فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است كه اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است . . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء . . .. . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . . انسان موجود بى ارزش و كوچك و محدودى نیست كه هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاكیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . كه با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود . این همه براى این است كه قدر و ارزش و كرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و كاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند . ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارندتا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس كه وزن عنصرى اش اندك و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درك است . او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به كار گیرد و براى تنها مافوق خودش كه حضرت ربّ العزه است با كمال خلوص و عشق بندگى كند . انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیكوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى كه به او شده به فلك و ملك نشده است . جان ها فلكى گردد اگر این تن خاكىبیرون كند از خود صفت دیو و ددى را ابزارهای شناخت (قوه عاقله) علاوه بر حواس، انسان نیاز به یک امر و یا امور دیگری دارد. انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. تجزیه و تحلیل های عقلی، دسته بندی کردن اشیاء در مقوله های مختلف است. این کار به اصطلاح با تجزیه صورت می گیرد. و همچنین است ترکیب کردن به شکل خاصی، که منطق عهده دار کارهای تحلیلی و کارهای ترکیبی است و خود این داستانهایی دارد. مثلاً اگر ما فی الجمله با مسائل علمی آشنایی داشته باشیم، به ما اینطور می گویند که فلان چیز از مقوله کمیت است، فلان چیز از مقوله کیفیت است، در این جا تغییر کمی تبدیل به تغییر کیفی شده است و از این نوع حرفها. این کمیت و کیفیت و امثال اینها یعنی چه؟ ما اشیا را در مقوله های مختلف دسته بندی کرده ایم؛ مثلاً فاصله ها را بر حسب متر، وزنها را بر حسب کیلوگرم و مساحتها را بر حسب مترمربع تعیین می کنیم و اینها را کمیت می گوییم. صدها هزار اشیاء را داخل در مقوله کمیت می کنیم. همچنین صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله کیفیت دسته بندی می کنیم. صدها هزار اشیا دیگر را در مقوله اضافه (یا مقوله نسبتها) داخل می کنیم و می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت. صدها هزار شیء دیگر را می گوییم نه کمیت است و نه کیفیت و نه اضافه، جوهر و عرض است و یا به تعبیر غلط بعضی افراد، ذات است. اینها دسته بندیهاست. انسان تا اشیاء را دسته بندی نکند نمی تواند آنها را بشناسد. هیچ مکتبی نیست که قائل به مقولات اشیاء و قائل به دسته بندی کردن اشیاء برای شناسایی نباشد. البته گاهی درباره تعداد مقوله ها اختلاف نظر است، یکی می گوید ده تا است، دیگری می گوید پنج تا است، ارسطو برای خودش مقولاتی دارد، شیخ اشراق برای خودش مقولاتی دارد، کانت برای خودش مقولاتی دارد، هگل همینطور، و دیگران. ولی آنچه مسلم است این است که مقولات برای شناخت یک امر ضروری است. اگر اشیاء مقوله مقوله نشوند، برای ما قابل شناخت نیستند. این مقوله مقوله شدن یک کار عقلانی و فکری و یک تجزیه و تحلیل عقلی است. اشیاء را به صورت جزئی احساس می کنیم بعد به آنها تعمیم و کلیت می دهیم. تعمیم یک عمل عقلی است، کار عقل است، کار حس نیست. یکی از کارهای فوق العاده ذهن انسان عمل تجرید است. تجرید یعنی چه؟ تجرید غیر از تجزیه است. تجرید می کنیم یعنی ذهن ما دو امری را که در عالم عین یکی هستند، هرگز جدا نمی شوند و امکان جدا شدن ندارند، از یکدیگر جدا می کند، تجرید و مجرد می کند. مثلاً شما هرگز عدد مجرد در خارج ندارید. شما در عالم عین یک پنج تا ندارید که فقط پنج تا باشد، نه پنج تا گردو باشد، نه پنج تا درخت باشد و نه پنج تا چیز دیگر باشد. نمی شود در عالم عین " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد. اگر " پنج " تا وجود داشته باشد بدون اینکه " پنج چیز " باشد، اگر پنج تائی (در خارج) باشد، اشیائی هستند که پنج تا هستند، مثلاً انگشتی وجود دارد که می گوییم پنج تا انگشت. ولی ذهن در عالم خودش، در عالم حساب و اعداد، آنجا که می گوید 25 = 5×5 هیچ ضرورتی ندارد که اول گردو را در نظر بگیرد بعد بگوید پنج تا پنج گردو (تازه مضروب فیه را گردو گرفته ولی باز مضروب را مجرد گرفته است) مساوی است با بیست و پنج گردو، می گوید پنج پنج تا می شود بیست و پنج تا. یعنی ذهن تجرید می کند و چون تجرید می کند قادر بر تفکر و قادر بر شناسایی است. اگر ذهن قدرت تجرید نمی داشت نمی توانست تفکر کند. این است که برای شناسائی، ابزار حس شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست. یک نیرو و قوه دیگری هم هست. اسم آن قوه را هر چه می خواهید بگذارید: قوه فکر، قوه تفکر، قوه اندیشه، قوه عاقله، آن قوه ای که تجرید می کند، آن قوه ای که تعمیم می دهد، آن قوه ای که تجزیه و ترکیب می کند، آن قوه ای که حتی کلیات را تجزیه و ترکیب می کند؛ ما به آن، قوه عاقله می گوئیم. شما می خواهی اسم دیگری روی آن بگذاری، بگذار (گفت من آش را می پزم، تو اسمش را هر چه می خواهی بگذار). بنابراین حس یکی از ابزارهاست، آن قوه دیگری که اسمش عقل، اندیشه، فکر، فاکره یا هر نام دیگری است، ابزار دیگری است، این هر دو برای شناختن ضرورت دارد و ما از اینها بی نیاز نیستیم. وب سایت عرفان / Erfan vebsite

وب سایت عرفان / Erfan vebsite
بزرگترین وب سایت در خدمت جامعه ایران اسلامی .  
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از چه طریقی می توانیم با خدا دوست باشیم؟











هسته اصلی ماه زمینی است
 
 
به گزارش باشگاه خبرنگاران، پژوهشگران آثاری از یک جهان دیگر را کشف کرده اند که بر اثر برخورد آن با زمین میلیاردها سال پیش کره ماه شکل گرفت.

تجزیه سنگ هایی که توسط سرنشینیان فضاپیمای آپولو از کره ماه جمع آوری و به زمین منتقل شده آثاری از یک "سیاره" دیگر به نام تئا را نشان می دهد. پژوهشگران می گویند که کشف آثار به جا مانده از این سیاره نشان می دهد که فرضیه شکل گیری ماه بر اثر یک برخورد فضایی عظیم درست است.

پژوهشگران می گویند: کشف آثار به جا مانده از این سیاره نشان می دهد که فرضیه شکل گیری ماه بر اثر یک برخورد فضایی عظیم درست است. این فرضیه علمی که از سالهای دهه ۱۹۸۰ پذیرفته شده معتقد است که سیاره ماه بر اثر تصادمی بین کره زمین و سیاره تئا و حدود چهار میلیارد و ۵۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده است.
نام تئا از یکی از خدایان افسانه ای یونان به عاریه گرفته شده که مادر سلنه خدای ماه تلقی می شد. این طور تصور می شود که سیاره تئا براثر برخورد با کره زمین از هم پاشیده و پس از ترکیب شدن بخش هایی از ذرات آن با ذراتی که از کره زمین جدا شده بود سیاره ماه شکل گرفته است. این ساده ترین توجیه برای نحوه پیدایش ماه است و شبیه سازی های کامپیوتری از تغییرات منظومه خورشیدی این فرضیه را تایید می کند. مشکل اصلی این فرضیه این بود که از زمان بازگشت فضاپیمای آپولو تاکنون پژوهشگران موفق نشده بودند آثار به جا مانده از سیاره تئا را روی سنگ های کره ماه پیدا کنند.

----
تمام پژوهش های قبلی اینطور نشان می دادند که منشاء همه سنگ های سطح کره ماه زمین است در حالیکه شبیه سازیهای کامپیوتری نشان می دادند که بخش اعظم مواد و جرم کره ماه باقی مانده های سیاره منهدم شده تئا است. به گفته دکتر دانیل هروارتز از دانشگاه گوتینگن آلمان و سرپرست این پژوهش، تاکنون هیچکس برای تائید فرضیه تصادم تئا با کره زمین شواهد قطعی پیدا نکرده بود. اما برخی می گویند که این تفاوت ممکن است محصول موادی باشد که بعد از شکل گیری ماه، کره زمین به سطح خود جذب کرده است.

پروفسور الکس هالیدی از دانشگاه آکسفورد از جمله دانشورانی است که از تفاوت بسیار اندک بین ترکیب سنگ های ماه و کره زمین اظهار تعجب می کنند. دکتر دانیل هروارتز تفاوت سنگ های کره ماه با سنگ های کره زمین را براساس روشی سنجیده که ترکیب ایزوتوپی اکسیژن موجود در سنگ ها را اندازه گیری می کند و تناسب انواع اکسیژن موجود در آن را نشان می دهد.


ما نمی دانیم که سیاره ماه به چه صورتی شکل گرفته است. ما به اعزام پژوهشگران به کره ماه نیاز داریم تا بتوانند سنگ ها را در اعماق آن سیاره بررسی کنند.
پژوهش هایی که در مورد ترکیب مواد موجود درکره مریخ و یا اجرام آسمانی خارج از منظومه خورشیدی انجام شده، نشان داده است که تناسب این ترکیب در هر یک از سیارات و اجرام آسمانی متفاوت است و این معیار اکنون به یک شاخص یا اصطلاحا اثر انگشت برای تشخیص ترکیبات هر سیاره بدل شده است.
یک فرضیه آلترناتیو و بحث برانگیز که از سوی پروفسور راب د مییر از دانشگاه گرونینگن هلند مطرح شده معتقد است که در یک مقطعی تحت تاثیر انباشت مواد رادیو اکتیو درعمق دو هزار و ۹۰۰ کیلومتری هسته زمین پوسته و قشاع این سیاره منفجر و به فضا پرتاب شده است و جرم کره ماه از به هم چسبیدن این ذرات شکل گرفته است.
کلمات کلیدی: ماه ، سیاره ، منظومه شمسی ، زمین



طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
تازه‌ترین تصاویر دریافتی از «كنجكاوی» در مریخ 

ناسا چشمگیرترین تصاویر دریافتی تا كنون از لحظه فرود كاوشگر «كنجكاوی» بر روی سطح مریخ و نماهایی از كوهستان درون دهانه مقصد آن را منتشر كرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، دوربین HiRISE مدارگرد اكتشافی مریخ كه برای مشاهده فرود كنجكاوی در جایگاه قرار گرفته بود، دو و نیم دقیقه سقوط آزاد كاوشگر 2.5 میلیارد دلاری ناسا از میان جو مریخ توسط بزرگترین چتر نجات جهان تصاویری را به تصویر كشیده است.

این فیلم با جدا شدن سپر حرارتی محافظتی مریخ‌نورد آغاز و با برخاست غبار در زمان فرود كنجكاوی توسط كابل درون دهانه گیل پایان یافته است.

این تصویر یك دقیقه پیش از فرود به سطح را نشان می‌دهد و كاوشگر كنجكاوی در این تصویر هنوز پوسته پشتی خود را كه بخشی از فضاپیمای بزرگتر حامل آن در سفر طولانی 566 میلیون كیلومتری به مریخ است نگه داشته است.

از دیگر تصاویر منتشر شده توسط این سازمان می‌توان به تصاویر سیاه و سفید دانه‌دار از شنهای مریخی و كوهستان شارپ در غروب خورشید در این دهانه اشاره كرد.

كاوشگر كنجكاوی پس از سفری هشت ماه و نیمه صبح روز دوشنبه با موفقیت بر سطح سیاره سرخ فرود آمد. این كاوشگر با سرعت 21 هزار كیلومتر در ساعت با جو مریخ برخورد كرده و سپس به آرامی توسط جرثقیل آسمانی در دهانه بزرگ گیل وارد شد.

در پی این فرود، كنجكاوی اولین تصویر را از محل جدید خود به زمین ارسال كرده و همچنین در پیامی در سایت توئیتر، فرود موفق خود را مخابره كرد.

این موفقیت شادی و هیجان بسیاری در میان حاضران در آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا برپا كرد. در این میان استیو اسكویرز، دانشمند سیاره‌یی دانشگاه كرنل نیز حضور داشت كه ماموریت كاوشگر موفق قبلی در سال 2004 را رهبری كرده بود.

در این زمان اسكویرز یك نقش پشتیبان را اجرا كرده و با دیگر محققان به مشاهده فرود كاوشگر كنجكاوی نشست.

حقایق جالب در مورد مریخ

میانگین فاصله مریخ تا خورشید 227.8 میلیون كیلومتر است. با قطر 357 هزار كیلومتر،‌ سیاره سرخ اندازه ای حدود نصف زمین دارد.

آب‌وهوای مریخ بسیار سرد بوده و در حدود 65 - درجه سانتیگراد است. گرانش در این سیاره بسیار كم و در حدود 40 درصد زمین است. جو این سیاره نیز بسیار رقیق بوده و فشار آن یك درصد زمین است و به دلیل وجود 95 درصد دی‌اكسید كربن در آن، برای انسان مضر است.

مریخ از بزرگترین كوهستان منظومه شمسی موسوم به كوهستان المپ كه یك آتشفشان خاموش است برخوردار است. رنگ قرمز این سیاره به دلیل وجود اكسید آهن است كه سطح آنرا پوشانده است. میزان یخ زیادی در قطب‌های مریخ وجود دارد كه در صورت ذوب شدن آنها،‌ آب با عمق 11 متر تمام سطح سیاره را خواهد پوشاند.

از اهداف مهم مریخ‌نورد كنجكاوی در سیاره سرخ، بررسی امكان وجود حیات میكروبی در گذشته یا حال آن است.

محل فرود در نزدیكی استوای مریخ به این دلیل انتخاب شد كه نشانه‌هایی از آب در مناطق مختلف آن شناسایی شده كه یكی از ملزومات حیات محسوب می‌شود.

هدف كنجكاوی بررسی عناصر اولیه لازم برای حیات از جمله كربن، نیتروژن، فسفر، سولفور و اكسیژن بوده و به دنبال ریزموجودات فسیلی یا زنده در مریخ نخواهد بود.

كوهستان شارپ با ارتفاع پنج كیلومتر در مركز دهانه گیل، مقصد نهایی كنجكاوی خواهد بود. اطلاعات ماهواره‌یی نشان داده كه رسوبات موجود در دامنه این كوهستان احتمالا نمایشگر وجود آب هستند.

getty05-36.jpg



طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
اثرات شگفت انگیز نور صبحگاهی
یک تیم عصب شناسی دریافتند در معرض نور صبحگاهی قرار گرفتن باعث اثرات باورنکردنی در سلامت انسان می شود.
 

 به گزاش خبرگزاری فارس، عصب شناسان آمریکایی در دانشگاه «نورث وسترن» پس از انجام نخستین مطالعات در مورد اثرات و ارتباط نور صبحگاهی در وزن انسان، گزارش دادند: شگفت‌آور است اما قرار گرفتن در معرض نور صبحگاهی در کم کردن وزن تأثیر دارد.

آنها یک گروه از مردان و زنان به طور متوسط 30 سال که مجهز به یک دستبند روی مچ دست بودند را مورد مطالعه قرار دادند؛ دستبندها دارای یک سنسور روشنایی است که در خواب و بیداری به دست فرد می‌ماند و اطلاعات در معرض نور قرار گرفتن را ذخیره می‌کند؛ در این تحقیقات فعالیت بدنی و مصرف کالری نیز بررسی می‌شود.

 

در مطالعات و آزمایشات معلوم شد کسانی که بیشتر در معرض نور صبح (بین ساعت 8 تا 12) قرار گرفته‌اند، وزن سالم‌تری دارند زیرا نور صبح موجب هماهنگ سازی بهتر بدن و موجب سوخت و ساز بدن می‌شود؛ از سوی دیگر دریافت نکردن نور به اندازه کافی در زمان مناسب، اثرات منفی بیولوژیکی دارد و موجب اضافه وزن می‌شود. محققان گفتند این کاری است که هرکس می‌تواند روزانه به آن عمل کند.




طبقه بندی: اخبار و مطالب علمی،
[ سه شنبه 24 تیر 1393 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

شرخ احوال حیدری وجودی ، نجم العرفا.

  

دمــی با نجــم العــرفـــا حیــدری وجـــودی از پیـــش قـــافله داران عرفـــان، با خـــرگاۀ ســـبز عشـــق و کوچـــه بـــاغ غـــزل هـــایش (قسمت اول)حیدری شاعر شوریده حال، عارفی وارسته به مثابۀ درخت تنومند، خیلی خجسته و شکوهمند در باغستان فرهنگی افغانستان کنونی می درخشد. حیدری زنده گی را با جاذبۀ سرشار از عشق جانسوز و جرقۀ مالامال از ذوق سیال آغازید، جرقه ییکه سر تا پای او را فراتر از هستی اش فرا گرفت. مهرالدین مشیدبه مثابۀ موج توفنده و شتابان روح ناشکیبای او را ملتهب تر وعصیان نی تر نمود و گویی جرقه یی بود که یک آن بر درون دردمند او روشنی افگند و دگرگونی شگرفی در دنیای درون وبیرون او بوجود آورد. چنان دگرگونی ییکه برای همیش قرار او را ربود و باقی زنده گی اش در تب و تاب این ناقراری های پیهم و رو به فزونی رنگ دیگری گرفت.

این عشق عالم سوز و زود هنگام به سرعت، بر روان او سایه افگند و سر تا پای او را درنوردید.
او در جاذبۀ عشق خستگی ناپذیر و مهار ناشونده یی افتاد و شعله ها در درون او به زبانه کشیدن آغازیدند؛ هرچند هر آن بی تابترش میکرد و اما او تاب و توان دیگری می طلبید و در طلب های پیهم استقامت را از دست نداد و با آنکه بار زنده گی هر روز کمرش را خمتر مینمود؛ اما این خمیده گی ها گویی در زیر درخت شکوهمند عشق با قد کشی ها و قامت آرایی های تازه به تازه سروسهی میشدند و او را قامت کشان در پیچ وخم روزگار به پیش میکشاند.

حیدری وجودی در سال 1318 خورشیدی در قریۀ کوئت ولسوالی رخه پنجشیر چشم به جهان گشود و در سال 1326 شامل مکتب گردید. او می گوید که هنوزنیسیم جوانی بر رخسارش نوزیده بود که روز در خواب پیر مرد جامه سفید و نورانی ییرا در باغ زیبایی به تماشا گرفت و اما او بدون آنکه با وی سخنی بگوید، به سوی دیوار باغ رفت و از فراز دیوار باغ به آنسو پرید. او در خواب چنان غرق نگاه های آن مرد شد و در جذبۀ تماشای آن حیرت زده گردید که با برخاستن از خواب ناگهان این بیت به زبانش جاری گردید:

چه بودی رو نمودی    دل ربودی بیدلم کردی

در تار و پود و روح و روان او چنان عشق خانه کرد و به وادی جنونش کشاند که دیگر قرارش را برای همیش ربود. او دریافته است که عشق انگیزۀ واقعی انسان در بستر تحولات گوناگون بوده و به گونۀ پایان ناپذیر یار و یاور انسان است. او گویی فهمید که معنای زنده گی در عشق شکل می یابد و گزیده ترین تصویر ها درهستی فشرده ترین بیان عشق حقیقی اند که به به گونۀ قطره از بحری در کوزۀ مراد جلوه گر می شوند. آری او در جوانی باعشق میثاق بست و تا کنون از آن مراقبت می نماید. عشق کارش را شوریده حالی های شاعرانه کشاند تا آنکه بعد از فراغت از صنف ششم در سال 1332 روانۀ عسکری شد و بعد از شش سال عسکری در سال 1343 بحیث محرر انجمن نویسنده گان در کتابخانۀ عامه کابل مفرر شد و از آن به بعد متصدی شعبۀ مجلات و جراید کتابخانۀ عامه گردید و تا کنون بار کلکسیون های مجلات و جراید شعبۀ یادشده را پیرانه سر به دوش میکشد؛ البته بدین امید که نهال مطالعه و خوانش در کشور بارور گردد، شعر، ادب و هنر هرچه بیشتر بالنده تر و نهادینه تر شود تا نسل های آینده از جهل، بزرگترین دشمن انسانیت رهایی یابند.
آری عشق چه واژۀ رویایی، خیال انگیز و پرجلال است که شکوۀ آن بر سراپردۀ هستی سایه افگنده و این خرگاۀ خاکستری را با کاروان حلۀ سروده های زیبا و بی باک شاعرانه و نوا های دلکش و عصیانی هنرمندانه آذین بسته است. درفضای سبز و مهربار این عشق است که حریر زمردین اشراق در تار و پود شوق دامن می گسترد و با هموار شدن خیمۀ وجد در بستر عطوفت و برپایی شور در طلسم حیرت سر نخ معنا در طور معرفت هویدا شده است. در سکوت جبروتی و فضای استثنایی و شفاف آن (قبض) نور شوق قامت کشان به دامن "بسط" پناه برده و با غوغا افگنی در جهان معنا شور عاشقانه را به ارمغان آورده است. این شور مستانه خواهی نخواهی یا آگاهانه و نا آگاهانه در پس پرده های هردلی می تپد، هرکس از آن تصویر خاصی دارد و آنرا در موجی از وسوسه های بیقرار به جان ودل می پرورد. رزمندۀ راۀ آزادی آنرا در پیشاپیش حماسه های خود به یاری می طلبد و در هر چکا چک شمشیر هایش شور فنا ناپذیر آنرا به تماشا گرفته و درس بزرگ ایثار را از آن به ارمغان میگیرد. صوفی یی آنرا در سقوط دانه های تسبیح، عارفی آنرا در زرۀ زرۀ هستی از زمین تا آسمان و حتی لوح وقلم در مقوله های "همه اواست " و "همه از اواست، شاعری در خط و خال جلوه های حسن دل انگیز از مرز مجاز تا رسیدن به حقیقت، دهقانی در شرنگ شرنگ بیل و شاخ زدن های گاو مست و یوغ و اسپارش احساس می کند. بالاخره می توان گفت که همه کسن عشق را در نوای دل انگیز آواز خوانی، در اهتزاز تار های هارمونیه، تنبور، رباب، چنگ، نای و... که هرکدام به گونه یی در دل ها چنگ میزنند و برای تسخیر دل ها ید توانایی دارند، در هر جلوۀ هستی مانند شرشر آبشاران؛ درچک چک برگ درختان، در نسیم تند خزانی و وزش ملایم بهاری، در نوای دل انگیز پرنده گان و حتی در فریاد های نابهنگام حیوانات اهلی و وحشی، در طنین بهم خوردن سنگ ها، امواج تند و خروشان دریا ها، توفان وحشتناک امواج بحر ها و سیلاب ویرانگرو خانه برانداز بارانهای موسمی می توان به جان و دل آنرا احساس کرد و این احساس با جذبۀ پایان ناپذیر و شگفت آوری به قلب ها انتقال یافته و بعد از سیطره یافتن بر آنها مانند خرگاۀ سبز و پرشگوفه سرا پردۀ ذهن ها را تسخیر مینماید. گرچه این کلمۀ به ظاهر ساده از سه حرف، ع، ش و ق تشکیل شده؛ ولی چنان از ابهت و عظمت استثنایی برخوردار است که برای شکار دل ها و چپاول قلب ها نیروی فوق العاده یی دارد که گوی جهان را چون سکه یی در کف دارد و برهستی فخر می فروشد. "ع " آن برای هستی عز و جلال و عربده و ستیزه جویی، "ش" آن چه با شکوه تر از هر شکوهی و نورانی تر از هر نوری بر کاینات فیض می بخشد و "ق" آن چون قندیل زیبا و دلربایی بر سراپردۀ دل ها چتر شور آفرینی از وجد را افگنده است که گویی تخت فرمانروایی خویش را بر قلمرو دل ها از آدم تا ختم و از خاتم تا مهدی موعود گسترده تر از هر گسترده گی یی گسترده است.

در این آستان نورین است که عشق خدا و عشق انسان رنگ یگانه یی به خود گرفته و در چشمه سار زلال آن چنان سیراب شوق میگردد و "یاهو" زنان می شتابد که گویی بادۀ شوق در شربی دمادم خمار بیتابی های اورا می رباید و در دنیایی از خویشتن مداری ها با بیگانگی ها وداع میگوید. چنان از خود تهی میگردد و در خویشتن می آمیزد که پرتب تاب تر از باده کشان بدنبال آبی می دود که تشنگی های دیر هنگام او را مداوانماد. این درحالی است که بشر امروز هنوز هم تشنه تر از دیروز است و به مثابۀ موجودی عالی عطشناکتر از گذشته در پی سیراب شدن است. انسان آبی را جستجو میکند که هنوز به یافتنش موفق نشده و حقا که این آب را می توان در ساغر عشق و مینای معرفت دریافت. عشقی که از ملکوت پیام دارد و با جاذبۀ شور انگیزی عقل را شفافیت بخشیده و بدین وسیله انسان را برای رهایی می خواند.
ای برادر تو همه اندیشه یی مابقی گوشت است
در این آستان هویت ها رنگ می بازند و ملت ها و مذهب ها چهره عوض میکنند و از خویش سیمای دیگری نمودار میسازند، تاریخ، فرهنگ و ارتباطات به گونۀ دیگری شکل میگیرند، در دایرۀ بزرگی از صفا و صمیمیت گسترده شده و در موجی از پویایی ها و بالنده گی ها قد بر می افزایند. آستان عشق است که وسوسۀ قدرت ودغدغۀ ثروت را در آدمی تلطیف می کند، جویی از سخا و جود را در بستر هم آویزی ها و دیگر خواهی ها جاری می سازد، در یای خروشان مردی ها و رادمردی ها را در رکاب امواج سبک سیر و مغرور جوانمردی ها به حرکت می آورد و کاروان تنهایی ها را در جرس همدلی ها رانده و تا رسیدن به خیل قافله سالاران نور به پیش می تازد. در این آستان آنهایی میل سازش دارند که از خویش بیزار اند و در خویش هم آویز هستند، رها زخود گرایی ها هوای خویشتن دارند، خویشتن خواهی و بازگشت به خویشتنی ها را کمال آگاهی ها و سرآمد آزاده گی ها دانند، منی ها تویی ها در رود بیکران و شفاف خویشتنی ها آراسته و پیراسته شده و در آب زلال آن به گونۀ "ما" چهره مینمایاند. از همین رو است که: ملت عاشق زملت ها جداست عاشقان را ملت و مذهب خدا ست

عشق سلطنت ناکرانمندی است که سکوی نامریی آن از عرش تا فرش گسترده واز ثری تا به ثریا دامن کشانده است. تنها عاشقان راستین فرمانروای این سلطنت بی تاج و تخت هستند، آنانیکه با همه ناداری های ظاهری مانند قدرت و ثروت بر قلمرو بزرگی فرمانروایی داشته و پایه های قلمرو شان بر عمق دل های مردم جا گرفته و بر تمامی فرمانروایانی سلطنت دارند که بندۀ حرص و آز خویش هستند بر مصداق این شعر سنایی بزرگ که در گفت وگو با سلطان محمود گفت: دو بندۀ من که حرص و آز اند بر تو همه عمر سرفراز اند
هرگاه چنین عشق بزرگی که آزاد از آزادگی ها بوده و از هرگونه قید و بندی رها است و با همه خوی گریزنده گی از خود و ببگانه با خویشاوندی ها سر سازگاری دارد و با خویشتنی ها و خود آگاهی ها هم آوایی دارد، برای انسان رخ بنمایاند و در دل های وارسته و شوریده یی راه یابد و خانه نماید و چه شگفت آور که برای تسخیری دلی موفق شود که هوای دیگری دارد و به اضافۀ دوشت داشتن هوای خویشتن پروری های صاف و ساده را نیز در خود می پرورد. بویژه هوای خویشتنی یی در آن بارور گردد که گنجایی نامحدود برای "من" و "تو" دارد و ظرفیت عظیمی برای بهم آمیختن من وتو داشته و هر دو را به گونۀ ظرف گداخته یی در "ما" مستغرق میسازد. این "خویشتن" تنها به من و تو نگاه نمی کند و به چهار دیوار های مفرد و جمع نمی گنجد، از این هم برتر من و تو ما همه مخاطبان راستین و پیام آوران صادق او شوند و من و تو را در بستر هم آویزی های سود مند به سوی ما هدایت مینماید.
شاید شماری ها که در بستر های مخملین در غرب خوابیده اند، بگویند که بحث بر سر واژۀ "عشق" آنهم در قرن بیست ویک چه معنایی میتواند داشته باشد که مرز های جهان "شیشه یی" شده و جهان تجربۀ جهانی شدن را در عرصه های گوناگون اقتصادی، فرهنگی، ارتباطاتی و حتی سیاسی و نظامی در حال سپری کردن است و " گفت و گوی تمدنها و فرهنگها" بار و برگ دیگری به خود گرفته و دموکراسی هم در زیر آتش مبارزه با تروریزم در حال سروسامان یافتن بیشتر است و دیدگاه های چنین دموکراتیزه کردن معنای اشغال کشور ها را دگرگون نموده و میشود گفت که این منطق اشغال جهان را بیشتر از هر زمانی نرم و ابریشمین کرده است و بهتر است تا گفته شود "اشغال مخملین جهان با منطق مبارزه با تروریزم" که این نبرد نیز فراتر از مرز ها سیر نموده و هیچ مرزی را نمی شناسد و شاید هم این جنگ بار جهانی شدن را از نگاۀ نظامی بدوش داشته باشد. از سویی هم در غرب ارزش های معنوی در حال پژمرده شدن و پرپر شدن بوده و مایه های معنوی در حال خشک شدن هستند وعشق هم در چنین بستری جان میگیرد و در آن پرورده می شود؛ اما آنانیکه در کشور های فقیر افریقایی، آسیایی و امریکای لاتین حیات بسر می برند و با ده ها دشواری های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی واجتماعی دست و پا نرم مینمایند و بویژه آن ملت هایی که در زیر آتش "نبرد بیرحم مبارزه با تروریزم حیات خویش را سپری میکنند واز این هم مشخص تر آنانیکه اکنون در کوهپایه های هندوکش و بابا درشرق، جنوب، جنوب شرق و شمال افغانستان در قندهار، هلمند، ارزگان، کنر، نورستان، لغمان، کاپیسا، کندوز، بغلان و تخار و جا های دیگر این کشور بسر میبرند و یا آنانیکه در آنسوی دیورند در دامنه های سلسله جبال سلیمان در بستر کوه های "سفید کوه" و "سیاه کوه"در وزیرستان جنوبی و شمالی حیات بسربرده و هر روز شاهد ده ها حادثۀ آتش باری و بم افگنی بوده و مشاهده میکنند که طیاره های بدون پیلوت در روز روشن به شکار انسان ها برآمده و گویی کشتن انسان در منطق دموکراسی غرب به بهانۀ رهایی از تروریزم مباح پنداشته شده است.
در این شکی نیست که نزد اینها حرف های پر زرق وبرق جهانی شدن و غیره جز فریبی برای استحمار هر چه بیشتر آنها معنای دیگری ندارد و این مقوله ها را پیشقراول اشغال نظامی غرب تلقی میدارند و بس. و اما این مردم در مورد عشق هم مانند سایر مقوله هایی که در غرب و شرق تفسیر های متفاوت دارند، معنای دیگری داشته و عشق را بالی برای پرواز به سوی آزادی و رهایی تلقی کرده و جلوۀ عشق را عاشقانه ترین جلوه برای آزادی خواهان می پندارند. عشق را جلوۀ ایثار گرانه یی تعبیر مینمایند که بزرگترین درس آموزنده را درس خود باختگی ها و رهایی از خود و بازگشت به خویشتن تلقی مینمایند. نزد اینها عشق اسطورۀ رهایی تعبیر شده و حماسه های خویش را در بال عنقای آن می جویند و ایثار را جوهرۀ آن تلقی میدارند. چنین تلقی از عشق برای مردان رزم هم آنقدر نامانوس نیست؛ زیرا آنانی که میررزمند، به چنین جذبه نیاز دارند که نیاز شان با خواست شان هم چندان بیگانه نیست. در کنار اینها در شرق مردانی هستند که عشق نزد شان معنای برتر از این داشته و عشق را نه تنها نردبان زمینیان برای رسیدن به مقام آسمانیان میدانند و تا باشد که پله به پله بالا روند و به رسنی دست یابند که فاصلۀ انسان با خدا را نزدیکتر گردانیده و عالم ناسوت را به عالم لاهوت پیوند میدهد و بالاخره به فضای برسند که یارای شنیدن پر چبریل را یابند. چنانکه پیامبر در معراج چنین توفیقی را بدست آورد و او توانست تا با بهم خوردن زمان و مکان در زمان دیگری که از نگاۀ علمی بعد چهارمش خوانند، به شنیدن طنین پر جبریل توفیق یافت. او از آنرو به این توانایی دست یافت که ظرفیت های خفتۀ انسانی اش در مقام نبوت به بار و برگ نشسته و او از هر انسانی حساستر و بیدارتر شده بود. بگذریم از اینکه عشق نزد این مردان معنای دیگر و جلوۀ دیگری دارد و اینها از آن شناوران دریای بیباک عشق اند که با دست افگندن های پیهم از فاصله میان زمینیان و آسمانیان می کاهند. این ها که از جملۀ پیامبران الهی بوده و وظیفۀ بزرگ رسالت را بدوش کشیده و هدف شان جز رهایی و رستگاری انسان در دو جهان چیز دیگری نیست. در عشق تصویر آزاده گی های انسان را در در جامعۀ توحیدی به تماشا گرفته و به عدالت آنرا آذین می بندند؛ زیرا دریافته بودندکه هرگاه فقر از در در آید، دین از دریچه فرار میکند و فقر دین زدا و عدالت دین گستر است. به نظر اینها عشق هرگز مرزی نمی شناسد و هیچ قید وبندی را نپذیرفته و فراتر از مرز های جغرافیایی و نژادی، زبانی و قومی جلوه گری داشته و هر شخصی که موفق به دیدن آن شود. به قول حافظ " سگان کوی او را من چو جانی خویشتن دانم " در جهانی از خود رهیدن ها به مقام خود یابی دست می یابد؛ مقامی که در آن آدمیت و تقوا برتر از هر چیزی به ثمر نشسته است. با به ثمر رسیدن بار و برگ آدمیت و تقوا در انسان است که همه چیز در قلمرو ذهن و دنیای درون وحتی بیرون او رنگ دیگری یافته و معنای خاصی می یابند. جهان آگاهی وارد انقلاب شگفت آوری شده و بینش او را پیرامون جهان و هستی دگرگون مینماید. نگرش او پیرامون آگاهی های مختلف علمی، فلسفی، هنری و ادبی رنگ دیگری می گیرند و جمیع باور های او نیز متحول می شوند. در این صورت یافته های ذهنی چنین انسانی دیگر محدود به زمان ومکان نبوده و حتی در زمان ومکان نمی گنجد و چنین دستاورد فکری به مثابۀ دریای شناور از عصری به عصری می گذرد و عطش فکری نسل هاییرا سیراب میسازد. این تفکر در تعریف نگنجد و از محدودۀ یخن تعریف یک سر بلندتر مینمایاند. چه رسد به اینکه دامن اندیشه از اشراق پا فراتر نهاده و به بام وحی منزل گزیند. آشکار است که چنین کلامی الهی بوده و معنای آن سر به اوج ها دارد که نمی توان در تعریف مشخصی زندانی اش کرد و تن آنرا با لباس ویژه یی آذین بست. این کلام در دایره های تنگ تعریف های مخلوق و قدیم نگنجیده و از صامت بودن هم گریزان است؛ زیرا این کلام نتیجۀ پیوند دو نامتناهی است در یک لحظۀ خاص که پیامبر نیز در چنین فضایی در مقام الهی قرار گرفته و به گونه یی در قانونمندی خاصی جای میگیرد که نا متناهی است و هر شخصی را قرار گرفتن در آن دایره جز پیامبر، در آن لحظه که زمان در آن به صفر تقرب مینماید، ناممکن است. چنین کلامی از چنان بار معنایی عاشقانه و پر بار برخوردار است که در نقطۀ صفری زمان، مکان های مختلف را در زمانهای گوناگون بهم می بافد و پیامش انسان شمول، جهان شمول و ابدی می گردد. به گونه ییکه گذشته ها در خود حفظ کرده، حال و اینده را نیز در خود نگاه داشته است که گذشته و حالش به اندازۀ آگاهی های هر شخصی معلوم و آینده اش به مثابۀ در مکنون نیاز به حکاکی های بیشتر علمی، فلسفی، تاریخی، ادبی، هنری و اجتماعی دارد. از این رو است که تصویر های قرآنی سر به اوج ها داشته و از حوصلۀ پردازش شاعر و عارف خیلی بالا و برتر است.




طبقه بندی: تذکرةالعرفا،
[ یکشنبه 22 تیر 1393 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

کشف رمز شبکه های بی سیم با استفاده از لامپ های LED

گروهی از محققان انگلیسی دریافتند که با استفاده از لامپ های ال ای دی متصل به شبکه وای فای می توان گذر واژه شبکه های بی سیم را کشف کرد.

 

به گزارش پایگاه خبری ساینس، این محققان متوجه شدند که در صورت استفاده از نوعی لامپ های ال ای دی موسوم به LIFX خطر دسترسی هکر ها به گذر واژه شبکه های وای فای از فاصله 30 متری وجود دارد.

لامپ های LIFX نوعی لامپ ال ای دی هستند که قابلیت اتصال به شبکه را دارند و امکان کنترل آن ها از طریق یک پروتکل، یک نرم افزار موبایل و گوشی تلفن همراه وجود دارد. بدین ترتیب هر بار که یکی از لامپ ها از کار بیفتد، لامپ دیگری به صورت خودکار جایگزین آن می شود. علاوه بر این کاربر می تواند رنگ یا شدت نور این نوع لامپ ها را بر اساس یک جدول زمان بندی از پیش تعیین شده، کنترل کند.

در شبکه حاوی لامپ های LIFX سه نوع ارتباط اصلی یعنی ارتباط گوشی موبایل با لامپ، لامپ با شبکه وای فای و ارتباطات بین لامپ ها برقرار می شود.

محققان با بررسی نحوه تعامل این لامپ ها با شبکه دریافتند که این نوع لامپ برای برقراری ارتباط با شبکه از روش رمزنگاری AES (ساختار رمزنگاری متقارن) بهره می برد. در شیوه رمز نگاری متقارن، هر بار که ارتباطی بین دستگاه های موجود در شبکه برقرار می شود، دو طرف ارتباط از یک کلید (یا کد) محرمانه مشترک برای رمزگذاری و کشف رمز پیغام های ارسال شده بهره می برند.

در این روش هر دو طرف ارتباط باید به کلید رمزنگاری دسترسی داشته باشند. به عبارت دیگر باید تمام لامپ ها با استفاده از یک کلید واحد رمز نگاری شده باشند‎؛ بنابر این اگر کلید رمزنگاری یکی از لامپ ها کشف شود، امکان دسترسی به پیغام های ارسالی تمام لامپ ها وجود دارد.




طبقه بندی: اخبار و مطالب علمی،
[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
 
دانشمدان موفق به کشف کلید خاموش و روشن مغز انسان شدند !
 
محققان دانشگاه جورج واشنگتن موفق به کشف یک کلید خاموش/روشن در مغز شده‌اند که می‌تواند انسانها را بیهوش یا هوشیار کند.محققان با مطالعه یک بیمار مبتلا به صرع دریافتند پالس‌های الکتریکی یک بخش خاص در موارد مکرر باعث به خواب رفتن وی می‌شود.

 توقف تحریک مغزی این بیمار باعث بیرون آمدن وی از وضعیت نباتی شد و هیچ خاطره‌ای برای بیمار از این وضعیت باقی نمانده بود.هوشیاری حالتی است که در آن فرد از اطراف خود آگاه و نبود آن اغلب با خواب همراه است.اگرچه هنوز چگونگی عملکرد هوشیاری تا حدی اسرارآمیز باقی مانده و در حقیقت، دلیل اصلی چرایی و چگونگی بخواب رفتن انسان هنوز بحث‌برانگیز است.

کشف این کلید خاموش/روشن می‌تواند در حوزه‌های خاصی از پزشکی بسیار سودمند باشد.محققان در یک کارآزمایی بالینی تحریکات عمیق مغزی با فرکانس پایین را برای کمک به کاهش حملات صرع در بیماران اعمال کردند.آنها دریافتند تحریک فرکانس پایین تا 29 درصد بدون لطمه زدن به حافظه به کاهش حملات صرع کمک می‌کند.اما زمانی که از پالسهای الکتریکی فرکانس بالا استفاده شد، آنها توانستند تاثیر جالب خاموش/روشن را کشف کنند.

محققان با تحریک کلاستروم یک بیمار 54 ساله که بخشی از نورونها در پایین مرکز مغز است، وی را بیهوش کردند. این بدان معنا بود که بیمار به فرمانها واکنش نشان نداده، مستقیم به فضا خیره شده و تنفس وی آرام خواهد شد.هنگامی که تحریک این بخش متوقف شد، بیمار به هوش آمده ولی کاملا از اتفاقی که پیش از آن رخ داده بود، بی‌خبر بود.طی دو روز هر بار که کلاستروم تحریک می‌شد، همین رویدادها اتفاق می‌افتاد و بررسی‌های جانبی نشان داد که این تاثیر از عوارض جانبی صرع نبود.

یکی از احتمالات هیجان‌انگیز این کشف می‌تواند آن باشد که در افراد به کما رفته، این منطقه می‌تواند برای کمک به بازیابی هوشیاری تحریک شود.

گام بعدی دانشمندان، اعمال این تاثیر در بیماران دیگر برای مشاهده نقش کلاستروم در هوشیاری است.

منبع  : gizmodo




طبقه بندی: اخبار و مطالب علمی،
[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 09:24 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

رد وجود دو سیاره بیگانه شبه‌زمین

 

مطالعه صورت گرفته توسط اخترشناسان آمریکایی نشان می‌دهد، سیاره‌های بیگانه Gliese g و Gliese d اساسا وجود خارجی نداشته و محققان لکه‌های خورشیدی ستاره میزبان را به اشتباه سیاره بیگانه شناسایی کرده‌ بودند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مطالعات قبلی عنوان می‌کرد که این 2 سیاره بیگانه در فاصله 22 سال نوری از زمین واقع شده و در منطقه گلدیلاکس (Goldilocks zone) ستاره میزبان قرار دارند که شانس وجود آب و میزبانی از حیات احتمالی را افزایش می‌دهد.

امکان رصد این سیاره‌های شبه‌زمین با چشم غیر مسلح یا تلسکوپ وجود نداشته و اخترشناسان با استفاده از روشی موسوم به سرعت شعاعی داپلر (Doppler radial velocity) آنها را در مدار ستاره کوتوله سرخ Gliese581 شناسایی کردند.

در این روش، نور ستاره از تلسکوپ گرفته و طول موج‌های آن تجزیه و تحلیل می‌شود؛ تحرکات گرانشی سیاره در حال چرخش در مدار ستاره میزبان، جرم سیاره را مشخص می‌کند.

اما مطالعه صورت گرفته توسط محققان دانشگاه پنسیلوانیا نشان می‌دهد، سیارات بیگانه Gliese g و Gliese d وجود نداشته و سیگنال‌های به ظاهر سیاره‌ای در اصل توسط فعالیت ستاره‌ای بوجود آمده‌اند؛ به عبارت دیگر، میدان‌های مغناطیسی یا لکه‌های خورشیدی باعث ایجاد تداخل در سیگنال‌ها و اشتباه اخترشناسان شده‌اند.

بر این اساس، فعالیت مغناطیسی ستاره‌ای شدید مانند لکه‌های خورشیدی در ستاره منظومه شمسی باعث ایجاد سیگنال های کاذب برای دو سیاره بیگانه d‌ و g شده‌اند.

در ادامه تحقیقات، اخترشناسان قصد دارند وجود سیاره Gliese f در مدار کوتوله سرخ Gliese581 را مورد بررسی قرار دهند.

نتایج این مطالعه در مجله Science منتشر شده است.




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ شنبه 14 تیر 1393 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

 

هالبروس، نام منطقه ای مملو از گل های آبی رنگ در کشور بلژیک و در منطقه هاله بوده که از آن به عنوان جنگل آبی رنگ نام می برند.

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

طبیعت شگفت انگیز با گل های آبی (عکس)

 




طبقه بندی: طبیعت،
[ سه شنبه 10 تیر 1393 ] [ 08:43 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

چه داروهایی با چه مواد غذایی تداخل دارند

در این بخش یکسری از داروهایی را که با برخی از مواد غذایی تداخل دارند را معرفی می کنیم تا در رژیم غذایی روزانه تان بیشتر به این نکات مهم توجه کنید. داروهای بدون نسخه ای که با بعضی از غذاها تداخلاتی دارند. مصرف آسپرین باعث کمبود ویتامین سی می شود بنابراین بهتر است این دارو همراه با آب میوه مصرف گردد. مصرف بعضی داروهای مدر سبب دفع آب از بدن شده که همراه با دفع آب پتاسیم نیز دفع میشود. برای جلوگیری از کاهش پتاسیم بهتر است از مواد غذایی مثل گوجه، پرتقال، آلو خشک، سیب زمینی و کشمش استفاده نمود به جز(اسپرینولاکتون و تریامترن-اچ که داروهای مدر با حفظ پتاسیم خون می باشند)

آنتی اسیدها باعث کاهش جذب فسفر موجود در غذا شده و باعث کاهش غلظت فسفر یا هیپوفسفاتمی می شود که شامل علائمی مثل ضعف و خستگی بی اشتهایی و کمردرد می باشد.

بنابراین بیمارانی که آنتی اسید مصرف می نمایند باید مقادیر زیادی از ترکیبات حاوی فسفر مصرف نمایند (گوشت قرمز حاوی فسفر زیادی است).




طبقه بندی: مطالب بهداشت و تغدیه،
[ شنبه 7 تیر 1393 ] [ 09:24 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]

تصویر خارق‌العاده از رنگ‌افشانی درخشان‌ترین ستاره آسمان

 

یک ستاره‌شناس آماتور پاکستانی با نگه داشتن یک دوربین عکاسی در مقابل تلسکوپ موفق به شکار تصویر زیبایی از ستاره شعرای یمانی شده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این تصویر جالب به نمایش تاثیرات جو زمین در زمان شکسته شدن نور این ستاره پرداخته که باعث تغییر رنگ آن شده است.

شعرای یمانی درخشان‌ترین ستاره در آسمان زمین به شمار می‌رود. این ستاره در صورت‌فلکی کلب اکبر یا سگ بزرگ قرار گرفته و رنگ سفید خالص دارد.

روشان بخاری از پاکستان می‌گوید این تصویر را برای ثبت چگونگی تغییر رنگهای ستارگان گرفته است.

وی از یک تلسکوپ 70 میلیمتری برای ثبت این تصویر استفاده کرده بود و تصویر ستاره در حالیکه دوربین در یک دست این ستاره‌شناس و چشمی تلسکوپ را در دست دیگرش قرار داشت، برای دو ثانیه بطور متوالی ثبت شد.

شعرای یمانی 26 برار درخشانتر از خورشید است. فاصله این ستاره تا زمین 5.8 سال نوری است که در یک منظومه دوتایی قرار گرفته است. همتای این ستاره موسوم به شباهنگ B یک کوتوله سفید است.

انتهای پیام

ستاره شعرای یمانی




طبقه بندی: اخبار و مطالب کیهانی،
[ چهارشنبه 4 تیر 1393 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ رحاپ Rahap ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تعداد کل صفحات : 151 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وب سایت

ادبی - فرهنگی-عرفانی و اجتماعی و علمی و فلسفی و مذهبی و هنری و مسائل متفرقه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

SCRIPT LANGUAGE="Javascript"> online

مجله نایت پلاس

center>اسما خداوند متعال