راهی از او می‌دانم.

و گفت: از هر مقامی حالی به من رسید، مگر از رضا که به جز بویی از او به من نرسید با این همه اگر خلق همه عالم را به دوزخ برند و همه به کره روند من به رضا روم زیرا که اگر رضای من نیست درآمدن به دوزخ رضای او هست.

و گفت: ما در رضا به جایی رسیدیم که اگر هفت طبقه دوزخ در چشم راست ما نهند در خاطر ما بگذرد که چرا در چشم چپ ننهاد.

و گفت: تواضع آن است که در عمل خوشت هیچ عجب پدید نیاید.

و گفت: هرگز بنده تواضع نکند تا وقتی که نفس خویش را نداند، و هرگز زهد نکند تا نشناسد که دنیا هیچ نیست و زهد آن است که هرچه تو را از حق تعالی باز دارد ترک آن کنی.

و گفت: علامت زهد آن است که اگر کسی صوفی در تو پوشد که قیمت آن سه درم بود، در دلت رغبت صوفی نبود که قیمتش پنج درم بود.

و گفت: بر هیچ کس به زهد گواهی مده، به جهت آن که او در دل غایب است از تو و در ورع حاضر است.

و گفت: ورع در زبان سخت تر از آن است که سیم و زر در دل.

و گفت: حصن حصین نگاه داشت زبان است و مغز عبادت گرسنگی است، و دوستی دنیا سر همه خطا هاست.

و گفت: تصوف آن است که بر وی افعال می‌رود که جز خدای نداند و پیوسته با خدای بود چنانکه جز خدای نداند.

و گفت: تفکر در دنیا حجاب آخرت است و تفکر در آخرت ثمره حکمت و زندگی دلهاست.

و گفت: از غیرت، علم زیادت شود و از تفکر خوف.

و در پیش او کسی ذکر معصیتی کرد. او زار بگریست، وگفت: به خدای که در طاعت چندان آفت می‌بینم که به آن معصیت حاجت نیست.

و گفت: عادت کنید چشم را به گریه و دل را به فکرت.

و گفت: اگر بنده به هیچ نگرید مگر برآنکه ضایع کرده است از روزگار خویش تا این غایت، او را این اندوه تمام است تا به وقت مرگ.

و گفت: هرکه خدای را شناخت دل را فارغ دارد و به ذکر او مشغول شود و به خدمت او، و می‌گرید بر خطاهای خویش.

و گفت: در بهشت صحراهاست. چون بنده به ذکر مشغول شود، درختان می‌کارند به نام او تا آنگاه که بس کند. آن فریشته را گویند چرا بس کردید؟ گویند وی بس کرد.

و گفت: هرکه پند دهنده ای می‌خواهد گو در اختلاف روز و شب نگر.

و گفت: هرکه در روز نیکی کند در شب مکافات یابد و هرکه در شب نیکی کند در روز مکافات یابد.

و گفت: هرکه به صدق از شهوت بازایستد حق تعالی از آن کریمتر است که او را عذاب کند و آن شهوات را از دل او ببرد.

و گفت: هرکه به نکاح و سفر و حدیث نوشتن مشغول شود روی به دنیا آورد، مگر زنی نیک که او از دنیا نیست بلکه از آخرت است. یعنی تو را فارغ دارد تا به کار آخرت پردازی اما هرکه تو را از حق بازدارد از مال و اهل و فرزند شوم بود.

و گفت: هر عمل که آن را در دنیا به نقد ثواب نیابی بدانکه آن را در آخرت نخواهی یافت. یعنی راحت قبول آن طاعت باید که اینجا به تو رسد.

و گفت: آن یک نفس سرد که از دل درویشی برآید به وقت آروزویی که از یافت آن عاجز بود فاضلتر از هزار ساله طاعت و عبادت توانگر.

و گفت: بهترین سخاوت آن است که موافق حاجت بود.

و گفت: آخر اقدام زاهدان اول اقدام متوکلان است.

و گفت: اگر غافلان بدانند که از ایشان چه فوت می‌شود از آنچه ایشان در آن اند جمله به مفاجات سختی بمیرند.

و گفت: حق تعالی عارف را بر بستر خفته باشد که بر وی سر بگشاید و روشن کند آنچه هرگز نگشاید ایستاده را در نماز.

و گفت: عارف را چون چشم دل گشاده شد چشم سرشان بسته شود، جز ا و هیچ نبینند چنانکه هم او گفت نزدیک ترین چیزی که بدان قربت جویند به خدای تعالی آن است که بدانی که خدای تعالی بر دل تو مطلع است. ا ز دل تو داند که از دنیا و آخرت نمی‌خواهی الا او را.

و گفت: اگر معرفت را صورت کنند برجایی هیچ کس ننگرد در وی الا که بمیرد از زیبایی و جمال او و از نیکویی و از لطف او و تیره گردد همه روشنیها در جنب نور او.

و گفت: معرفت به خاموشی نزدیک تر است که به سخن گفتن و دل مومن روشن است به ذکر او وذکر او غذای او است. و انس راحت او، و حسن معاملت او تجارت او، و شب بازار او، و مسجد دکان او و عبادت کسب او، ویعنی قرآن بضاعت او، و دنیا کشتزار او و قیامت خرمنگاه او، و ثواب حق تعالی ثمره رنج او.

و گفت: بهترین روزگار ما صبر است و صبر بر دو قسم است. صبری است بر آنچه کاره آنی در هرچه اوامر حق است ولازم است گزاردن و صبری است از آنچه طالب آنی در هرچه تو را هوا بر آن دعوت کند و حق تو را از آن نهی کرده است.

و گفت: خیری که در او شر نبود شکر است در نعمت و صبر است در بلا.

و گفت: هرکه نفس خود را قیمتی داند هرگز حلاوت خدمت نیابد.

و گفت: اگر مردم گرد آیند تا مرا خوار کنند چنانکه من خود را خوار گردانیدم نتوانند، و اگر خواهند که مرا عزیز گردانند چنانکه من خود را نتوانند. یعنی خواری من در معصیت است و عز من در طاعت است.

و گفت: هرچیزی را کا بینی است و کابین بهشت ترک دنیا کردن است و هرچه در دنیا است.

و گفت: در هر دلی که دوستی دنیا قرار گرفت دوستی آخرت از آن دل رخت برداشت.

و گفت: چون حکیم ترک دنیا کرد دنیا را به نور حکمت منورکرد.

و گفت: دنیا نزدیک خدای کمتر است از پر پشه ای. قیمت آن چه بود تا کسی در وی زاهد شود.

و گفت: هرکه وسیلت جوید به خدای به تلف کردن نفس خویش خدای نفس او را بر وی نگاه دارد و او را از اهل جنت گرداند.

و گفت: خدای تعالی می‌فرماید که بنده من اگر از من شرم داری عیبهای تو را برمردم پوشیده گردانم و زلتهای تو را از لوح محفوظ محو گردانم و روز قیامت در شمار با تو استقصا نکنم.

و مریدی را گفت: چون از دوستی خیانتی بینی عتاب مکن، که باشد در عتاب سخنی شنوی، که از آن سخت تر. مرید گفت: چون بیآزمودم چنان بود.

احمد حواری گفت: یک روز شیخ جامه سفید پوشیده بودو گفت: کاشکی دل من در میان دلها، چون پیراهن من بودی در میان جامه.

و شیخ جنید گوید(رحمةالله علیه )که : احتیاط وی چنان بود که گفت.

بسیار بود که چیزی بر دلم آید از نکته این قوم به چند روز آن را نپذیرم الا به دو گواه عدل از کتاب وسنت.

و در مناجات گفتی: الهی چگونه شایسته خدمت تو بود آنکه شایسته خدمتگار تو نتواند بود، یا چگونه امید دارد به رحمت تو آنکه شرم نمی‌دارد که نجات یابد از عذاب تو.

نقل است که وی صاحب معاذ جیل بود و علم از وی گرفته بود. چون وفاتش نزدیک آمد اصحاب گفتند: ما را بشارت ده که به حضرتی می‌روی که خداوند غفور و رحمان است.

گفت: چرا نمی‌گویید که به حضرت خداوند ی می‌روی که او به صغیره ای حساب کند و به کبیره ای عذاب سخت کند.

پس جان بداد. دیگری بعد از وفات او به خوابش دید. گفت: خدای با تو چه کرد؟

گفت: رحمت کرد، و عنایت نمود در حق من ولکن اشارت این قوم مرا عظیم زیانمند بو د. یعنی انگشت نمای بودم میان اهل دین. رحمةالله علیه.




طبقه بندی: تذکرةالعرفاء،
[ سه شنبه 28 بهمن 1393 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

کشف گونه جدید تهاجمی اچ.آی.وی در کوبا

 محققان موفق به کشف گونه جدیدی از اچ.آی.وی در برخی بیماران در کوبا شدند که به نظر می رسد بسیار تهاجمی تر است و می تواند در عرض سه سال پس از عفونت به ایدز تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، محققان می گویند: پیشرفت این گونه جدید اچ.آی.وی آنقدر سریع اتفاق می افتد که درمان با داروهای ضد ویروسی برای آن بسیار دیر است.

به گفته «آن-مایک واندام» استاد پزشکی در دانشگاه «لووان» در بلژیک ، عفونت اچ.آی.وی معمولا زمانی که بدون درمان گذاشته می شود پنج تا 10 سال طول می کشد تا به ایدز تبدیل شود.

اما بر اساس این مطالعه که در مجله EBioMedicine منتشر شده است ، این محقق از این گونه جدید تهاجمی اچ.آی.وی توسط مقامات بهداشتی کوبا با خبر شد .

مقامات بهداشتی کوبا متوجه شدند که در این کشور گروهی از بیماران که بیماری آنها بسیار سریع پیشرفت کرده بود همگی به تازگی آلوده شده بودند و نتیجه آزمایش اچ.آی.وی این افراد تقریبا یک و یا حداکثر دو سال قبل از آلودگی منفی بود.

همچنین هیچ یک از این بیماران درمان برای این ویروس دریافت نکرده بودند و همگی به گونه جدید جهش یافته اچ.آی.وی آلوده شده بودند و در عرضه سه سال به ایدز مبتلا شدند.

درحالیکه پیشرفت سریع اچ.آی.وی به ایدز معمولا در نتیجه سامانه ایمنی ضعیف بیمار است اما اتفاقی که در کوبا افتاده، متفاوت است.

در کوبا یک گونه اچ.آی.وی کشف شده است که بسیار سریع در حال پیشرفت است.

این گونه جدید که CRF19 نام دارد ترکیبی از زیرگروه های A، D و G اچ.آی.وی است.

این گونه در آفریقا نیز مشاهده شده اما تنها در چند مورد کاملا موردمطالعه قرار گرفته است. به گفته محققان این گونه در کوبا بسیار گسترده تر است.

درحالیکه گونه تهاجمی اچ.آی.وی به بیشتر داروهای ضدویروسی واکنش نشان می دهد اما مردم اغلب متوجه نمی شوند که ایدز گرفته اند تا زمانیکه دیگر درمان برای آن بسیار دیر شده است.

ویروس اچ.آی. وی که موجب بروز بیماری ایدز در انسان می شود، از طریق خون، شیر مادر و رابطه جنسی قابل سرایت است. اما می توان این بیماری را با مصرف دارو کنترل کرد.

سازمان ملل اعلام کرد میزان ابتلا به ایدز و شمار تلفات ناشی از ابتلا به این بیماری در جهان به طور عمده به علت افزایش دسترسی افراد به امکانات بهداشتی و درمانی به نحو قابل توجهی کاهش یافته است.

بر اساس اعلام سازمان ملل، اکنون حدود 35 میلیون و 300 هزار نفر در سراسر جهان مبتلا به ایدز هستند. شمار مرگ و میر ناشی از ابتلا به این بیماری در جهان از یک میلیون و 700 هزار نفر در سال 2011 به یک میلیون و 600 هزار نفر در سال 2012 کاهش یافته است. این در حالی است که شمار افرادی که سال 2005 جان خود را بر اثر این بیماری از دست دادند، دو میلیون و 300 هزار نفر بود. شمار افرادی هم که به تازگی مبتلا به ایدز شده اند از دو میلیون و 500 هزار نفر در سال 2011 به دو میلیون و 300 هزار نفر در سال گذشته میلادی کاهش یافت.

بر اساس گزارش سازمان ملل، به دلیل اقدامات مقابله ای دولت های مختلف خوشبختانه این بیماری روند کاهشی داشته است اما هنوز آمار بسیار نگران کننده است. براین اساس از سال 2001 تاکنون میزان ابتلای سالانه به ایدز در میان کودکان 52 درصد و در مجموع در میان بزرگسالان و کودکان 33 درصد کاهش یافته است.




طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ یکشنبه 26 بهمن 1393 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

هسته انگور، جایگزین جدید شیمی درمانی

افرادی که از سرطان روده بزرگ رنج می برند به زودی قادر به ترک شیمی درمانی خواهند بود زیرا دانشمندان ادعا می کنند که هسته انگور می تواند سلول های سرطانی را از بین ببرد و جایگزین شیمی رمانی شود.
نتایج یک پژوهش نشان می دهد که مصرف هسته‌ی ‌انگور به تأثیر شیمیایی در کشتن سلولهای سرطان کولون و نیز کاهش عوارض‌ جانبی شیمی ‌درمانی کمک می‌کند.

تحقیقات اخیر انجام شده در مرکز ایالت کلرادو برای تحقیقات سرطان نشان می دهد که عصاره دانه های انگور مانع گسترش سرطان می شود.

افرادی که از سرطان روده بزرگ رنج می برند به زودی قادر به ترک شیمی درمانی خواهند بود زیرا دانشمندان ادعا می کنند که هسته انگور می تواند سلول های سرطانی را از بین ببرد و جایگزین شیمی رمانی شود.

مصرف خوراکی‌ هسته‌ی انگور در بررسی‌های آزمایشگاهی به طور قابل ‌توجه سبب کاهش التهاب و صدمه‌ی بافتی ناشی ‌از شیمی ‌درمانی در روده‌ی کوچک شده و دارای آثار مضر بر یاخته‌های غیرسرطانی نبوده است.

تحقیق و پژوهش ها توضیح می دهند که عصاره دانه انگور به جهش سلولهای سرطانی حمله می کنند و تنها  150 تا 250 میلی گرم از آن در برابر سرطان روده بزرگ عمل می کند. این عصاره همچنین می تواند بر بیماری های متعدد دیگر نیز تاثیر بگذارد.
منبع : سلامت



طبقه بندی: اخبار جهان پزشکی،
[ سه شنبه 21 بهمن 1393 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

اکتشافات جدید علمی جهان

دوقلوی زمین کشف شد

دوقلوی زمین کشف شد

منجمان وجود سیاره ای شبیه به زمین در "ناحیه قابل سکونت" اطراف یک ستاره که بی شباهت به خورشید نیست را تایید کرده اند.

این سیاره که "کپلر 22- بی" نامگذاری شده حدود 600 سال نوری از ما فاصله دارد و تقریبا دو و نیم برابر زمین است. دمای آن 22 درجه سانتیگراد تخمین زده می شود.

تاکنون سیاره ای تا این اندازه شبیه به زمین در این فاصله پیدا نشده بود با این حال این تیم هنوز نمی داند که آیا این سیاره عمدتا از چه جنسی تشکیل شده - سنگ، گاز یا مایع.

دوقلوی زمین کشف شد

در جریان کنفرانسی که این نتایج در آن اعلام شد، تیم تلسکوپ کپلر گفت 1094 سیاره تازه را شناسایی کرده است.

تلسکوپ فضایی کپلر برای رصد همزمان بخش ثابت و پهناوری از آسمان شب طراحی شده به طوری که 150 هزار ستاره در میدان دید آن قرار می گیرند.

این تلسکوپ آنقدر حساس است که می تواند عبور یک سیاره از برابر ستاره مرکزی را ردیابی کند؛ گذری که باعث افت نور ستاره به مقدار خیلی خیلی کم می شود.

وظیفه کپلر ردیابی این تغییرات بسیار خفیف در ستاره مرکزی است که در رصدهای بعدی توسط کپلر و سایر تلسکوپ های فضایی و زمینی تایید می شود.

کپلر 22- بی یکی از 54 نامزدی بود که تیم کپلر در ماه فوریه گزارش کرده بود و اولین سیاره ای است که وجودش توسط سایر تلسکوپ ها تایید می شود.

کپلر 22- بی در مقایسه با فاصله زمین از خورشید، حدود 15 درصد به ستاره خود نزدیکتر است و سال آن 290 روز است.

با این حال خورشید آن 25 درصد انرژی کمتری تولید می کند که باعث می شود این سیاره بتواند آب مایع را حفظ کند.

تیم کپلر مجبور بوده است منتظر سه بار عبور این سیاره از برابر ستاره مرکزی شود تا موقعیت آن را از یک به اصطلاح "نامزد" سیاره بودن به "تایید شده" ارتقا دهد.

ویلیام بوروکی محقق اصلی کپلر در مرکز تحقیقات آمس ناسا گفت: "با کشف این سیاره بخت به ما لبخند زد. اولین گذر فقط سه روز پس از آنکه ما تلسکوپ کپلر را آماده کار اعلام کردیم روی داد. ما سومین گذر تعیین کننده را در جریان تعطیلات سال 2010 ردیابی کردیم."

دوقلوی زمین کشف شد

این نتایج در جریان اولین کنفرانس علمی تلسکوپ کپلر اعلام شد.

کپلر تاکنون 2326 جرم آسمانی بالقوه سیاره را شناسایی کرده است که 207 عدد آنها تقریبا اندازه زمین هستند.

در مجموع نتایج حاکیست که شمار سیاراتی که طیف اندازه آنها از هم اندازه زمین تا چهار برابر آن متغیر است احتمالا بسیار بیش از آن است که قبلا تصور می شد.

Kepler 22-b: Earth-like planet confirmed

Astronomers have confirmed the existence of an Earth-like planet in the "habitable zone" around a star not unlike our own.

The planet, Kepler 22-b, lies about 600 light-years away and is about 2.4 times the size of Earth, and has a temperature of about 22C.

It is the closest confirmed planet yet to one like ours - an "Earth 2.0".

However, the team does not yet know if Kepler 22-b is made mostly of rock, gas or liquid.

During the conference at which the result was announced, the Kepler team also said that it had spotted some 1,094 new candidate planets - nearly doubling the telescope's haul of potential far-flung worlds.

Kepler 22-b was one of 54 exoplanet candidates in habitable zones reported by the Kepler team in February, and is just the first to be formally confirmed using other telescopes.

More of these "Earth 2.0" candidates are likely to be confirmed in the near future, though a redefinition of the habitable zone's boundaries has brought that number down to 48. Ten of those are Earth-sized.

'Superb opportunity'

The Kepler space telescope was designed to look at a fixed swathe of the night sky, staring intently at about 150,000 stars. The telescope is sensitive enough to see when a planet passes in front of its host star, dimming the star's light by a minuscule amount.

Kepler identifies these slight changes in starlight as candidate planets, which are then confirmed by further observations by Kepler and other telescopes in orbit and on Earth.

Kepler 22-b lies 15% closer to its sun than the Earth is to our Sun, and its year takes about 290 days. However, the planet's host star puts out about 25% less light, keeping the planet at its balmy temperature that would support the existence of liquid water.

The Kepler team had to wait for three passes of the planet before upping its status from "candidate" to "confirmed".

"Fortune smiled upon us with the detection of this planet," said William Borucki, Kepler principal investigator at Nasa's Ames Research Center.

"The first transit was captured just three days after we declared the spacecraft operationally ready. We witnessed the defining third transit over the 2010 holiday season."

The results were announced at the Kepler telescope's first science conference, alongside the staggering number of new candidate planets. The total number of candidates spotted by the telescope is now 2,326 - of which 207 are approximately Earth-sized.

In total, the results suggest that planets ranging from Earth-sized to about four times Earth's size - so-called "super-Earths" - may be more common than previously thought.

As candidates for planets similar to Earth are confirmed, the Search for Extraterrestrial Intelligence (Seti) has a narrower focus for its ongoing hunt.

"This is a superb opportunity for Seti observations," said Jill Tarter, the director of the Center for Seti Research at the Seti Institute.

"For the first time, we can point our telescopes at stars, and know that those stars actually host planetary systems - including at least one that begins to approximate an Earth analogue in the habitable zone around

its host star

فرآوری : محسن مرادی

بخش دانش و زندگی تبیان




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ سه شنبه 21 بهمن 1393 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

حقایقی جالب درباره ماست

یک متخصص طب سنتی گفت: افراد کم حافظه، کسانی که دچار دردهای استخوانی هستند و کسانی که مشکلات گوارشی دارند بهتر است تا مدتی از مصرف ماست پرهیز کنند.
  ماست دارای طبیعت سرد و تر است که حاوی مخمرهای زنده لاکتوباسیلوس بوده که در دستگاه گوارش جایگزین شده و از رشد میکروب‌های بیماری‌زا جلوگیری می‌کند.

محسن ناصری متخصص طب سنتی معتقد است: وجود این باکتری‌ها و بودن آن در دستگاه گوارش خود سلامتی و طول عمر به ارمغان می‌آورد ولی در مصرف ماست باید نکاتی را رعایت کرد.

چه کسانی بهتر است تا مدتی از مصرف ماست و دوغ پرهیز کنند

1.کسانی که حافظه‌شان کاهش یافته است.

2.افراد مبتلا به بیماری‌های گوارشی از جمله بازگشت اسید معده به مری مدتی از مصرف ماست و دوغ پرهیز کنند.

3.افرادی که هنگام خواب آب دهانشان روی متکا می‌ریزد.

4.بیماران دچار درد و ورم مفاصل

5. افرادی که باد کولر آنها را اذیت می‌کند و درد مفاصلشان تشدید می‌شود.

نکته: افرادی که با خوردن ماست دچار مشکل می‌شوند بهتر است که ماست را حتماً با رازیان‌های آویشن، زنیان و نعناع مخلوط کنند و ماست را قبل از غذا مصرف کنند و از مصرف آن با غذا خودداری کنند.

-- ماست برای چه کسانی خوب است

1.ماست از غذاهایی است که برای افراد گرم مزاج و صفرای مفید است و اگر این افراد دوغ بدون چربی را مصرف کنند برایشان بهتر است.

2.افرادی دچار خشکی و تلخی دهان هستند نیز ماست برایشان مفید است.



طبقه بندی: مطالب بهداشت و درمان و تغدیه،
[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 09:10 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 160 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال